پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » معجزات و کرامات » امام حسین(ع) »

گریه آسمان بر شهادت امام حسین (علیه‌السلام)

اشاره:

بدون تردید امام حسین (علیه السلام ) فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)  یکی از سروران جوانان اهل بهشت و از اهل بیت پیامبر (علیه السلام ) می باشد[۱] که در قرآن کریم محبت و دوستی شان با آیه مودت[۲] بر مسلمین واجب گردیده است. امام حسین(علیه‌السلام) به قدری پیش خدا و پیامبرش عزیز است که پس از شهادت آن حضرت اتفاقتی عجیبی در زمین رخ داد که به یکی از آنها در این نوشته اشاره شده است.

عَنْ نَضْرَهَ الْأَزْدِیَّهِ قَالَتْ : لَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ بن علی (علیهما السلام) مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً فَأَصْبَحْتُ وَ کُلُّ شَیْءٍ لَنَا مَلْآنُ دَما .[۳]

نضره ازدیه گوید : هنگامى که حسین بن علی (علیهما السّلام) شهید شدند ، آسمان خون بارید و ما همچنان می دیدیم که تمام اشیاء  و اسباب ما مملو از خون است .

جعفر بن سلیمان قال حدثنی خالتی أم سالم قالت لما قتل الحسین بن علی مطرنا مطرا کالدم على البیوت والجدر قال وبلغنی أنه کان بخراسان والشام والکوفه .[۴]

جعفر بن سلیمان ، روایت کرده که خاله ام ، ام سالم ، گفت : هنگامى که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید ، بارانی همانند خون بر دیوارها و خانه ها می بارید . و گفت : به من خبر داند که همین باران خون ، در خراسان ، شام و کوفه نیز باریده است .

عن ابن سیرین قال: لم تبک السماء على أحد بعد یحیى بن زکریا إلا على الحسین بن علی.[۵] ابن سیرین گفت : آسمان برای هیچ کسی جز یحیی بن زکریا و حسین بن علی (علیهم السلام) گریه نکرده است .

و نیز روایاتی در مورد حوادث روز عاشورا و بعد از آن نقل شده که در یکی از این روایات چنین آمده است: «هنگامی که حسین بن علی کشته شد آفاق آسمان تا  چندین ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و این سرخی آسمان حکایت از گریه آن داشته است.»[۶]

بیشتر مفسرین اهل سنت این روایت را در ذیل آیه«فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ» (الدخان/۲۹) این سخن را آورده اند.[۷]

در تفسیر ابن ابی حاتم آمده است که آسمان از زمانی که دنیا بوده است بر هیچ کسی نگریسته است مگر بر دو نفر یکی یحیی بن ذکریا و دیگری حسین بن علی می باشد. و از زید بن زیاد نقل شده که چونکه حسین کشته شد آفاق آسمان چهار ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و از عطاء نقل شده که گریستن آسمان سرخ شدن اطراف آن می باشد.[۸]

پی نوشت:

[۱] . محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان ،  ج ۱۵ص۴۱۲، مؤسسه الرساله – بیروت – ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳، الثانیه؛ محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک على الصحیحین، ج۳ص۴۲۹، دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م، الطبعه: الأولى.

[۲]. شوری/ ۲۳٫

[۳] . تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۳ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ ، ۳۱۳ و الثقات ، ابن حبان ، ج ۵ ، ص ۴۸۷ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۷ – ۲۲۸.

[۴] . . تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۳ – ۴۳۴  و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ – ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۶ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۸ – ۲۲۹.

[۵] . سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۵ – ۲۲۶.

[۶]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۳ م و ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر ابن کثیر ۴/۱۴۳، بیروت، دار ا لفکر، ۱۴۰۱ ق و طبری، محمد بن جریر، تفسیر طبری، ۲۵/۱۲۴، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۵ ق.

[۷] . رک: المحرز الوجیزفی تفسیر الکتاب العزیز، ج۵ص۷۳؛ تفسیر بغوی، ج۴ص۱۵۲، تفسیر طبری، ج۲۵ص۱۲۴، تفسیر قرطبی، ج۱۶ص۱۴۱، تفسیر ثعلبی، ج۸ص۳۵۳، تفسیرالعز بن عبدالسلام، ج۳ص۱۷۰

[۸] . تفسیر ابن ابی حاتم، ج۱۰ص۳۲۸۹٫