فرهنگ و تمدن شیعه » شیعه و علوم اسلامی » علوم حدیث »

چهل حدیث نویسى و حدیث الأربعین

اشاره:

نگارش اربعین، پیشینه اى بس دراز دارد و سنّت اربعین نویسى، از قرنهاى نخستین تاریخ اسلامْ آغاز شده است. این سنّت، برخاسته از فرمایش پیامبر گرامى اسلام است که فرمود:مَنْ حفظ من أمّتى أربعین حدیثاً ممّا یحتاجون إلیه من أمر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیهاً عالماً.۱ دانشمندان مسلمان، بر مبناى حدیث فوق، نگارش چهل حدیث را به عنوان یکى از اصول ارزشیِ قابل اهتمام، مدّ نظر قرار دادند و نگاشته شدن صدها کتاب (اربعین) در دهها موضوع اعتقادى، اخلاقى، عبادى و… بهترین گواه این عنایت و اهتمام است.

یکى از این اربعین ها که در دوران معاصر به نگارش درآمده، (شرح چهل حدیث) یا (اربعین حدیثِ) بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت امام خمینى(ره) است که تألیف آن در سال ۱۳۵۸ق، به پایان رسیده است.

این کتاب ـ که ظاهراً امام (ره)، آن را در سى و هشتمین سال از عمر پربرکت خود نگاشته ـ در بردارنده عالى ترین نکات عرفانى و دقیق ترین حقایق اخلاقى است که حضرت امام، مضامین آن را در مدرسه فیضیه و مدرسه ملاصادق قم، براى شاگردان خود ایراد فرموده بود و سپس تصمیم گرفت تا کتابى در همین زمینه تألیف کند.۲

در مقدمه ناشر، در معرّفى این اثر نفیس آمده است:

سى و سه حدیث از احادیث این دفتر، مربوط به اخلاقیات و مُهلکات و مُنجیات، و هفت حدیث آخر، در باب اعتقادات و معارف است. روش معظّمُ له در توضیح احادیث، چنین است که ابتدا حدیث را نقل مى کنند؛ سپس آن را به فارسى ترجمه مى کنند و آن گاه، کلمات اصلى حدیث و گاه ،غالب تعبیرات و کلمات آن را شرح و معنا مى کنند و در معناى حدیث، متعرّض نکته اى که در شرح حدیثْ سودمند است، مى شوند و پس از فراغ از شرح تعبیرات و اصطلاحات و تمهیدات لازم، به شرح متن مى پردازند وطى چند (فصل)، شرح حدیث را به پایان مى برند.۳

پرداختن به ابعاد اخلاقى ـ عرفانى این اثر گرانسنگ و بررسى همه جانبه محتواى بلند و مضامین ژرف و عمیق این کتاب (که بر جان و روح خواننده تأثیرات شگرفى مى گذارد و از پنهان ترین زوایاى وجودش پرده برمى دارد و تمویهات نفس و مفاسد و ذمایم اخلاقى را پیش چشمش آشکار مى سازد و…) در حوصله یک یا چند مقاله نیست؛ بلکه نیازمند تألیف هاى مستقل و جداگانه اى است تا آن گونه که شایسته این کتاب و درخورِ شأن و مقام حضرت امام (ره) است، به بررسى ابعاد و جوانب مختلف آن پرداخته شود.

از آنجا که به یُمن بزرگداشت یکصدمین سال تولّد آن بزرگْ احیاگر قرن و به پاس ارج نهادن به یک عمر تلاش علمى و عملى ایشان در راه کسب فضایل و اشاعه آن، و جهاد و مبارزه علیه هرگونه بیداد و ستم، مقالات متعدّدى در ویژه نامه هاى مجلات و جراید به بحث و بررسى در این زمینه ها اختصاص یافته و از جمله، چندین مقاله در باره اربعین حضرت امام(ره) منتشر شده است، نگارنده بدون پرداختن به مباحث مطرح شده در (شرح چهل حدیث)، بلکه با الهام از مقدمه موجز و کوتاهى که حضرت امام(ره) بر کتاب خود نگاشته، به شرح و توضیح دو مبحث از مباحث متعدّد مربوط به اربعین و اربعین نگارى اقدام نموده است تا بدین وسیله، هم در یادمان آن بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، سهمى (هرچند کم و ناچیز) داشته باشد، و هم به علل و انگیزه هایى که آن حضرت را به نگارش اربعین وادار نمود، با نگاه ژرف ترى نگریسته شود.

حضرت امام (ره) در توضیح مختصرى که در آغاز این کتاب آورده، هدف از نگارش آن را چنین تقریر کرده است:

این بنده بى بضاعتِ ضعیف، مدّتى بود با خود حدیث مى کردم که چهل حدیث از احادیث اهل بیت عصمت و طهارت را (که در کتب معتبره اصحاب و علما ـ رضوان الله علیهم ـ ثبت است)، جمع آورى کرده و هر یک را به مناسبت، شرحى کند که با حال عامّه مناسبتى داشته باشد و از این جهت، آن را به زبان فارسى نگاشته که فارسى زبانان نیز از آن بهره برگیرند. شاید، ان شاء الله، مشمول حدیثِ شریفِ ختمى مرتبت ـ صلى اللّه علیه وآله ـ شوم که فرموده است: من حفظ على أمّتى أربعین حدیثاً ینتفعون بها، بعثه الله یوم القیامه فقیهاً عالماً.۴

همان گونه که ملاحظه مى شود، حضرت امام(ره)، حدیث اربعین را از احادیث معتبرى مى داند که از پیامبر (ص) روایت شده است. از این رو، بدون کم ترین بحث و بررسى در اسناد و رجال حدیث، به نقل آن مبادرت ورزیده است و چون به مضمون و محتواى آن، باور قطعى داشته، اظهار امیدوارى کرده است که خداوند، ایشان را مشمول این حدیث شریف قرار دهد.

از آنجا که بعضى از دانشمندان، در صحّت حدیث مذکور، تردید روا داشته اند و در اعتبار آن به چون و چرا پرداخته اند، در این مقاله به بررسى فشرده اى در صحّت و سقم این حدیث خواهیم پرداخت و پس از آن، به بیان تاریخچه مختصرى از اربعین نویسى در نزد شیعه و سنّى اشاره خواهد شد.

مقدمتاً باید به این نکته توجّه نمود که اگرچه برخى از اندیشمندان، حدیث (اربعین) را از احادیث متواتر دانسته اند؛۵ امّا اکثر دانشمندان مسلمان، بر این باورند که این حدیث، از احادیث مستفیض و مشهور است که به اسناد صحیح و طرق مختلف، از پیامبر (ص) نقل گردیده؛ هرچند که به حدّ تواتر نرسیده باشد. به نظر مى رسد که اظهار نظر قطعى در اعتبار و حجّیت این حدیث، اندکى دشوار بوده، به بحث و بررسى بیشترى نیاز داشته باشد و شاید بر همین اساس باشد که در میان علما، گروههاى موافق و مخالفى پیدا کرد و هر دسته اى به سمتى گرایش یافت. اینک به پاره اى از اظهار نظرهاى این گروهها اشاره مى کنیم.

اعتبار و حجّیت حدیث (اربعین)

الف) نظر موافقان

۱. شهید اوّل در (اربعین) خود مى نویسد:

کثرت عنایه العلماء السالفین، والفضلاء المتقدمین، بجمع أربعین حدیثاً من الأحادیث النبویه، والألفاظ الإمامیه، ممّا اشتهر فى النقل الصحیح عنه، بألفاظ مختلفه، بهذا العدد المخصوص.۶

۲. شیخ بهایى در این باره مى نویسد:

بباید دانست که این حدیث [حفظ چهل حدیث] در میان علماى مخالف و مؤالف، مشهور است؛ چنانچه برخى به تواتر آن حکم کرده اند.۷

۳. ملامحسن فیض کاشانى ۸ مى نویسد:

هذا الحدیث، مشهور مستفیض بین الخاصّه والعامّه، بل قال بعضهم بتواتره، وقد رواه أصحابنا بطرق کثیره مع اختلاف فى اللفظ.۹

۴. علامه مجلسى هم بر این عقیده است که حدیث اربعین، به طور مستفیض از طریق خاصّه و عامّه نقل گردیده و حتّى به حدّ تواتر معنوى هم رسیده است.۱۰

۵. مؤلف فقید (الذریعه) نیز در این زمینه مى فرماید:

قال شیخنا الشهید سنه ۷۸۶ فى أول أربعینه: إن حدیث الأربعین هو المشهور فى النقل الصحیح عنه (ص)، وعقد العلامه المجلسى فى أول مجلّدات (البحار) باباً لمن حفظ أربعین حدیثاً، أورد فیه ما وصل إلیه من روایاته عن کتب کثیره، لأسانید متعدده و متون متقاربه، وقال فى آخر الباب: هذا المضمون مشهور مستفیض بین الخاصّه والعامّه، بل قیل: إنّه متواتر.۱۱

۶. حضرت امام خمینى (ره) در (شرح چهل حدیث) خود، گرچه بحث جداگانه اى در این زمینه ایراد نفرموده؛ امّا به هنگام بیان هدف خویش در نگارش اربعین، شرحى افاده و مقصود خود را از نگارش کتابْ ذکر کرده که بیان کننده پذیرش حدیث اربعین و مقبولیت آن نزد ایشان است که پیش از این بدان اشاره شد.

۷. مؤلف کتاب (شرح الأربعین النبویّه) آورده است:

إتّفقت کلمه المحدّثین على اعتبار أحادیث الأربعین والإستناد الیها و التعویل علیها، إمّا لإشتهارها أو استفاضتها أوْ تواترها.۱۲

وى پس از نقل عین نظریات شهید اوّل، علامه مجلسى و صاحب (الذریعه) چنین مى نویسد:

و هکذا نجد الأعلام رفعوا أحادیث الأربعین عن مرتبه الآحاد واستغنوا عن البحث فى الإسناد.۱۳

ب) نظر مخالفان

درمقابل دسته اوّل، گروهى عقیده دارند که حدیث مذکور، ضعیف است و در اسناد آن، اشخاص مجهولى قرار دارند۱۴ که باعث ضعف آن مى شود. درزیر به ذکر چند نظر در این زمینه مى پردازیم:

۱. حافظ شرف الدین نواوى (م ۶۷۶ق) از علماى اهل سنّت ـ که شرح وى بر (صحیح مسلم) از شروح معروف و معتبر در جهان تسنّن است ـ در (اربعین) خود مى نویسد:

فقد روینا عن على بن أبى طالب، وعبدالله بن مسعود، و معاذ بن جبل، وأبى الدرداء، وابن عمر، وابن عباس، وأنس بن مالک، وأبى هریره، وأبى سعید الخُدرى ـ رضى الله عنهم ـ من طرق کثیرات بروایات متنوّعات، أنّ رسول الله(ص) قال: (من حفظ على أمّتى أربعین حدیثاً من أمر دینها بعثه الله یوم القیامه فى زمره الفقهاء والعلماء)؛ وفى روایه: (بعثه الله فقیهاً عالماً)؛ وفى روایه أبى الدرداء: (وکنت له یوم القیامه شافعاً وشهیداً)؛ وفى روایه إبن مسعود: (قیل له: اُدخل من أیّ أبواب الجنه شئت)؛ وفى روایه إبن عمر: (کُتب فى زمره العلماء وحُشر فى زمره الشهداء).

واتّفق الحفّاظ على أنّه حدیث ضعیف وإن کثرت طرقه. وقد صنف العلماء فى هذا الباب ما لایُحصى من المَصنّفات.۱۵

۲. حاجى خلیفه در (کشف الظنون) مى نویسد:

فقد ورد من طرق کثیره بروایات متنوعه أنّ رسول الله(ص) قال: (من حفظ على أمتى أربعین حدیثاً…) واتفقوا على أنّه حدیث ضعیف وإن کثرت طرقه.۱۶

۳. ملا اسماعیل مازندرانى خواجویى (م۱۱۷۳ق) از علماى امامى قرن دوازدهم، پس از بحث مفصّل در این زمینه، در یکى از دو قولش آن را (ضعیف السند) مى داند (هر چند بر این باور است که این ضعف به گونه اى دیگر قابل جبران است که در ادامه بحث، بدان اشاره خواهد شد).

ج) عقیده سوم

گروهى از اندیشمندان مسلمان، در جمع میان دو عقیده مذکور، به نظر سومى گرایش پیدا کردند. این عده با ذکر پاره اى دلائل، بر این باورند که حتّى اگر رجال این حدیثْ ضعیف باشند، باز به دلائل دیگرى مى توان بدان اعتماد کرد، از جمله اینکه:

۱. برخلاف عقیده دسته دوم، به هیچ وجه نمى توان تمامى رجال حدیث را مجهول و غیر معتمد دانست؛ بلکه در بین اسناد حدیث، اشخاص معروف و معتمد نیز کم نیستند.۱۷

۲. با فرض پذیرش ضعف سند، شهرتى که این حدیث بین عامّه و خاصّه از قدیم و جدید داشته است، باعث جبران این ضعف مى شود و به تعبیر ملااسماعیل خواجویى: (فضعفه منجبر بالشهره) ۱۸

۳. چگونه مى توان پذیرفت که حدیثى از بسیارى از راویان صاحب نام و صحابیان معروفى همچون على (ع) و دیگران نقل شده باشد ـ چنانچه نواوى به صراحت بیان کرده ـ و مضمون آن در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام، مورد عمل دانشمندان باشد؛ ولى با این همه، هیچ اعتمادى بدان نبوده، تمامى اسناد آن ضعیف باشد؟

۴. همین که مضمون این روایت، مورد پذیرش و عمل علما بوده و بر ،طبق آن، کتابهاى فراوان (اربعین حدیث) نوشته اند، خود بهترین نشانه و قرینه است که حدیث مذکور، به نوعى از اعتبار و مقبولیت برخوردار است و همین اندازه اعتبار، در مقام استدلالْ کافى است؛۱۹ زیرا چه دلیلى بالاتر از اینکه مثلاً نواوى که خود قائل به ضعف سند حدیث است، اربعینى گردآورى مى کند و مؤلف (کشف الظنون) نیز از دهها کتاب اربعین نام مى برد؟ و پیش از این دو دانشمند، ابن عساکر دمشقى شافعى، علاوه بر نگارش (اربعین حدیث)، حدود بیست نفر از دانشمندان اهل سنّت را نام مى برد که قبل از او به نگارش اربعین اقدام کرده بودند؟۲۰ و قبل از آنان هم احمد بن حنبل از شافعى نقل کرده است که مى گفت:

انّ المراد، حفظ أربعین حدیثاً فى مناقب أمیرالمؤمنین.۲۱ این نشان مى دهد که آنها علاوه بر پذیرش حدیث اربعین، مصداق آن را هم مشخّص ساخته بودند.

۵. نکته دیگر اینکه بررسى رجال حدیث، تنها یکى از راههاى شناخت حدیث صحیح از ضعیف است. راهى که از این هم مهمتر است، بررسى متن حدیث و به اصطلاح، به کاربردن فقه الحدیث یا همان درایه الحدیث است. با تکیه بر قواعد و معیارهاى این علم، چنین نتیجه مى شود که مضمون و معناى حدیث اربعین، به هیچ وجه به گونه اى نیست که عقلاً مردود و غیر محتمل باشد و یا نقلاً بتوان آن را نفى کرد؛ بلکه برعکس، با دقّت و تدبّر در آن، به خوبى مى توان به صحّت محتوا و مضمون آن پى برد.

۶. چنانچه در کتابهاى علم الحدیث به صراحت بیان شده، نه هر حدیث صحیحى واجب العمل است و نه هر حدیث ضعیفى متروک العمل. بسیارى از احادیث ضعیف را مى توان با اِعمال قواعد علم درایه و همراه با قرائن و شواهد دیگرى پذیرفت و به مضمون و محتواى آن عمل کرد؛ ولى در عین حال، ادّعاى تواتر حدیث اربعین هم، ادّعاى بس بزرگى است که به راحتى نمى توان زیر بار پذیرش آن رفت؛۲۲ زیرا اگر واقعاً به حدّ تواتر رسیده بود، اولاً نیازى به بحث از سند و اِعمال ضوابط علم رجال نداشت؛ ثانیاً على رغم کثرت طُرُقش نسبت ضعیف دادن به آن، موجّه و مقبول نبود. حال آنکه مى دانیم برخى آن را ضعیف دانسته اند و گروهى بررسى اسنادش را لازم شمرده اند.۲۳ مگر اینکه بگوییم مراد از تواتر، تواتر لفظى نیست؛ بلکه تواتر معنوى است یعنى مضمون آن، به نوعى از شهرت و اشتهارْ معروف است که باعث مقبولیت آن مى شود (چنانکه پیش از این اشاره کردیم).

در خاتمه این بحث، سخن ملااسماعیل خواجویى را در جمع بندى این حدیث مى آوریم که مى گوید:

و جمله ما وقفت من جانبنا ثلاث طرق:

الأولى: ذکرها شیخنا الشهید فى أربعینه [ص۱۹] وابتداء السند فاضلون الى السید فضل الله الراوندى، و باقى سنده الى الرضا (ع) مجهول، و جملته خمسه رجال: منهم من لایعرف، ومنهم من لاینصّ الأصحاب فیه بمدح ولاقدح.

والثانیه: رواها الشهید أیضاً مقرونه باسناده المشهور الى الصدوق، وکلّهم ثقاه، وابن بابویه أرسله الى الصادق(ع) [الخصال، ص۵۴۳].

الثالثه: ذکرها الشیخ الجلیل أبوسعید محمد بن أحمدبن الحسین النیسابورى فى أربعینه، وفى سنده أیضاً مجاهیل.

وأمّا ماذکره الشیخ بهاء الدین فى الأربعین [ص۷] فبینَ ضعیف و مجهول…

وبالجمله اعتمادنا فى هذا الباب على حدیث: (من سمع شیئاً من الثواب…) [الکافى، ج۲، ص۸۷]؛ فإنّه صحیح السند کما بیّنا فى تعلیقاتنا على الأربعین للشیخ بهاء الدین.۲۴

راویان حدیث اربعین

پیش از این، به اجمالْ گفته شد که به اعتقاد برخى از اندیشمندان مسلمان، به دلیل وجود تعدادى از راویان مجهول یا ضعیف در سلسله سند حدیث اربعین، حدیث مزبور از اعتبار و حجّیتْ ساقط است.

در این بخش، بى آنکه درصدد پرداختن به علم رجال و اثبات یا عدم اثبات ادّعاى فوق باشیم، تنها بر این حقیقتْ پاى مى فشریم که نفى کلّى و مطلق حدیث اربعین، نمى تواند بر پایه استدلالهاى قوى باشد، و گرچه نگارنده نیز بر این باور است که ممکن است پاره اى راویان این حدیث، اشخاص مجهول یا ضعیف باشند؛امّا راویان قوى و افراد موثّق هم در بین آنها یافت مى شوند که با تکیه بر آنان، مى توان و بلکه باید مضمون حدیث فوق را پذیرفت. براى اثبات این مدّعا، بعضى از راویان حدیث اربعین را به نقل از شیخ محمدتقى شوشترى ـ که خود از علماى علم رجال است ـ نام مى بریم:

۱. معاذ بن جبل، عبدالله بن عباس و انس بن مالک از پیامبر (ص)،

۲. محمد بن مسلم، حنان بن سُدَیر، اسماعیل بن فضل و اسماعیل بن مسلم، از امام صادق (ع)؛

۳. عامر بن سلیمان طایى، احمد بن عبدالله شیبانى و داوود بن سلیمان (ملقّب به فراء یا غازى)،از امام رضا (ع).۲۵

گرچه ممکن است اهل سنّت، طریق دوم و سوم را نپذیرند؛ امّا همه آنان که حدیث اربعین را نقل کرده اند، طریق اوّل را پذیرفته اند؛۲۶ مضاف بر اینکه از افراد دیگرى نظیر ابودرداء، ابووائل و دیگران نیز نام مى برند.۲۷ چنانچه نواوى ـ که از مدّعیان ضعف سند حدیث اربعین است ـ مى نویسد:

فقد روینا عن على بن أبى طالب و عبدالله بن مسعود و معاذ بن جبل و أبی الدرداء و ابن عمر و ابن عباس و أنس بن مالک و أبى هریره وأبى سعید الخُدرى ـ رضى الله عنهم ـ من طرق کثیرات بروایات متنوعاتٌ إنّ رسول الله قال: من حفظ على أمتى أربعین حدیثاً…۲۸

آغاز نگارش اربعین

چنانچه اشاره شد، اهتمام و توجّه مسلمانان به جمع چهل حدیث، باعث نگارش اربعین هاى متعدّدى شده است که با عنوان (أربعونیّات) یا (أربعینیّات) از آنها یاد مى شود.

گرچه تعیین تاریخ دقیق شروع تدوین اربعین ها کار چندان آسانى نیست؛ امّا حافظ شرف الدین نواوى (م۶۷۶ق) و به تبع او، حاجى خلیفه مى نویسند که عبدالله بن مبارک (م ۱۸۱ق)، از اوّلین کسانى بوده که اقدام به نگارش اربعین نموده است.۲۹

بنابراین، مى توان گفت: از اواخر قرن دوم هجرى، اربعین نگارى آغاز مى شود و این خود، پاسخ دیگرى است به کسانى که مدّعى اند حدیث اربعین، ضعیف و در نتیجه، بى اعتبار است.

چگونه مى توان پذیرفت که اربعین هایى براساس یک حدیث ضعیف، در همان قرون اوّلیه پدید آید؟ و تازه برخى از این اربعین ها (نظیر (اربعین) حافظ نواوى)،به تصریح حاجى خلیفه در (کشف الظنون)، به وسیله هیجده تن از دانشمندان بزرگ اهل سنّتْ شرح گردد؟!۳۰ و جالب تر اینکه نگارندگان این کتب، سعى بلیغ داشته اند که در گزینش عنوانى براى کتاب خود، حتماً یک یا چند بار نام اربعین را بیاورند که این خود، بیان کننده توجّه آنان به حدیث اربعین و اعتبارى است که براى آن قائل بوده اند.

مثلاً بسیارى ترجیح داده اند که با به کار بردن یک بار واژه اربعین براى کتاب خود، عنوان (الأربعون حدیثاً) را انتخاب کنند؛ امّا برخى دیگر، دوبار واژه اربعین را به کار برده اند، مانند: (الأربعین عن الأربعین فى فضائل أمیر المؤمنین) که تألیف حافظ ابوسعید محمد بن احمد بن حسین نیشابورى، جدّ ابوالفتوح رازى است و یا (الأربعین عن الأربعین)، تألیف یوسف بن حاتم شامى.

گروهى دیگر نیز چنین عنوانى را برگزیدند: (الأربعین عن الأربعین من الأربعین) که تألیف منتجب الدین على بن عبیدالله بن حسن بن حسین بن بابویه است (البته نام کامل کتاب وى چنین است: الأربعین حدیثاً عن أربعین شیخاً من أربعین صحابیّاً).۳۱

گفتنى است که او در خاتمه کتاب خود مى گوید: که اربعین دیگرى تألیف خواهد کرد با این عنوان: (الأربعین عن الأربعین من الأربعین مع الأربعین فى فضائل أمیرالمؤمنین) (که چهار بار کلمه اربعین در آن تکرار شده است. البته مشخّص نیست که موفّق به این کار شده است یا نه).۳۲

و حافظ ابن عساکر (م۵۷۱ق)، اربعین خود را این گونه نامگذارى کرده است: (الأربعین البلدانیه عن أربعین من أربعین لأربعین فى أربعین)، و در توضیح عنوان فوق مى نویسد:

فقد جمعت فیه [فى الأربعین البلدانیه] أربعین حدیثاً، عن أربعین شیخاً، من أربعین بلده، لأربعین صحابیّاً، فى أربعین موضوعاً.۳۳

برخى از اربعین نویسان

پس از عبدالله بن مبارک، جماعت بسیارى از علما، اقدام به نگارش اربعین نموده اند،۳۴ نظیر محمد بن اَسلم طوسى و حسن بن سفیان نسایى؛۳۵ امّا اوج این اقدام را باید از قرن چهارم هجرى به بعد دانست.

از کسانى که از این تاریخ به بعد به تألیف اربعین دست زده اند، در میان اهل سنّت،مى توان به علماى زیر اشاره کرد:

ـ احمد بن حرب نیشابورى (م ۲۳۴ق)،

ـ حافظ حسن بن سفیان نسویّ (م ۳۰۳)،

ـ حافظ ابو بکر کلابادى (م ۳۸۰ق)،

ـ حافظ عمر بن احمد بن مهدى بغدادى دارقُطنى (م۳۸۵ق)،

ـ حافظ ابوبکر جوزقى (م۳۸۸ق)،

ـ حاکم نیشابورى (م۴۰۵ق)،

ـ ابو سعید مالینى (۴۱۲ق)،

ـ ابوعبدالرحمان سُلّمى (۴۱۲ق)،

ـ حافظ ابونعیم اصفهانى (م۴۳۰ق)،

ـ اسماعیل بن عبدالرحمان صابونى نیشابورى (م۴۴۹ق)،

ـ حافظ ابوبکر بیهقى (م۴۵۸ق)،

ـ حافظ ابوبکر محمد بن ابراهیم اصفهانى (م۴۶۶ق)،

ـ حافظ عبدالرحمان بن احمد نیشابورى (م۴۷۶ق)،

ـ حافظ ابوعبدالله ثقفى (م۴۸۹ق)،

ـ نصر بن ابراهیم مَقدسى (م۴۹۰ق)،

ـ امام ابوحامد محمد غزّالى (م۵۰۵ق)،

ـ حافظ ابن عساکر (م۵۷۱ق)،

ـ بدرالدین ابومعمّر اسماعیل تبریزى (م۶۰۱ق)،

ـ امام فخرالدین رازى (م۶۰۶هـ)،

ـ شمس الدین محمد بن احمد، معروف به بطّال یمنى (م ۶۳۰ق)،

ـ محى الدّین محمدبن عبدالله، معروف به ابن زهره حلبى (م۶۳۹ق)،

ـ حافظ یحیى بن شرف الدین نووى یا نَواوى (م۶۷۶ق)،۳۶

ـ ابراهیم بن حسن مالکى (م۷۴۴ق)،

ـ محبّ الدین احمد بن عبدالله طبرى (م۷۹۴هـ)،

ـ حافظ شمس الدین ابن جَزَرى (م۸۳۳هـ)،

ـ حافظ ابن حجر عَسقلانى (م۸۵۲ق)،

ـ حافظ جلال الدین سیوطى (م۹۱۱ق)،

ـ ابن کمال پاشا (م ۹۴۰ق).۳۷

اندیشمندان بزرگوار شیعه نیز در این زمینه آثار جاویدانى از خود به یادگار گذاشته اند که اینک به معرّفى اجمالى برخى از آنان بسنده مى کنیم:

۱. الأربعون حدیثاً، ضیاء الدین فضل الله بن على بن هبه الله حسنى راوندى (م۵۴۷یا ۵۴۸ق).

۲. الأربعین، شیخ منتجب الدین رازى(م۵۸۵ق)، در فضائل امام على (ع). وى در آغاز کتابش مى نویسد:

أوردت فیه أربعین حدیثاً، عن أربعین شیخاً، عن أربعین صحابیّاً، عن أربعین کتاباً کلّها فى فضائل أمیرالمؤمنین (ع) ومناقبه.

۳. الأربعین رشید الدین محمد بن على بن شهرآشوب سارَوى مازندرانى (م۵۸۸ق). این اربعین، حاوى چهل حدیث در مناقب حضرت فاطمه (س) است.

۴. الأربعین، شیخ جمال الدین ابوعبدالله مقداد بن عبدالله بن محمد، معروف به فاضل مقداد (م۸۲۶ق)، از شاگردان شهید اوّل.

۵. الأربعون حدیثاً فى الفضائل، شیخ زین الدین بن على بن احمد شامى (۹۶۶ق)، مشتمل بر چهل حدیث در فضائل امیرمؤمنان و دیگر امامان شیعه.

۶. الأربعون حدیثاً، شیخ عزّالدین حسین بن عبدالصمد (م۹۸۴ق)، پدر شیخ بهایى (م۱۰۳۰ق)، همراه با شرح و توضیح محقّقانه احادیث. بر این کتاب، حاشیه ها و شرحهایى نگاشته شده است. ظاهراً او این کتاب را پیوسته در سفر و حضر به همراه داشت و از روى آن، براى دانشجویان تدریس کرده، آنها را به حفظ آن وادار مى کرد.

۷. اربعین، نوشته ملاعبدالله بن محمد بن سعید شوشترى خراسانى (ق ۹۷۷ ق) که مشتمل بر چهل حدیث در فضائل امیر مؤمنان (ع) و دیگر امامان شیعه است.

۸. اربعین، تألیف محمد بن شیخ عزّالدین حسین عاملى، معروف به شیخ بهایى (م ۱۰۳۰ ق) همراه با شرح و توضیح محققانه احادیث که بر آن، حاشیه ها و شرحهایى نگاشته شده است. ظاهراً او این کتاب را پیوسته در سفر و حضر به همراه داشت و از روى آن، براى دانشجویان تدریس کرده، آنهارا به حفظ آن وادار مى کرد.

۹. الأربعین، ملامحمدتقى مجلسى، معروف به مجلسى اوّل (م۱۰۷۰)، پدر علامه محمدباقرمجلسى.

۱۰ـ الأربعین، اثر ملا محسن فیض کاشانى (م۱۰۹۱ق). این کتاب، حاوى چهل حدیث در فضائل امیرمؤمنان، على (ع) است.

۱۱ـ اربعین حدیث، تألیف ملامحمد طاهر بن محمد حسین شیرازى (م۱۰۹۸ق)، شیخ الاسلام و امام جمعه قم و از مشایخ علامه مجلسى و شیخ حرّ عاملى. وى در این کتاب، چهل دلیل بر اثبات امامت، بویژه امامت على (ع) آورده است.

۱۲. اربعین حدیث، قاضى محمدسعید بن محمد مفید قمى (م۱۱۰۰ق). کتابى است در معارف و اصول دین، همراه با شرح محقّقانه احادیث که ظاهراً آن را در سى سالگى تألیف نموده است.

۱۳. الأربعونَ حدیثاً، علامه محمد باقر مجلسى (م۱۱۱۰ یا ۱۱۱۱ق) در اصول دین، فروع دین، خُطَب و مواعظ با شرح و بیانى کافى به عربى. وى همچنین اربعین دیگرى در امامت به فارسى دارد که هر دو کتاب، بارها به چاپ رسیده است.

۱۴ـ الأربعین، اثر شیخ ابوالحسن سلیمان بن شیخ عبدالله ماحوزى (م ۱۱۲۱ق). وى از شاگردان علامه مجلسى بوده و کتابش در اثبات امامت از طریق عامّه است.

۱۵ـ اربعین حدیث، علامه ملااسماعیل بن محمدحسین مازندرانى خواجویى (م ۱۱۷۳ق). توضیحات عالمانه اى در باره چهل حدیث است. کتاب وى در کنار (اربعین)هاى شیخ بهایى و علامه مجلسى، از اربعین هاى معروف و معتبر نزد علماى شیعه است.۳۸

آنچه به اجمال اشاره شد، تنها بخشى از صدها اربعینى است که در جهان تشیّع نگاشته شده است و برخى از آنها با نهایت تأسّف، بر اثر تطاول ایّام و گذشت زمان، به تدریج از میان رفته و بسیارى دیگر، همچنان به صورت نسخه هاى خطّى در گوشه کتابخانه ها به دست فراموشى سپرده شده است.

امید آنکه مؤسسه یا نهادى ویژه تشکیل شود و تمام نسخه هاى خطّى اربعینیات را یکجا گردآورى کند و به کار تصحیح و انتشار آنها اقدام نماید.

نگارنده، براین باور است که مؤسسات بزرگ اسلامى در حوزه مقدس قم، مؤسسه دارالحدیث و بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، بهترین، مناسب ترین و شایسته ترین نهادهایى هستند که مى توانند انجام چنین کارى را برعهده بگیرند که در این صورت، نباید تردید داشت با فضاى مناسبى که براى پژوهش هاى قرآنى ـ حدیثى در جامعه ما پدید آمده است، یکى از آرزوهاى رهبر فقید انقلاب اسلامى ایران، حضرت امام خمینى(ره) به واقعیت پیوسته است. بدان امید که این خواست و آرزو روزى جامه عمل به خود بپوشد. ان شاء الله!

پی نوشت:

۱. خصال، الصدوق، ۳۱۹ـ۰۳۲؛ الوافى، ج۱، ص۱۳۶؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۵۳ـ۱۵۸؛ عوالى اللئالى، ج۱، ص۹۵؛ کنزالعمّال، ج۱۰، ص۲۲۴ـ۲۲۵؛ کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۳۶ـ۱۰۳۹؛ موسوعه أطراف الحدیث النبوى، ج۸، ص۲۳۶ـ۲۳۸.

۲. الوافى،ج۱،ص۱۳۶

۳. همان.

۴. همان، ص۱.

۵. ر.ک: ترجمه و شرح (اربعین) شیخ بهایى، ص۴۱؛ الأربعین، محمد باقر مجلسى، ص۱۰؛ دائره المعارف تشیّع، ج۲، ص۵۲.

۶. الأربعون حدیثاً، شهید اوّل، ص۱۷.

۷. ترجمه و شرح (اربعین) شیخ بهایى، ص۴۱، الأربعون حدیثاً، علامه شوشترى، ص۳.

۸. وى اربعینى تألیف کرده است به نام (الأربعون حدیثاً)، در مناقب امیرمؤمنان، على(ع)؛ ر.ک: الذریعه، ج۱، ص۴۲۴.

۹. الوافى، ج۱، ص۱۳۶.

۱۰. الأربعین، مجلسى، ص۱۰؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۵۶. در کتاب اخیر آمده است: (هذا المضمون مشهور مستفیض بین الخاصه والعامه، بل قیل: إنّه متواتر) (بحارالأنوار، ج۲، ص۱۵۶). معلوم نیست که مرحوم فیض، عبارت خویش را از علامه مجلسى گرفته و یا برعکس؛ امّا چون وفات فیض، سال۱۰۹۱ق، و وفات علامه مجلسی۱۱۱۱ یا ۱۱۱۰ق، است، شاید بتوان حدس زد که علامه مجلسى، مطالب مذکور را از فیض گرفته باشد؛ امّا به نظر مى رسد که بهتر آن است که بگوییم چون هر دو از شاگردان شیخ بهایى اند، از او اخذ کرده اند. و اللّه أعلم.

۱۱. الذریعه، ج۱، ص۴۰۹.

۱۲. شرح الأربعین النبویه، ص۴۷۶.

۱۳. همان جا.

۱۴. بیهقى گوید: (أسانیده کلّها ضعیفه). از ابن عساکر نقل شده است که: (أسانیده کلّها فیها مقال، لیس فیها للتصحیح مجال). عبدالقاهر الرهادى گفته است: (طرقه کلّها ضعاف، اذ لایخلو طریق منها أن یکون فیها مجهول لایعرف، أو معروف مُضعَّف). (الأربعون حدیثاً، خواجویى، ص۶)

۱۵. الأربعین النوویّه، ص۳ـ۴.

۱۶. کشف الظنون، ج۱، ص۵۲.

۱۷. شرح الأربعین النبویّه، ص۴۸۱ـ۴۸۷؛ الأربعون حدیثاً، خواجویى، ص۸.

۱۸. الأربعون حدیثاً، خواجویى، ص۶.

۱۹. شرح الأربعین النبویه، ص۴۸۷.

۲۰. الأربعین البلدانیه، ص۳۳.

۲۱. الذریعه، ج۱، ص۴۱۰؛ الأربعون حدیثاً، شوشترى، ص۷.

۲۲. الأربعون حدیثاً، خواجویى، ص۶.

۲۳. شرح الأربعین النبویه، ص۴۸۰.

۲۴. الأربعون حدیثاً، خواجویى، ص۸ ـ۹.

۲۵.الأربعون حدیثاً، شوشترى،ص۳.

۲۶. ر.ک: موسوعه أطرف الحدیث النبوى، ج۸، ص۲۳۷ـ۲۳۸.

۲۷. الأربعین البلدانیه، ص۴۰ـ۴۰؛ کنزل العمّال، ج۱۰، ص۲۲۴ـ۲۲۵؛ عوالى اللئالى، ج۱، ص۹۵.

۲۸. الأربعین النوویه، ص۳ـ۴.

۲۹. الأربعین النوویه، ص۴؛ کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۳۶.

۳۰. کشف الظنون، ج۱، ص۵۹ ـ۶۰.

۳۱. الأربعون حدیثاً، شیخ منتخب الدین، ص۷؛ الأربعون حدیثاً شوشترى، ص۳ـ۴.

۳۲. الأربعون حدیثاً، شیخ منتخب الدین، ص۷۳؛ الذریعه، ج۱، ص۴۳۳.

۳۳. الأربعین البلدانیه، ص۸۳.

۳۴. و به تعبیر نواوى: خلائق لایُحصون من المتقدمین والمتأخرین. (الأربعین النوویه، ص۵)

۳۵. الأربعین النوویه، ص۵.

۳۶. بنا به تصریح حاجى خلیفه، هیجده تن از دانشمندان اهل سنّت، اربعین نووى را شرح کردند. (کشف الظنون، ج۱، ص۵۹ ـ۶۰):

۳۷. کشف الظنون، ج۱، ص۵۲ـ ۶۱؛ نیز ر.ک: الأربعین البلدانیه، ص۳۳ـ۳۸؛ الأربعین النوویه، ص۴ـ۵. گرچه به طور حتم، تعداد اربعین هاى مکتوب و دانشمندانى که به نگارش آن اقدام کرده اند، بیش از آن است که مؤلف (کشف الظنون) یاد کرده است؛ ولى با این همه، تعداد ۵۹ اربعین از علماى اهل سنّت در (کشف الظنون) و ۲۶ اربعین دیگر در ذیل آن گردآورى شد و مرحوم شیخ آقا بزرگ هم حدود نور اربعین از دانشمندان شیعه را در (الذریعه) برشمرده است. (الأربعون حدیثاً، شهید اوّل، ص۱۰۴)

۳۸. الذریعه، ج۱، ص۴۰۹ و ۴۳۵.

منابع:

 ۱. خصال،الصدوق،ص۳۱۶-۳۲

 ۲. الوافى،ج۱،ص۱۳۶

 ۳. بحارالأنوار،مجلسی،ج۲،ص۱۵۸-۱۵۳

 ۴. عوالى اللئالى،ج۱،ص۹۵

 ۵. کنزالعمّال،ج۱۰،ص۲۲۵-۲۲۴

 ۶. کشف الظنون،ج۲،ص۱۰۳۹-۱۰۳۶

 ۷. موسوعه أطراف الحدیث النبوى،ج۸،ص۲۳۸-۲۳۶

 ۸. شرح چهل حدیث

 ۹. شرح چهل حدیث،ص۱

۱۰. ترجمه و شرح (اربعین) شیخ بهایى،ص۴۱

۱۱. الأربعین،محمد باقر مجلسی،ص۱۰

۱۲. دائره المعارف تشیّع،ج۲،ص۵۲

۱۳. الأربعون حدیثاً،شهید اول،ص۱۷

۱۴. ترجمه و شرح (اربعین) شیخ بهایى،ص۴۱

۱۵. الأربعون حدیثا،علامه شوشتری،ص۳

۱۶. الذریعه،ج۱،ص۴۲۴

۱۷. الوافى،ج۱،ص۱۳۶

۱۸. الأربعین،مجلسی،ص۱۰

۱۹. بحارالأنوار،مجلسی،ج۲،ص۱۵۶

۲۰. الذریعه،ج۱،ص۴۰۹

۲۱. شرح الأربعین النبویه،ص۴۷۶

۲۲. الأربعون حدیثاً،خواجویی،ص۶

۲۳. الأربعین النوویّه،،ص۳، ۴

۲۴. کشف الظنون،ج۱،ص۵۲

۲۵. شرح الأربعین النبویّه،ص۴۸۷-۴۸۱

۲۶. الأربعون حدیثاً،خواجویی،ص۸

۲۷. الأربعین البلدانیه،ص۳۳

۲۸. الذریعه،ج۱،ص۴۱۰

۲۹. الأربعون حدیثاً،شوشتری،ص۷

۳۰. شرح الأربعین النبویه،ص۴۸۰

۳۱. الأربعون حدیثاً،خواجویی،ص۹-۸

۳۲. موسوعه أطرف الحدیث النبوى،ج۸،ص۲۳۸-۲۳۷

۳۳. الأربعین البلدانیه،ص۴۰

۳۴. کنزل العمّال،ج۱۰،ص۲۲۵-۲۲۴

۳۵. عوالى اللئالى،ج۱،ص۹۵

۳۶. الأربعین النوویه،ص۴-۳

۳۷. کشف الظنون،ج۲،ص۱۰۳۶

۳۸. کشف الظنون،ج۱،ص۶۰-۵۹

۳۹. الأربعون حدیثاً،شیخ منتخب الدین،ص۷

۴۰. الأربعون حدیثاً،شیخ منتخب الدین،ص۷۳

۴۱. الذریعه،ج۱،ص۴۳۳

۴۲. الأربعین البلدانیه،ص۸۳

۴۳. الأربعین النوویه،ص۵

۴۴. کشف الظنون،ج۱،ص۶۱-۵۲

۴۵. الأربعین البلدانیه،ص۳۸-۳۳

۴۶. الأربعون حدیثاً،شهید اول،ص۱۰۴

۴۷. الذریعه،ص۴۰۹، ۴۳۵

منبع :علوم حدیث ،شماره ۱۴

نادعلى عاشورى