پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله در کلام امام و رهبرى

 محمد بهرام نسب

مقدمه

خداوند متعال اطاعت و پیروى از پیامبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ و اهل بیت آن حضرت را بر همه مسلمانان واجب کرده است؛ از آنجا که اطاعت، از اعتقاد و اعتقاد، از محبت و محبت، از شناخت سر چشمه مى گیرد، شناخت معصومان ـ علیهم السلام ـ، نقش مهمى را در ایجاد اعتقاد و محبت و در پى آن، اطاعت هر چه بیشتر نسبت به این انوار مقدس ایفا مى کند. این شناخت از راه هاى گوناگونى قابل تحصیل است؛ مطالعه اندیشه ها و سخنان بزرگان دینى ـ که عمر خویش را صرف شناخت دین و پیشوایان دین کرده اند ـ درباره ابعاد شخصیتى معصومان ـ علیهم السلام ـ یکى از راه هاى تحصیل این شناخت است.

در این مقاله با توجه به نامگذارى امسال به نام مبارک «پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ»، در جهت شناخت جلوه هایى از کمالات و ابعاد شخصیتى پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ، پاى سخن بنیانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى ـ قدس سره ـ و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه اى ـ حفظه الله ـ مى نشینیم. آنچه در پى مى آید، گزیده اى در خور تأمل از اندیشه ها و سخنان این دو سلاله پاک رسول الله ـ صلى اللّه علیه وآله ـ است که در دو بخش مى آید:

الف. پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ در اندیشه و کلام امام خمینى  قدس سره .

ب. پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ در اندیشه و کلام مقام معظم رهبرى ـ حفظه الله.

بخش اول: پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله در اندیشه و کلام امام خمینى قدس سره.

در این بخش سخنان و اندیشه هاى تابناک امام خمینى ـ قدس سره ـ را درباره پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ از ابعاد گوناگون، ذکر مى کنیم:

  1. حضرت ختمى مرتبت به قدرى ریاضت کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدمهاى مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدس حق ـ جل جلاله ـ آیه نازل شد: «طه، ما انزلنا علیک القرآن لتشقى»
  2. «در حدیث است که رسول خدا، صلى الله علیه و آله، از هیچ مجلسى بیرون تشریف نمى برد مگر آن که بیست و پنج مرتبه استغفار مى کرد.»
  3. در حدیث وارد است که جبرئیل کلید خزائن ارض براى خاتم النبیین، ـ صلى الله علیه و آله ـ آورد، از جانب حق تعالى، و آن حضرت تواضع فرمود و قبول نکرد و فقر را فخر خود دانست.»
  4. «از بعضى از زن هاى رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ نقل شده است که رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله ـ با ما صحبت مى کرد و ما با او صحبت مى کردیم، چون وقت نماز حاضر مى شد. گویى او ما را نمى شناخت و ما او را نمى شناختیم، براى اشتغالى که به خدا پیدا مى کرد از هر چیز.»
  5. «رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود. کراهت داشت که اصحاب براى احترام او به پا خیزند. وقتى وارد مجلس مى شد، پایین مى نشست، روى زمین طعام میل مى کرد و روى زمین مى نشست. در سیره آن سرور است که با اهل خانه خود شرکت در کار خانه مى فرمود و به دست مبارک، گوسفندان را مى دوشید و جامه و کفش خود را مى دوخت و با خادم خود آسیا [ب] مى کرد و خمیر مى نمود… .»
  6. «وضع زندگى پیامبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ بسیار ساده بود، از مقام و منصب خود به نفع زندگى مادى استفاده نکردند، تا چیزى از خود به جاى گذارند.»
  7. «پیغمبر اکرم خدمتگزار مردم بود. با آن که مقامش آن بود ولى خدمتگزار بود، خدمت مى کرد.»
  8. «سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما، زندگى شان ساده و عادى بود بلکه پایین تر از عادى.»
  9. «پیغمبر بزرگ اسلام ـ صلى اللّه علیه وآله ـ با آن زحمات و رنج هاى طاقت فرسا در راه هدف از جهاد ستمکاران تا آخر عمر دست نکشید.»
  10. «پیغمبر بزرگ اسلام ـ صلى اللّه علیه وآله ـ با آن زحمات و رنج هاى طاقت فرسا در راه هدف ازجهاد ستمکاران تا آخر عمر دست نکشید.»
  11. «رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است، تشکیل حکومت داده است. تشکیل مراکز سیاست داده است.»
  12. «به اندازه اى که براى پیغمبر اکرم گرفتارى پیش آمد، براى هیچ کس پیش نیامد ولى ایشان تا آخر ایستادند و به تکلیفشان عمل کردند.»
  13. «اسلام آن قدر عزیز است، آن قدر بزرگ است که پیغمبر اسلام و اهل بیت آن بزرگوار، هستى خودشان را، همه چیز خودشان را در راه اسلام فدا کردند.»
  14. «پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ از همین جمعیت پایین بود، از بین همین  جمعیت برخاست و قیام کرد، اصحاب او از همین مردم پایین بودند، از این طبقه سوم بودند؛ آن طبقه بالا، مخالفین پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه و آله ـ بودند.»
  15. پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ در عین حال که یک موجود الهى بود، به او نسبت مى دهند که فرمود:

«لیغان على قلبى و انى لأستغفر الله فى کل یوم سبعین مره.»

«گاه دلم را کدورتى مى پوشاند و من به راستى هر روز هفتاد بار از خداوند در خواست آمرزش مى کنم.»

همین معاشرت کردن با اشخاصى که ناباب بودند، موجب کدورت مى شود.

  1. «پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ این طور بوده است که حتى کفار را هم وقتى که ملاحظه مى فرمود که این ها مسلم(مسلمان)نمى شوند، غصه مى خورد بر آنها که چرا اینها باید مسلم نشوند و بعد به آن شقاوت ها و به آن عذاب ها برسند.»
  2. «صورت ظاهر نبى اکرم صلى الله علیه وآله، و سایر مردم فرقى نداشتند و لهذا بعضى از اعراب غریب که به حضور مبارکش مى رسیدند و آن حضرت با جمعى نشسته بودند، مى پرسیدند: کدام یک پیغمبر هستید؟ آنچه پیامبر ـ صلى اللّه علیه وآله ـرا از غیر ممتاز مى کند، روح بزرگ، قوى و لطیف آن سرور است نه جسم مبارک و بدن شریفش.»
  3. «در یک روایتى است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و این که [گفت:] مشکل شد کار بر ما.»
  4. «روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر «من الأزل الى الأبد» روزى شریف تر از آن نیست، براى این که حادثه اى بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است، بعثت انبیاى بزرگ، انبیاى اولوالعزم و بسیارى از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه اى بزرگتر از بعثت رسول اکرم (واقع) نشده است و تصور هم ندارد که بشود.»
  5. «آن چیزى که ما در روز بعثت باید به آن توجه کنیم این است که بعثت رسول خدا ـ صلى اللّه علیه وآله ـ براى این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اینکه مردم بتوانند با قدرت هاى بزرگ مقابله کنند را به مردم بفهماند، بعثت براى این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمتها نجات بدهد. ظلمات را به کلى کنار بزند و به جاى او نور بنشاند.»
  6. «پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ، ختم همه پیامبران است و کاملترین دین را عرضه کرده است بر بشر، قرآن را که به وسیله وحى بر او نازل شده است، عرضه کرده است.»
  7. «آن معارفى که به برکت بعثت رسول اکرم در عالم پخش شدـ کسانى که مطلع اند که این معارف چى است و تا اندازه اى که ماها مى توانیم ادراک بکنیم ـ مى بینیم که از حد بشریت خارج است، اعجازى است فوق ادراک بشر.»
  8. «پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ وقتى که به رسالت مبعوث شد، و شروع به تبلیغ کرد، یک کودک هشت ساله (حضرت على ـ علیه السلام ـ) و حضرت خدیجه ـ علیهاالسلام ـ به او ایمان آوردند، جز این دو نفر کسى را نداشت و همه مى دانند که چقدر آن حضرت را اذیت کردند و کارشکنى ها و مخالفت ها نمودند، لیکن مأیوس نشد و نفرمود کسى ندارم، ایستادگى کرد؛ و با قدرت روحى و عزمى قوى از، «هیچ» رسالت را به اینجا رسانید که امروز (سال ۱۳۴۸ هجرى شمسى) هفتصد میلیون جمعیت تحت لواى او هستند.»

۲۴.پیغمبر بزرگ اسلام، با یک دست قرآن را داشت و با دست دیگر شمشیر، شمشیر براى سرکوبى خیانتکاران و قرآن براى هدایت.»

  1. «اصل آمدن پیامبر براى “آموزش” و “پرورش” بوده است؛ آیات را تلاوت کند برایشان و تزکیه کند آنها را، آنها را تطهیر کند، نفوس را تطهیر کند، پرورش قبل از آموزش است، اگر هم قبل نباشد، همراه باید باشد و رتبه او مقدم است.»
  2. «شما مى دانید که هر چه پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ رنج کشید، که از همه هم بیشتر رنج کشید، براى تربیت مردم و براى نجات مظلومین از دست ظالمها بود.»
  3. «در زمان پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ چه تهمتها و ناسزاها به ایشان مى گفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست بر نمى داشت.»
  4. «رسول اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ که تاریخش را خوب مى دانید، تنهایى مبعوث شد، سیزده سال نقشه کشید و ده سال جنگ کرد. نگفت که ما را چه به سیاست، اداره کرد مملکتى را، نگفت ما چه کار داریم.»

۲۹.«رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله ـ که در رأس همه است، هیچ وقت یک مطلبى، یک حکمى، یک قانونى نداشته است(که)در مقابل قانون خدا(باشد)، مجرى قانون خدا بوده است.»

  1. «قیام براى خداست که خاتم النبیین ـ صلى اللّه علیه وآله ـ را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن، توحید و تقوا را گذاشت.»
  2. «ذات مقدس حق تعالى که غیب است و در عین حال ظاهر است، مستجمع همه کمالات به طور غیر متناهى است، در رسول اکرم متجلى است به تمام اسماء و صفات.»
  3. «هیکل مقدس و صورت جسمانى رسول اکرم، خاتم و نبى مکرم معظم ـ صلى الله علیه و آله ـ یکى از موجودات کوچک این عالم بود و روح مقدسش محیط به ملک و ملکوت و واسطه ایجاد سماوات و أرضین بود.»
  4. «آن حالى که براى رسول اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ دست مى داده، براى أحدى از موجودات نبود، چنانچه در حدیث مشهور است: «لى مع الله حال لایسعه ملک مقرب و لانبى مرسل» (مرا با خدا حالتى است که هیچ ملک مقرب و پیامبر مرسلى را توان آن نیست).»
  5. «عبودیت مطلقه از اعلى مراتب کمال و أرفع مقامات انسانیت است که جز اکمل خلق الله، محمد ـ صلى اللّه علیه وآله ـ بالأصاله و دیگر اولیاى کمل، بالتبعیه، کسى دیگر را از آن نصیبى نیست و دیگران را پاى عبودیت لنگ است.»
  6. «آن چیزى که انسان را به ضیافتگاه خدا راه مى دهد این است که غیر خدا را کنار بگذارد و این، براى هر کسى میسور نیست، براى افراد انگشت شمارى که در رأس آنها رسول الله است، میسور بوده است.»
  7. «پیغمبر اکرم از باب این که دستش دستى بود که تخلف در تمام عمرش از کارهایى که خدا فرموده بود، نکرده بود، این دست، دست خدا مى شود؛ بیعت، بیعت با خداست.»
  8. «خداى تعالى، رسول اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ را در آخر سوره “توبه” به این نحو معرفى فرموده: «لقد جائکم رسول من أنفُسکُم عزیز علیه ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلیکُم بالمؤمنین رؤوفٌ رَحیم» [همانا رسولى از خودتان برایتان آمد که آنچه شما را به سختى مى اندازد، بر او سخت دشوار است، بسیار هواخواه شما و بر مؤمنان دلسوز و مهربان است].»
  9. «شاید لیله القدر براى آن، صاحب قدر شده است که شب وصال نبى ختمى و لیله وصول عاشق حقیقى به محبوب خود است.»
  10. «تمام دایره وجود، یک شب قدر محمدى است، اگر قدر بدانى؛ و یک یوم القیامه احمدى است، اگر قیام به خدمت کنى.»
  11. «برکت وجود رسول اکرم برکتى است که در سرتاسر عالم، از اول خلق تا آخر، یک همچو موجود با برکت نیامده است و نخواهد آمد. اشرف موجودات و اکمل انسانها و بزرگترین مربى بشر این وجود مبارک است.»
  12. «رسول ختمى ـ صلى الله علیه و آله ـ اشرف موجودات و مظهر تام اسم اعظم است و نبوت او نیز اتم نبوات ممکنه و صورت دولت اسم اعظم است که ازلى و ابدى است و کتاب نازل به او نیز از مرتبه غیب به تجلى اسم اعظم نازل شده است.»
  13. «حضرت ابراهیم ـ سلام الله علیه ـ ولىِّ وقت بود و ولىِّ است براى همه نسل ها، و رسول اکرم، ولىّ اعظم است و ولىّ است براى همه عالم و از راه این هاباید رسید به آنجا که باید رسید.»
  14. «پیغمبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ براى این که اتقاى ناس( با تقواترین مردم) بود، اکرم ناس (گرامى ترین مردم) بود.»
  15. «در لیله معراج، رسول اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ به مشاهده هر جلوه از جلوات عظمت غش مى کرد و پس از آن، از جلوه هاى انس و رحمت به هوشش مى آوردند.»
  16. «نماز که حقیقت معراج مؤمنین و سرچشمه معارف اصحاب عرفان و ارباب ایقان است، نتیجه کشف تام محمدى ـ صلى الله علیه و آله ـ است.»
  17. «معنى جسمانى بودن معراج این است که روح مجرد تام حضرت خاتم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ خواست تمام عالم را سیر کند و حضرت حق، تشریفات گردش او را فراهم کرد، جسم حضرت، مجذوب روح شریف او بود و به تبعیت آن و به جذبه آن، معراج جسمانى اتفاق افتاد.»
  18. «کیفیت وحى از امورى است که غیر از خود رسول خدا و کسانى که در خلوت با رسول خدا بودند یا این که از او الهام گرفته اند، کسى نمى تواند بفهمد.»
  19. «قرآن سرى است بین حق و ولى اعظم ـ که رسول خداست ـ به تبع او نازل مى شود تا مى رسد به اینجا که به صورت حروف و کتاب در مى آید.»

بخش دوم: پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله در اندیشه و کلام مقام معظم رهبرى (حفظه الله)

در این بخش، پاى سخن ولى امر مسلمانان، حضرت آیه الله العظمى خامنه اى ـ مد ظله ـ در موضوع پیامبر اعظم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ مى نشینیم:

  1. «اسلامى که رسول اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ و اولیاى الهى براى آن جان دادند…اسلامى که به پایین دست هاى جامعه، قدرت و عزت و آقایى مى دهد… اسلامى که زورگویان و قلدران و قدرتمندان ظالم را از سریر قدرت به زیر مى کشد… آن اسلام مورد نظر ماست.»
  2. «هر کسى که به خط انقلاب و اسلام ناب محمدى ـ صلى الله علیه و آله ـ نزدیکتر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچى گرى ها و سوء قصدها و بدجنسى ها و موذى گرى هاى جناح استکبار هم نزدیکتر است.»
  3. «نام مقدس پیامبر ـ صلى اللّه علیه وآله ـ یکى از پرجاذبه ترین پدیده هاى اسلامى براى کلیه مسلمانان عالم است؛ چون مسأله، مسأله عاطفه و ایمان با هم است. لذاقوت عملکرد این یاد و این نام براى صحنه هاى مربوط به مسلمین، از بسیارى از پدیده هاى دیگر اسلامى که فقط بر ایمان متکى است و عواطف در آن نقش ندارد، بیشتر است.»
  4. «این حرف درستى است که ما ادعا کنیم بعثت خاتم الانبیاء ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ عید بشریت است ؛ چون در این مقطع، با تعالیم اسلام، همه دردهاى اصلى بشریت، با بهترین علاجها و تداویها، قابل تداوى شده است.»
  5. «خداى متعال به ما مسلمانان دستور داده است ک از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگى است، آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلکه در رفتار خود، در هیأت زندگى خود، در چگونگى معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان، در معامله اش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست.»
  6. «صحنه اول از زندگى پیامبر، صحنه دعوت و جهاد بود. کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد، چه آن روزى که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکى از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابل سران متکبر عرب، صنادید قریش و گردنکشان، با اخلاق هاى خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمى که از معرفت، نصیبى نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختى ها و رنج ها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیرى را مسلمان کند، و چه آن وقتى که حکومت اسلامى تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت.»
  7. «پیامبر در صحنه دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستى نشد، و با قدرت، جامعه اسلامى را پیش برد تا به اوج عزت و قدرت رساند و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگى پیامبر در میدان هاى نبرد و دعوت، در سال هاى بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.»
  8. «صحنه دوم از زندگى پیامبر، رفتار آن حضرت با مردم بود. هرگز خلق و خوى مردمى و محبت و رفق به مردم و سعى در استقرار عدالت در میان مردم را فراموش نکرد؛ مانند خود مردم [در] متن مردم زندگى کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛ با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستى و رفاقت کرد، با آنها غذا مى خورد، با آنها مى نشست؛ با آنها محبت و مدارا مى کرد، قدرت او را عوض نکرد؛ ثروت ملى او را تغییر نداد؛ رفتار او در دوران سختى و در دورانى که سختى بر طرف شده بود، فرقى نکرد ؛ در همه حال با مردم و از مردم بود؛ رفق به مردم مى کرد و براى مردم عدالت مى خواست. در جنگ خندق، پیامبر اکرم خودش در خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت مى کرد و مانند مردم گرسنگى مى کشید.»
  9. «پیامبر ـ صلى اللّه علیه وآله ـ با غلامان نشست و برخاست مى کرد و با آنها غذا مى خورد او بر روى زمین نشسته بود و با عده اى از مردمان فقیر غذا مى خورد. زن بیابان نشینى عبور کرد و با تعجب پرسید: یا رسول الله! تو مثل بندگان غذا مى خورى؟ پیامبر تبسمى کردند و فرمودند: «ویحکِ اىُّ عَبدٍ اُعبُد منّى» از من بنده تر کیست؟ او لباس ساده مى پوشید. هر غذایى که در مقابل او بود و فراهم مى شد، مى خورد؛ غذاى خاصى نمى خواست؛ غذایى را به عنوان نامطلوب رد نمى کرد، در همه تاریخ بشریت، این خلقیات بى نظیر است.»
  10. «در عین معاشرت، او (پیامبر) در کمال نظافت و طهارت ظاهرى و معنوى بود، که عبدالله بن عمر گفت: از او بخشنده تر و یارى کننده تر و شجاع تر و درخشان تر کسى را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود. معاشرت انسانى، معاشرت حسن، معاشرت مانند خود مردم، بدون تکبر، بدون جبروت.»
  11. «با این که پیامبر هیبت الهى و طبیعى داشت و در حضور او مردم دست و پاى خودشان را گم مى کردند، اما او با مردم ملاطفت و خوش اخلاقى مى کرد. وقتى در جمعى نشسته بود، شناخته نمى شد که پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است. مدیریت اجتماعى و نظامى او در حد اعلى بود و به همه کار سر مى کشید.»
  12. «صحنه سوم زندگى پیامبر ذکر و عبادت الهى آن حضرت بود. پیامبر با آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود غافل نمى شد؛ نیمه شب مى گریست و دعا و استغفار مى کرد.»
  13. «ام سلمه یک شب دید پیامبر نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک مى ریزد و استغفار مى کند و عرض مى کند: “اللهم و لاتکلنى الى نفسى طرفه عین” ام سلمه گریه اش گرفت. پیامبر از گریه او برگشت و گفت: این جا چه مى کنى؟ عرض کرد: یا رسول الله! تو که خداى متعال این قدر عزیزت مى دارد و گناهانت را آمرزیده است ـ «لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر» ـ چرا گریه مى کنى و مى گویى خدایا ما را به خودمان وا نگذار؟

فرمود: “و ما یؤمننى” ؛ اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزى من را نگه خواهد داشت؟ این براى ما درس است.»

  1. «در روز عزت، در روز ذلت، در روز سختى، در روز راحتى، در روزى که دشمن،انسان را محاصره کرده است، در روزى که دشمن با همه عظمت، خودش را بر چشم و وجود انسان تحمیل مى کند، و در همه حالات، خدا را به یاد داشتن، خدا را فراموش نکردن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن؛ این، آن درس بزرگ پیامبر به ماست.»
  2. «خداى متعال در همه صحنه ها به یاد پیامبر بود، و رسول اکرم در همه صحنه ها از خدا استمداد کرد، از خدا خواست و از غیر خدا نترسید و نهراسید؛ راز اصلى عبودیت پیامبر در مقابل خدا این است؛ هیچ قدرتى را در مقابل خدا به حساب نیاوردن، از او واهمه نکردن، راه خدا را به خاطر دیگران قطع نکردن.»
  3. «بعثت نبى اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ یک حرکت عظیم در تاریخ بشر و در راه نجات انسان ها و تهذیب نفوس و ارواح و اخلاق بشر و مقابله با مشکلات و مصایبى بود که بشر در همه دوران با آن رو به رو بوده و هنوز هم هست.»
  4. «معناى این که غایت و هدف بعثت، نجات انسان است این است که آنچه پیامبر و اسلام به مردم دادند، یک نسخه شفابخش براى همه ادوار است؛ نسخه اى است در مقابل جهل انسان ها؛ در مقابل استقرار ظلم، در مقابل تبعیض؛ در مقابل پایمال شدن ضعفا به دست اقویا؛ در مقابل همه دردهایى که از آغاز خلقت، بشر از آن دردها نالیده است. مثل همه نسخه هاى دیگر، اگر عمل شد، نتیجه خواهد داد؛ اگر متروک شد، یا بد فهمیده شد، یا جرأت و گستاخى اقدام به آن وجود نداشت، کأن لم یکن خواهد بود. بهترین أطبا اگرصحیح ترین نسخه ها را به شما بدهند، اما شما نتوانید آن را بخوانید یا بد بخوانید، یا تحمل نکنید و در نتیجه متروک بماند، چه تأثیرى به حال بیمارى خواهد داشت، و چه عیبى بر آن طبیب حاذق است؟»
  5. «رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله ـ نشانه حقیقى مؤمن را حفظ امانت ها و صدق لهجه و راستگویى معین فرمود.»
  6. «پیامبر اسلام براى آن که ارزش ها و اخلاق اسلامى کاملا در جامعه جا نیفتد و با روح و عقاید و زندگى مردم مخلوط و ممزوج بشود. فضاى زندگى را با ارزشهاى اسلامى آغشته مى کرد.»
  7. «پیش پیامبر مى آمدند و از یکدیگر بدگویى مى کردند و چیزهایى را درباره یکدیگر مى گفتند؛ گاهى راست و گاهى هم خلاف واقع ؛ پیامبر اکرم ـ صلى اللّه علیه وآله ـ به مردم فرمودند: «هیچ کس درباره اصحابم به من چیزى نگوید دایما نزد من نیایید و از همدیگر بدگویى کنید. من مایلم وقتى که میان مردم ظاهر مى شوم و به میان اصحاب خود مى روم، “سلیم الصدر” باشم؛ یعنى با سینه صاف و پاک و بدون هیچ گونه سابقه و بدبینى به میان مسلمانها بروم.»
  8. «یکى از کارهاى رسول الله ـ صلى اللّه علیه وآله ـ این بود که فضاى جامعه را یک فضاى مهربان و سرشار از مهر و محبت بسازد تا همه مردم در آن، نسبت به یکدیگر محبت بورزند و به چشم حسن ظن و خوشبینى به یکدیگر نگاه کنند؛ امروز هم تکلیف ما همین است.»
  9. «آن بزرگوار (پیامبر) تا آنجا که حضور داشت و در سعه وجودش بود، نمى گذاشت که در جامعه اسلامى، مسلمانها ـ حتى در یک مورد ـ نسبت به کسى بغض و کینه و عداوت داشته باشند یعنى پیامبر ـ صلى اللّه علیه وآله ـ با حکمت و حلم خود، حقیقتا یک محیط شیرین و سالم و فضاى آغشته به محبت را به وجود مى آورد.»
منبع :فرهنگ جهاد ، بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۴۳ و ۴۴