شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » جغرافیای شیعه »

تشیع در تونس

اشاره:
تونس از کشورهای شمال غربی قارع آفریقا است. جمهوری تونس،  با مساحت ۱۶۳،۶۱۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱۱ میلیون نفر است. این کشور بر کرانه دریای مدیترانه قرار دارد و از غرب با الجزایر و از شرق و جنوب با لیبی هم مرز است. این کشور به ۲۴ استان (ولایه) تقسیم شده است. در این مقاله از وضعیت شیعیان در تونس سخن گفته شده است.

فرانسه در سال ۱۸۸۱م، تونس را مستعمره خود نمود. در بحبوحه جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۳م نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب نشینی کردند و این کشور به کنترل متفقین درآمد. تونس طی پیمان پاریس در سال ۱۹۵۶م، استقلال خود را به دست آورد.

تونس و انقلاب آن در ۲۰۱۰م، سر آغاز حرکت انقلابی و بیداری اسلامی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه شد. خودسوزی «محمد بوعزیزی» جوان تحصلی کرده تونسی در انظار عمومی مردم، در دسامبر ۲۰۱۰، جرقه شعله ور ساختن آتش اعتراض چندین ساله مردم مظلوم بر ضد دیکتاتوری ۲۳ ساله «زین العابدین بن علی» بود و آغازگر راهی شد که دومینوی قیام مردمی در مصر، لیبی و بحرین را به دنبال داشت.

پیشینه تشیع در تونس

حضور تشیع در کشور تونس به همان قرن اول ظهور اسلام برمی گردد؛ حتی قبل از زمانی که دولت ادارسه (ادریسی ها) در قرن دوم هجری در مراکش و حکومت فاطمیون در مصر و تونس ایجاد شد.

ساکنان اصلی تونس «بربرها» بودند که از موالیان اهل بیت(علیهم‌السلام) به شمار می رفتند. شدت این ولاء به حدی بود که پس از واقعه جانسوز کربلا، یکی از قیام های خونخواهی، به وسیله آنان و در تونس فعلی رخ داد. بنی امیه نیز مشابه آنچه در «قتل عام حرّه» در مدینه منوره انجام داده بود را در تونس اعمال کرد.

حکومت شیعیان فاطمی

نخستین خلیفه فاطمی «عبیدالله المهدی» که خود را از نسل «محمد بن اسماعیل بن جعفرالصادق(علیه‌السلام)» و از ذریه حضرت فاطمه(سلام‌الله علیها) معرفی کرد، در سال ۱۰۳ق با تصرف «اسکندریه» نیت خود را برای فتح مصر آشکار ساخت و سلسله فاطمیان را در سال ۸۰۳م در تونس تشکیل داد که دامنه آن پس از مدتی به مصر کشانده شد.

دوران سیاه استعمار و استبداد

در دوران جدید، فرانسه این کشور را به استعمار خود کشید تا سال ۱۹۵۶م که تونس دارای استقلال گردید.

اما بعد از استقلال هم، سیاست «حذف کامل دین اسلام از نظام دولتی و زندگی مردم تونس» دنبال شد. این سیاست ـ به موازات اقدامات «آتاتورک» و «پهلوی اول» در ترکیه و ایران ـ به دست «حبیب بورقیبه» در تونس اجرا گردید. در سال ۱۹۸۷م «زین العابدین بن علی» قدرت را در دست گرفت. وی که دریافته بود سیاست زور برای حذف دین، قابل پیگیری نیست کوشید تا جایی که به حکومت دیکتاتوری اش ضرر نرساند فعالیت دینی ـ اسلامی را آزاد بگذارد. به عنوان نمونه، وی به «دانشگاه زیتونه» که نماد اسلامی کشور تونس به شمار می رود توجه جدیدی نمود، رادیو قرآن راه اندازی کرد، به مراکز قرآنی (در حد حفظ و قرائت) کمک می کرد، و نیز تلاش می نمود تقید شخصی خود به ظواهر شرع (مانند رفتن به حج) را به مردم نشان دهد؛ اما در واقع او سیاست ضد دینی گذشتگانش را، گاه به صورت کاملاً نمایان، ادامه می داد. مثلاً نتیجه اقدامات لائیک این حکومت ها در تونس، این بود که برخی از مسلمانان آن کشور ـ علیرغم آنکه بسیار علاقمند به دین و قرآن هستند اما ـ نگاهشان نسبت به دین نگاهی سکولار باشد؛ مثلاً تقید به موازین شرعی مانند «حجاب» را جزو مسلمات دین نمی دانند و بی حجاب بودن برایشان طبیعی جلوه می کند!

مذاهب اسلامی

سیاست حاکمان تونس در طول تاریخ این بود که جز مذهب مالکی، مذهب دیگری رواج پیدا نکند؛ بنابراین مذهب بیشتر مردم تونس «مالکی» است. مذاهب «شیعی»، «حنفی» و «اباضی» ـ نحله ای از خوارج ـ نیز در این کشور زندگی می کنند.

انواع شیعه در تونس

در تونس به مانند تمامی کشورهای آفریقا، نیز سه نوع شیعه اهل بیت(علیهم‌السلام) وجود دارد:

۱. شیعیان کهن؛

۲. نو شیعه ها (مستبصران)؛

۳. محبان و موالی اهل بیت(علیهم‌السلام) از میان اهل سنت.

از آنجا که اکثریت مسلمانان تونس به لحاظ «عقیده»، به شدت علاقمند به اهل بیت(علیهم‌السلام) هستند ولی از لحاظ «عمل» پیرو مذهب مالکی می باشند، می توان بسیاری از مردم تونس را شیعیانی دانست که از تشیع خود بی اطلاع هستند!

اما ـ گذشته از این ریشه ها و علایق ـ گروه دوم شیعیان تونس (یعنی مستبصران و نوشیعه ها) خود به دو گروه تقسیم می شوند: «شیعیان مذهبی» و «شیعیان سیاسی». منظور از شیعیان سیاسی کسانی هستند که جریانات سیاسی آنها را به مذهب شیعه متمایل کرده است. شیعیان مذهبی نیز کسانی هستند که با مطالعه و تحقیق به مذهب شیعه گرویده اند.

تعداد زیادی از شیعیان تونسی در اروپا و آسیا زندگی می کنند. «عمادالدین الحمرونی» یکی از فعالان شیعه، در دوران دیکتاتوری بن علی «مجمع فرهنگی اهل بیت(علیهم‌السلام) تونس» را در اروپا تأسیس کرد. تعداد قابل توجهی از طلاب تونسی نیز در «حوزه علمیه قم» و «جامعه المصطفی(ص) العالمیه» در ایران تحصیل می کنند.

آمار شیعیان تونس

مانند تمامی کشورهای پلیسی و استبداد زده، هنوز پس از رهایی تونس از چنگال دیکتاتوری، آمار دقیقی درباره تنوع اقوام، مذاهب و اقلیت های این کشور وجود ندارد؛ اما درباره تعداد شیعیان این کشور (یعنی کسانی که هم به لحاظ عقیده و جهت گیری سیاسی، هم به لحاظ احکام و هم به لحاظ محبت، پیرو اهل بیت(علیهم‌السلام) بوده و رسماً شیعه دوازده امامی هستند) دو آمار مختلف زیر منتشر شده است:

۱. آمار «مجمع جهانی اهل بیت(علیهم‌السلام)» در سال ۲۰۰۸م، که مطابق این آمار از جمعیت ۱۰ میلیونی تونس در آن سال، حدود ۱۹۶.۰۰۰ نفر شیعه بودند.

۲. آمار انجمن دین و زندگی اجتماعی آمریکا «مؤسسه PEW» در سال ۲۰۰۹م که مطابق این آمار از جمعیت ۱۰.۱۰۲.۰۰۰ نفری تونس در آن سال، حدود ۱۰۲.۰۰۰ شیعه هستند.

پراکندگی جغرافیایی شیعیان تونس

شیعیان تونس بیشتر در جنوب این کشور و مناطقی مانند «قفصه»، «قابس»، «سوسه»، «مهدیه» و نیز شهر «تونس» پایتخت این کشور زندگی می کنند؛ و به تبع رویکردهای مختلفی که دارند، گاه افراط و تفریط نیز در بین آنان به چشم می خورد. اما به شکل کلی، شیعیان تونس، ذهنیتی ساده و بدون غلّ و غش در ارتباط با این مذهب دارند و برخی مسائل اختلاف برانگیز که بین نخبگان تشیع در کشورهای اصلی شیعه وجود دارد در این کشور مطرح نیست.

وجود مستبصر مشهور «دکتر سید محمد تیجانی سماوی»(نویسنده کتاب های: «ثم اهتدیت»، «لاکون مع الصادقین»، «الشیعه هم اهل السنه»،. ..) که از اهالی شهر «قفصه» یکی از شهرهای جنوبی کشور تونس است، نیز علت گرایش بسیاری از تونسی ها ـ چه در داخل این کشور و چه در اروپا ـ به مکتب اهل بیت(علیهم‌السلام) شده است.

در جولای سال ۲۰۰۷م هفته نامه «الوطن» تونس ـ که گفته می شود گرایش بعثی دارد ـ با چاپ مقاله ای با عنوان «چگونه شیعه شدند و. .. چرا؟» ضمن چاپ عکس نُه نفر از شیعیان تونس مانند «تیجانی» و «مبارک بغداش»، به مسائلی مانند تعریف شیعه، کیفیت انتشار تشیع در تونس، مشکلات شیعیان تونس و ازدواج موقت، پرداخت و تلاش نمود بین مسلمانان تونس فتنه انگیزی کند.

یکی از نگرانی های شیعیان تونسی، فرزندان آنها و به اصطلاح «نسل جدید» است. این نگرانی با وجود دو تهاجم فرهنگی که از سوی «غرب» و «وهابیت» علیه اسلام اصیل آغاز شده است، جدی تر نیز به نظر می رسد. اکنون و با سقوط حکومت استبدادی بن علی، باید دید که پیروان مذهب اهل بیت(علیهم‌السلام) در آینده تونس چه نقشی را ایفا خواهند کرد.

عاشورا در تونس

یکی از نشانه های تشیع در قاره سیاه، مراسم ماه محرم است؛ که به اشکال گوناگون در تونس و دیگر کشورهای آفریقایی وجود دارد و از ارزش خاصی برخوردار است. در تونس از زمان تسلط فاطمیان بر این کشور، مذهب تشیع و سنت های آن از جمله مراسم سوگواری ایام عاشورا جزو آیین های اجتماعی مردم قرار گرفت؛ به طوری که عاشورا تا چندی قبل جزو تعطیلات رسمی این کشور بود.

مردم تونس ـ شیعه و سنی ـ در ایام محرم از هرگونه مراسم شادی مانند جشن عروسی و ختنه کنان خودداری می کنند. آنها حتی در عزاداری هایشان در این ماه، از خوردن غذاهای رنگین اجتناب می کنند و صبح عاشورا نیز به قبرستان ها و مزار اموات سر می زنند و معتقدند که همه ارواح در روز عاشورا کنار قبر خود حضور پیدا می کنند و منتظر دیدار بستگان زنده خود هستند.

مردم تونس شب عاشورا با آتش زدن علف های خشک و شعله ور کردن آنها که به «اجیجه» شهرت دارد، گلوله هایی شلیک می کنند و بر این اعتقادند که این آتش ها و روشنایی ها موجب شادمانی اطفال کربلا می شود. این سنت، شبیه به شمع روشن کردن شیعیان ایران در شام غریبان است که نوعی هم دردی با یتیمان امام حسین(علیه‌السلام) محسوب می گردد.

منبع : معارف – مهر و آبان ۱۳۹۲ ، شماره ۹۹ –