معجزه-رد-الشمس

معجزه رد الشمس

مسجد الشمس که معروف به مسجد فضیخ است از نظر موقعیت مکانی در شرق مسجد قبا قرار داردف، و در منطقه العوالی که به شارع العوالی در مدینه منتهی شده، واقع است و به جهت ردّ شمس برای امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به این نام یاد می شود.[۱]

بر اساس روایتی که در کتاب وسایل الشیعه نقل شده معجزه رد شمس در این مسجد رخ داده است.[۲] امّا بیان این معجزه به این شرح است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در حالی که خواب بودند و سر مبارک او بر دامن امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ بود وحی بر آن حضرت نازل شد و چون وحی به طول انجامیدغروب کرد و حضرت علی ـ علیه السلام ـ به دلیل احترام به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و اینکه وحی بر آن حضرت در حال نازل شدن بود نتوانست سر آن حضرت را بر زمین گذارد و به خواندن نماز عصر بپردازد رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پس از اتمام وحی بیدار شد و متوجه این مطلب گردید و به امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «دعا کن و از خدا بخواه تا خورشید را برگرداند تا نمازت را در وقت خود بخوانی و دعای آن حضرت مستجاب شد و خورشید برگشت و حضرت نماز خود را خواند و سپس خورشید غروب کرد».[۳]

ظاهر این روایت این است که دعای ردّ شمس توسط امیر مؤمنان و به دستور رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ انجام شد. در روایتی که در این مورد در کافی نقل شده است دعا برای برگرداندن خورشید توسط خود رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ انجام شد.[۴]

در منابع اهل سنّت نیز این روایت نقل شده است. متقی هندی در کتاب کنز العمال این واقعه را نقل می کند امّا تفاوتی که در آن وجود دارد این است که در این کتاب این حادثه در خیبر گزارش شده و در آن رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای رجوع آفتاب برای امام علی ـ علیه السلام ـ دعا کردند.[۵]

در مورد این حادثه تذکر چند مورد مناسب است : اوّل آن که شبیه معجزه ردّ شمس که برای امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ جانشین رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اتفاق افتاده است برای یوشع بن نون ـ جانشین حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نیز اتفاق افتاده است وبرای او نیز بازگشت خورشید و ردّ شمس محقق شده است ..

معجزه ردّ شمس دو بار برای امام علی ـ علیه السلام ـ رخ داد که یک بار در زمان حیات رسول خداـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و بار دیگر در زمان خلافت خود آن حضرت بود و حکایت ردّ شمس دوّم به این صورت بود که آن حضرت در راه عبور از بابل در عراق همراه با عده ای از اصحاب خود نماز عصر را به جماعت خواندند امّا عده ای از همراهان آن حضرت به دلیل عبور دادن اسب ها و چهارپایان و وسایل خود از فرات نتوانستند به درک فضیلت نماز جماعت عصر با آن حضرت نائل گردند و درباره این موضوع صحبت می کردند که از این فیض محروم شدند. حضرت پس از شنیدن صحبت آنان دعا کردند تا خورشید بر گردد و همگی با آن حضرت نماز عصر خواندند و سپس خورشید غروب کرد.[۶]

نکته دیگر آن که غایب شدن خورشید در افق دلیل بر قضا شدن نماز آن حضرت نیست که حضرت گناهکار دانسته شود زیرا طبق روایاتی که در این مورد نقل شده است «خورشید نزدیک بود غروب کند» و بنابراین نماز آن حضرت قضا نشده بود و پدیده ی بر گرداندن خورشید برای آن بود که حضرت به درک وقت فضیلت نماز عصر برسد.[۷]

[۱] . المعطلحات مرکز المعجم الفقهی، ص۲۴۷۱. الدکتور احمد فتح الله، معجم الفاظ فقه الجعفری، چاپ اول، ۱۹۹۵م، ص۳۸۷ و ۳۸۸. شیخ علی بن شیخ منصور المرهون، اعمال الحرمین، دارالهدی، چاپ دوم، ۲۰۰۱م، ص۱۹۷.

[۲] . عاملی، شیخ حرّ، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، لاحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۴،ص ۳۵۵.

[۳] . شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، بیروت، دارالمفید، چاپ دوم، ۱۹۹۳م، ج۱، ص۳۴۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۹۸۳م،ج۴۱، ص۱۷۱.

[۴] .  کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش، ج۴، ص۵۶۲.

[۵] . متقی هندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹م، ج۱۲، ص۳۴۹.

[۶] .   شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۴۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۷۱.

[۷] . سید مرتضی، رسائل المرتضی، قم، دارالقرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق ج۴،ص ۷۹.