پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » حضرت زهرا علیها السلام »

گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

اشاره:

فاطِمه(سلام الله علیها) مشهور به فاطِمهٔ زَهرا (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و خدیجه کبری(سلام الله علیها) و همچنین همسر امام علی(علیه السلام) است. او یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) بوده که شیعیانِ دوازده امامی آنها را معصوم می‌دانند. امام دوم و سوم شیعیان و زینب(سلام الله علیها) از فرزندان او هستند. زهرا، بَتول، سیده نساء العالمین از جمله القاب وی و اُمّ اَبیها کنیه مشهور او است. فاطمه، تنها زن همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در روز مباهله با مسیحیان نجران بوده است.

موقعیت اهل بیت در نزد خدا

و احمدوا الذى لعظمته و ن.وره یبتغى م.ن ف.ى السم.وات و الارض الیه ال.وسیله و نح.ن وسیلته ف.ى خلقه , و نح.ن خ.اصته و محل ق.دس.ه, و نح.ن حجته ف.ى غیبه, و نحن ورثه انبیائه.(۱)

خ.دای.ى را حم.د و سپاس گ.ویی.د که به خاط.ر عظمت و ن.ورش هر که در آسمانها و زمی.ن است به سوى او وسیله مى ج.وید, و ما وسیله او در میان مخلوقات.ش و خاصان درگ.اه و ج.ایگ.اه ق.دس او و حجت غیب.ى و وارث پی.امب.ران.ش هستیم .

حرمت مست کننده ها

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: قال ل.ى رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) : یا حبیته ابیها کل مسک.ر حرام , وکل مسکر خمر.(۲) پیامب.ر خ.دا (صلی الله علیه و آله) به م.ن ف.رم.ود: اى دوست پ.در, ه.ر مست کنن.ده اى ح.رام است, و هر مست کننده اى خمر است.

بهترین زنان کیستند؟

قالت فاطمه (س) ف..ى وصف ما ه.و خیرللنساء: خیر لهن ان لای.ری.ن ال.رجال و لای.رونهن.(۳)

حض.رت در وصف این که بهترین چیز براى زنان چیست, فرم.وده ان.د: ای..ن که زن.ان, م.ردان را نبینن.د, و م.ردان ه.م زن.ان را نبینند.

نتیجه عبادت خالص

عن فاطمه الزه.راء (س) م.ن اصعد ال.ى الله خ.الص عب.ادته اهبط الله الیه افضل مصلحته.(۴)

هر که عبادت خالص.ش را به س.وى خدا بالا فرست.د, خ.داوند متعال برتری.ن بهره و سودش رابه سوى او پایین فرستد.

فاطمه در مقام شکوه از دو خلیفه

ق.الت ف.اطمه الزهراء(س) للاولی.ن :

ارایتکما ان ح.دثتکما عن رسول الله (صلی الله علیه و آله): تعرف.انه و تفعلان به؟ قالانعم . فقالت: نش.دتکما الله ال.م تسمعا رس.ول الله یق.ول:

رضا فاطمه من رضاى, وسخط فاطمه من سخط.ى, فم.ن احب فاطمه ابنت.ى فقد احبنى, و من ارضى فاطمه فقد ارضانى, و م.ن اسخط فاطمه فقد اسخطنى؟ قالا نعم, سمعناه م.ن رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) , فقالت:

فانى اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانى و م.ا ارضیتم.ان.ى و ئن لقیت النب.ى لاشک.ونکم.ا الیه .(۵)

حض.رت زه.را(س) خط.اب به خلیفه اول و دوم ف.رم.ود:

آیا اگر ح.دیث را از پیامبر خ.دا(صلی الله علیه و آله) نقل کن.م به آن عمل خ.واهید کرد؟ گفتن.د: آرى. فرم.ودن.د: شما را به خ.دا آیا نشنیده ای.د که پیامب.ر (صلی الله علیه و آله) ف.رم.وده ان.د:

خشنودى فاطمه خشن.ودى من, و خشم فاطمه خش.م م.ن است, هر که دخت.رم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته, و هر که فاطمه را خشنود سازد مرا خشن.ود ساخته, و ه.ر که ف.اطمه را خشمگی.ن نم.ای.د م.را خشمگی.ن نم.وده است؟ گفتند: آرى , چنین حدیثى را از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) شنیده ایم . فرمود: م.ن هم خدا و فرشتگان را گ.واه مى گیرم که شما دو نفر مرا خشمگی.ن نمودید و خشنودم نساختید, و چ.ون پیامب.ر (صلی الله علیه و آله) را ملاق.ات نمای.م حتما از شما به او شکایت خ.واه.م نم.ود.

بدترین امت

عن فاطمه الزهراقالت: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله), شرار امتى الذی.ن غذوا بالنعی.م, الذی.ن یاکلون الوان الطعام, و یلبس.ون ال.وان ال.ث.یاب وی.تش.دق.ون ف..ى الکلام .(۶)

ب..دتری.ن امت م..ن کس.انى هست..ند ک..ه : از ان.واع نعمتها تغذیه مى کنند و خوراکیهاى رنگارنگ مى خورند, و لباسهاى گوناگ.ون م.ى پ.وشند, و ه.رچه بخ.واهن.د مى گویند.

نزدیکترین اوقات زن به خدا

عن ف.اطمه الزه.راء(س) ق.الت: س.ال رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) اصحابه عن الم.راه ماهى؟ قالوا: عوره, قال : فم.ت.ى ت.ک.ون ادن.ى م.ن ربه.ا؟ فل.م ی..دروا. فلما سمعت فاطمه (س) ذلک قالت : ادن.ى ما تک.ون م.ن ربها ان تلزم قعر بیتها . فقال رسول الله ان فاطمه بضعه منى.(۷)

پی.امب.ر اک.رم(صلی الله علیه و آله) از اصح.اب.ش پ.رسی.د: زن چیست؟ گفتن.د: زن ن.ام.وس است. فرمود: زن چه م.وقع به خ.دای.ش نزدیکتر است؟ اصحاب نت.وانستند ج.واب گ.وین.د. چون این سخ.ن به گوش فاطمه (س) رسید. فرمود: نزدیکتری.ن اوقات زن به خداى خود هنگامى است که در کنج خانه خودباشد . پس از ای.ن جواب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: حقا که فاطمه پاره تن من است .

نتیجه صلوات بر زهراء(س)

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: قال لى رسول الله(صلی الله علیه و آله) یا فاطمه من صلى علیک غف.ر الله له و الحقه ب.ى حیث کنت م..ن الجنه.(۸)

رس.ول خدا(صلی الله علیه و آله) به م.ن گفت: اى فاطمه هر که بر ت.و صل.وات فرست.د, خداوند او را بی.ام.رزد و به م.ن , در ه.ر ج.اى بهشت ب.اش.م ملحق گ.ردان.د.

على(علیه السلام) رهبر وپیشوا

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: ان النبى (صلی الله علیه و آله) قال :

من کنت ولیه فعلى ولیه , و من کنت امامه فعلى امامه.(۹)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرکه من سرپرست اویم, پس على سرپرست اوست و هرکه را من رهبر اویم , پس على رهبر اوست.

حجاب فاطمه

عن فاطمه الزهراء (س) قالت: یا رس.ول الله ان لم یک.ن یرانى فانا اراه , و ه.و یش.م ال.ریح . فق.ال النب.ى (علیه السلام) اشهد انک بضعه منى.(۱۰)

پیامب.ر اک.رم (علیه السلام) هم.راه ب.ا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد, بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملا پوشاند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ای.ن که او ت.و را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرم.ود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نم.ى بیند, م.ن که او را مى بین.م و او بوى مرا حس مى کند پیامبر اکرم فرمود: گواهى مى ده.م که تو پاره دل منى .

دستور العملى جامع

عن فاطمه الزهرا(س)قالت: دخل على رسول الله (صلی الله علیه و آله) و قد افترشت فراشى للنوم , فق.ال : ی.ا ف.اطمه لاتن.ام.ى الا و ق.د عملت اربعه: ختمت الق.رآن , و جعلت الانبیاء شفعائک , و ارضیت الم.ومنی.ن عن نفسک , و حججت و اعتم.رت , ق.ال هذا و اخذ فى الصلوه , فصبرت حتى ات.م صلاته, قلت: یا رس.ول الله امرت باربع.ه لا اق.در علیها ف.ى هذا الح.ال فتبس.م(صلی الله علیه و آله) و ق.ال:

اذا قرات قل ه.و الله احد ثلاث مرات فکانک ختمت القرآن , واذا صلیت على و على الانبیاء قبلى کنا شفعائک یوم القیمه , و اذا استغفرت للمومنی.ن رضوا کلهم عنک و اذا ق.لت :

سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر, فق.د حججت و اعتمرت .(۱۱)

در وقتى که بستر خواب را گسترده بودم, رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر من وارد شد, فرم.ود: اى ف.اطمه نخ.واب مگ.ر آن که چهار کار را انج.ام ده.ى: ق.رآن را خت.م کن.ى, و پیامبران را شفیعت گردانى, و مومنی.ن را از خود راضى کنى, و حج وعمره اى را به جا آورى. ای.ن را فرم.ود و شروع به خ.واندن نماز کرد, صبر کردم تا نمازش تمام شد, گفت.م: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى کرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى, شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهی.م بود, و چون براى مومنی.ن استغفار کنى , آنان همه از تو راضى خواهند شد, و چون بگ.وی.ى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره اى را انجام داده اى.

رضایت شوهر

عن فاطمه الزهراء (س) قالت: قال رسول الله(س): ویل لامراه اغضبت زوجها وط.وبى لامراه رضى عنها زوجها.(۱۲)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرم.ود: واى به حال زنى که شوهرش را خشمگین سازد و خ.وشا به حال زنى که شوهرش از او خشنود باشد.

ثواب انگشتر عقیق

عن ف.اطمه الزه.راء (س) ق.الت: ق.ال رس.ول الله (س) م.ن تخت.م ب..العقیق لم یزل یرى خیرا.(۱۳)

کس.ى که انگشت.ر عقیق به دست کن.د همیشه خی.ر م.ى بین.د.

على (علیه السلام) بهترین داور

قالت فاطمه الزهراء(س) عن ابیها(صلی الله علیه و آله) قال: ان نفرا من الملائکه تشاجروا فى شىء فس.ال.وا حکم.ا م.ن الادمیی.ن , ف.اوح..ى الله تعال.ى الیهم ان تخی.روا فاختاروا على بن ابیطالب.(۱۴)

گروهى از فرشتگان درباره چیزى با یکدیگر مشاجره نمودند, حاکم وداورى را از بنى آدم تقاضا کردند, خداوند متعال به آنها وحى فرمود که خ.ودتان انتخاب کنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند.

زنان دوزخى

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)… یا بنتى اما المعلقه بشعرها فانها کانت لاتغط.ى شعرها م.ن الرجال, و اما المعلقه بلسانها فانها کانت ت.وذى زوجها,…

و اما الت.ى ک..ان راسها راس خیزیر, و بدنها بدن الحمار فانها کانت نم.امه کذابه. و ام.ا الت.ى ک.انت عل.ى ص.وره الکلب ف.انها ک.انت قینه ن.واحه ح.اس.ده.(۱۵)

پیامب.ر اک.رم(صلی الله علیه و آله) (درب.اره مشاه.دات خ.ود از عذاب دوزخیان در ش.ب م.عراج) فرمود: دخترم اما زنى که به مویش آویخته شده بود کسى ب.ود ک..ه موی.ش را از مردان نم.ى پ.وشانید, و آن که با زبان.ش آویزان بود, زنى ب.ود که ش.وهرش را آزار مى داد… و آن که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود, زنى بود که سخ.ن چین و دروغگو بود, و آن که ص.ورت.ش به شکل سگ بود, زنى ب.ود که آواز مى خ.واند ونوحه سرایى مى کرد و حسد مى ورزید.

شرایط روزه دار

عنها (س) ق.الت : م.ا یصنع الص.ائم بصی.ام اذا ل..م یص.ن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.(۱۶)

روزه دار چون زبان.ش و گوشش و چشمش و اعضایش را (ازحرام) نگه ندارد روزه دار نیست.

داناترین و نخستین مسلمان

عنها (س) قالت: ق.ال رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) : زوجک اعلم اناس علما, واولهم سلما , افضلهم حلما.(۱۷)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به م.ن فرمودند:

شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است.

کمک به ذرارى پیامبر(صلی الله علیه و آله)

عنها(س) قالت: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ایما رجل صنع الى رجل من ولدى صنیعه فلم یک.افئه علیها , ف.ان.ا المک.ا ف.ى له علیها.(۱۸)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:هرکسى براى فردى از فرزندان من کارى انجام دهد و بر آن کار پاداشى نگیرد. م.ن پاداش.ى نگی.رد, م.ن پاداش دهن.ده او خ.واه.م ب.ود.

على و شیعیان

عنها (س) قالت:ان ابى(صلی الله علیه و آله) نظر الى على(علیه السلام) و قال: هذا و شیعته فى الجنه.(۱۹) پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به على(علیه السلام) نگریست و فرم.ود: این شخص و پیروانش در بهشت اند.

شیعه على در قیامت

عنها (س) قالت: ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال لعلى (علیه السلام) : یاابالحسن اما انک و شیعتک فى الجنه .(۲۰)

پی.امب.ر خ.دا به عل.ى(علیه السلام) ف.رم.ود: اى اب.االحس.ن , آگ.اه ب.اش که ت..و و پیروانت در بهشت هستید

قرآن و عترت در آخرین سخن پیامبر

عنها (س) ق.الت: سمعت اب.ى رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) ف.ى م.رضه الت.ى قبض فیه یقول . و قد امتلات الحجره م.ن اصحاب.ه . ایها الناس ی.وشک ان اقبض قبضا یسیرا, و ق.د قدمت الیکم الق.ول معذره الیکم, الا انى مختلف فیک.م کتاب رب.ى عزوجل و عترت.ى اهل بیت.ى . ث.م اخذ بی.د على فقال: هذا عل.ى مع الق.رآن و الق.رآن مع عل.ى لا یفت.رق.ان حت.ى ی.ردا عل.ى الح.وض ف.اسئلک.م م.ا تخلف.ون.ى فیهما.(۲۱)

از پ.درم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در هنگام مرضى که به سبب آن از دنیا رفت . و در حالى که خ.انه, ممل.و از اصح.اب ب.ود. شنی.دم که ف.رم.ود:

اى مردم نزدیک است که به آسانى از میان شما رخت بربندم, وبه تحقیق سخنى که عذر را برشما تمام کند پیش فرستادم.

ب.دانی.د که من در میان شما کتاب پ.روردگارم و عترتم, اهل بیتم را ب.ر جاى م.ى گذارم. آن گاه دست على را گرفت و فرم.ود: ای.ن عل.ى با قرآن است و قرآن با على است, از ه.م جدا نمى شوند تا هر دو در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند, م.ن در قیامت از شما از آنچه درباره ای.ن دو پ.س از م.ن انجام دهید خواه.م پرسید.

شستن دستها

عنها (س) قالت: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) لا یلومن الا نفسه من بات و فى یره غمر.(۲۲)

رس.ول خدا(صلی الله علیه و آله) فرم.ود: سرزن.ش نکند جز خ.ود را کسى که شب کند, درحالى که دستش چرب و بد بو باشد.

نتیجه گشاده رویى

عنها (س) ق.الت: البش.ر ف.ى وجه الم.وم.ن ی.وجب لصاحبه الجنه. (۲۳) گش.اده روی.ى در چهره م.وم.ن ب.راى ص.احب.ش بهشت را سبب م.ى ش.ود.

رنج خانه دارى

عنها (س) قالت: یا رس.ول الله لق.د مجلت ی.داى م.ن الرحى, اطحن مره و اعجن مره,(۲۴)

اى رسول خدا , دو دست.م از سنگ آسیا پینه بسته , یک بار آرد مى کنم و یکب.ار خمیر مى سازم .

زیان بخل

عنها (س) ق.الت:

قال ل.ى رسول الله (صلی الله علیه و آله) : ایاک و البخل , فانها عاهه لاتکون فى کری.م. ایاک و البخل فانه شج.ره فى النار و اغصانها ف.ى ال.دنیا فم.ن تعلق بغصن من اغصانها ادخله النار.(۲۵)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرم.ود:

از بخل ورزیدن بپرهیز, زیرا که بخل آفتى است که در شخص بزرگ.وار نیست. از بخل بپ.رهیز , زی.را که آن درخت.ى است در آت.ش دوزخ که شاخه های.ش در دنیاست و ه.ر که به شاخه اى از ش.اخه ه.ای.ش درآویزد داخل جهنم.ش گرداند.

نتیجه سخاوت

عنها (س) قالت: قال لى رسول الله(صلی الله علیه و آله) و علیک بالسخاء فان السخاء شجره من شجر الجنه,اغص.انها مت.دلیه ال.ى الارض, فمن اخذ منها غصن.ا ق.اده ذلک الغص.ن ال.ى الجنه.(۲۶)

پیامبر اک.رم (صلی الله علیه و آله) به م.ن گفت:

ب.رت.و باد سخاوت ورزی..دن, زی..را ک.ه سخاوت درخت.ى از درخت.ان بهشت است که شاخه های.ش به زمی.ن آویخته است , هر که شاخه اى از آن را بگی.رد او را به س.وى بهشت م.ى کش.ان.د.

نتیجه سلام و تحیت ب.ر رس.ول خ.دا و دخت.رش زه.را

عنها (س) ق.الت: ق.ال ل.ى اب.ى و ه.و ذاح.ى: م.ن سل.م عل..ى و علیک ثلاثه ایام فله الجنه.(۲۷)

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: ه.رکه ب.ر م.ن و ت.و تا سه روز تحیت و سلام بفرستد, بهشت بر او واجب گ.ردد.

خنده اسرار آمیز

لم.ا م.رض رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) دعا ابنته فاطمه فسارها فبکت , ثم سارها فضحکت , فسئلتها عن ذلک فقالت: اما حی.ن بکیت فانه اخبرنى انه میت, فبکیت,ث.م اخبرن.ى انى اول اهله لحوقا به فضحکت.(۲۸)

هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مریض شد, دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن.ى گفت. فاطمه (س) گریه کرد, مج.ددا رس.ول خ.دا با او نج.وا ک.رد فاطمه(س) خن.دی.د, عایشه گ.وی.د: در ای.ن ب.اره از حض.رت زه.را(س) پ.رسی.دم, ف.رم..ود: چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرگش را به من خبر داد, گریست.م, پس از گریه ام به م.ن خبر داد که نخستی.ن کس.ى که او را ملاق.ات کن.د م.ن هست.م در نتیجه خن.دیدم.

پیامبر پدر فرزندان زهرا

عن فاطمه الزهراء (س) قالت:

قال النبى(صلی الله علیه و آله)ان الله عزوجل جعل ذریه کل بنى ام عصبه ینتم.ون الیها الا ول.د ف.اطمه (س) ف.ان.ا ولیهم و انا عصبتهم .(۲۹)

ف.اطمه (س) از پی.امب.ر اک.رم نقل ک.رده که ف.رم.ود:

همانا خ.داوند عزوجل ذریه هر یک از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خ.ویشاوندى قرار داده که به وسیله آن ذریه به او منس.وب مى شوند مگر فرزندان فاطمه که م.ن س.رپ.رست و خ.ویش.اون.د آنها هست.م ،و به م.ن منس.وب م.ى ش.ون.د.

خوشبخت واقعى

عنها (س) قالت:

ق.ال رس.ول الله (صلی الله علیه و آله): هذا جب.رئیل (علیه السلام) یخبرنى: ان السعید , کل السعید, حق السعی.د , م.ن احب علی.ا ف.ى حی.ات.ى و بعد وف.اتى.(۳۰) فاطمه(س) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (علیه السلام) است که مرا خبر مى دهد: همانا خوشبخت تمام خوشبخت و خ.وشبخت واقعى کس.ى است که على را, در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد.

پیامبر در جمع اهل بیت

عنها (س) قالت: دخلت على رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) فبسط ثوبا و قال لى: اجلسى علیه , ث.م دخل الحسن فقال له : اجل.س معها ,ث.م دخل الحسی.ن فقال له: اجل.س معهما, ثم دخل عل.ى (علیه السلام) فقال له : اجل.س معهم , ثم اخذ بمجامع الث.وب فضمه علینا ث.م ق.ال: اللهم ه.م من.ى و ان.امنهم اللهم ارض عنهم کم.ا انى عنهم راض.(۳۱)

بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله)وارد شدم, جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. دراین وقت حسن(علیه السلام) آمد , فرم.ود: نزد مادرت بنشی.ن, بعدا حسی.ن (علیه السلام) آم.د. ف.رمود: با اینها بنشین. پ.س على (علیه السلام) آمد . فرمود: ت.و نیز با اینان بنشی.ن, آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت . فرم.ود: خ.دایا اینها از من اند و م.ن از اینهای.م, خ.دای.ا از این.ان راض.ى ب.اش هم.ان ط.ور که م.ن از اینها راض.ى ام .

دعاى پی.امب.ر در وقت ورود وخ.روج از مسج.د

عنها(س) قالت:کان النبى اذا دخل المسجد یقول:((بسم الله اللهم صل على محمد واغف.ر ذن.وب.ى و افتح ل.ى اب.واب رحمتک)). و اذا خ.رج یقول :

بس.م الله, اللهم صل على محمد واغفر ذن.وب.ى وافتح ل.ى اب.واب فضلک. (۳۲)

فاطمه (س) فرم.وده است: پیامب.ر اک.رم (صلی الله علیه و آله) چ.ون داخل مسج.د مى ش.د مى فرمود:به نام خدا, خ.دایا بر محمد درود فرست و گناهان.م را بیامرز و درهاى رحمتت را برای.م باز ک.ن . و چ.ون خارج مى شد مى فرمود:

به نام خدا, خدایا بر محمد درود بف.رست و گن.اه.ان.م را بی.ام.رز و دره.اى بخششت را ب.رایم ب.از ک..ن .

سحر خیزى

عنها (س) قالت:مر بى رسول الله(صلی الله علیه و آله)وانامضطجعه متصبحه فحرکنى برجله و قال یا بنیه ق.وم.ى فاشهدى رزق ربک و لا تک.ونى م.ن الغافلی.ن , فان الله یقس.م ارزاق الن.اس م.ا بی.ن طل.وع الفج.ر ال.ى طل.وع الشم.س .(۳۳)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر من گذشت , در حالى که در خواب صبحگاهى بودم, مرا با پای.ش تکان داد وفرم.ود: دخت.رم ب.ر خیز شاه.د رزق و روزى پ.روردگارت باش واز غافلان مباش . زیرا که خ.داوند روزیهاى مردم را بی.ن طلوع فجر تا طل.وع آفتاب تقسی.م مى کند.

مریض در پناه خدا

عنها (س) قالت: قال النبى(صلی الله علیه و آله) اذا مرض العبد اوحى الله الى ملائکته ان ارفعوا عن عبدى القلم مادام فى وث.اق.ى, فانى انا حبسته حت.ى اقبضه او اخل.ى سبیله . کان اب.ى یق.ول: اوح.ى الله ال.ى ملائکته اکتب.وا لعب.دى اج.ر ما کان یعمل ف.ى صحته.(۳۴)

ف..اطمه (س) فرموده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

چ.ون بنده خدا بیمار گردد, خداوند به فرشتگانش وحى مى کند: قل.م تکلیف را از بنده ام تاوقتى که در عهد و پیمان م.ن است بردارید, زیرا خ.ودم او را بازداشت نم.وده تا جان.ش را بگیرم یا آزادش گذارم. پ.درم م.ى فرمود: خداوند به فرشتگانش وحى فرستاد که براى بنده بیمارم پاداش ک.اره.ای.ى را که در وقت سلامت.ش انج.ام م.ى داده بن.ویسی.د.

ن.رم خ.وی.ى در مق.ابل دیگ.ران واحت.رام به زن.ان

عنها (س) ق.الت: ق.ال رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) خی.ارک.م الینکم من.اکبه و اک..رمهم لنسائهم(۳۵).

پیامب.ر اک.رم (صلی الله علیه و آله) ف.رم.وده است: بهترین شما نرمخ.وترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

پاداش آزادى بردگان

عنها (س) قالت: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : من اعتق رقبه مومنه کان له بکل عضو منها فکاک عضو من النار.(۳۶)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرکه بنده م.ومنى را آزاد کن.د, به ازاى هر عض.وى از آن بن.ده, عض.وى از او در آت.ش جهن.م آزاد گردد.

زمان استحابت دعا

عن ابیها رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) قالت: قال:ان فى الجمعه لساعه لا یوافقها عبد مسلم یسئل الله تعالى فیها خی.را الا اعطاه ایاه اذا ت.دل.ى نصف الشم.س للغروب.(۳۷)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود:در روز جمعه ساعتى است که بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است که نیمه خ.ورشید به سوى مغرب نزدیک گردد.

سستى در نماز

عنها (س) ق.الت: س..الت اب.ى رس.ول الله (صلی الله علیه و آله) لم.ن تهاون بصلاته من الرجال و النساء. قال (صلی الله علیه و آله) : من تهاون بصلاته م.ن الرجال والنساء ابتلاه الله بخم.س عش.ره خصله: یرفع الله البرکه من عمره و یرفع الله الب.رکه م.ن رزقه , و یمح.واالله عزوجل سیماء الصالحی.ن م.ن وجهه, وکل عمل یعمله لا ی.وجر علیه, و لایرتفع دعاوه الى السماء, لیس له حظ فى دع.ا الصالحی.ن, و انه یموت ذلیلا, و یموت جائعا , و یموت عطشانا,فلو سقى م.ن انهار الدنیا لم یرو عطشه و یوکل الله ملکا یزعجه فى قبره, ویضیق علیه قبره و تکون الظلمه فى قبره, و یوکل الله به ملکا یسحبه على وجهه, والخلائق ینظرون الیه, و یح.اسب حس.اب.ا ش.دی.دا و لا ینظر الله الیه و لایزکیه و له عذاب الیم .(۳۸)

از پ.درم رس.ول خ.دا (صلی الله علیه و آله) درب.اره م.ردان و زن.ان.ى که در نم.ازشان سست.ى و سهل انگارى مکنند, پ.رسی.دم. آن حضرت فرم.ودن.د: هر زن و مردى که در امر نماز سست.ى و سهل انگارى داشته باش.د, خ.داوند او را به پانزده بلا مبتلا م.ى گرداند:

۱. خداوند برکت را از عمرش مى گیرد.

۲. خ.داون.د, ب.رکت را از رزق و روزىاش م.ى گی.رد,

۳. خ.داون.د, سیم.اى ص.الحی.ن را از چهره اش مح.و م.ى کن.د,

۴. ه.ر ک.ارى که بکن.د ب.دون پ.اداش خ.واه.د م.ان.د,

۵. دعایش مستجاب نخواهد شد,

۶. ب.رای.ش بهره اى از دعاى ص.الحی.ن نخ.واه.د ب..ود,

۷. ذلیل خواهد مرد,

۸. گرسنه جان خواهد داد,

۹. تشنه کام خ.واه.د مرد, به ط.ورى که اگ.ر با همه نهرهاى دنیا آبش دهن.د, تشنگى اش برطرف نخواهد شد,

۱۰. خ.داون.د, ف.رشته اى را ب.رم.ى گزین.د ت.ا او را در قب.رش ناآرام س.ازد,

۱۱. قبرش را تنگ گرداند,

۱۲. قبرش تاریک باشد,

۱۳. خداوند فرشته اى رابر مى گزیند تا او را به ص.ورتش به زمین کشد, در حالى که خلایق به او بنگرند,

۱۴. به سختى مورد محاسبه قرار گیرد,

۱۵. و خداوند به او ننگردواو راپاکیزه نگرداند و او را عذابى دردناک باشد.

۳۹. شکست ظالم

عنها (س) قالت:

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله) ما التقى جندان ظالمان الا تخلى الله منهما فل.م یب.ال ایهم.ا غلب, و م.ا التق.ى جن.دان ظالم.ان الا ک.انت ال.دائره عل..ى اعتاهما.(۳۹)

فاطمه (س) فرمود: پیامب.ر اکرم (صلی الله علیه و آله) ف.رم.وده است: دو سپاه ستمگ.ر به ه.م نرسند, مگر آن که خداوند آن دو را به حال خ.ود واگذارد و باک.ى نداشته باش..د که کدام یک پیروز گردد. و دو سپاه ستمگر به هم نرسند, مگر آن که هزیمت و شکست از آن سپاه ظالمتر باشد.

۴۰. بخشى از خطبه زهرا (س)

ق.الت ف.اطمه الزه.راء (س) ف.ى خطبتها المعروفه :

. جعل الله ایمان تطهیرا لکم من الشرک

. والصلاه تنزیها لکم من الکبر

. والزکاه تزکیه للنفس و نماء فى الرزق

. والصیام تثبیتا للاخلاص

. والحج تشییدا للدین

. والعدل تنسیفا للقلوب

. واطاعتنا نظاما للمله

. و امامتنا امانا للفرقه

. والجهاد عزا للاسلام

. والصبر معونه على استیجاب الاجر

. والامر بالمعروف مصلحه للعامه

. و بر الوالدین وقایه من السخط

. وصله الارحام منهاه للعدد

. والقصاص حقنا للدماء

. و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفره

. و ت.وفیه المک.اییل و الم.وازی.ن تغیی.را للبخ.س

. والنهى عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس

. واجتناب القذف حجابا عن اللعنه

. و حرم الشرک اخلاصا له بالربوبیه

. و ترک السرقه ایجابا للعفه

. ف.اتق.وا الله حق تق.اته و لاتم.وت.ن الا و انت.م مسلم..ون

. واطیعوا الله فیم.ا ام.رک.م به و نهاک.م عنه

. ف.انه انم.ا یخش.ى الله م.ن عب.اده العلم.اء(۴۰)

حض.رت زه.را(س) در آن سخنزان.ى معروف.ش در مسج.د ف.رم.ود:

خ.داون.د ایم.ان را ب.راى تطهی.ر شم.ا از ش.رک ق.رار داد,

و نماز را براى پاک شدن شما از تکبر,

و زک.ات را ب.راى پ.اک ک.ردن ج.ان و افزون.ى رزقتان,

و روزه را براى تثبیت اخلاص,

و حج را براى قوت بخشیدن دین ,

و عدل را براى پیراستن دلها,

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت,

و ام.امت م.ا را ب.راى در ام.ان م.ان.دن از تف..رقه,

و جهاد را براى عزت اسلام,

و صبر را براى کمک در استحقاق مزد,

و ام.ر به معروف را ب.راى مصلحت و من.افع همگ.ان.ى ,

و نیک.ى ک.ردن به پ.در و م.ادر را سپ.ر نگهدارى از خش.م ,

وصله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات,

و قصاص را وسیله حفظ خونها,

و وف.اى به نذر را ب.راى در معرض مغف.رت ق.رار گ.رفت.ن ,

و به ان.دازه دادن ت.رازو و پیم.انه را ب.راى تغیی.ر خ.وى ک.م ف.روش.ى,

و نهى از ش.رابخ.وارى را ب.راى پ.اکیزگ.ى از پلی.دى ,

و دورى از تهمت را ب.راى محف.وظ م.ان..دن از لعنت,

و ت.رک س.رقت را ب.راى الزام به پ.اک.دامن..ى ,

و ش.رک را ح.رام ک.رد ب.راى اخلاص به پ.روردگ.ارى او ,

بناب.رای.ن , از خ.دا آن گ.ونه که شایسته است بت.رسید و نمیرید, مگر آن که مسلمان باشید,

و خ.دارا درآنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید, زیرا که از بندگان.ش , فقط آگاهان, از خ.دا م.ى ترسند. ( س.وره فاطر آیه۲۸)

پى نوشت:

۱ . ف.اطمه الزه.راء بهجه قلب المصطف.ى, ج ۱,ص ۲۶۵٫

۲ . همان, ج ۱,ص ۲۶۶٫

۳ . پیشین , ج ۱,ص ۲۶۷٫

۴ . همان ,ج۱,ص ۲۷۳٫

۵ . الامامه والسیاسه ,ج ۱, ص ۱۴٫

۶ . بهجه, ج ۱,ص ۲۶۶٫

۷ . بح.ار الان.وار , ص ۴۳, ص ۹۲, چ.اپ ای..ران.

۸ . بهجه , ج ۱,ص ۲۸۷٫

۹ . همان , ج ۱,ص ۲۸۵٫

۱۰ . همان , ج ۱, ص ۲۷۴٫

۱۱ . پیشین, ج ۱,ص ۳۰۴٫

۱۲ . بحارالانوار, ج ۸,ص ۳۱۰٫

۱۳ . بهجه, ج ۱,ص ۳۰۵٫

۱۴ . بهجه , ج ۱, ص ۳۰۶

۱۵ . بح.ارالان.وار , ج ۸ ,ص ۳۰۹٫

۱۶ . بهجه , ج ۱,ص ۳۰۵٫

۱۷ . هم.ان, ج ۱,ص ۳۰۲

۱۸. بح.ار الان..وار, ج ۹۶, ص ۲۲۵٫

۱۹ . احقاق الحق, ج ۷,ص ۳۰۸٫

۲۰ . همان, ج ۷,ص ۳۰۷٫

۲۱ . ین.ابیع الم.وده, ص ۴۴, چ.اپ ش.ریف ال.رض.ى ق.م.

۲۲ بهجه ج ۱,ص ۳۰۲٫

۲۳ . بهجه, ج ۱,ص ۳۰۰٫

۲۴ . همان, ج ۱,ص ۲۷۴

۲۵ . همان, ج ۱,ص ۲۶۶٫

۲۶ . بهجه, ج ۱,ص ۲۶۶٫

۲۷ . همان, ج ۱,ص ۲۶۷٫

۲۸ . بهجه, ج ۱,ص ۲۶۸

۲۹ . ف.رائد السمطی..ن, ج ۲,ص ۷۷٫

۳۰ . بهجه, ج ۱,ص ۲۷۱٫

۳۱ . همان ,ج ۱,ص ۲۷۷٫

۳۲ . مسن.د ف.اطمه الزه.راء (س) , ص ۲۱۵, چ.اپ دارالق.رآن ق..م.

۳۳ . همان , ص ۲۱۹٫

۳۴ . مسند فاطمه الزهراء, ص ۲۲۰٫

۳۵ . مسند فاطمه الزهراء (س) , ص ۲۲۱٫

۳۶ . همان , ص ۲۲۱٫

۳۷ . همان,ص ۲۲۷٫

۳۸ . مسند فاطمه الزهراء , ص ۲۳۵٫

۳۹ . مسند فاطمه الزهراء, ص ۲۲۳٫

۴۰ . احتجاج طبرسى , ص ۹۹, چاپ سعید.

محمدعلى کوشا