شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » جغرافیای شیعه »

وضعیت اردن و شیعیان آن

اشاره:

اردن با ۸۹۲۰۶ کیلومتر مربع مساحت، در جنوب غربی آسیا قرار دارد و با سوریه در شمال، عربستان در شرق و جنوب، فلسطین اشغالی در غرب، و عراق در شمال شرقی همسایه است. این کشور شامل فلاتی وسیع و بیابانی است که ارتفاعش از شرق به غرب کاهش می یابد. تنها بخشی از شمال غربی آن حالت جلگه ای دارد. نواحی مجاور بحرالمیت در غرب آن که چهار صد متر پایین تر از سطح دریا است، گودترین ناحیه ی جهان به شمار می آید. اردن در واقع بخشی از دشت های وسیع گوشه شمال غربی شبه جزیره عربستان محسوب می شود. مهم ترین رود آن با سیصد کیلومتر طول، رود اردن یا نهر الاردن است که از ارتفاعات شرقی سرچشمه می گیرد و به دریای مرده می ریزد. این کشور، آب و هوای معتدل مدیترانه ای دارد.
اردن به سیزده ناحیه تقسیم می شود و مرکز حکومت آن شهر امان است. این کشور به عنوان کشوری مستقل، پدیده ای متعلق به قرن بیستم میلادی است و قبل از آن هیچ گاه موجودیت مستقلی نداشته است. بزرگ ترین گروه قومی آن، اعراب بدوی هستند که در ابتدای تأسیس امیرنشین اردن چهل درصد سکنه ی آن را تشکیل می دادند، ولی امروزه هفت درصد مردم اردن از این قوم هستند. آنها به رغم کمی جمعیت، نقش عمده ای در رژیم سیاسی دارند. اقلیت های دیگر، چرکس ها و شیشانی ها (چچن ها. می باشند که اولی سنی مذهب و دومی شیعه هستند. زبان رسمی اردن عربی است. جمعیت اردن به حدود چهار میلیون نفر بالغ می گردد که نیمی از آنها را فلسطینیان تشکیل می دهند. اردن در سیاست خارجی وابسته به غرب است و در مناسبات با کشورها از این الگو پیروی می کند.
اردن از نظر تولید فسفات، در جهان مقام مهمی را دارا است و پنجمین صادر کننده ی این محصول به شمار می آید. صنایع عمده اش سیمان سازی، دخانیات، تولید مواد غذایی و پوشاک است. مهم ترین بخش در اقتصاد کشور اردن، کشاورزی است که بیست درصد تولید ملی کشور به آن اختصاص دارد، اما کشاورزان با کمبود باران و محدودیت اراضی قابل کشت مواجه اند؛ زیرا ۸۸ درصد این زمین ها را صحراهای خشک و سوزان پوشانیده است. اردن هیچ گونه منبع انرژی معدنی ندارد. (۱.
۲. ماوراء اردن کشوری فقیر، توسعه نیافته و کم جمعیت بود، اما به انسجامی اجتماعی و سیاسی دست یافت که فلسطین فاقد آن بود. بریتانیا در واقع مفاد پیمان ۱۹۲۸ م / ۱۳۴۷ هـ. ق را اجرا کرد که، به استناد آن، یک مقام انگلیسی مقیم در اردن به انتخاب کمیسر عالی فلسطین، امیر عبدالله را در مسایلی از قبیل روابط خارجی، امور مالی و قضائی مربوط به اتباع بیگانه با نظر بریتانیا راهنمایی می کرد. به رغم فقر و عقب ماندگی کشور، به کمک انبوهی از مشاوران انگلیسی و کمک های مالی اندک دولت بریتانیا (۱۰۱۰۰۰ پوند از کل بودجه ی ۲۵۷۰۰۰ پوندی دولت در ۱۹۲۵ – ۱۹۲۶. پیشرفت های آرام ولی پیوسته ای به دست آمد. راه ها و مدارس احداث شدند. هر چند پانزده سال طول کشید تا تعداد مدارس متوسطه بیشتر بشود.
در ۱۹۳۱ م / ۱۳۵۰ هـ. ق، کاپیتان جان بگت گلاب یا گلاب پاشا (لقب بعدی او.، پس از ده سال تجربه در عراق، به اردن رفت تا واحد ویژه ی ارتش ماوراء اردن (لژیون عرب. را برای حفظ امنیت صحرا تأسیس کند. نکته ی جالب این بود که برای تأمین آرامش میان قبایل بدوی از همان افراد قبایل استفاده کرد. گلاب در جلب اعتماد بدوی ها و ترغیب آنان به پاسداری از ثبات و نظم موفقیت های چشمگیر داشت. بدین طریق آنها به دولت ماوراء اردن وفادار بار آمدند و بسیاری از آنان به خدمت نیروهای مسلح رسمی و منظم وارد شدند.
برای مقابله با مسئله ی فلسطین، بریتانیا از تقویت و استقلال روز افزون عبدالله به عنوان رهبر بلامنازع ماوراء اردن راضی بود. اگرچه سلطنت را بر پایه پان – عربیسم حق خانواده ی هاشمی می دانست، مهارت سیاسی فراوانش باعث شد تا وفاداری کامل اغلب سران قبایل محلی را به نفع خود و خانواده اش تأمین کند. در ۱۹۳۴ م / ۱۳۵۳ هـ. ق، با موافقت بریتانیا، امیر در سایر کشورهای عربی هیئت نمایندگی کنسولی تعیین کرد، و در ۱۹۳۹ م / ۱۳۵۸ هـ. ق، با تشکیل شورای وزیران مسئول بخش های حکومتی و پاسخگو در مقابل امیر موافقت شد. در ۱۹۴۶ م / ۱۳۶۶ هـ. ق، ماوراء اردن در حالی که هنوز به حمایت و کمک مالی بریتانیا احتیاج مبرم داشت، رسماً مستقل گردید. امیر عبدالله عنوان پادشاهی یافت.
هر چند ماوراء اردن راه توسعه جداگانه و متفاوت خود را می پیمود، از تأثیر حوادث فلسطین و غرب رود اردن مبرا نبود. میان مردم دو کرانه ای رود اردن پیوندهای خونی فراوان وجود داشت، سطح تحصیلات بالاتر فلسطینی ها عده ای از آنان را به کسب مشاغل اداری در نظام نوپای عمان نایل کرده بود. اردنی ها از نظر احساساتی خود را با تراژدی آشکار فلسطین درگیر می دانستند. با این حال، مثل سایر ایالات عربی پیشین امپراتوری عثمانی، در ماوراء اردن نیز عنصر ملی گرای سرزمینی در حال شکل گیری بود (و از آنجا که مردم ماوراء اردن خود را از اعقاب نبطیان پترا می دانستند، ملی گرایی آنان ریشه تاریخی داشت.. «شعار ماوراء اردن برای ماوراء اردنی ها» به تدریج به قانونی تبدیل شد که تصدی مشاغل دولتی را به ماوراء اردنی ها محدود و منحصر کرد. این امر با مخالفت ملی گرایان عرب رو به رو شد که معتقد بودند هیچ چیز نباید جدایی های ساختگی و تحمیلی را بر اعراب تقویت کند، ولی در عمل توسعه ی جداگانه ی ماوراء اردن حمایت اکثریت قریب به اتفاق کشور را به همراه داشت.
عبدالله تمام توجه خود را به این نکته معطوف کرد که پایگاه قدرتش را در ماوراء اردن قرار دهد که، اگرچه کشوری فقیرتر و کوچک تر از فلسطین یا سوریه بود، این امتیاز را داشت که می توانست آن را به میل خود اداره کند. ولی این امر به معنای ترک بلند پروازی های پان – عربی خاندان هاشمی نبود. این بلند پروازی ها شامل مصر یا شبه جزیره ی عربستان نمی شد که تا ۱۹۲۵ م / ۱۳۴۴ هـ. ق از دست خانوده ی هاشمی خارج و به ابن سعود داده شد، ولی او هرگز ادعای خانوادگیش را در مورد سوریه ی بزرگ از یاد نبرده بود. ملک عبدالله در سوریه ی تحت سلطه ی فرانسه چندان فرصت نداشت، اما فلسطین فرق می کرد. در اوایل قیمومیت بریتانیا، قدرت و خواسته های صهیونیست ها را هشیارانه و واقع گرایانه ارزیابی کرد و کاملاً آماده ی مذاکره با آنها شد، او زمانی را پیش بینی می کرد که اعراب فلسطین به دنبالش راه بیفتند و حکومتش را قبول کنند، به همین دلیل بود که در ۱۹۳۷ پیشنهاد کمیسیون لرد پیل را برای تقسیم فلسطین و الحاق بخش عربی آن به ماوراء اردن فوراً قبول کرد.
موضع گیری عبدالله طبیعتاً دشمنانی از بین ملی گرایان عرب که مخالف خاندان هاشمی بودند، برایش درست کرد که طیفی از خانواده ی حاج امین الحسینی فلسطینی، تا جمهوری خواهان سوری را فرا می گرفت. ملک عبدالله در هر دوی این کشورها طرفدارانی داشت، ولی قدرت مسلط نبودند. روابطش با پسر عموهای هاشمی اش در عراق بهتر بود، ولی آنها به رهبری او تن نمی دادند از این رو در انتظار حوادث فلسطین نشست.

۳. اردن

اردن با ۸۸،۹۳۰ کیلومتر مربع مساحت از شمال به سوریه، از شمال شرقی به عراق و از شرق و جنوب عربستان محدود است. جمعیت اردن در حال حاضر ۵،۶۱۲،۰۰۰ نفر می باشد. در ۲۵ مه ۱۹۴۶ نام امارات شرقی اردن تبدیل به کشور پادشاهی اردن شد و در فوریه ۱۹۴۷ قانون اساسی کشور اردن تنظیم و به تصویب رسید.

تاریخچه روابط ایران و اردن

شروع روابط رسمی ایران با این سرزمین به ایام سلاطین عثمانی باز می گردد. در آن زمان ایران در شام، نمایندگی کنسولی داشت و پس از سلطه انگلستان بر اردن و فلسطین، ایران در بیت المقدس کنسولگری ایجاد کرد که بعداً به سفارت تبدل شد. پس از استقلال شرق اردن، دولت ایران این کشور را به رسمیت شناخت. در سال ۱۳۲۸ ملک عبدالله، پادشاه وقت اردن به ایران مسافرت کرد و عهدنامه مودت بین طرفین منعقد شد. در اواخر سال ۱۳۲۸ سفارت ایران در امان (پایتخت اردن. در سطح وزیر مختار تأسیس شد و پس از سفر رسمی شاه مخلوع در سال ۱۳۳۸ به اردن که طی آن یک موافقت نامه فرهنگی میان دو کشور نیز به امضا رسید، روابط دیپلماتیک دو کشور به سطح سفارت کبری ارتقا یافت. (۲.
تا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای میان دربارهای دو کشور برقرار بود. روابط سیاسی در طی این مدت عمدتاً در مناسبات میان دربارهای سلطنتی دو کشور تبلور یافته و در خلال دیدارهای خصوصی سران دو رژیم تعیین می شد.
این حسن روابط دو کشور در جهت منافع غرب بود. از آنجا که روابط سران دو کشور با غرب به ویژه آمریکا و انگلیس بسیار نزدیک بود، روابط دو کشور به تبع آن، بسیار دوستانه بوده است. در اجرای همین سیاست دوستانه، سران رژیم شاه پس از جنگ اعراب و اسرائیل (۱۹۶۷. از طریق جمعیت هلال احمر ایران در سال ۱۹۶۸ شهرکی به نام طالبیه متشکل از ۲۰۰ واحد مسکونی، حمام، مدرسه و بیمارستان در ناحیه زیزیا برای اسکان پناهندگان فلسطینی احداث و یک هیأت ایرانی تا سال ۱۹۷۱ بیمارستان آن اردوگاه را اداره می کرد. همچنین می توان از موافقت نامه های اقتصادی و فرهنگی و موافقت نامه هایی که در زمینه یهمکاری های هوایی در سال ۷۸ – ۱۹۷۷ میان دو کشور منعقد شد، نام برد. روابط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میان دو کشور به موازات روابط سیاسی گسترش چشمگیری داشته است.

روابط سیاسی با ایران بعد از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، دولت اردن، جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. ملک حسین در اسفند ۱۳۵۷ طی پیامی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت. اولین هیأت ایرانی بعد از انقلاب برای شرکت در کنفرانس اسرا در تیرماه ۱۳۵۸ به اردن عزیمت نمود و به موجب قطعنامه ای که در پایان کنفرانس انتشار یافت قرار گردید یک هیأت ۸ نفره به ریاست کامل الشریف، وزیر اوقاف اردن و سخن گوی رسمی کنفرانس مذکور به حضور امام خمینی برسند. در ۱۵ بهمن ۱۳۶۸ نیز یک هیأت ۱۰ نفره به همراه جمعی از متفکرین و اندیشمندان اسلامی اردن برای شرکت در جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به تهران وارد شدند. دولت اردن اگرچه ظاهراً خشنودی خود را از انقلاب اسلامی اعلام داشت، لیکن در واقع از صدور انقلاب اسلامی و احتمال گسترش فعالیت اسلام گرایان شدیداً نگران بود. دولت اردن در واقع از همان آغاز انقلاب اسلامی روشی خصمانه اتخاذ کرده بود، ولی به علت حمایتی که مردم اردن از این انقلاب داشتند، به ظاهر روشی مسالمت آمیز اتخاذ نمود. روابط جمهوری اسلامی به خاطر شانه خالی کردن اردن از شرکت در کنفرانس کمپ دیوید و حمایت ظاهری از حقوق مردم فلسطین و در جهت همگامی با جهان عرب و دنیای اسلام ادامه داشت، ولی به مجرد عدول اردن از مسیر خود، ایران روابط دیپلماتیک خود را به سطح کاردار تنزل داد. (۳.
در دسامبر ۱۹۸۰ حافظ اسد، اردن را به حمایت از گروه بنیادگرای اخوان المسلمین برای براندازی رژیم سوریه متهم کرد. صف آرایی نظامی دو کشور در مرزهای مشترک، تیرگی روابط را تا حد برخورد مسلحانه پیش برد. روابط حسنه جمهوری اسلامی ایران با سوریه، تیرگی روابط اردن با سوریه و روی آوردن اردن به سوی عراق، از عواملی بود که به دنبال شروع جنگ تحمیلی، قطع روابط دو کشور را به دنبال داشت.
عوامل که باعث گردید اردن در دهه ی هشتاد و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از عراق حمایت کند و این حمایت و وابستگی به عراق در طول بحران کویت نیز مشهود بود، بدین قرار است: (۴.
۱. کمک های مالی عراق به اردن؛ این کمک ها بیشتر از سوی حامیان عراق نظیر عربستان و کویت از طریق اردن به این کشور پرداخت می شد.
۲. تهدیدات سوریه علیه اردن و حمایت جمهوری اسلامی ایران از سوریه.
۳. نیاز شدید عراق به بندر عقبه که می توانست درآمد عمده ای برای اردن داشته باشد.
۴. ملک حسین قصد داشت در جریان جنگ ایران و عراق نقش یک عرب را بازی کند. نباید فراموش کرد که عامل تعیین کننده سیاست خارجی اردن، علی الظاهر قومیت عرب و وحدت و یکپارچگی آن است و دین اسلام در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد. ملک حسین با شعار «ما در کنار برادران خود هستیم» حمایت خود را از عراق اعلام کرد.
۵. اردن می خواست از ثمرات مادی و معنوی این جنگ به نفع خود استفاده کند. در حالی که با پایان یافتن جنگ تحمیل و بحران خلیج فارس، سیاست ملک حسین نتیجه ای جز خسران و صدمات اقتصادی و اجتماعی برای کشورش در پی نداشت.
پس از مدتی به علت حمایت علنی و گشاده دستانه اردن از عراق در جنگ آن کشور علیه ایران و مخالفت علنی با ایران در تاریخ ۵۹/۱۱/۱۱ دولت جمهوری اسلامی ایران طی یادداشتی به کلی با این کشور قطع رابطه کرد.
واکنش دولت اردن در واقع با توجه به روابط حسنه ای که با پادشاه ایران داشت و از ترس این که مبادا انقلاب اسلامی ایران در جریانات سیاسی و مذهبی آن کشور اثرگذار باشد و سرنوشت او نیز دچار سرنوشت شاه ایران گردید، از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ناخشنود بود. شاه اردن اگرچه پیروزی انقلاب را به بنیان گذار جمهوری اسلامی در ایران تبرک گفت، ولی در باطن از این تحول بزرگ در منطقه چندان راضی به نظر نمی رسید و این ناخشنودی را در مصاحبه ها و سخنرانی های خود، هر از گاهی ابراز می کرد. ملک حسین در تاریخ ۱۳۵۹/۱/۲۰ ضمن شرکت در جلسه ی عادی کابینه اردن، موضع آن کشور را در قبال بحران روابط ایران و عراق چنین بیان کرد:
وظیفه اعراب است که برای وحدت خود و جلوگیری از سرایت خطرات هر کجا که باشد همکاری کند، ما وظیفه داریم که جهان اسلام را آرام و قرین هم بستگی داشته باشیم، ما می خواهیم ایران پشتیبان ما باشد و در آن آرامش برقرار و دارای خط مشی درستی باشد. عراق کشوری عربی و برادری است که نباید مورد هیچ گونه تهدید خارجی قرار گیرد و یا آسیبی از هر منبعی که باشد به آن برسد. ما به عنوان عرب نباید اجازه دهیم هیچ گونه تجاوز از هر مصدر که باشد به هیچ جزیی از خاک میهن عرب صورت گیرد. (۵.
بعد از کنفرانس سران کشورهای عربی در بغداد و تونس، روابط بین عراق و اردن روز به روز نزدیک تر و عمیق تر شد و ملک حسین به صراحت به نفع عراق و علیه ایران موضع گیری کرد و با کمک های سیاسی، اقتصادی و نظامی فراوان، حمایت و پشتیبانی خود را از عراق تداوم بخشید.
در طول جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، تنها سیستم حمل و نقل به عراق از طریق اردن صورت می گرفت. در این چارچوب، شبکه حمل و نقل وسیعی بین دو کشور ایجاد گردید و بندر عقبه برای حمل و نقل سلاح و تجهیزات نظامی سبک و سنگین در اختیار عراق قرار گرفت. به علاوه دولت اردن نیروهای نظامی خود را نیز برای سرکوبی مردم مسلمان عراق و ایران، به عراق گسیل داشت و ملک حسین در نطقی اظهار داشته بود:
اگر ضرورت ایجاب کند نیروهای بیشتری را به عراق اعزام خواهد نمود. (۶.
پس از حدود ده سال قطع روابط، دولت اردن در جلسه کابینه مورخ ۶۹/۱۰/۲۲ تصمیم گرفت رابطه خود را با جمهوری اسلامی از سر گیرد. اردن که از جریان جنگ تحمیل عراق علیه ایران، حمایت قوی از بغداد به عمل آورده بود، پس از خاتمه این جنگ در پی ترک مخاصمه به میانجی گری سازمان ملل در اوت ۱۹۹۸ تلاش کرد تا روابط خود را با ایران بهبود بخشد. در ادامه تماس های قبلی و اظهار علاقه مقامات دولت اردن و گروه های اسلامی و مردمی این کشور نسبت به تجدید روابط دیپلماتیک بین دو کشور، با امضا متنی توسط سفرای دو کشور در نیویورک توافق شد که روابط سیاسی برقرار و سفارتخانه های دو کشور در ۶۹/۱۰/۲۴ بازگشایی شود. پس از ایجاد روابط هیأت هایی از دو کشور دیدار کردند. از جمله سفر رهبر اخوان المسلمین اردن به تهران و سفر نمایندگان مجلس شورای اسلامی به اردن بود که با مقامات سیاسی دیدار کردند. (۷.

روابط فرهنگی و اجتماعی

جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را به منظور همکاری در بازسازی مقبره صحابه به خصوص مسجدالاقصی و مسجد قبه الصخره اعلام کرد. همچنین توافق شد اردن تسهیلات لازم را در اختیار کاروان های حجاج ایرانی که از طریق اردن عازم عربستان هستند، قرار دهد.
بررسی امکان بازگشایی دفاتر خبری در هر یک از دو کشور و زمینه بررسی امکانات دو کشور پیرامون تولید مشترک تلویزیون مورد توافق دو کشور قرار گرفته است.
لازم به ذکر است که اغلب توافقات مذکور در نیمه دوم سال ۱۳۷۰ انجام گرفت و هنوز بسیاری از آنها به مرحله عمل نرسیده است و گروه های دو کشور مشغول فراهم آوردن وسایل لازم می باشند. در حال حاضر پس از برقراری مجدد روابط میان دو کشور، تاکنون سفیر مبادله نشده و تنها در سطح کاردار، سفارتخانه های دو کشور فعال هستند. (۸.
با توجه به این که موقعیت جغرافیایی اردن که با چند کشور مسلمان عرب و همچنین با اسرائیل هم مرز است و در عین حال با وضعیتی که در داخل کشور اردن وجود دارد، از جمله فعال بودن اخوان المسلمین و آگاهی روز افزون مسلمانان آن کشور و آوارگان فلسطینی ساکن اردن که می توان بهره برداری وسیع تری در جهت صدور انقلاب و گسترش فرهنگ انقلاب به عمل آورد و از این طریق رابطه ی خوبی با ملت مسلمان اردن برقرار کرد، دولت ایران سعی نموده است رابطه دیپلماتیک خود را با این کشور محفوظ نگه بدارد.
اخوان المسلمین مهم ترین جنبش اسلامی کشور اردن است که در مسائل متعدد سیاسی، مواضع آنان با مواضع انقلاب اسلامی منطبق است و در حال حاضر ۳۱ کرسی از ۸۰ کرسی مجلس اردن را در اختیار دارد. پارلمان اردن از مواضع ایران در جنگ خلیج فارس ستایش کرد و تمامی اعراب و مسلمانان را به مقابله با این تجاوز وحشیانه به ضربه زدن به نیروهای مهاجم و منابع آنان در آمریکا و دیگر کشورهای مهاجم فرا خواند. (۹.
اخوان المسلمین ۶ وزیر در کابینه اردن داشت که در اعتراض به کنفرانس به اصطلاح صلح اعراب و اسرائیل ۴ وزیر از جمله وزیر امور خارجه از پست های خود برکنار یا استعفا کردند.
ملک حسین ضمن حمله شدید به مسلمانان بنیادگرا گفته بود:
اخوان المسلمین اردن به دلیل نگرانی از درگیر شدن در مذاکرات صلح با اسرائیل، دولت جدید اردن (المصری. را تحریم کرده اند.
علیرغم ماهیت به شدت وابسته ملک حسین و جانشینش ملک عبدالله وضعیت داخلی مسلمانان، پارلمان و اخوان المسلمین، تا حدود زیادی بسط و گسترش روابط دو کشور را می طلبید. کمک به آوارگان فلسطینی ساکن اردن در درجه اول و کمک به نیروها و گروه های سیاسی فلسطینی ساکن اردن و گروه های مسلمان اردنی طرفدار انقلاب اسلامی – خصوصاً اخوان المسلمین – از این طریق امکان پذیر بوده است. البته عربستان سعود در حال حاضر به جنبش اخوان المسلمین در کشورهای مختلف از جمله اردن کمک های مالی ارائه می دهد که در جهت مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی و بینادگرایی بوده است. (۱۰.

علل نزدیکی اردن به کشورهای بزرگ منطقه از جمله ایران

یکی از دلایل نزدیک شدن اردن به کشورهای بزرگ منطقه از جمله ایران، تهدید عمده ی اسرائیل علیه اردن می باشد. این مسأله در حالی است که این کشور یکی از راه های کاهش تهدید اسرائیل بر علیه خود را، نزدیک و ایجاد رابطه با آن کشور می داند. ارتباطات مخفی و نیمه مخفی این رژیم با اسرائیل نیز مشخص است. از دلایل روی آوردن و اشتیاق مجدد اردن برای برقراری مجدد روابط با ایران بحران خلیج فارس بود. پس از تجاوز عراق به کویت و اشغال این کشور توسط ارتش بعث، رژیم اردن به خاطر حمایت نسبی از حمله عراق به کویت در جهان عرب، منزوی شد و فشارهای زیادی را به لحاظ اقتصادی، سیاسی و غیره متحمل گشت و تجاوز عراق باعث تهدید این کشور از جانب رژیم اسرائیل گردید. لذا رژیم اردن تصمیم گرفت خلأ حمایت کشورهای منطقه از خود را با بهبودی رابطه با ایران که از کشورهای غیر درگیر در بحران و دارای نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه بود، جبران کند. مضافاً این که ایران، اسرائیل را دشمن مسلمانان می داند. موضوع جالب توجه این است که به محض برخورد جهان عرب با عراق و فروپاشی ارتش این کشور و پیدایش ضعف در رژیم عراق و بازگشت امیر کویت به کشور، دولت اردن در جهت بهبودی رابطه با کشورهای کویت، عربستان و غیره نیز شروع به فعالیت کرد و به همین جهت روابط ایران و اردن در همان سطحی که در طی بحران خلیج فارس به وجود آمده بود، باقی ماند که این مسأله از جهت ماندن روابط در حد کاردار بسار محسوس است. (۱۱.

پی نوشت:

۱. محمد رضا مناقبتی، مباحث کشورها (اردن.، ج ۶۴، ص ۳ – ۱، ۹ – ۸، ۳۷ – ۳۶؛ مرتضی اسعدی، جهان اسلام، ذیل اردن.
۲. وزارت امور خارجه، کتاب سبز اردن هاشمی، ص ۲۵.
۳. وزارت امور خارجه، روابط خارجی ایران.
۴. منصور قدر، تاریخ جاری کشور اردن هاشمی، ص ۵۸.
۵. وزارت امور خارجه، گزارش های سفارت ایران در امان.
۶. مرتضی اسدی، جهان اسلام، ج ۱، ص ۵۹.
۷. اداره هشتم سیاسی وزارت امور خارجه، اطلاعاتی درباره اردن هاشمی، ص ۱۵.
۸. فهرست معاهدات معتبر ایران با سایر دول.
۹. گزارش های دفتر حفاظت منافع ج.ا.ا در امان.
۱۰. اطلاعات، از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۰.
۱۱. مصاحبه با یکی از کارشناسان اردن در وزارت امور خارجه.

فهرست منابع:
۱. گلی زواره، غلامرضا: جغرافیای جهان اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۵، صفحات ۲۱۹ و ۲۲۰.

۲. منسفیلد، پیتر: تاریخ خاورمیانه، ترجمه عبدالعلی اسپهبدی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۵، صفحات ۲۴۱ – ۲۴۲.
۳. محمدی، منوچهر: بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج اول، تهران، ۱۳۸۵، صفحات ۲۲۱ – ۲۲۸.