فرهنگ و تمدن شیعه » میراث علمی فرهنگی شیعه » علوم تجربی »

پایه گذاری علم شیمی

مسلمانان از قرن دوم هجری، به طور رسمی به علم شیمی پرداختند و در امور پزشکی و صنعت از آن بهره بردند. مسعودی از کارایی صنعت کیمیا در صنایع طلا و نقره، ساخت اکسیر، ساخت زئبق، تقطیر و… سخن به میان آورده و از رساله ی کندی در نفی کیمیا و پاسخ رازی به او سخن گفته است. (۱)

البته در علم کیمیا، نه اکسیر جوانی کشف شد، و نه کلید تبدیل مس به طلا به دست آمد؛ اما آن قدر منفعت به همراه داشت که نمی توان آن را کم از کیمیا دانست. در میان شیمی دانان مسلمان، نام جابر بن حیان نامی آشناست. مجموعه آثار جابر، سفره ی گسترده ای است که مشتاقان شیمی را به سوی خود می کشد. امروزه او را پدر علم شیمی می شناسند. وی شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود و علم خود را به آن حضرت منتسب می دانست. او بارها امام صادق (علیه السلام) را استاد خود خوانده و مطالبی را از آن حضرت نقل کرده است. (۲) آثار منسوب به جابر به قدری فراوان است که بنا به نقل ابن ندیم، بعضی ها در اصالت او دچار تردید شده اند. (۳) پاول کراوس در کتابی به نام جابر بن حیان ادعا کرده که کتاب های منسوب به جابر را عده ای در قرن سوم یا چهارم نوشته اند. اما انکار وجود جابر، تنها به دلیل تألیفات فراوانش، خطاست؛ زیرا منابع تاریخی وجود چنین شخصیتی را تأیید می کنند و او را شاگرد امام صادق (علیه السلام) معرفی می کنند. وی نزد علمای قرن سوم و چهارم هجری مشهور بوده است و آنان همواره کتاب هایش را مطالعه، بررسی و شرح می کرده اند. از جمله حسین بن بسطام و عبدالله بن بسطام که معاصر مرحوم کلینی بوده اند، روایتی از امام صادق (علیه السلام) را به واسطه ی او نقل کرده اند. (۴) دانشمند مشهور جهان اسلام، محمد بن زکریای رازی در کتاب هایش مطالبی از جابر نقل کرده (۵) و کتاب انثیین او را به شعر برگردانده است. (۶) ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابی العزاقر ( م. ۳۲۲ ق) کتاب رحمه جابر را شرح کرده است. (۷) ابوقران از اهل نصیبین نیز بر این کتاب شرحی نوشته است. (۸) ابن ندیم ( م. ۳۸۵ ق) بر شخصیت تاریخی جابر تأکید کرده و سخنان انکار کنندگان جابر را رد کرده است. (۹) مجریطی ( م. ۳۹۵ ق) از کتاب جامع جابر، که بیش از هزار ورقه بوده، سخن به میان آورده است. (۱۰) ابوحیان توحیدی نیز هنگام بیان شرح حال ابن مسکویه، از جابر سخن به میان آورده و گفته که او مفتون کتاب های رازی و جابر بن حیان بوده است. (۱۱)

البته ممکن است همه ی رساله های منسوب به جابر از او نباشد؛ ولی این دلیل تردید در اصل وجود او نمی شود. سید حسین نصر در این باره می گوید:

احتمال قوی هست که نوعی از انجمن یا انجمن اخوتی وجود داشته و نوشته های خود را به نام جابر انتشار می داده است. بنابراین اسم جابر نه تنها معرف شخصیتی تاریخی است، بلکه ( همچون ویسه در آیین هند و یا هرمس در مکتب هرمسی) رمزی بوده است، برای اشاره به طرز تعقل و بینشی خاص. از این لحاظ نام جابر، هم اسم خاص است و هم اسم رب النوع کیمیاگر مسلمان. (۱۲)

جابر در غرب، همان گونه معروف است، که در شرق، و آثار او کانون توجه همه شیمی دان های شرق و غرب است. دکتر مرهوف می گوید:

نفوذ کتاب های او [ جابر] در تاریخ کیمیا و شیمی در اروپا آشکار می باشد. او در آثار خود راجع به تصفیه، تقطیر، تبخیر، ذوب، تبلور و غیره مطالب مبسوطی نگاشته و طرز تهیه ی بعضی مواد شیمیایی را بیان کرده که از آن جمله است سولفوردو مرکور و اکسید ارسینیک. این دانشمند می دانسته که چگونه زاج ها، تیریل ها، گوگرد، نشادر و غیره را می توان به دست آورد و خود او اکسید جیوه ی استوانه ای سرب و فلزات دیگر و تیزاب سلطانی را تهیه کرده است. بیشتر کتاب های او به زبان های اروپایی ترجمه شده است. (۱۳)

یکی دیگر از شیمی دان های برجسته و بزرگ مسلمان، محمد بن زکریای رازی است. چنان که در بخش فلاسفه ی شیعه گفته شد، او نیز از دانشمندان شیعه است و خود را شاگرد جابر بن حیان می داند؛ البته این شاگردی، از طریق مطالعه ی کتاب های جابر بوده است.

کتاب سر الاسرار مهم ترین تألیف رازی در زمینه ی شیمی است. او در این کتاب فرایندها و آزمایش های شیمیایی را که خود انجام داده، و می توان آنها را در شیمی جدید، معادل عملیاتی چون تقطیر و تکلیس و تبلور دانست، بیان کرده است.

رازی در این کتاب و آثار دیگرش، بسیاری از ابزارهای آزمایش های شیمیایی را، که بسیاری از آنها تا زمان حاضر کاربرد دارد، شرح داده است. وی خواص شیمیایی و دارویی بسیاری از مواد را شرح داده است و از این لحاظ بعضی کشفیات بزرگ همچون کشف الکل و بعضی اسیدها را به او نسبت داده اند. (۱۴)

نتیجه

علم شیمی یا کیمیای قدیم هم، اگرچه پیش از اسلام رواج داشته، به شدت با خرافات آمیخته بوده است. نخستین کسی که آن را به صورت علمی درآورد، جابر بن حیان بود. دانشمندان او را پدر علم شیمی دانسته اند و او خود را شاگرد امام صادق (علیه السلام) دانسته و اظهار کرده که علمش را از آن حضرت گرفته است. پس از جابر، مهم ترین چهره در این علم، محمد بن زکریای رازی است، که او هم از دانشمندان شیعه بوده است.

پی نوشتها

۱.علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج ۳، ط ۱، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۱ ه‍.ق، ص ۱۷۴.
۲.جابر بن حیان، رسائل جابر بن حیان، ط ۱، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۷ ه‍.ق، ص ۵۷۱.
۳.ابن ندیم، الفهرست، دارالمعرفه، بیروت، [ بی تا]، ص ۴۹۹.
۴.حسین بن بسطام، طب الائمه، ط ۴، انتشارات ذوی القربی، قم، ۱۴۲۷ ه‍.ق، ص ۳۱۵.
۵.ابن ندیم، الفهرست، دارالمعرفه، بیروت، [ بی تا]، ص ۵۰۰.
۶.همان، ص ۴۱۹.
۷.همان، ص ۵۰۷.
۸.همان، ص ۵۰۵.
۹.همان، ص ۴۹۹.
۱۰.عبدالله نعمه، فلاسفه الشیعه، ط ۱، دارالکتاب الاسلامی، قم، ۱۹۸۷ م، ص ۲۲۷.
۱۱.یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۲، انتشارات دارالغرب الاسلامی، بیروت، ۱۹۹۳ م، ص ۲۹۴.
۱۲.سید حسین نصر، علم و تمدن در اسلام، ترجمه ی احمد آرام، چ ۲، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۴ ه‍.ش، ص ۲۴۹.
۱۳.یعقوب جعفری، مسلمانان در بستر تاریخ، چ ۱، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۱ ه‍.ش، ص ۱۹۵، به نقل از: سرتوماس آرنولد و همکاران، میراث اسلام، ص ۱۱۵.
۱۴.سید حسین نصر، علم و تمدن در اسلام، ترجمه ی احمد آرام، ص ۲۵۹.

منبع مقاله : محرمی، غلامحسن؛ (۱۳۹۰)، نقش امامان شیعه علیهم السلام در شکل گیری و توسعه ی تمدن اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ اول