شیوه-های-تربیت-فرزند-از-دیدگاه-امام-علی-علیه-السلام

وظایف تربیتى پدران در نگاه امیر مومنان على(ع)

 در فرهنگ عمومى وقتى سخن از تربیت و پرورش فرزندان به میان مى آید بسیار سریع اذهان و افکار به «مادران»معطوف مى شود و متاسفانه نام و یاد و ضرورتى از نقش تربیتى «پدران»به میان نمى آید و حال آنکه اصل حیاتى و بنیادى تعلیم و تربیت فرزندان وظیفه و مسئولیت مشترک مادران و پدران است و هر کدام در جایگاه خود و به میزان زمان حضور در لحظات تعامل با کودکان و نوجوانان در تربیت و پرورش صحیح آنان سهم و نقش دارند.

بدیهى است بیشترین حضور در صحنه هاى تعامل با فرزندان و تربیت و پرورش آنان توسط مادران صورت مى گیرد و این به دو دلیل است. دلیل اول این که کیفیت و نوع وظایف و مسئولیت هاى مادران به گونه اى است که حضور و نقش آفرینى بیشتر آنان را در محیط و کانون خانواده مى طلبد و دلیل دوم این که حکمت هاى آفرینش الهى عواطف خاصى در نهاد و سرشت مادران تعبیه وتثبیت کرده است که آنان را سهم بیشترى از مراقبت هاى تربیتى و تلاش هاى دقیق و مستمر براى پرورش نونهالان مى بخشد.

دو دلیل مزبور اگر چه معقول است و پذیرفته لکن نافى مسئولیت پدران در تربیت فرزندان نمى باشد و وظایف مهم در پرورش کودکان و نوجوانان را «بیشتر»و نه «مطلق»به مادران محول مى نماید و پدران نیز جایگاه و نقش خاص و مسئولیت هاى مشخصى دارند که باید نسبت به آنها متعهد و متعامل باشند

نظام تربیتى اسلام هم از جنبه «جامعیت»ـ که به همه ابعاد و جلوه هاى نیازهاى عاطفى و روش هاى پرورش انسان نظر مى گسترد ـ و هم از جنبه «واقع گرایی»ـ که در عینیت جامعه حضور دارد و همه ضرورت ها و بایدها و نبایدهاى تعلیم و تربیت را مشاهده مى کند و لمس مى نماید ـ مادران و پدران را در کنار هم در پرورش کودکان و نوجوانان سهیم و داراى نقش و اثر مى داند و هر کدام را به گونه اى و با کمیت و کیفیت و زمان بندى و روش مندى خاص به این مسئولیت مهم و حیاتى مى گمارد.

امیر مومنان حضرت علی(علیه السلام) که خود یک «پدر»است و فرزندانى بزرگ و شریف و تاثیرگذار در تاریخ بشریت هم چون امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و حضرت زینب(علیها السلام) را به جوامع انسانى تحویل داده است هم در «اندیشه»و هم در «عمل»خود را در تربیت و پرورش فرزندان از جنبه هاى گوناگون مسئول و متعهد مى دانست و از همین رو در تلاشى دقیق و با نظارت و مراقبتى مستمر به این امر مهم و محورى اهتمام ویژه داشت.

نامه امیرمومنان(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) نمونه اى بزرگ و مهم از اندیشه ها و رهنمودهاى تربیتى آن پیشواى الهى مى باشد که در متن آن آموزش ها و روش ها و راهکارهاى ارزشمندى نهفته است و جنبه هاى مختلف تربیت و پرورش را مى نمایاند. در بخشى از این رهنمودها براى یافتن محورى ترین مسئولیت هاى پدران در تربیت فرزندان دقت و تعمق مى نمائیم:

«پسرم… من فضایل و ارزش هاى اخلاقى را براى تو نمایاندم و برشمردم… پیش از آن که خواهش ها و دگرگونى هاى دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش اطاعت مشکل گردد زیرا قلب نوجوان هم چون زمین حاصل خیز و آماده کشت است که هر بذرى در آن پاشیده شود مى پذیرد. پس در تربیت تو شتاب کردم پیش از آن که دل تو سخت شود و فکر و عقل تو به چیزى دیگر متمایل و مشغول و مغشوش گردد و نیز تا به این وسیله به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه زحمت آزمون آن را کشیده اند و تو را از تلاش و یافتن بى نیاز ساخته اند…

پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام اما در کردار آنان نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکى از آنان شده ام بلکه با مطالعه تاریخ آنان گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده ام پس قسمت هاى روشن زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم و زندگانى سودمند آنان را بادوران زیان بارش شناسایى کردم سپس از هر چیزى مهم و ارزشمند آن را و از هر حادثه اى زیبا و شیرین آن را براى تو برگزیدم و ناشناخته هاى آنها را دور کردم پس آنگونه که پدرى مهربان نیکى ها را براى فرزندش مى پسندد من نیز بر آن شدم تو را با خوبى ها تربیت کنم…. (۱)

در این رهنمودهاى ژرف تربیتى امیر مومنان(علیه السلام) چهار محور و موضوع مهم از وظایف و مسئولیت هاى پدران در تربیت و پرورش فرزندان مورد توجه قرار مى گیرد.

۱ ـ تربیت اخلاقى و معنوى

تربیت اخلاقى و معنوى از موضوعات بسیار مهم و از عوامل اصلى در شکل گیرى شخصیت فرزندان محسوب مى شود به گونه اى که چنانچه در این امر حیاتى قصور و تسامح شود حیات سالم و بالنده انسان در تمام مراحل و دوره هاى کودکى نوجوانى جوانى و بزرگسالى به خطر مى افتد و مشکلات و موانع فراوان رخ مى نمایانند و رکودها و جمودها از یک سو و بیراهه ها و مهالک از سوى دیگر رشد و کمال و سعادت آدمى را مختل مى کنند و همین جاست که ضلالت و گمراهى و فساد و تباهى نیز چهره ظاهر مى سازد و باندهاى مخرب براى آلوده کردن جوانان و بهره بردارى هاى مختلف از آنان به دام گسترى مى پردازند و به سرعت و سهولت به شکار نونهالانى روى مى آورند که از ابتدا و در کانون خانواده که اولین مرکز تربیت و شکل گیرى شخصیت سالم و پاک مى باشد تحت نظارت و پرورش صحیح قرار نگرفته اند.

نظام تربیتى اسلام مسئولیت محورى «پدران»را در تربیت اخلاقى و معنوى کودکان و نوجوانان بسیار زیربنایى مى داند و با تعابیر ژرف و آگاهى بخش این مهم را به صورت یک شناخت و بینش ضرورى در اذهان وافکار عمومى تثبیت مى نماید.

در نگاه آموزه هاى تربیتى اسلام پدران باید همواره از درگاه حضرت پروردگار تربیت صحیح و کامل فرزندان را تمنا کنند و خداوند را به یارى بطلبند. (۲)

هم چنین پدران به کسب این بصیرت دعوت مى گردند که حق فرزندان را تادیب و تربیت اخلاقى آنان بدانند و به همین دلیل نیک و بدآنان را وابسته به خود تلقى کنند و هم چون یک مربى شایسته در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان کوشا باشند(۳)

«تربیت»را بهترین «ارث»بر جاى مانده از جانب «پدران»براى «فرزندان»معرفى کردن(۴) و «پدران موفق»در ادب آموزى و تربیت اخلاقى نونهالان را شایسته نزول رحمت خاص الهى دانستن(۵) دو آموزه دیگرى است که جایگاه و نقش محورى پدران در تربیت اخلاقى و معنوى فرزندان را نمایان مى سازد و بر تحقق آن تصریح مى نماید.

امیرمومنان حضرت علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) انجام وظیفه و مسئولیت انتقال ارزش هاى معنوى و خصال و صفات اخلاقى را بسیار حیاتى و مهم تلقى مى نماید و به این طریق هم خود را عامل به این وظیفه و موفق در انجام آن مى داند هم به امام حسن(علیه السلام) به عنوان پدر آینده نقش و اهمیت تربیت اخلاقى و معنوى را مى نمایاند و هم براى نسل هاى آینده و همه پدران در گستره تاریخ این شناخت و معرفت را به صورت پشتوانه اى مهم ذخیره مى سازد.

۲ ـ پرورش فکرى و اعتقادى

پرورش فکرى و اعتقادى دومین مسئولیت محورى پدران براى ساختن و به رشد و کمال در آوردن شخصیت فرزندان خویش مى باشد. اهمیت خاص و آثار ارزشمند این نوع پرورش را وقتى در مى یابیم که مشاهده مى کنیم در هر عصرى از اعصار و زمان ها وجود جریان هاى فکرى ناسالم براى به انحراف کشاندن نوجوانان یک واقعیت تلخ و ثبت شده در اوراق تاریخ مى باشد.

خارجی گرى اشعرى گرى اخبارى گرى مرجئه گرى صوفى گرى از جمله جریان هاى فکرى و اعتقادى متضاد با اسلام اصیل مى باشند که در دوره هاى متعدد تاریخى به ظهور و نقش آفرینى هاى ویرانگر درآمده اند و گروه هایى از مردم جامعه را از همان دوره جوانى در دام خود افکنده و از مسیر حق دور داشته و در بیراهه هاى تشکیک و تردید و معتقدات مغشوش به حرکت درآورده اند.

تفکر جدایى دین از سیاست جریان نفاق جریان فرقان تفکر بطلان تشکیل حکومت در عصر غیبت جریان ملى گرایى در شکل ها و با نام هاى مختلف از جمله جریان هاى فکرى و اعتقادى ناسالم در عصر ما و تاریخ معاصر ایران به شمار مى روند. (۶)

این جریان ها در نهایت جوانان را از اسلام اصیل جدا کرده و در دام قدرت ها و کشورهاى استعمارى اسیر کرده اند و از همین جا مشخص مى شود و با مستندات و شواهد ثابت مى گردد که این جریان هاى دو آتشه فکرى و اعتقادى «سیاسی»! بوده و هستند و بسیارى از آنها دانسته و آگاه و برخى نیز نادانسته و ناآگاه در خدمت دشمنان دین درآمده اند.

امیرمومنان حضرت علی(علیه السلام) در رهنمود تربیتى خویش به فرزندش حضرت امام حسن(علیه السلام) به این نکته اشارت دارد که قبل از آن که عقل و فکر تو به چیزى غیر از حق مشغول و مغشوش گردد به پرورش فکرى و اعتقادى ات همت گماشتم و به این ترتیب بر حساسیت و ضرورت این نوع مراقبت و پرورش تاکید مى نماید.

۳ ـ بینش یابى و فرصت شناسى

یکى از وظایف مهم و ارزشمند پدران این است که نسبت به دوره بسیار حساس و حیاتى «نوجوانی»اصل بینش یابى و وظیفه فرصت شناسى را مورد توجه و نظر و عمل قرار دهند و هیچ گونه غفلت و مسامحه اى را روا مدارند که در آن صورت حرکت سالم و پویاى تربیتى فرزندان را با مانع و مشکل مواجه مى سازند و در پى آن شاهد عواقب و آثار تلخ و ناگوار آن خواهند بود.

اصل بینش یابى پدران را به مطالعه و دقت براى شناخت دوره نوجوانى و عواطف و احساسات خاص آن دعوت مى کند و وظیفه فرصت شناسى پدران را به شکار فرصت هاى مناسب به وجود آمده در این دوره حساس براى تربیت و پرورش سالم و مستحکم نوجوانان وادار مى نماید.

در دوره نوجوانى در کنار فراهم آمدن شرایط براى رشد جسمى و بروز آثار و جلوه هاى خاص آن زمینه ها براى رشد ارزش هاى اخلاقى از یکسو و پذیرش اعتقادات سالم از دیگر سو کاملا آماده و مناسب مى گردد و به همین دلیل پدران باید دقت و نظارت آمیخته با اطلاعات و شناخت و آگاهى هاى لازم را معمول دارند تا نوجوان هم از جنبه فکرى و اعتقادى به دین باورى اصیل برسد و هم از جنبه اخلاقى و معنوى شخصیتى پاک و سالم و پایبند به ارزش ها و هنجارهاى اسلامى بیابد.

نوجوان در این دوره از زندگى به دلیل آمادگى براى پذیرش باور و اعتقاد و نیز متمایل و متعامل شدن به ارزش هاى اخلاقى به زمین بکر و حاصل خیزى شبیه است که هر بذرى در آن بیفشانیم رشد مى کند.

این تشبیه زیبا از امیر مومنان(علیه السلام) که در متن رهنمود تربیتى خویش به فرزندش آمده است نشان مى دهد که اگر پدران هم به اصل بینش یابى نسبت به عواطف و احساسات و از جمله آمادگى هاى لازم براى دین پذیرى و گرایش عملى به ارزش هاى اخلاقى توجه و عمل نمایند و هم در فرصت شناسى و شکار لحظه ها براى پاشیدن بذرهاى ایمان و اخلاص و صداقت در زمین بکر روح و جان و قلب نوجوان دقیق و عامل باشند دیگران ـ نه جریان هاى فکرى ناسالم و نه افراد و عناصر ناپاک و شیاد ـ نمى توانند فرزندانشان را به گمراهى و انحراف بکشند.

۴ ـ تجربه آموزى و عبرت اندوزى

وظیفه چهارم محورى پدران براى رشد شخصیت فرزندان انتقال تجربه هاى بزرگ تاریخى و درس ها و پیام هاى نهفته در آنها به نوجوانان و ایجاد پشتوانه اى از عبرت و بصیرت براى پیمودن راه پرفراز و نشیب زندگى مى باشد.

امیرمومنان(علیه السلام) به فرزندش گوشزد مى نماید که من به گونه اى در «تاریخ»عمیق و دقیق شدم و با رخدادها و حوادث مختلف فرهنگى و اجتماعى و سیاسى آن درآمیختم که گویا از اول تا پایان عمر اقوام و ملل و روحیات و صفات و رفتار و عملکردها و حوادث زندگى آنان حضور داشته ام و سپس تمام این تجربیات را زیر و رو کردم و بهترین و درس آموزترین را براى حیات برتر و سالم و موفق برگزیدم و به تو منتقل ساختم.

امیرمومنان(علیه السلام) در این رهنمود ارزش و آثار گرانقدر «تجربه»ها در یارى رسانى نوجوانان را مى نمایاند و به این واقعیت تصریح مى کند که هر کدام از فرزندان باید با پشتوانه اى نیرومند از تجربه هاى موفق وارد اجتماع شوند تا بتوانند در مسیر طولانى و پرفراز و فرود حیات دنیا از گردنه هاى سخت عبور نمایند و در هر جلوه از زندگى ـ چه اخلاقى و رفتارى چه فرهنگى و علمى چه فکرى و اعتقادى چه اجتماعى و سیاسى ـ از این پشتوانه هاى کارآمد بهره ورى هاى جامع نمایند.

به این ترتیب حضرت علی(علیه السلام) هم به انجام وظیفه خویش به عنوان یک «پدر»براى انتقال تجربه هاى مفید به فرزندش اشاره مى نماید و هم به نقش و اهمیت تجارب سازنده براى نسل هاى بشر تصریح دارد.

ارزش تجربه و ضرورت بهره ورى از آن در نگاه امیرمومنان(علیه السلام) به گونه اى حائز اهمیت مى باشد که معلومات و آگاهى هاى انسان عاقل و خردورز را در پرتو استفاده از تجربه هاى مختلف روبه افزایش و فزونى مى داند(۷) و نه تنها ارزش راى و نظر هر انسانى را وابسته به مقدار تجاربى مى داند که در خزانه فکر خود اندوخته است(۸) که «عقل تجربی»را در کنار «عقل طبیعی»عامل اصلى خیر و سعادت بشر معرفى مى نماید(۹) و معتقد است از تجارب بشر است که مى توان دانش نو و اطلاعات تازه را استخراج نمود. (۱۰)

وظایف و مسئولیت هاى چهارگانه اى که از نظر گذشت مجموعه اى به هم پیوسته و غیرقابل گسست مى باشند و شکل گیرى شخصیت سالم و بالنده فرزندان در پرتو عمل دقیق به هرکدام از وظایف محورى و بنیادین مزبور مى باشد و نمى توان تصور نمود جوانانى که از جنبه «اخلاقى و معنوی»به پایبندى نسبت به ارزش ها و هنجارها رسیده باشند و در عین حال از جنبه «فکرى و اعتقادی»به راهیابى و باورمندى صحیح و سالم دست نیابند به سعادت و رستگارى برسند. چنان که دیده ایم و مى بینیم که هستند کسانى که در همان حال که مقید به معیارهاى اخلاقى مى باشند در امور فکرى و اعتقادى به قشرى گرى و تصلب گرفتار آمده و در دام برخى از جریان هاى اعتقادى مغشوش که پوسته و ظاهرى از اسلام دارند و از حقیقت آن تهى هستند اسیر شده اند! در نقطه مقابل نیز معتقدات سالم با اخلاق و رفتار سالم پیوند مى خورد و در غیراین صورت دیرى نمى پاید که آلودگى هاى اخلاقى باورهاى صحیح را به بیراهه مى کشاند.

اصل «بینش یابى و فرصت شناسی»و نیز اصل «تجربه آموزى و عبرت اندوزی»به همین ترتیب با دو اصل قبلى رابطه هم گون و متقابل دارند و با هم در تعامل مستمر مى باشند. یعنى دو اصل اولیه بدون این دو اصل مزبور به طور جامع و کامل به ظهور و تحقق درنمى آیند و چنان چه پدران از بینش هاى لازم نسبت به عواطف نوجوانان و شکار فرصت ها براى بذرافشانى مناسب و به موقع در زمین حاصل خیز قلب و فکر آنان برخوردار نباشند چگونه تربیت اخلاقى و معنوى و نیز پرورش فکرى و اعتقادى نوجوانان محقق مى گردد و همین گونه است نقش و آثار تجارب مفید و سازنده و تحول زا در موضوع شکل گیرى شخصیت سالم و کامل فرزندان و به این ترتیب پدران باید هرکدام از مسئولیت هاى چهارگانه در تربیت و پرورش سالم و جامع را در جایگاه خود و به نحو صحیح و با مراقبت دقیق به مرحله عمل درآورند تا فرزندان صالح و سالم به جامعه انسانى تحویل دهند.

پی نوشت ها:

۱ ـ نهج البلاغه نامه ۳۱

۲ ـ صحیفه سجادیه دعا در طلب صلاح و سعادت براى فرزندان

۳ ـ تحف العقول ص ۲۶۳

۴ ـ غررالحکم ج ۱ ص ۷۹

۵ ـ الحدیث ج ۳ ص ۹۲

۶ ـ از دو مقطع تاریخى هرکدام پنج جریان فکرى ناسالم را نام بردیم. این یادکرد هرگز به این معنا و مفهوم نیست که جریان هاى پنجگانه مقطع اول تاریخى با جریان هاى پنجگانه مقطع دوم تاریخى که مربوط به عصر و زمان ما مى باشد هیچ سنخیتى از لحاظ محتوا و اهداف ندارند بلکه برعکس این جریان ها از یک ماهیت و استراتژى و خط مشى برخوردارند و در هر زمان با قالب ها و شیوه هاى مختلف و متناسب با زمان و نحوه بهره بردارى قدرت هاى ستمگر و حکومت هایى که به نام اسلام علیه اسلام فعالیت مى کنند ظاهر مى گردند. به دیگر سخن جریان هاى فکرى وابسته به «اسلام اموی»و «اسلام عباسی»در مقطع تاریخى «دیروز»با جریان هاى فکرى وابسته به «اسلام شاهنشاهی»و «اسلام آمریکایی»در مقطع تاریخى «امروز»داراى هویت و هدف واحد و مشترک مى باشند و از یک آبشخور سیراب مى شوند و به همین دلیل آفات و آسیب هاى به وجود آمده از جریان هاى فکرى دیروز و امروز علیه مردم جامعه به ویژه جوانان همانند هم و داراى اهداف مشترک و متصل به دشمنان و مخالفان اسلام ناب محمدی(ص) مى باشد و بر اهل تحقیق است که این موضوع مهم را در ابعاد و جنبه هاى گوناگون براى نسل جوان کالبد شکافى نمایند.

۷ ـ غررالحکم ج ۱ ص ۵۸

۸ ـ همان منبع ص ۴۲۴

۹ ـ الحدیث ج ۱ ص ۳۱۶

۱۰ ـ تحف العقول ص ۹۶

منبع :روزنامه جمهورى اسلامى