وفات حضرت ابوطالب(ع) در مکه معظمه۲۶ رجب

 سه سال پیش از هجرت

عبدمناف، مکنى به ابوطالب یکى از فرزندان عبدالمطلب بن هاشم است. عبدالمطلب از چند همسر، داراى ده فرزند پسر و شش دختر بود. مادر ابوطالب، زبیر و عبدالله (پدر رسول خدا”ص”)، فاطمه دختر عمروبن عایذبن عمران بن مخزوم بود.(۱)

ابوطالب نیز به مانند پدر و نیاکان خود، از موحدان و پیروان دین حنیف ابراهیم(علیه السلام) و از هر گونه شرک و بت پرستى به دور بود.

ابوطالب و همسر مکرمه اش فاطمه بنت اسد براى پیامبر اکرم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) تلاش هاى زیادى نمودند. زیرا حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) که از کودکى یتیم و از نعمت پدر و مادر محروم بود، در کفالت جدش عبدالمطلب زندگى مى کرد و هشت سال از عمر شریفش نگذشته بود، که جدش وفات یافت ولى عبدالمطلب به هنگام مرگ، کفالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را به عهده فرزند دلسوز و مهربان خویش ابوطالب(علیه السلام) گذاشت و از او پیمان گرفت، که از وى به نیکى نگه دارى کند.(۲)

از آن پس، قیمومیت و کفالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر عهده عموى عزیزش ابوطالب(علیه السلام) قرار گرفت و این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را چون نگینى در میان گرفته و از او نگه دارى کردند و جاى پدر و مادر او را برایش پر کردند.(۳)

پس از بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، خانواده ابوطالب(علیه السلام) نخستین کسانى بودند که به آن حضرت ایمان آورده و از او دفاع کردند.(۴)

بزرگ ترین تاوان ایمان و حمایت ابوطالب(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله)، محاصره اقتصادى و اجتماعى خاندان عبدالمطلب از سوى سران سبک مغز قریش، به مدت سه سال در دره اى در حوالى مکه (که بعدها به شعب ابى طالب(علیه السلام) معروف شد) بود.(۵) همسرش فاطمه بنت اسد، از نخستین گروندگان به اسلام بود و مقام مادرى پیامبر(صلی الله علیه و آله) را بر عهده داشت و پیامبر(صلی الله علیه و آله) به وى علاقه عجیبى داشت و پس از هجرت به مدینه، به وى مهربانى خاصى مى نمود.

جعفر طیار، فرزند ابوطالب(علیه السلام) از مسلمانان نخستین مکه و رهبر مهاجران به کشور حبشه بود و على(علیه السلام)، فرزند کوچک ابوطالب(علیه السلام)، نخستین کسى بود که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایمان آورد و در راه اسلام، بالاترین و بیشترین مجاهدت ها را به عمل آورد و سرانجام، پیامبر(صلی الله علیه و آله) وى را به دامادى خویش و همسرى دختر محبوبه اش حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) برگزید.

درباره شخصیت، فضیلت و ایمان ابوطالب(علیه السلام) روایات فراوانى وجود دارد، که این مختصر را گنجایش بیان همه آن ها نیست. به ناچار، تنها به یکى دو مورد اشاره مى کنم:

روایت شد که مَثل ابوطالب(علیه السلام)، مَثل اصحاب کهف است. او ایمان خود را پنهان کرد تا بتواند پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نصرت کند و شر کفار قریش را از آن حضرت دور گرداند. هم چنین روایت شد که نور وى، خاموش کند تمام نورهاى خلایق را، مگر نور پنج تن معصوم(علیه السلام) را و اگر گذاشته شود ایمان ابوطالب(علیه السلام) در کفه ترازویى و ایمان سراسر مردم در کفه دیگر، هر آینه ایمان او رجحان و زیادتى پیدا مى کند و امیرمنان(علیه السلام) دوست مى داشت که اشعار پدرش ابوطالب(علیه السلام) روایت و تدوین گردد و مى فرمود: بیاموزید اشعار وى را و به فرزندان خویش تعلیم کنید. زیرا آن بزرگوار بر دین خدا بود و در اشعارش علم و آگاهى بسیار است.(۶)

سرانجام این بزرگ حامى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در ۲۶ رجب و به روایتى در هفتم رمضان سال دهم بعثت (سه سال پیش از هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله)) در مکه معظمه به سراى باقى شتافت و از کینه ورزى ها و دشمنى هاى قریش رهایى یافت.(۷)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مصیبت عموى گرامى اش، گریان و اندوهگین بود و در پیشاپیش جنازه وى حرکت مى کرد و مى فرمود: صله رحم کردى و جزاى خیر داده شدى.

هم چنین پیامبر(صلی الله علیه و آله) بعدها مى فرمود: پیوسته قریش از من حساب مى بردند و جرئت به اذیتم نداشتند تا وفات ابوطالب(علیه السلام). پس از وفاتش بر اذیتم افزودند و بر من جرئت کردند.(۸)

۱- منتهى الآمال (شیخ عباس قمى)، ج۱، ص ۱۰۹ و ص ۱۱۰

۲- همان، ص ۴۴ و رمضان در تاریخ (لطف الله صافى گلپایگانى)، ص ۴۹

۳- تذکره الخواص (سبط بن جوزى)، ص ۱۸ و رمضان در تاریخ، ص ۵۰

۴- رمضان در تاریخ، ص ۵۵

۵- منتهى الآمال، ج۱، ص ۴۹

۶- همان، ص ۱۱۱

۷- همان، ص ۵۰ و رمضان در تاریخ، ص ۴۶

۸- همان، ص ۱۱۱ و رمضان در تاریخ، ص ۴۹