خانواده شیعی » پدر و مادر »

چرا به پدر و مادر خود احترام بگذاریم؟(۲)

حق مادر

«أَمَّا حَقُّ الرَّحِمِ- فَحَقُّ أُمِّکَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْکَ حَیْثُ لَا یَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً- وَ أَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قلب‌ها مَا لَا یُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً- وَ أَنَّهَا وَقَتْکَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ یَدِهَا وَ رجل‌ها- وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِیعِ جوارح‌ها- مُسْتَبْشِرَهً بِذَلِکَ فَرِحَهً موبله [مُؤَمِّلَهً] – مُحْتَمِلَهً لِمَا فِیهِ مکروه‌ها وَ ألمه و ثقله و غمه [أَلَمُهَا وَ ثقل‌ها وَ غم‌ها] – حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْکَ یَدُ الْقُدْرَهِ وَ أَخْرَجَتْکَ إِلَى الْأَرْضِ- فَرَضِیَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِیَ وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرَى- وَ تُرْوِیَکَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحَى- وَ تُنَعِّمَکَ بِبُؤْسِهَا وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِهَا- وَ کَانَ بطن‌ها لَکَ وِعَاءً وَ حِجْرُهَا لَکَ حِوَاءً- وَ ثَدْیُهَا لَکَ سِقَاءً وَ نفس‌ها لَکَ وِقَاءً- تُبَاشِرُ حَرَّ الدُّنْیَا وَ بَرْدَهَا لَکَ وَ دُونَکَ- فَتَشْکُرُهَا عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ- وَ لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِه.»؛ حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی‌دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی‌دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، ناملایمات غم و اندوه و نگرانی‌ها را تحمل می‌کند و شادان و خرم است که تو را سیر نماید، و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد؛ تو را سیراب کند و خود تشنه بماند؛ خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند، با تحمل و مشقت، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی‌خوابی، تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو سینه‌اش چشمه‌ی جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است؛ پس باید به پاس این همه محبت و زحمت، شکر گزار او باشی، و هرگز نمی‌توانی مگر خدایت یاری کند.
اگر ما کمی فکر کنیم بار دیگر همه رنج‌های مادران را مقابل چشم خود می‌بینیم و به صبر و بردباری او، در تحمل و رنج‌های فراوان را تحسین می‌گوییم و در مقابل این موجود قابل تقدیس و کریم خاضع می‌شویم و بیشتر احساس وظیفه می‌کنیم ولی چه زمانی دیگر می‌خواهیم به این محبت‌های او جواب بدهیم؟ درک این مطلب و کلام را کسی چون امام سجاد(علیه السلام) فقط می‌فهمد که با مادر خود بر سر یک سفره همنشین نمی‌شد و هنگامی که علت را سوال می‌کنند: «أَنْتَ أَبَرُّ النَّاسِ بِأُمِّکَ وَ لَا نَرَاکَ تَأْکُلُ مَعَهَا قَالَ أَخَافُ أَنْ تَسْبِقَ یَدِی إِلَى مَا سَبَقَتْ عین‌ها إِلَیْهِ فَأَکُونَ قَدْ عَقَقْتُهَا»(۴۲)؛ شما با اینکه از نیکو کارترین مردم هستید، چگونه است که هرگز ندیده‌ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ فرمودند: می‌ترسم بر سر یک سفره دستم را چیزی دراز کنم که قبلاً چشم مادرم بر آن افتاده باشد و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم.

مقام و منزلت مادر نزد پروردگار

منزلت و مرتبه مادر نزد پروردگار آنقدر بلند و رفیع است که فقها بر اساس آن روایات، فتواهای جالبی دارند؛ مثلا روایتی به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت داده شده که حضرت فرمودند: «ِاذَا کُنْتَ فِی صَلَاهِ التَّطَوُّعِ فَإِنْ دَعَاکَ وَالِدُکَ فَلَا تَقْطَعْهَا وَ إِنْ‏ دَعَتْکَ‏ وَالِدَتُکَ فَاقْطَعْهَا»؛(۴۳) اگر مشغول خواندن نماز مستحبی هستی و پدرت تو را صدا بزند؛ حق نداری نمازت را قطع کنی؛ اما اگر مادرت تو را صدا زند؛ موظفی نماز مستحبی را شکسته و او را اجابت کنی.
در فتواها آمده است که اگر سفر مباح و یا حتی زیارت مستحبی برای انسان پیش آید و یکی از والدین اظهار نارضایتی کند، و آن سفر را منع کند، سفر حرام می‌شود و انسان حق ندارد به آن سفر برود.(۴۴)
از دقت و تاکیدی که در روایت‌ها آمده، ارج و قرب و منزلت مادر در درگاه الهی بیشتر از پدر است؛ این مطلب در (فقه الرضا علیه السلام) بیان شده است که حضرت فرمودند: «أعلَم أنَّ حَقَ الأُمِّ أَلزَمُ الحُقُوقِ وَ أوجَبُ لاَنَهَّا حَمَلت… »؛(۴۵) حق مادر نسبت به سایر حقوق، لازم‌ترین و واجب‌ترین حقوق است؛ چرا که او را در جایی حمل کرده…
شخصی خدمت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: «یا رسول الله! قال أن تُطیعَهُ مَا عَاشَ فَقیلَ مَا حَقُّ الوَالِدَه فَقالَ هَیهَاتُ هَیهَاتَ لَو أنَّهُ عَدَدَ رَملِ عَالجٍ و قَطرِ المَطَرِ أیَّامَ الدُّنیا قامَ بَینَ یدی‌ها مَا عَدَلَ ذَلکَ یَومَ حَمَلَتهُ فِی بطن‌ها»؛(۴۶)‌ ای رسول خدا! حق پدر چیست؟ حضرت فرمودند: مادامی که زنده است او را اطاعت کنی و مطیع او باشی. بعد عرض کرد: حق مادر چیست؟ فرمودند: اگر انسان به اندازه‌ی ریگ‌های بیابان و قطرات باران و ایام روزگاران، در مقابل مادر بایستد و او را اطاعت کند، به اندازه یک روز دوران حمل، حق او را ادا نکرده است.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «دَعوهُ الوالدهِ أسرَعُ إجابهً، قیل، یا رسولَ اللهِ و لِمَ ذلکَ؟ قال: هی أرحمُ مِن الأدبِ، و دَعوهُ الرَّحِمِ لا تَسقُطُ»؛(۴۷) دعای مادر سریع‌تر اجابت می‌شود، عرض کردند: چرا یا رسول الله! حضرت فرمودند: چون مادر رحمت و مهربانی‌اش نسیت به فرزند از پدر بیشتر است، خداوند دعای انسان دحیم و مهربان را هرگز رد نمی‌کند.

حق پدر

و أمّا حقّ أبیک فأن تعلم أنّه أصلک، و أنّه لو لاه لم تکن، فمهما رأیت من نفسک ممّا یعجبک فاعلم أنّ أباک أصل النعمه علیک فیه، فاحمد اللّه و اشکره على قدر ذلک و لا قوّه إلّا باللّه. حق پدر این است که بدانى منشأ وجود تو است، اگر او نبود، تو هم نبودى، هر چه در وجودت موجب خوش آیندى است بدان که ریشه ‏ى این نعمت در وجود پدر است، پس خدا را شکر کن و به قدر این نعمت سپاسگزار باش و لا قوه الا باللّه(نیروئى جز به مدد الهى نیست).
امام سجاد(علیه السلام) در بیاناتشان یاد آور شده‌اند که اساسی‌ترین انگیزه برای رعایت احترام پدر این است که بدانمی او اصل و ریشه‌ی تو است و تو شاخه و فرع او هستی؛ به عبارتی دیگر تو ثمره آن درخت هستی از نظر امام نظام مندی عالم آفرینش که برای همگام امری بدیهی و روشن است؛ آثاری دارد و از جمله آن آثار، حقی است که برای اصل و ریشه و نسبت به فرع و میوه ایجاد می‌شود.
در حدیث قدسی(۴۸) نقل شده است که خداوند متعال می‌فرماید: بعزتی و جَلالی و ارتفاع مَکانی، لو أنَّ العاقَّ لوالدَیه یَعمَلُ بِأعمالِ الأنبیاء جمیعاً لَم أقبَلهَا مِنه(۴۹)؛ قسم به عزت، جلال و جایگاه و وحدانیتم اگر کسی احترام پدر و مادر را نگه ندارد، عاق والدین می‌شود؛ اگر چه همه اعمال انبیای گذشته در پرونده او ثبت شده باشد؛ یعنی همه خیرات و حسنات را از آدم ابوالبشر تا خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام داده باشد اعمالش را نخواهم پذیرفت.
حدیث دیگری هست که می‌فرماید: إنَّ أوّلُ ما کَـب اللهُ فی اللوح المفوظِ إنّی أنا اللهُ لا إالهَ إالَّا أنا(۵۰)؛ اولین چیزی که در لوح محفوظ الهی ثبت شده است، شهادت به توحید است.
بعد از شهادت به توحید این مطلب ثبت شده است. مَن رضِیَ عنه والدهُ فأنا مِنه راضٍ، و مَن سخِط علیه والدهُ فأنا علیه ساخط(۵۱)؛ کسی که پدر و مادرش از او راضی باشند، من از او راضی هستم و کسی که پدر و مادرش بر او خشمگین و غضبناک باشند، من بر او خشم می‌گیرم.

آثار احترام به والدین و پیامد‌های بی‌احترامی

وَ قَالَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ یَضْمَنْ لِی بِرَّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَهَ الرَّحِمِ أَضْمَنْ لَهُ کَثْرَهَ الْمَالِ وَ زِیَادَهَ الْعُمُرِ وَ الْمَحَبَّهَ فِی الْعَشِیرَه(۵۲)؛ کسی که تضمین کند نیکوکاری و خدمت به پدر و مادر وصله رحم را انجام دهد، من برای او چند چیز را تضمین می‌کنم: یکی مال، ثروت و مکنت زیاد؛ دوم عمر طولانی و سوم محبوبیت در میان اقوام و خویشان.
قَالَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): به روا آبَاءَکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْنَاؤُکُم(۵۳)؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم): فرمود نیکى کنید با پدرانتان تا به شما نیکى کنند پسرانتان و پارسا باشید از زنان مردم تا پارسا باشند از زنانتان.

درباره آثار اخروی به پدر و مادر

أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ‏ لَهُ‏ دَرَجَهٌ فِی الْجَنَّهِ لَا یَعْرِفُهَا مِنْ أَعْمَالِهِ فَیَقُولُ رَبِّ أَنَّى لِی هَذِهِ فَیَقُولُ بِاسْتِغْفَارِ وَالِدَیْکَ لَکَ مِنْ بَعْدِک‏(۵۴)؛ وقتی بنده‌ای به بهشت می‌رود، او را درجاتی می‌دهند که وی هر چه اعمال خود می‌اندیشد عمل قابل توجهی که او را در آن جایگاه قرار بدهد، نمی‌بیند، سوال می‌کند خدایا! این مقام و مرتبه از کجا برای من فراهم شده است؟ جواب می‌شنود با طلب مغفرت والدین تو.

فرازهایی از دعاهای با ارزش امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه

وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالْکَرَامَهِ لَدَیْکَ، وَ الصَّلَاهِ مِنْکَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏(۵۵)؛ اى خداوند! پدر و مادر مرا نیز به کرامت خود و رحمت خود مخصوص گردان، اى مهربان‏ترین مهربانان.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیْبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَُّوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَایَ هَوَاهُمَا، وَ أُقَدِّمَ عَلَى رِضَایَ رِضَاهُمَا وَ أَسْتَکْثِرَ بِرَّهُمَا بِی وَ إِنْ قَلَّ، وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُر.(۵۶)؛ بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد که هیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان که مادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخش‏تر گردان از به خواب رفتن بى‏خوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم. خداوندا، چنان کن که نیکى و مهربانى آن دو را در حق خود بسیار شمرم هر چند اندک بود و نیکى و مهربانى خود را در حق آن دو اندک شمرم هر چند بسیار بود.

توضیحی در مورد فراز زیبای امام سجاد(علیه السلام)

خدایا! اطاعت پدر و مادر را برای من شیرین‌تر از بستر انسانی قرار ده که کم خوابیده است؛ زیرا برای انسانی که کم خوابیده، چیزی شیرین‌تر و محبوب‌تر از یک بستر راحت نیست. بنابراین امام می‌فرماید: خدایا! چنان کن که برای خدمت گزاری به والدین؛ و اطاعت آن‌ها در خود، احساس نیاز کنم.
خدایا! اطاعت والدین را برای من گوارا قرار بده چنان که آب خنک را برای یک انسان عطشان محبوب و گوارا قرار می‌دهی؛ تا اطاعت و خواسته آن‌ها را بر خواهش‌های نفس خود مقدم بدارم. خدایا! چنان کن که کارهای خوب و خدمات آن‌ها در چشم من زیاد جلوه کند؛ اگر جه آن کارها کم و کوچک باشد و خدمات و نیکی‌های زیاد و طولانی مدت من در نظرم نا چیز باشد.

نکات

۱: فرزندان نمی‌توانند به عذر این که ما نمی‌دانیم چگونه با پدر و مادر خود معاشرت کنیم، مرتکب خطا شوند امام سجاد(علیه السلام) در قالب دعا می‌فرمایند: باید به وظایف خود نسبت به پدر و مادر علم پیدا کنیم.
۲: فرزند باید از خدا بخواهد که به او قدرت بدهد تا به آموخته‌هایش دقیق و صحیح عمل کند، یعنی بتواند خود را در مسیر خدمت و اطاعت والدین قرار بدهد؛ آن هم نه از روی کراهت و سختی و زحمت.
«اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی، وَ أَطِبْ لَهُمَا کَلَامِی، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکَتِی، وَ اعْطِفْ عَلَیْهِمَا قَلْبِی، وَ صَیِّرْنِی بِهِمَا رَفِیقاً، وَ عَلَیْهِمَا شَفِیقا»؛(۵۷) پروردگارا! صدایم را بدر برابرشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما و دلم را برآنان مهربان و مرا برایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.
اللَّهُمَّ لَا تُنْسِنِی ذِکْرَهُمَا فِی أَدْبَارِ صَلَوَاتِی، وَ فِی إِنًى مِنْ آنَاءِ لَیْلِی، وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِی. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِی مَغْفِرَهً حَتْماً، وَ ارْضَ عَنْهُمَا به شفاعتی لَهُمَا رِضًى عَزْماً، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْکَرَامَهِ مَوَاطِنَ السَّلَامَهِ. خدایا! چنان کن که من در پایان هر نماز، در دل شب، در هر ساعتی از ساعت‌های روز و شب، پدر و مادرم را فراموش نکنم. خدایا! مرا موفق کن که به حرمت احسان و نیکی پدر و مادر آن‌ها را یاد کنم و برای آن‌ها طلب مغفرت کنم. خدایا! به خاطر دعای من نسبت به والدین، مرا بیامرز و به خاطر نیکی‌های آن‌ها نسبت به من، آن‌ها را مشمول آمرزشت قرار بده، خدایا! من- اگر آبرویی در پیشگاه تو دارم- برای والدینم شفیع درگاهت می‌شوم؛ تو از آن‌ها راضی باش، خدایا! جایگاه آن‌ها را جیگاه سلام که بهشت تو است، قرار بده؛ آن‌ها را مشمول کرامت و بزرگواری خود قرار بده.(۵۸)

نتیجه‌گیری

اهمیت، فوائد و آثار احترام و احسان به والدین همچنین مفاسد و علاج عدم احترام به والدین را بازگو خواهیم کرد تا توانسته باشیم نتیجه‌ای مهم و زیبا از بحث گرفته باشیم.

– برای اهمیت احترام و احسان به والدین همین قدر بس است که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: نیکویی با پدر و مادر، افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا(۵۹)

این احترام و احسان به والدین چه فوائد و آثاری به همراه دارد:
۱- باعث قبولی طاعات و عبادات می‌شود.
۲- باعث تحصیل رضای خداوند می‌شود.
۳- جوابگویی بخشی از خدمات آن‌هاست.
۴- باعث می‌شود انسان راحت جان بدهد.
۵- باعث می‌شود انسان عذاب قبر نداشته باشد و بهشتی شود.
۶- باعث حل مشکلات عاطفی می‌شود.
۷- باعث استحمان و پیوند خانوادگی می‌شود.
۸- فرزندان در آینده به ما احسان و احترام می‌کنند.
۹- برکت عمر و ثروت را به همراه دارد.

چگونه می‌توانیم این احسان و اکرام به والدین را کسب کنیم؟
از لحاظ علمی: ۱- دقت در آیات و روایاتی که بر این مسئله تاکید و تکیه دارند. ۲- تامل در آفات ضد آن. ۳- دقت در سیره اولیاء و برخورد با والدینشان. ۴- شناخت حقوق آنان.
از لحاظ عملی: ۱- خود را به عمل احیان به والدین واداشتن اگر چه در ابتدا سخت باشد تا اینکه باعث ایجاد ملکه در وجود ما گردد. ۲- درخواست از خدا ۳- احقاق حقوق آن‌ها به تدریج.

برای احسان اکرام به والدین اقسامی را ذکر کرده‌اند:
۱- احسان و اکرام مالی
۲- لسانی: احسان و نیکی در گفتار
۳- بدنی: احسان و نیکی به واسطه خدمتگزاری و کار انجام دادن برای آنان.
مصادیق احسان به والدین و حقوق آن‌ها
در بعضی از کتب اخلاقی تا بیش از ۸۰ مورد بیان نموده‌اند که کا به ذکر بعضی از آنها می‌پردازیم:
۱- اطاعت از والدین مگر در معصیت خالق
۲- به اسم صدا نزدن والدین
۳- جلو تر از والدین راه نرفتن
۴- قبل از والدین ننشستن
۵- سبب فحش دادن مردم به آن‌ها نشدن
۶- خشوع در برابر آن‌ها، هنگامی که خشمگین می‌شوند.
۷- شکر گزار آن‌ها بودن درهمه حال
۸- خیر خواه بودن آنان در نهان و آشکار
۹- برآوردن حاجت آن‌ها قبل از اینکه ابراز کنند.

عمده حقوق والدین پس از مرگ:
۱- عمل کردن به وصیت ایشان چنانچه بر اساس قوانین شرعی است.
۲- دعا کردن و درخواست رحمت از خدا برای ایشان
۳- رسیدگی به بدهکاری مالی آن‌ها
۴- انجام عبادات و خواندن قرآن و نماز به یاد آن‌ها
۵- خواندن نماز قضا و گرفتن روزه قضا آن‌ها
۶- به زیارت قبور آن‌ها رفتن
۷- حفظ مودت و ارتباطات سالم خانوادگی پس از ایشان
۸- احسان به دوستان آن‌ها پس از وفاتشان
۹- صدقه دادن و خدمت به مردم به نیت آنان
۱۰- به زیارت معصومین(علیهم السلام) رفتن به نیت آن‌ها
حال اگر کسی بعد از خواندن این مطالب و حقوقی که راجع به احترام به والدین و احسان به والدین بیان شد متنبه نشد و بی‌توجه از کنار آن‌ها بگذرد عقوبت‌هایی برای خود فراهم ساخته که به عاق والدین معروف است که در خاتمه به توضیحی در این مورد می‌پردازیم تا بحث را به صورت کامل جمع کرده باشیم و دیگر مطلبی باقی نمانده و اتمام حجت تمام شده باشد.
– کینه و خشم، بخل و تنگ نظری، محبت و وابستگی به دنیا ریشه عاق والدین شدن است.
– احادیثی در این مورد بیان شده است که به ذکر مواردی می‌پردازیم:
«قال علی(علیه السلام) مِنَ الْعُقُوقِ إِضَاعَهُ الْحُقُوق»(۶۰)؛ ضایع نمودن حقوق پدر و مادر، بخشی از عاق شدن از طرف آنان است
«قال علی(علیه السلام) أَقْبَحُ الْمَعَاصِی قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الْعُقُو»(۶۱)؛ زشت‌ترین گناهان، ترک صله رحم و عاق والدین است.
«قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من أصبح مسخطا لأبویه أصبح له بابان مفتوحان إلى النار»(۶۲)؛ هر کس مورد خشم والدینش باشد دو در از درهای جهنم بر او باز خواهند شد.
«وَ قَالَ الصادق(علیه السلام):‏ مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا لَهُ ظَالِمَانِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ صَلَاه»(۶۳) هر کس به پدر و مادر خود نگاهی تند و خشم آلود کند، در حالی که آنها به او ظلم هم کرده باشند خداوند نماز او را قبول نمی‌کند.

مفاسدی که بر شخص عاق والدین شده می‌شود:
۱- محرومیت از بهشت و بوی بهشت
۲- سخت جان می‌دهد
۳- عذاب قبر
۴- غضب خدا
۵- عدم قبولی طاعات و عبادات مانند نماز و…
۶- فقر تنگدستی
۷- گرفتار شدن شخص عاق والدین شده به آزار فرزندان خود
۸- فروپاشی عواطف و نظان خانوادگی
۹- ذلت
۱۰- خرمج از دایره توفیق طاعت خدا
۱۱- ناسپاسی نعمت خداست
۱۲- بی‌رغبت شدن والدین، به تربیت فرزند

اقسام عاق والدین
۱- ترک یاری والدین به زبان و گفتار
۲- ترک کمک و معاونت بدنی
۳- ترک کمک مالی
۴- عدم احترام و تکریم آن‌ها
۵- کوتاهی در خدمت نمودن به آن‌ها
۶- بد زبانی
۷- روی در هم کشیدن
۸- صدا بلند کردن
۹- دست بالای دست آنان گرفتن در هنگام دادن چیزی به آن‌ها
۱۰- جلوتر از آنان راه رفتن
۱۱- عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان

نتیجه‌گیری یا تذکرات پایانی
۱- آزار والدین و عاق آن‌ها شدن حرام و از گناهان کبیره است.
۲- ممکن است کسی پس از مرگ والدین به خاطر ترک حقوق آن‌ها عاق شود.
۳- سه گناه است که در دنیا خیلی زود عقوبتش داده می‌شود: نافرمانی والدین و …
کسی که عاق والدین است به این کیفرها و نکبت‌ها دچار می‌شود
۱- در قیامت به شکل الاغ خواهد شد
۲- از دعای والدین محرم می‌شود
۳- بدبخت می‌میرد
۴- مورد لعن و نفرین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است.
۵- عمر را کوتاه می‌کند
۶- عذاب دوزخ را به همراه دارد.
۷- در دنیا فرزندان با او همان گونه عمل می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره مبارکه احقاف، آیه ۱۵
۲- بنی اسرائیل، آیه ۲۴
۳- سوره‌ی نساء، آیه ۳۶
۴- سوره اسراء، آیه ۲۳
۵- سوره مبارکه لقمان، آیه ۱۵
۶- سوره مبارکه انعام، آیه ۱۵۱
۷- سوره مبارکه بقره، آیه ۱۸۰
۸- انفال ۲۸، تغابن ۱۵-۱۴، منافقون ۹، نوح ۲۸، بقره ۸۳
۹- تالیف حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتی، ج ۷، ص ۳۸
۱۰- سوره اسراء آیه ۲۳
۱۱- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر نور الثقلین
۱۲- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر نمونه
۱۳- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر ممع البیان
۱۴- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر فرقان
۱۵-(قول کریم) در تفسیر آیه ۲۳، سوره اسراء بیان شده است.
۱۶- کافی، ج ۲ ص ۱۵۷
۱۷- مریم، آیه ۳۹
۱۸- مریم، آیه ۱۴
۱۹- «أنا و علی ابو فهذه الاّمه»، بحار ج ۱۶، ص ۹۵
۲۰- حج ۷۸
۲۱- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۰، ح ۲۲۶۶۹
۲۲- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۰، ح ۲۲۶۷۲
۲۳- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۲، ح ۲۲۶۷۸
۲۴- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۲، ح ۲۲۶۸۱
۲۵- میزان الحکمه، ص ۷۰۹۴، ح ۲۲۶۸۷
۲۶- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۴، ح ۲۲۶۸۸
۲۷- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۶، ح ۲۲۷۰۰
۲۸- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۸، ح ۲۲۷۰۲
۲۹- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۸، ح ۲۲۲۷۰۹
۳۰- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۱۰۰، ح ۲۲۷۱۸
۳۱- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از الکافی، ج ۲، ص ۳۱۲
۳۲- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۴
۳۳- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از الکالفی، ج ۲، ص ۳۴۸
۳۴- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از کافی ج ۲، ص ۳۴۹
۳۵- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل ازالکافی، ج ۲، ص ۱۶۲
۳۶- این روایت در کتاب ثمرات الحیات، سید الواعظین تالیف آقا سید محمود امام اصفهانی، ویرایش محمد ملکی، ج ۱، ص ۵۳ آمده است.
۳۷- بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵
۳۸- بحار الانوار، ج ۷۴، ۷۵
۳۹- بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵، روایت ۶۸، باب ۲
۴۰- ثمرات الحیات، سید الواعظین تالیف آقا سید محمود امامی اصفهانی، ویرایش محمد ملکی، ج ۱، ص ۵۳
۴۱- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۱۲ به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۴، ح ۱۷۹۰۸
۴۲- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۱۹۲، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۸۲، ح ۱۷۹۴۰
۴۳- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۶، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۱۸، ح ۱۷۹۳۳
۴۴- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۷، به نقل از عروه الوثقی، ج ۱، ص ۷۳۴
۴۵- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۴، به نقل از فقه الرضا(علیه السلام)، ص ۳۳۴- مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۸۰، ح ۱۷۹۳۱
۴۶- مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۲۰۳، ح ۱۸۰۱۴
۴۷- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۱۹، به نقل از محجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۵
۴۸- حدیث قدسی: کلام الهی است که پیامبر نقل می‌کنند ولی در شمار آیات قرآن نمی‌باشد
۴۹- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۶، به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۰- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۷، به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۱- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۷ به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۲- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۶، ح ۱۷۹۱۵
۵۳- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۵، ح ۱۷۹۰۸
۵۴- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۵، ح ۱۷۹۱۰
۵۵- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۳، به نقل از صحیفه سجادیه، ص ۱۵۹
۵۶- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۳، به نقل از صحیفه سجادیه، ص ۱۶۱
۵۷- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۷، صحیفه سجادیه، ص ۱۶۱، دعای بیست و چهارم
۵۸- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۷، صحیفه سجادیه، ص ۱۶۶، دعای بیست و چهارم
۵۹- معراج السعادت، عالم ربانی مرحوم ملا احمد نراقی، ص ۵۱۸ به نقل از احیاء العلوم، ج ۲، ص ۱۹۲، محجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴
۶۰- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم(۶/۹)
۶۱- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم(۲/۴۴۹)
۶۲- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، جامع السعادات(۲/۲۶۲)
۶۳- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم

منابع
۱- قرآن کریم
۲- تفسیر نور، مولف حجه الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، ج ۷ نشر مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، بهار ۱۳۸۰
۳- میزان الحکمه همراه با ترجمه فارسی، مولف محمد محمدی ری شهری، مرکز تحقیقات دار الحدیث، ویرایش سوم، قم دار الحدیث، سال ۱۳۷۹
۴- ثمرات الحیات، مولف سید محمود امامی اصفهانی(ره)، انتشارات قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، نوبت چاپ ششم ۱۳۸۷ چاپخانه ولیعصر.
۵- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام) ج ۲، سلسله گفتارهای حضرت آیت الله یثربی، تنظیم حجه الاسلام قاسم نصیرزاده، انتشارات فرهنگ آفتاب، نوبت و تاریخ چاپ اول مهر ۱۳۸۲، دوره ۳ جلدی، شابک ۶۳-۹۳۸۶۹-۹۶۴
۶- معراج السعاده، تالیف ملا احمد نراقی، ناشر: موسسه انتشارات قم: هجرت، تابستان ۱۳۸۱
۷- گنجینه معارف، تالیف محمد رحمتی شهرضا، قم ۱۳۸۵، ویراستار ادبی: محمود حسین پور علویه، انتشارات: صبح پیروزی ۷۷۴۸۲۳۳، نوبت چاپ چهارم ۱۳۸۶، چاپ نوید اسلام
۸- بهشت اخلاق، مهدی نیلی پور، قم: موسسه تحقیقانی حضرت ولی عصر(عج)، سوم، پاییز ۱۳۸۶

منبع: راسخون؛ نویسنده: عباس یسلیانی