ویژه نامه » نیمه شعبان » ظهور و حکومت جهانی »

گسترش اسلام و تعامل با سایر ادیان(۱)

آیا امام مهدى (عج) با اجبار، اسلام را در جهان پیاده مى کنند؟
از روایات، چنین استفاده مى شود که امام مهدى (عج) ابتدا، مردم را به سوى حق دعوت مى کند و قبل از آغاز هر جنگى، به معرّفى دین حق براى دشمنان مى پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان مى دهد و تنها بعد از اتمام حجّت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده مى کند. پس چون آن حضرت، ابتدا، اتمام حجّت مى کند و آنان با این که به حق واقف مى شوند و از آن اطلاع پیدا مى کنند، از آن روى گردان مى شوند، نمى توان گفت، آن حضرت، اسلام را با اجبار پیاده مى کند، بلکه باید گفت، هر کس که اسلام را قبول مى کند، از روى رغبت و اختیار است و هر کس آن را قبول نمى کند، باز با آگاهى و اختیار است، لکن بعد از این سوء اختیار، از سوى لشکریان امام نابود مى شود تا در جهان فتنه اى نماند.
امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:
حضرت مهدى (عج) به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آن جا، شانزده هزار نفر مجهّز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند. آنان، قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از عبادتِ زیاد، پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى، زرد شده، امّا نفاق، سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: «اى فرزند فاطمه! از همان راهى که آمده اى، باز گرد. زیرا، به تو نیازى نداریم.». حضرت مهدى، در پشت شهر نجف، پس از ظهر روز دوشنبه تا شام گاه، بر آنان شمشیر مى کشد و همه را از دم تیغ مى گذراند و در این نبرد، از یاران حضرت، حتّى یک نفر زخمى نمى شود.[۱]
طبق این حدیث، افرادى که در مقابل حضرت مهدى(علیه السلام) مى ایستند، مى دانند که او مهدى و فرزند فاطمه (س) است، ولى از قبول دین حق سر بر مى تابند و بدین ترتیب، آگاهانه، با آن حضرت مخالفت مى کنند و حضرت به جنگ با آنان مى پردازد و آنان را قلع و قمع مى کند.
این جنگ، به این دلیل است که این اشخاص، با این که حق را مى شناسند، ولى از آن پیروى نمى کنند و مى خواهند مانع از اجراى حق و عدالت در جامعه ى انسانى باشند و از آن جا که وجود چنین کسانى، مانع از گسترش عدالت و موجب سلب اختیار و انتخاب دیگر افراد جامعه که مى خواهند حق را انتخاب کنند، مى شود، پس باید از میان بروند تا ریشه ى فساد و موانع شناخت حق از باطل از بین برود.
همان طورى که از احادیث استفاده مى شود، عملکرد ایشان، یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، مى تواند یکى از عواملى باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان نقش خواهد داشت، ولى عوامل دیگرى مانند آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، … نیز نقش عمده اى خواهد داشت. به اختصار به ذکر هر کدام پرداخته مى شود:
الف) برخورد جدى و قدرت مندانه با ستمگران
دیگر، این گونه نخواهد بود که پیامبران و امامان، مردمان را موعظه کنند و بسیارى از مردم گوش فرا ندهند و سرگرم جنایت و فساد باشند، به گونه اى که پیامبران را بکشند و سنت هاى آنان را محو کنند. امام باقر(علیه السلام)مى فرماید:
انّ رسول الله(صلى الله علیه وآله) سار فی أُمّته باللیّن، کان یتألّف الناس، و القائم یسیر بالقتل… و لا یستتیبُ أحداً…;[۲] رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با امّت خویش به نرمى و محبّت رفتار مى کرد، ولى مهدى (عج) با کشتن با آنان برخورد مى کند… و کسى را به توبه فرا نخواند…
ب) آمادگى جسمانى[۳]
به طورى که از روایات استفاده مى شود، پیروزى امام زمان(علیه السلام) به آمادگى جهان نیز بستگى دارد. وقتى جهان، حالت پذیرش براى حکومت جهانى پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد، پیروزى انقلاب حضرت مهدى(علیه السلام) تحقّق مى پذیرد.
در بعضى از روایات آمده است که پیدایش این آمادگى جهانى، بر اثر یک جنگ وحشت ناک است که انسانِ جنگ زده، به دنبال آب حیات صلح و آرامش مى رود. امام صادق(علیه السلام)فرموده است:
حکومت جهانى و رهبرى واحد، تحقّق پیدا نمى کند، مگر روزى که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند.[۴]
ج) سلاح برتر و مدرن
در بعضى از روایات آمده است که حضرت مهدى(علیه السلام) از سلاح برتر بهره مند است که جهان تسلیم خواهد شد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگى، نقش عظیمى دارد.[۵]
د) سلاح علم و دانش
در بسیارى از احادیث، به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان(علیه السلام) با قدرت علمى، مغزها را متوجّه خود مى کند و جهان علم به او ایمان مى آوردند. امام صادق(علیه السلام) فرموده است:
تا زمان انقلاب حضرت مهدى(علیه السلام) علم و دانش تا چهار کلمه ترقّى مى کند، امّا در عصر مهدى(علیه السلام) به اندازه ى هفتاد و چهار کلمه ترقّى خواهد کرد. این، یکى از اسباب پیروزى است.[۶]
هـ) کارگزاران و وزیران لایق
اداره ى سرزمین ها، در سایه ى رهبرى الهى و کارگزاران لایق و دل سوز و حاکمیّت اسلام، امکان پذیر است. امام عصر(علیه السلام) براى اداره ى جهان، استانداران و وزیرانى مى گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزى نمى اندیشند. طبیعى است کشورى که کارگزارانش از چنین خصوصیّت برجسته اى برخوردار باشند، بر تمام دشوارى ها، پیروز مى شود، به گونه اى که زندگان، آرزوى زندگى دوباره مردگان را مى نمایند.[۷]
کیفیّت ترکیب دولت حضرت مهدى(علیه السلام)
در روایات، ترکیب دولت مهدى(علیه السلام) از پیامبران و جانشینان آنان و تقواپیشگان و صالحان روزگار و امّت هاى پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر بیان شده است. نام برخى از آنان بدین گونه است:
«حضرت عیسى(علیه السلام); هفت نفر از اصحاب کهف; یوشع وصى موسى(علیه السلام); مؤمن آل فرعون; سلمان فارسى; ابودجانه انصارى; مالک اشتر نخعى; قبیله ى همدان; عیسى(علیه السلام) به حضرت مهدى(علیه السلام) مى گوید: «من، به عنوان وزیر فرستاده شده ام، نه امیر و فرمانروا.».[۸]
آیا امام مهدى (عج) براى گسترش عدالت و افراشتن پرچم اسلام، از امدادهاى غیبى استفاده مى کند؟
در گفتار پیشوایان معصوم(علیهم السلام) جنگ هاى پس از ظهور مهدى (عج) و فتوحات، به قدرت فردى و انسانى و نیروهایى نسبت داده شده است که از سراسر جهان به یارى حضرت مى شتابند، ولى پیروز شدن بر تمام جهان با توجّه به پیشرفت علم و صنایع جنگى قبل از ظهور، کارى است بس دشوار که علاوه بر قدرت فردى و زمینه هاى اجتماعى عصر قیام، به امدادهاى غیبى و الهى نیز نیازمند است.
در این جا، مناسب است که نقش عوامل پیروزى انقلاب بزرگ جهانى حضرت مهدى (عج) را با استفاده از احادیث و روایات، به طور اختصار مورد بررسى قرار دهیم:
الف) قدرت فردى و انسانى; ریّان پسر صلت مى گوید:
به امام رضا(علیه السلام)عرض کردم: «آیا شما صاحب این امر هستید؟». فرمود: «من، امام و صاحب امر هستم، ولى نه آن صاحب امرى که زمین را از عدل و داد پر مى کند، آن گاه که از ستم و بیداد پر شده باشد. چه گونه مى توانم صاحب آن امر باشم در حالى که ناتوانى جسمى مرا مى بینى؟ حضرت قائم، کسى است که وقتى ظهور مى کند، در سنّ پیران است، ولى به نظر جوان مى آید. او، اندامى قوى و تنومند دارد، به طورى که اگر دست را به سوى بزرگ ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون مى آورد و اگر میان کوه ها فریاد برآورد، صخره ها مى شکند و از جا کنده مى شود…».[۹]
در روایات دیگر نیز داریم که با گفتن تکبیر مهدى (عج) و لشکریانش، دیوارهاى شهر به لرزه در مى آید و فرو مى ریزد. در هنگام قیام حضرت قائم (عج) دل هاى شیعیان آن حضرت، چنان پاره هایى از پولاد مى شوند که قدرت هر مرد از آنان، در روایات، به اندازه ى قدرت چهل مرد بیان شده است. بنابراین، قدرت فردى، در انقلاب مهدى (عج) بى اثر نخواهد بود.
ب) نقش نیروهاى مردمى در انقلاب جهانى حضرت مهدى;[۱۰] در احادیث آمده است که حضرت مهدى (عج) به هنگام ظهورش، از مردم کمک و یارى مى طلبد و این، بدان سبب است که هم مردم را به راه سعادت و حق ببرد و هم قیام جهانى خویش را تا جایى که ممکن است، با دست و توان خود مردم به ثمر برساند.
در احادیث مى خوانیم:
مهدى (عج) از مردم یارى مى طلبد. یکى از یاران خود را مى خواهد. به او مى فرماید: به نزد مردم مکّه برو و بگو اى مکّیان! من فرستاده ى مهدى ام. مهدى مى گوید: «ما، خاندان رحمتیم; ما، مرکز رسالت و خلافتیم… مردمان به ما ستم کردند… حق ما را از ما ستاندند. اکنون من از شما یارى مى طلبم به یارى من بشتابید.».[۱۱]
«یا أیّها الناس! إنّا نستنصر الله و مَنْ أجابنا من الناس;[۱۲] اى مردمان! ما، از خدا یارى مى طلبیم و از هر کسى از مردم که دعوت ما را بپذیرد و در صف یاران ما در آید…».
«إنّا نستنصر الله الیومَ و کلَّ سلیم;[۱۳] ما، امروز، از خدا یارى مى طلبیم و از هر مسلمانى که در جهان هست.».
باز در حدیث مى خوانیم: «هنگامى که قائم قیام کند، خداوند، شیعیان را از همه ى شهرها نزد او گرد مى آورد.».[۱۴]
از امام باقر(علیه السلام) نیز روایت شده است که بانوان نیز در این قیام بزرگ مشارکت دارند.
آن حضرت فرمود: «چون مهدى فریاد برآورد که ما از خدا یارى مى طلبیم و از هر مسلمانى، سیصد و سیزده تن از مردان، نزد او آیند که با آنان پنجاه زن نیز هست.


پی نوشت:

[۱]. بحارالأنوار، ج ۵۲٫
[۲]. چهل حدیث سیره مهدوى، محمود بجستانى، ص ۳۷، نشر معروف، چاپ سوم، مرداد ۷۹٫
[۳]. شماره هاى ب و ج و د، از کتاب ایدئولوژى و عقاید اسلامى، تألیف محمد دشتى، ص ۲۲۸ـ۲۳۰، اخذ شده است.
[۴]. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۰۷، ح ۴۴٫
[۵]. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۲۱ – ۳۲۷٫
[۶]. بحارالأنوار، ج ۴۲، ص ۳۲۷٫
[۷]. احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۹۴٫
[۸]. چشم اندازى از حکومت مهدى، نجم الدین طبسى، ص ۱۹۰، شرکت چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، تابستان ۷۷٫
[۹]. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۲۲٫
[۱۰]. این قسمت، گرفته شده از کتاب خورشید مغرب، نوشته ى محمد رضا حکیمى، ص ۲۹۰ – ۲۹۵، چاپ و نشر فرهنگ اسلامى، چاپ ششم، زمستان ۶۸ است.
[۱۱]. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷٫
[۱۲]. همان، ص ۲۳۸٫
[۱۳]. همان، ص ۲۲۳٫
[۱۴]. همان، ص ۲۹۱، ح ۳۷٫

منبع :رسول رضوی- امام مهدی، صفحه ۱۶۰