شیعه شناسی » سؤالات ما » وهابیت »

وهابیت و تحریف متون دینی

وهابیّت دست به تحریف زده و قسمتی از مباحث متون و آثار اسلامی را که با دیدگاه­ های آنان همسو نبوده است، از کتاب­ها به کلی حذف و یا کلمات مبهم را جایگزین آن کرده‌اند.[۱]

این گروه برای ترویج افکار و پندارهای خویش دست به هر کاری می­زنند و از آن هیچ ابایی ندارند. آنان کتب و آثاری را که قرن­هاست تدوین یافته و هزاران نسخه خطی و چاپی از آنها در کتابخانه­های جهان ثبت و رده بندی گردیده ­اند و در اختیار اکثر اندیشمندان اسلامی در اقصی نقاط جهان قرار دارند، بی­ باکانه تحریف می­ کنند و آنچه را که در تضاد با پندارهای خود می­ یابند تقطیع و یا حذف می­ کنند، غافل از اینکه این عمل نه تنها برای اهداف آنان کارساز نیست و به ترویج باورهای این گروه کمک نخواهد کرد، بلکه موجب تنفر و انزجار مسلمانان از این گروه خواهد شد.

در عملکرد وهابیان دو نوع تحریف دیده می­شود. آنان وقتی در برابر روایات صحیح السند مانند حدیث شریف غدیر قرار می­گیرند و از جهت سندی نمی­ توانند در آن خدشه کنند و کاری از پیش برند، تلاش می­کنند که در معنای لفظ تصرّف کنند و بر خلاف همه قواعد و شواهد، معنای دیگری از آن ارائه دهند.[۲]

در نوع دوّم تحریف (تحریف در لفظ)، وهابیّت تلاش بیشتری کرده اند. آنان در این عرصه با شگردهای مختلف چون تلخیص کتاب های مرجع مانند صحیح بخاری، مسلم و…، یا با تقطیع و حذف قسمتی از روایات مخالف عقیده شان، جایگزین کردن واژه ­های مبهم مثل کذا و کذا کوشیده اند حقایق را وارونه نشان دهند.

وهابیت دست به تحریف آثار زیادی زده­ اند که به دو نمونه از آنها اشاره می­ گردد:

۱٫ تحریفی که در تفسیر جامع البیان طبری در ذیل آیه شریفه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ»[۳] صورت گرفته است نیز در همین جهت است. ذیل این آیه، حدیث آغاز دعوت این گونه نقل شده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمود:«فأیکم یوازرنی علی هذا الأمر، علی أن یکون أخی و کذا وکذا؛ کدامیک از شما وزیر و کمک کار من در این امر (امر رسالت) خواهد شد تا برادر من و کذا و کذا باشد.

 بعد از آنکه علی(علیه السلام) این مقام را پذیرفت، پیامبر به علی(علیه السلام) فرمود: «إنّ هذا أخی و کذا و کذا؛ تو برادر من و کذا و کذا هستی».[۴] با مراجعه به تاریخ طبری به دست می­آید که به جای کذا و کذا «إنّ هذا أخی و وصیی وخلیفتی فیکم» بوده، که دست تحریف آنها را حذف کرده و به جای آن کلماتی مبهم قرار داده است.[۵]

۲٫ در کتاب صحیح بخاری (چاپ دار الفکر، بیروت) بخاری حدیثی را در باره متعه (ازدواج موقت) آورده است. او چنین نقل می کند:« عن عمران بن حصین قال: نزلت آیه المتعه فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) و لم­ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتی مات: قال رجل برأیه ما شاء قال محمد: یقال إنه عمر؛ عمران بن حصین می گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما این کار را با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انجام دادیم وآیه‌ای در تحریم آن نازل نشد وتا وقتی که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت، آن را منع نکردند. بعد مردی آمد و به رأی خودش عمل کرد. محمد گفت: می­ گویند: او عمر بود.

آنجا که می­گوید:«قال رجل برأیه ما شاء»، منظورش این است که مردی آن را (متعه را) تحریم کرد. جایی که می­گوید: «قال محمد یقال إنه عمر»، مقصود از «محمد» محمد بن اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح بخاری است.

در چاپ­های بعدی (دار إحیاء التراث العربی، بیروت؛ دار الکتب العلمیه، بیروت؛ دار المعرفه، بیروت)جمله «قال محمد یقال إنه عمر» را حذف کرده اند و عبارت تحریف شده، چنین است:«عن عمران بن حصین قال: نزلت آیه المتعه فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله(صلی الله علیه و آله) ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتی مات قال رجل برأیه ما شاء».

اما سؤالات:

  1. ایا این کار وهابیها خیانت به فرهنگ دینی نیست؟
  2. وهابیها با تحریف متون اسلامی چه هدفی را تعقیب می کنند؟ آیا آنان با این کار باعث انحراف مسلمانان نمی شوند؟
  3. آیا کار آنان همان کار یهودیان نیست که کتابهای خداوند را مورد تحریف قرار داده و باعث گمراه شدن یهودیان گردیدند؟
  4. اگر فرقه وهابیّت خود را مسلمان و پیرو سلف می ­داند ـ همانطور که شعار آنان پیروی از سلف است ـ باید باورهای خود را با دیدگاه‌های سلف تطبیق دهند، نه اینکه با تحریف آثار و متون ارزشمند اسلامی، سلف را با پندارهای خود هماهنگ سازد.

پی نوشتها

[۱] . الرد علی کتاب أصول مذهب الشیعه الأمامیّه الأثنی عشریّه للقفاری: عبدالقادر عبد الصمد، بیروت: دارالوحده الإسلامیه، مطبعه التوحید، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.ص۱۸- ۱۹. 

[۲] . ر.ک: منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه القدریه: عبدالحلیم حرانی ابن تیمیه، تحقیق: دکتر محمد رشاد سالم، بی‌جا، چاپ اول، ۱۴۰۶ق. ج۷، ص ۳۲۴.

[۳] . سوره شعراء، آیه ۲۱۴.

[۴] . جامع البیان: ابن جریر طبری،  أحمد محمد شاکر، مؤسسه الرساله، الأولى، ۱۴۲۰ ق/ ۲۰۰۰ م. (چاپ عربستان).

[۵] . تاریخ الأمم و الملوک: محمد بن جریر طبری، بیروت: دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق. ، ج ۲، ص ۳۲۱.