پیامبر اسلام (ص) و وصیت نامه

چرا پیامبر اسلام در موقع فوت وصیت نامه اى ننوشتند؟

پاسخ:

به تصریح اهل سنت و شیعه و به اعتراف اصحاب و نویسندگان صحاح و سایر نویسندگان سنن به هنگام احتضارِ پیامبر(ص)عده اى از مردان ازجمله عمر بن الخطاب در خانهء آن حضرت بودند.

پیامبر(ص)فرمود: هَلُمَّ اَکْتُبْ لکم کتاباً لا تضلّوا بعده ; بیایید برایتان نوشته اى بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید. عمر گفت : درد بر او غلبه کرده و قرآن نزدشما است . کتاب خدا ما را کفایت مى کند. بین افراد اختلاف افتاد و منجرّ به نزاع شد. آن گاه که سر و صدا و اختلاف نزد پیامبر(ص)بالا گرفت ، فرمود: برخیزید و ازاین جا بروید.

ابن عباس همواره این سخن را مى گفت که : تمام مصیبت آن وقتى بود که بااختلاف و سر و صدایشان بین پیامبر و بین آنچه مى خواست براى آن ها بنویسد،حائل شوند.[۱]

این حدیث از احادیثى است که در صحت و صدور آن جاى هیچ سخن و تردید نیست .

حقیقت آن است که آن ها مى دانستند آن حضرت (ص)مى خواهد عهد و پیمان خلافت را محکم تر کند و نص بر وصایت و خلافت على (ع)را مؤکّد سازد; از این روایشان را از این کار باز داشتند، چنان که عمر بن خطاب در بحث و گفت و گوى که بین او و ابن عباس در گرفت ، به آن تصریح کرده است .[۲]

اگر این کلام حضرت را با حدیث ثقلین در نظر بگیریم که فرمود: من در بین شماچیزى مى گذارم که اگر به آن تمسک جویید، هرگز گمراه نشوید: کتاب خدا وعترتم . در مى یابیم که هدف این دو حدیث یکى است و آن این که : پیامبر(ص)درحال بیماریش مى خواست تفصیل آن چه را در حدیث ثقلین بر آن ها واجب کرده است بنویسد.

ـ چرا آن حضرت از نوشتن صرف نظر فرمود؟ وقتى که حضرت دید درحضورش سخنان ناروا و توهین آمیز گفته مى شود بدیهى است که پس از رحلت آن حضرت به محتواى وصیت عمل نخواهد شد و اگر اصرار در نوشتن مى کرد، آن ها نیز در این که وى هذیان مى گوید، پافشارى مى کردند و همین امر منشأ اختلاف دربین امت اسلامى بود.

آن چه لزوم وصیت رسول اکرم (ص)را تأکید مى کند، دستور قرآن است که به صراحت فرموده است : .[۳] روایات زیادى این موضوع را تأیید مى کند، به طورى که رسول اکرم (ص)فرمود: .[۴] چگونه مى توان باور کرد که رسول اکرم (ص)در مورد امر مهمى مانند خلافت پس از خود هیچ گونه وصیتى نداشته باشد؟

گذشته از این پیابر امّى بود و خط نوشتن نیاموخته بود، اما مقدارى از وصایاى خود را در حجهالوداع و خطبه غدیر بیان کرد و فرمود: انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى ; من دو چیز گران بها در اختیار شما مى گذارم : کتاب خدا و عترت .

هم چنین در سایر خطبه ها و سخنرانى ها گفته ها را گفت و دیگران نوشتند.

فقط دو کلمه راجع به حضرت على (ع)موقع مرگش مى خواست بنویسد که عمر مانع شد، اما در مورد اهل و عیالش ، به زبان قرآن و حدیث توصیه فرموده بود; بنابراین ، چیزى نبود که پیامبر دریغ کند.

 پی نوشتها:

[۱] . صحیح بخارى ، ج ۷ ص ۱۵۶٫

[۲] . سید شرف الدین ، المراجعات ، ترجمه محمد جعفر امامى ، ص ۳۲۴٫

[۳] . بقره (۲ آیهء ۱۷۶).

[۴] . وسائل الشیعه ، ج ۱۳ ص ۳۵۲٫