ویژه نامه » ولادت امیرالمؤمنین »

وصى محمد

اشاره:

پیامبر(ص) در مسائل مربوط به زعامت و سرپرستی مسلمین، علی(ع) را خلیفه و جانشین خود قرار داد و اگر با دیده انصاف و بی‌طرفی و بدون تعصب بر مسأله بنگریم، خواهیم دید که خلافت و جانشینی امام علی‌(ع) از جانب پیامبر، در همان دوره نیز مسأله‌ای واضح و آشکار بود، تا آنجا که واژه «وصی» یکی از القاب امام به شمار می‌رفت و این لقب در نظم و نثر آن زمان فراوان به چشم می‌خورد.

امیر مؤ منان حضرت على (ع ) در سفرى با یکى از یهودیان خیبر، هم سفر گردید، با هم حرکت کردند تا به رودخانه اى که عرض طولانى داشت و آب در آن بود رسیدند، در آن جا پل یا وسیله دیگرى نبود، که به آن طرف رودخانه بروند، با توجه به این که ، یهودى ، على (ع ) را نمى شناخت . یهودى آهسته دعایى خواند و بر روى آب به راه افتاد، بى آن که غرق شود، خود را به آن سوى رودخانه رساند.

سپس رو به على (ع ) کرد و گفت :« لو عرفت کما عرفت لجزت کما جزت : اگر آن چه را من مى دانم تو مى دانستى (آن را مى گفتى ) و همانند من از روى آب به این طرف مى آمدى ، بى آن که غرق شوى ». على (ع ) فرمود: « اى یهودى همان جا توقف کن ، تا من نیز بیایم ». حضرت على (ع ) متوجه خدا شد، و به اذن پروردگار از روى آب قدم برداشت ، و خود را به آن سوى رودخانه رساند. یهودى تعجب کرد و به دست و پاى على (ع ) که آن حضرت را نمى شناخت » افتاد و عرض کرد: «اى جوان ! چه گفتى که آب در زیر پاى تو مانند سنگ سخت شد و از روى آن به این طرف آمدى ؟!»امام على (ع ) به او فرمود: « تو چه گفتى که بر آب قدم نهادى و رد شدى ؟» یهودى گفت : «من خدا را به وصى اعظم محمد (ص ) خواندم ، خداوند به من لطف کرد، و از روى آب گذشتم ». حضرت على (ع ) فرمود« آن وصى محمد(ص ) من هستم ». یهودى گفت :« به راستى که حق مى گویى ، آن گاه قبول اسلام کرد و در حضور على (ع ) به افتخار اسلام نایل آمد.»

منبع:مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

پاورقی:

سفینه البحار، ص ۶۴۸٫