خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

توجه به رفتار کودکان ۶ تا ۸ ساله و استفاده از آن در مسیر تربیت فرزند صالح

سن ۶ تا ۸ سالگی دوره‏ ی کشف وجود و گذر است؛ گذر از دنیایی که تحت تسلّط خانه و پدر و مادر قرار دارد و قدم گذاشتن به دنیای بسیار گسترده ‏تری که مدرسه و روابط اجتماعی با هم سن‏ ها را در بر می ‏گیرد. فرزند شش تا هشت ساله‏ ی شما در این مرحله‏ می‏ آموزد که دوستانش را انتخاب کند و از موفقیت ‏های تازه ‏اش احساس غرور کند و شخص خودش بشود.اگر چه شاید کودک در این سن هنوز گاهی دچار خشم و سرخوردگی می‏ شود ولی در مجموع بهتر می‏ تواند از دستورات پیروی کند و در ابراز کلامی احساسات، ترس ‏ها و مشکلات‏ خود بسیار تواناست. او آرزوی استقلال دارد و اکنون از مهارت ‏ها، هوش و فرصت آزمون برخوردار است. یک کودک شش ساله، در مقایسه با کودکی که فقط یک سال از او کوچک تر است، سرمشق خودکفایی می ‏باشد. در کتاب‏ های روانشناسی کودک، به شش سالگی به عنوان سن سحرآمیز اشاره می ‏شود. بیشتر کودکان تا قبل از این سنّ، بی‏آن که به یادگیری خود آگاه باشند، یاد می‏ گیرند ولی اکنون فرزند شش ساله ‏ی شما برای اولین بار در مدرسه، در زمین بازی و هر جایی در میان هم سالانش، در پی موفقیت و برتری است.
کودکان شش تا هشت ساله با وجود همه ‏ی دستاوردهای فردی، عمده‏ ی خودانگاره‏ شان را بر مبنای تصویری که خودشان و دیگران از پدر و مادرشان دارند، می‏ سازند.

در این سن او کم کم خود را با دیگران مقایسه می ‏کند و می‏ سنجد. از همین سنّ است که هم سنّ و سالان به تدریج در شکل دادن خود انگاره‏ ی کودک مهم‏ تر می ‏شوند. او برای اولین بار درس ‏هایی را می‏آموزد که تا آخر عمرش با خود خواهد داشت. پیرو بودن و رهبر بودن یعنی چه؟ در چه هنگام باید برای اعتقادات جنگید و … کودکان شش تا هشت ساله با وجود همه ‏ی دستاوردهای فردی، عمده ‏ی خودانگاره‏شان را بر مبنای تصویری که خودشان و دیگران از پدر و مادرشان دارند، می ‏سازند. کودک به شدّت به دیدن خوبی ‏های پدر و مادرش نیاز دارد تا بتواند خوب را در خود تعریف کند. همان گونه که از خوش نامی والدین قدرت می‏ یابد، از شنیدن هر گوشه و کنایه‏ای در باره‏ی آنها آزرده می ‏شود. از نظر یک کودک انتقاد یک والد- یا هر شخص دیگری- از والد دیگر انتقاد از خود اوست به علت همین وابستگی و پیوند نزدیک با پدر و مادر است که کودکان در این سنین به ندرت به خشمگین بودن از دست پدر یا مادر اعتراف می ‏کنند و در عوض خشم خود را با نشان دادن خشونت به خواهر و برادر، پدر یا مادر ناتنی یا یک دوست نشان می ‏دهند.

توجه به بعضی از گرایشات کودکان ۸ تا ۱۲ ساله و هدایت آنها در مسیر صالح شدن

کودک در این دوران، از نظر جسمی عاطفی و هوش آمادگی لازم را داراست و می‏ تواند به صورت مستقیم آموزش ببیند. از جمله امور مهمی که در این سنین لازم است که کودک یاد بگیرد و آموزش ببیند، چگونگی عبادت و آموختن نماز است. کودک در این سنین با دلی صاف و ضمیری روشن آمادگی دارد تا هر آنچه در مزرعه ‏ی دلش کاشته می‏شود، به خوبی بارور نماید و هر آنچه آموزش داده می‏ شود، یاد بگیرد و بهترین زمان برای آشنایی کودک با مسائل مذهبی و وظایف دینی محسوب می ‏شود. کودک در این سنین فرمان بردار والدین است و شایسته است که والدین هر چه در توان دارند، بدون افراط و تفریط مسائل دینی، مذهبی و بهداشتی را به کودکانشان آموزش دهند و آینده‏ ی بهتر و روشن‏تری را جلوی روی فرزندشان ترسیم کنند. پس از آموزش مسائل دینی، یاد دادن ادب از اهمیت فراوانی برخوردار است. ادب، از جمله میراث ماندگاری است که پدر و مادر در زندگی فرزند خود به عنوان یادگار می‏ گذارند. رسول اکرم صلی‏ الله علیه واله وسلم فرمود: کسی که ادب ندارد، عقل ندارد. اما آنچه مهم است تقاضای سنّی کودک و مسئوولیت سنگین پدر و مادر در این دوره‏ ی حسّاس می ‏باشد. کودک در این دوره گرایش به گروه ‏های همسال خود دارد. او دوست دارد که با هم سالان خود تشکیل گروه بدهد و بعد هم با آنها به رقابت بپردازد.
کودک در این سنین آمادگی پذیرش بعضی از مسوولیت‏ ها را دارد و بسیار پر عاطفه و استقلال طلب است.

در این سن است که الگوهای عاطفی کودک شکل می‏ گیرد. با ناراحتی دیگران چندان اظهار همدردی نمی ‏کند مگر با مادر و هم‏بازی بسیار نزدیکش. او در این سنین نیاز به حمایت والدین و محبت و راهنمایی پدر و مادر، تشویق از سوی پدر و مادر و مربیان دارد تا مراحل رشدش کامل گردد. او در سنی به سر می‏ برد که تفاوت‏های فردی خود را با دیگران می ‏شناسد. ارزش و قیمت هر چیزی را به خوبی می‏فهمد و به مادرش بیشتر از معلم متکی است. با همسالان خود، دار و دسته تشکیل می‏‏ دهد و در برابر انتقاد و خرده گیری حساس است. حسادت زیاد گاهی کودک را به پرخاش گری بر می‏ انگیزد. او از تاریکی، خطرات بدنی و تنهایی می ‏ترسد. ترسیدن کودک در این سنین، بیشتر از سنین دیگر است. او به راهنمایی‏ های عاقلانه و رهبری رغبت‏ ها و تمایلاتش در مسیر سالم احتیاج دارد بدون اینکه خشونت و تحمیلی در کار باشد. اطرافیانش باید مسوولیت‏ هایی را که کودک می ‏تواند بپذیرد به او یادآوری نمایند. کودک در سخن گفتن و بحث کردن، وقت زیادی را صرف می‏کند و بیشتر به بزرگسالان ایراد و اشکال می‏ گیرد گرچه هنوز به موافقت بزرگسالان متکی است. او به کشور و شهر خود افتخار می‏ کند و معانی و روابط منطقی را درک می ‏کند. در بیشتر اوقات نقشه ‏هایی برای خود طرح می ‏کند و به طور مستقل به اجرای آنها می‏ پردازد.
در این سنین کودک، کمال طلب است و می ‏خواهد کارها را خوب انجام دهد ولی اگر ناامید شود و در فشار قرار گیرد، رغبت خود را از دست می‏ دهد.

او می‏ خواهد مسوولیتی را بر عهده بگیرد و با بهتر انجام دادن آن مورد تشویق و تمجید واقع گردد. او بازی‏ های پر حرکت و تحرک را لازم دارد. باید عضو گروهی شود و مورد محبت واقع شود. باید به او مسوولیت داد و دنبال نتیجه‏ اش بود. نسبت به عدالت و انصاف، حسّاس است. از خواندن و فعالیت خلّاق در جنبه ‏های متعدد لذت می ‏برد و به همکاری با بزرگسالان علاقه‏ ی بسیار دارد. در این دوره تفاوت رغبت‏ ها میان دختر و پسر ظاهر می‏ شود. از مسخره شدن کارهایش بسیار ناراحت می‏شود لذا باید در این مورد دقت شود تا مورد تحقیر قرار نگیرد و از لحاظ روحی آسیب نبیند. از گناهی که مرتکب می‏ شود، احساس شرمندگی می‏ کند. در این دوران که حساس‏ ترین دوره‏ی تربیتی برای کودک به حساب می‏ آید، نقش آفرینی پدر و مادر به صورت صحیح، بسیار کار ساز بوده و اگر پدر و مادر بتوانند با دقت لازم در این امر خطیر و مهم گام بردارند، آینده‏ی روشن فرزندشان را تضمین نموده و او را در مسیری صحیح و سالم هدایت خواهند نمود و ثمره‏ی آن عاید فرزند، والدین، خانواده و جامعه خواهد شد.

برگرفته از کتاب” فرزند صالح”

منبع :تنظیم و تلخیص برای تبیان: کهتری