پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام سجاد(ع) »

کثرت صدقات امام سجاد(علیه السلام).

اشاره:

علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۵ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد.

إن تبدوا الصدقات فنعما هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لکم. (۱)

قرآن کریم بارها درباره بخشش به مستمندان، تأکید کرده و به مسلمانان تعلیم داده است که این بخشش باید بخاطر خدا باشد. برگیرنده صدقه منتى نهاده نشود که منت نهادن و یا آزار کردن مستمند اجر صدقه را ضایع میسازد. (۲)

آیه‏اى که عنوان این فصل است میگوید صدقه را پنهان از چشم مردمان دادن براى شما بهتر است. على بن عیسى از ابن عایشه روایت کند از مردم مدینه شنیدم که مى‏گفتند:

ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست دادیم که على بن الحسین در گذشت (۳) .

و مفید از ابن اسحاق روایت کند که:

در مدینه چندین خانوار بودند که معاش آنان مى‏رسید و نمیدانستند از کجاست. چون على بن الحسین بجوار پروردگار رفت آن کمک‏ها بریده شد. (۴)

شب هنگام انبان‏هاى نان را بر پشت خود بر مى‏داشت و بخانه مستمندان مى‏رفت و مى‏گفت : صدقه پنهانى آتش غضب پروردگار را خاموش مى‏کند. برداشتن این انبانها بر پشت او اثر نهاده بود و چون بجوار پروردگار رفت بهنگام شست و شوى آن حضرت آن نشانه‏ها را بر پشت او دیدند (۵) ابن سعد نویسد: چون مستمندى نزد او مى‏آمد، بر مى‏خواست و حاجت او را روا میکرد و مى‏گفت : «صدقه پیش از آنکه بدست خواهنده برسد، بدست خدا میرسد. (۶)

سالى قصد حج کرد. خواهرش سکینه توشه‏اى به ارزش هزار درهم براى وى آماده ساخت. چون به حره رسید، آن توشه را نزد او بردند، و امام همه آنرا بر مستمندان پخش فرمود. (۷)

پسر عموئى مستمند داشت، على بن الحسین (ع) شب هنگام چنانکه وى او را نشناسد، نزدش مى‏رفت و چند دینار بدو مى‏بخشید آنمرد میگفت: على بن الحسین رعایت خویشاوندى را نمیکند، خدا او را سزا دهد. امام این سخنان را مى‏شنید و شکیبائى و بردبارى میکرد و خود را بدان خویشاوند نمى‏شناساند. چون به دیدار خدا رفت آن احسان از آن مرد بریده شد و دانست که آن مرد نیکوکار على بن الحسین بوده است پس بر سر مزار او رفت و گریه کرد. (۸)

ابونعیم نویسد: دو بار مال خود را با مستمندان قسمت کرد و گفت: خداوند بنده مؤمن گناهکار توبه کار را دوست دارد (۹) و نویسد: مردم او را بخیل مى‏دانستند و چون بجوار حق رفت دانستند که هزینه صد خانوار را عهده‏دار بوده است. (۱۰) چون گدائى نزد او مى‏آمد میگفت مرحبا به کسى که توشه مرا بآخرت مى‏برد (۱۱) .

روزى بدیدن محمد بن اسامه رفت. محمد در بستر مرگ بود و مى‏گریست امام پرسید:

ـ چرا گریه میکنى؟

ـ پانزده هزار دینار وام بگردن دارم و نمیتوانم آنرا بپردازم.

گریه مکن وام تو بر عهده من است و تو چیزى بر ذمه نخواهى داشت (۱۲) .

روزى که روزه مى‏گرفت گوسفندى مى‏کشت. هنگام عصر سر دیگ مى‏رفت و مى‏گفت این ظرف را براى فلان خانه و این ظرف را براى فلان خانه ببرید. سپس خود با نان و خرما افطار میکرد . (۱۳)

سفیان بن عیینه از زهرى روایت کند که شبى سرد و بارانى على بن الحسین را دیدم آرد و هیزم بر پشت داشت و مى‏رفت گفتم:

ـ پسر رسول خدا. این چیست؟

ـ سفرى در پیش دارم و توشه آنرا آماده کرده‏ام تا در جاى امنى بگذارم.

ـ غلام من آن را براى تو بیاورد؟

ـ نه!

ـ خودم آنرا بردارم؟

ـ نه! چیزى که در سفر بکار من مى‏آید و در آمدن مرا بر مهماندارم خوش مى‏سازد چرا خود بر ندارم ترا بخدا مرا بگذار و پى‏کار خود برو!

پس از روزى چند از او پرسیدم؟

سفرى که در پیش داشتى چه شد؟

زهرى! چنانکه مى‏پنداشتى نیست. آن سفر سفر مرگ است و من براى آن خود را آماده مى‏کنم، آمادگى براى مردن، دورى از حرام و بخشش و کار نیک است. (۱۴)

پى‏ نوشت:

.۱ اگر صدقهها را آشکارا دهید سخت نیک است و اگر پنهانش دارید و به مستمندان دهید براى شما بهتر است (بقره: ۲۷۱)

.۲ بقره: ۲۶۴

.۳ کشف الغمه ج۲ ص .۱۰۱ مناقب ج۴ ص .۱۵۳ صفه الصفوه ج ۲ ص ۵۴

.۴ ارشاد ج ۲ ص ۱۴۸ و نگاه کنید به کشف الغمه ج ۲ ص۷۷ و ص .۹۲ مناقب ج ۴ ص ۱۵۳ و نگاه کنید به خصال ص ۶۱۶ و اعلام الورى ص .۲۶۲

.۵ حلیه الاولیاء ج ۳ ص .۱۳۶ کشف الغمه ج ۲ ص .۷۷ مناقب ج ۴ ص .۱۵۴ صفه الصفوه ج ۲ ص .۱۵۴ خصال ص .۶۱۶ علل الشرایع ص .۲۳۱ بحار ص ۹۰

.۶ طبقات ج ۵ ص ۱۶۰

.۷ کشف الغمه ج ۲ ص .۷۸ صفه الصفوه ج ۲ ص ۵۴

.۸ کشف الغمه ج ۲ ص .۱۰۷ حلیه الاولیاء ج ۳ ص ۱۴۰

.۹ همان کتاب ص ۱۳۶ طبرى بخش ۳ ص .۲۴۸۲ طبقات ج ۵ ص ۱۶۲

.۱۰ صفه الصفوه ج ۲ ص ۵۴ حلیه الاولیاء ج ۳ ص ۱۳۶ طبقات ج ۵ ص ۱۶۴

.۱۱ کشف الغمه ج ۲ ص .۷۷ مناقب ج ۴ ص .۱۵۴ حلیه الاولیاء ج ۳ ص .۱۳۶ بحار ص .۱۳۷

.۱۲ ارشاد ج ۲ ص .۱۴۹ کشف الغمه ج ۲ ص ۸۱ و .۸۷ مناقب ج ۴ ص ۱۶۳ حلیه الاولیاء ج ۳ ص .۱۴۱ صفه الصفوه ج ۲ ص ۵۶ بحار ص ۱۳۷

.۱۳ بحار ص ۷۲

.۱۴ علل الشرایع ص .۲۳۱ مناقب ج ۴ ص ۱۵۳