هنر از منظر امام خمینی و فقهاء شیعه

در اين مقاله برآنيم تا به مقوله هنر از ديد امام خميني و منظر فقهاي شيعي بپردازيم. رهنمودهاي امام راحل قطعاً مي‌تواند از پيچيدگيهاي اين بحث تا حد زيادي پرده بردارد، اما تطبيق كليات بر مصاديق همچنان رفتارها و پرسمانهاي ضد و نقيضي را پيش روي مي‌آورد كه بر فقيهان آگاه جامعه است وحدت رويه و نظري واحد در اين عرصه ارائه دهند و گرد حيرت را از ديدگان مقلدين معتقد و محتاط بزدايد.

تعريف هنر و رابطه آن با فقه

انسان فطرتاً زيبايي‌خواه آفريده شده است و حواس او آنچنان با محيط اطرافش هماهنگي يافته كه نغمه دلنشين و بوي خوش، منظره دلفريب، لطافت و سرسبزي، براي او لذت آور و فرحبخش مي‌نمايد، از طرفي وقتي روح كمال‌جويي با اين حس درمي‌آميزد از او انساني آفرينش‌گر و خلاق مي‌سازد. پديده‌هاي جهان را گزينش كرده با احساس خود آن را بازآفريني مي‌كند و از مدد نيروي خيال از پديده‌هاي هستي مقوله هنر را به نمايش مي‌گذارد چنين كوششي كه به آفرينش اثري زيبا مي‌انجامد هنر و آفرينندؤ آن هنرمند ناميده مي‌شود.

هنر تجلّي احساس انسان است در قالب محسوس، زبان درون است با مخاطباني اهل دل، حقيقت را مي‌نماياند بدون آنكه به وعظ و استدلال بپردازد. زباني دردمند، زيبابين، پرشور كه همه آدميان را با هر مليّت و نژادي به يكديگر پيوند مي‌دهد. تكنولوژي و تمدن به هنر توانائي مي‌بخشد و آن را فراتر از مرزهاي جغرافيايي به اقصي نقاط جهان انتقال مي‌دهد.

اما هنر، اين وديعه الهي همچنان در ميان دو قطب جان و جسم، ماده و معنا، خداجويي و كفر در نوسان بوده است. و از دستبرد آفتهايي همچون نفس‌پرستي، قدرتمداري، استعمار و ابتذال در امان نمانده است. لذا هنر با همه عظمت و رسالتي كه دارد به هنر متعهد و مسئول و نيز هنري كه ابزار دست سودجويان و قدرت‌طلبان و سرمايه‌داران است تقسيم شده است. هنري كه در مسير تكامل بشري حس خداپرستي و خلقيات انساني است هنر متعهد و ديني است و هنري كه جامعه را به فساد و ابتذال و گمراهي مي‌كشاند هنر مبتذل و منفي است. اينجاست كه “تكليف” سر بر مي آورد و “فقيه” در بيان تكليف به تكاپو مي‌افتد و فقه ميان بايدها و نبايدها مرز مي سازد. گرچه پيچيدگي هنر، بيان دقيق مصاديق احكام تكليفي، حرمتها و حلّيتها را دشوار ساخته است و اگرچه كتب فقه سنتي برخي از مصاديق موجود در زمان خود را مانند خريد و فروش مجسمه و ساخت و يا نگهداري آن و تصويرگري و موسيقي و خريد و فروش آلات موسيقي و … مورد بحث قرار داده‌اند كه مي‌تواند دستمايه خوبي براي دوران حاضر باشد. اما امروزه جلوه‌هاي هنر به اندازه‌اي گسترده شده است كه هنوز صدها پرسش در هنر فراروي مجتهد و مقلد است و تغييرات و مقتضيات زماني و مكاني بازنگري جديدي را در موضوع هنر مي‌طلبد.

گونه گوني ديدگاه‌ها در مقوله‌هاي هنر بويژه موسيقي، مجسمه سازي در فقه بسيار مشهود است چنانچه در موسيقي تا هيجده نظريه برشمرده‌اند. اين نظريات امروزه جنبه كاربردي پيدا كرده است و تقابل نظريات به تقابل اعمال و رفتار مقلدين انجاميده است. و جامعه امروز اين اندازه اختلاف را بر نمي‌تابد و بايد هرچه بيشتر ديدگاه‌ها و راه‌كارهاي مبتني بر فقه سنتي و اجتهادي، اما نزديك به واقعيت موجود، ارائه گردد تا وحدت نسبي در عملكردها نسبت به رويكردهاي هنري پيش آيد و از تقابل و تضارب عملكردها، مانعي بر راه ترقي حكومت اسلامي فراهم نيايد. مثلاً نمي‌توان بطور كلي رسانه‌هاي عمومي، بازيگري و تصويرسازي را تعطيل كرد و يا براي آن قيودي دست‌نايافتني زد، از طرف ديگر بازگزاردن دست هنرمندان و فراخي بي حد و مرز هنر سرانجام هنر را به ورطه ابتذال يا پوچي خواهد كشاند. پس رايي بايسته و مناسب با مقتضيات زمان و مكان و مطابق شرع از سوي مجتهد آگاه، هنر را متعهد و مسئول نگه مي‌دارد.

هنر متعهد از ديدگاه امام خميني

هنر امروز از موثرترين و بهترين ابزار در جهت ارائه حقايق و معارف ديني است و آميزؤ هنر و تكنولوژي امكانات جديدي را بدست مي دهد كه حقايق ديني و وصف ارزش‌ها به سراسر عالم ابلاغ شود و به دست همگان برسد. نگرشي واقع بينانه و منصفانه نشان مي‌دهد هر جا انديشمندان اسلامي و فقيهان آگاه خود را از آن جدا كرده‌اند قطعاً هنر بدست اربابان و سودجويان اقتصادي افتاده و استفاده‌هاي ناروا و غير اخلاقي از آن شده است.

امام خميني مي‌فرمايد:

هنر در مدرسه عشق نشان دادن نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي است. هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعي خود تصوير زالوصفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي‌برد. تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب در راس آنان آمريكا و شوروي را بياموزد.1

رسانه‌ها بايد بيشتر كار كنند، از گردانندگان و هنرمندان متعهد بخواهند در راه تعريف صحيح تهذيب جامعه وضعيت تمام هنرجوها را در نظر گرفته راه و روش زندگي شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها و نمايشنامه‌ها به ملت بياموزند و از هنرهاي بدآموز و مبتذل جلوگيري كنند.2

همچنين مي فرمايد:

… در رژيم سابق همه چيز خصوصاً فرهنگ و هنر محتوايش عوض شده بود يعني كسي كه نام سينما را مي‌شنيد خيال مي كرد در آنجا بايد مركز فساد و سوء اخلاق، مركز مخالفت با همه چيز باشد يا كلمه تئاتر در ذهن انسان چيز مبتذلي بود كه از آن بهره فساد برده شود و هكذا همه چيز ديگر…اينها همه به خاطر آن بود كه ما فرهنگمان را فراموش كنيم.3

آنچه كه از مجموعه فرمايشات گهربار امام راحل و سيرؤ عملي ايشان در طي سالهاي قبل و بعد از انقلاب بدست مي آيد اين است كه ايشان نگاه متحجرانه به مقولات و پديده‌هاي هنري ندارند كه بطور كلي آنها را رد و تعطيل نمايند بلكه با توجه به دخالت و عنصر زمان و مكان و مقتضيات و مصالح استفاده از اين دو وسيله را براي تبليغ دين بسيار موثر مي‌دانند اما شرط اساسي اين نقش موثر را، مطابقت با اصول اعتقادي ديني و اخلاقيات انساني قرار مي دهند. هنري كه نتيجه آن وابستگي به قدرتهاي استعمارگر غرب و شرق باشد، هنري كه فساد، انحطاط و تخدير مغزهاي جوانان جامعه را به بار آورد، هنري كه دردمند نباشد و از مستضعفين و اقشار محروم جامعه بي‌خبر باشد هنر اسلامي نيست و از نظر ايشان كاملاً مردود و ترويج آن حرام است لذا ايشان استفاده از رسانه هاي هنري مانند راديو، تلويزيون، تئاتر و سينما را در زمان طاغوت حرام و كمك به ظلمؤ دين مي‌دانستند. اين ملاك اساسي در هر هنري است وگرنه اصل هنر مفهومي با ارزش و قابل تحسين است كه همواره در اسلام مورد تاييد و بهره برداري تبليغي قرار گرفته است. در سرزميني كه شعر و سخنوري حرف اول را مي زد قرآن با عاليترين بيان و با آوايي خوش ارائه گرديد. معماري اسلامي، تذهيب و خوشنويسي قرآن و كتيبه‌هاي ديني بي‌ترديد شاهدي بر اين ادعاست. حتي تعزيه خواني، مداحي و مرثيه خواني نيز جلوه‌هاي زيبايي از موسيقي اسلامي و هنر بازيگري است. اينك با بيان برخي از جلوه هاي هنر به بيان اجمالي ديدگاه امام خميني و برخي فقهأ شيعه مي‌پردازيم:

جلوه‌هاي هنر از ديدگاه امام خميني و فقها

موسيقي

امروز پر مصرف‌ترين نوع هنر، موسيقي است بويژه با حضور پر رنگ و جايگاه خاصي كه دو رسانؤ عمومي، تلويزيون و راديو، يافته‌اند و در جهان ارتباطات كمتر كسي مي‌تواند خود را از اين دو رسانه بي‌نياز ببيند. در باب غنا و موسيقي حرام گرچه سخن بسيار گفته شده است اما همچنان در تعيين موضوع و مصداق توهم و ترديد وجود دارد.

صوت خوش با طبع آدمي آميخته است و لذتي وصف ناپذير در پي دارد. عاليترين شكل موسيقي در اسلام تلاوت قرآن است كه همواره مورد ستايش پيشوايان دين قرار گرفته است.

ابن ابي الحديد 4درباره صداي حضرت داود(ع) و جذبه بسيار آن بياني دارد. همچنين در شرح ديگر نهج البلاغه آمده است5 حضرت داود(ع) علاوه بر نغمه خوش مزمار(ني) داشته كه اميرالمومنين(ع) وي را “صاحب مزامير” و “قاري اهل بهشت” معرفي كرده است.

هنر تلاوتِ قرآن به عنوان موسيقي زيبا و خوش در نزد پيامبر اكرم(ص) و ديگر معصومان(ع) در تاريخ بيان شده، امام زين‌العابدين و امام باقر(ع) با صداي خوش قرآن را مي‌خواندند كه گاه نيكويي قرائت آنان، مردم را از هوش مي‌برده است. نوع ديگر موسيقي در اسلام اذان است كه سفارش شده با صداي خوش ادا شود. مدح اهل بيت(ع) و مرثيه خواني‌ها نيز با الحاني خوش و محزون گواه صادقي است كه اسلام هنر موسيقي را بطور كلي امضأ نموده است.

موسيقي حلال و حرام چيست؟

غنا بي‌شك حرام است و فقهاي شيعه به جز اندكي همگي به حرمت ذاتي آن فتوا داده‌اند. 7فقهأ تعاريف مختلفي بيان كرده اند كه نشانگر اختلاف نظرهاي بسياري در اين زمينه است. گروهي از چهره هاي برجسته فقاهت شيعي تشخيص معناي آن را به عرف گذاشته اند.

علامه فقيه شيخ محمدرضا آل ياسين در تفسير غنا مي گويد.

“غنا عبارت است از صوت انساني كه كار آن ايجاد طرب و رامشگري به تناسب آن براي مردم معمولي است و “طرب” حالت رخوتي است كه به انسان دست مي دهد و تقريباً عقل را كنار مي‌زند و همان كاري را مي كند كه نوشيدنيهاي مست كننده روي مردم عادي انجام مي دهد”.8 اين تعريف را امام خميني مي پسندند و بر آن اضافاتي دارند كه اشاره خواهيم نمود.

شهيد ثاني مي نويسد:

“اَلاولي الرُجوعُ فيه اِلي الْعُرفِ فَما يُسمّي فيهِ غِنا و يَحْرُمُ لعِدَم وُرود الشرعِ ما يَضْبطُهُ فيكوُنُ مَرْجعُهُ الي الْعُرفِ” اولي و بهتر آن است كه درباره آن به عرف مراجعه شود سپس هرچه را كه عرف غنا بداند حرام است چون شرع در اين مساله وارد نشده و آن را ضابطه‌مند نساخته پس مرجع آن عرف است.9

و نيز صاحب جواهر رجوع به عرف را ملاك تشخيص موضوع مي داند و چون ملاك عرف در زمان و مكان متفاوت، تفاوت دارد پس نظر فقها نيز يكسان نيست. 10علت رجوع به عرف نبودن ضابطه از سوي شرع براي تعيين آن است.

امام محمد غزالي درباره موسيقي تعريفي دارد11 و ضمن آن موسيقي را سه قسمت مي كند:

1 . موسيقي كه از روي غفلت و سرگرمي بشنود اين نوع موسيقي از لحاظ ضرر و فسادي كه دارد حرام است.

  1. كسي كه دوستـي زن يا كودكي در دل دارد، در حضورش موسيقي گوش كند تا بيشتر لذت ببرد يا سرودي كه آتش عشق را گرم‌تر كند بشنود اين حرام است.

3 . در دل صفتـي نيكو باشد كه شنيدن موسيقي آن را قوّت دهد، مانند سرود و اشعار حجاج بيت اللّه الحرام ، سرود نوحه سرايان مانند نوحه سرايي حضرت داود، سرودهاي شادي آفرين كه به شادي حلال بيفزايد مثلاً در عروسي، سرودهايي كه عشق الهي را در دل فروزانتر كند. وي ضمن برشمردن عللي كه موسيقي حلال را به حرام تبديل مي كند به اين مورد اشاره دارد كه اگر شنونده جوان باشد شهوت بر او غالب شود يا مردم عوامي باشند كه به موسيقي به عنوان خوشگذراني عادت كرده باشد موسيقي آنان حرام است.

در چيزهايي كه از حرمت غنا مستثني شده عبارت است از:12

1 . در مراثي و جهت گرياندن مردم(شيخ انصاري در جامع المقاصد نقل كرده و محقق اردبيلي در “محكي شرح ارشاد” به آن قائل شده است).

  1. غنا در قرائت قرآن(محقق سبزواري) زيرا اين صوت لهوي نيست.

3 . حدأ براي راندن شتران.

4 . غنا در زفاف و عروسي بشرط آنكه با حرام ديگري همراه نباشد اين حرام را گفته‌اند: بشرطي كه باطل نخواند. مردها در مجلس وارد نشوند، او وارد مجلس مردها نشود 13در غير اين صورت اجرت او حرام است.

آية اللّه خويي مي فرمايد: 14غنا برحسب معناي لغوي از غناي حرام فراگيرتر است و همه صداهاي خوش را در بر مي‌گيرد و به همين جهت در بعضي از روايات به تغني در قرآن فرمان داده شده است.

مرحوم محدث كاشاني مي‌نويسد:

آنچه از مجموع اخبار و جمع عرفي بين آنها بدست مي‌آيد حرام بودن غنا و پيوسته‌هاي آن است مانند مزد بر آوازخواني، تعليم و تعلم، شنيدن، خريد و فروش ابزار به غناي دوران بني اميّه(غنايي كه مردان در محافل زنان وارد مي شدند و به آواز آنان گوش فرا مي دادند، زنان آوازخوان كلام باطل به زبان جاري مي ساختند و با آلات و ابزار لهو بازي مي كردند). اختصاص داد. خلاصه غناي دربردارنده فعل حرام حرام است نه غير آن.15

امام خميني ضمن توضيح عبارت محدث كاشاني او را از جمله كساني مي داند كه در غنا تفصيل قائل شده و آن را دو قسم مي داند، غناي همراه با گناه كه قطعاً حرام است و ديگري غناي بدون تبعات حرام كه قطعاً جايز است و غنا حرمت ذاتي ندارد.16

برخي اجرت زن آوازخوان را در عروسي حلال و برخي آن را حرام دانسته‌اند و علت حرام بودن آن را حرام بودن اصل غنا مي دانند. 17درخصوص جايز و حلال بودن اين آواز خواندن و اجرت بر آن روايتي از امام صادق(ع) وارد شده است:18 از طرفي روايتي بر حرام بودن اين اجرت وارد شده 19و ملاك كساني قرار گرفته كه غنا را در مجلس عروسي حرام مي دانند. حتي در زمان حاضر برخي از فقها با همين ملاك خريد و فروش آلات موسيقي حتي استفاده از وسايل موسيقي را حرام يا حلال دانسته‌اند. و اكثراً حكم به حرمت خريد، فروش آلات موسيقي داده اند و نيز آلات مشترك در حلال و حرام را مثل تلويزيون و ضبط صوت را تنها در صورتي كه در حرام بكار نرود جايز دانسته‌اند.20

امام خميني بعد از نقل بيش از ده تعريف براي غنا و نقد و بررسي آنها خود تعريفي به آن مي افزايد:

صوت ترجيع مطرب، يا آنچه در عرف غناست گرچه مطرب نباشد، صداي لهوي، صداي اهل فسق و گناه و آنچه با مجالس لهو سازگاري دارد و آنچه با آلات لهو و لعب سازگاري دارد و صداي آماده شده براي مجالس لهو و لعب و صداي برانگيزاننده شهوت جنسي، صوت دربردارنده ترجيع مطرب، صوتي كه نشان آن را دارد كه در متعارف عرف طرب برانگيزد و طرب آن سبكي آورد به گونه‌اي كه عقل را در آن حالت زايل مي كند، صدايي كه حسن ذاتي دارد و نشان آن دارد كه براي متعارف مردم طرب برانگيزد. 21 ايشان همچنين در دو قيد مطرب و مرجّع ترديد مي كند و آن را از قيودي مي‌دانند كه در ساختار مفهوم غنا نقش ندارد لذا در مكاسب محرمه آن را چنين توجيه مي كنند:

… وَ لعّل القِيْدينِ في كَلَماتِهِم لاَجْلِ كوْنِ المُتَعارِفُ منِ الغِنا في اَعْصارِهِمْ هُوَ مايَكُونُ مُشْتَمِلاً عَلَيْها، فَظَنّ اَنّهُ مقَوِّمٌ بِها.

…شايد آوردن دو قيد(مطرب و مرجّع) در گفتار فقها از اين روست كه غنا در زمان آنها مشتمل بر اين ويژگي بوده است. پس احتمال داده‌اند كه غنا متوقف و مقوم به آن دو است.22

در بحث موسيقي تشخيص مصداق غنا نيز برعهده عرف است و در هر زمان و مكاني تعريف خاص پيدا مي كند.

صاحب جواهر مي نويسد: التحقيق الرجوُع في مُوضوعِه اليَ العُرف…

حق اين است كه موضوع و مصداق آن به عرف واگذار مي‌شود. امام خميني در همين موضوع هم بحثي دارند كه قابل تامل است.

ايشان عقيده داشتند آنچه شهرت يافته كه تشخيص موضوعات احكام از وظايف فقيه نيست يك اشتباه است بلكه فقيه بايد در موضوعات مهم تتبع و غور نمايد و به نتايجي برسد چون مجتهد خود از اهل عرف است. پس چرا با استفاده از روشهاي اجتهادي كه در اختيار دارد به تبيين و تعيين موضوعات نپردازد. چرا بايد خود مقلد اهل عرف باشد.23

امام در تطبيق مصاديق مي فرمايد:

احوط اجتناب از بعضي انواع صداهاي لهو است مانند تصنيفهايي كه در ميان اهل فسق(طاغوتيان) رايج است چراكه احتمال يكساني آن با غنايي كه جزء باطل هاست مي رود.

آواز زنهاي خواننده در عروسيها استثنا شده و اين بعيد نيست. احتياط واجب آن است كه به هنگام بردن عروس به خانه شوهر و مجلسي كه براي قبل و بعد آن مهيا شده است اكتفا شود نه هر محلي، بلكه احتياط مستحب، اجتناب به طور كلي است.24

سرودهايي كه داراي فايده بوده مهيج براي جنگ و انقلاب است مانند سرودي كه اخيراً براي آقاي مطهري درست كرده‌اند اشكال ندارد.25

شما موظفيد ، هم وظيفه شرعي و هم وظيفه قانوني داريد كه دستگاه راديو و تلويزيون را از گروههايي كه منحرف هستند يا ارتباط با رژيم سابق دارند تصفيه كنيد.26

استفتأ: از آنجا كه آلات لهو و لعب استفاده هاي مشروع از قبيل نواختن سرودها را دارد آيا خريد و فروش آن بي اشكال است؟

پاسخ امام: خريد و فروش آلات مشتركه به قصد منافع محلله آن، اشكالي ندارد.27

موسيقي مطرب حرام است و يادگرفتن آن و ياددادن آن جايز نيست و در غير مطرب اشكال ندارد. (استفتأ)

استماع و گوش دادن به غناي مطرب ساير محرمات از راديو و تلويزيون و مانند آنها حرام است خواه مستقيم پخش شود خواه بعد از ضبط به روي نوار 28يك مغزي كه دنبال اين رفت كه موسيقي گوش كند و عادت به اين كار كرد. اين مغز مريض مي شود، اين نمي تواند فكر اين بكند كه كشورش به چه حال دارد مي گذرد، ديگر دنبال اين نيست مثل آدم هروئيني مي ماند.29

راديو تلويزيون اكثراً جوانهاي ما را به گوش كردن اينطور چيزها و موسيقي‌هاي مخدر وا مي‌داشت. از طريق چشم، جوانهاي ما را فاسد مي كردند. زنهاي كذا و كذا را پشت تلويزيون نمايش دادند و جوانها را از اين راه فاسد كردند.30

از احمد آقاي خميني نقل شده كه امام مي فرمود: اگر اين موسيقي كه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود در زمان حكومت شاه يا از راديو تلويزيون آل سعود پخش شود آن را حرام مي دانم.31

معلوم مي‌شود امام خميني علاوه بر ملاكات غنا از جنبه احكام حكومتي ملاك ديگري را مي پذيرند و آن پخش آن موسيقي توسط حكومتهاي طاغوتي و گمراه است.

بازيگري و نمايش

بيان فيلم و هنرهاي نمايشي بيان بسيار رسايي است كه در رساندن پيام از بقيؤ مقوله‌هاي هنر بليغ‌تر و جاذب‌تر است. هنر نمايش ظرفيت بالايي در بيان حقايق ديني و بشري دارد كه بايد مناديان دين آن را در كار تبليغ و هدايت بسوي ارزشها ارج نهند و اين ابزار شگفت انگيز و معجزه‌گر را در جهت ساختن تمدني متين و مبتني بر اعتقادات ديني بكار گيرند. وانهادن پديده هاي نوين نمايش كه آميزه‌اي از تكنولوژي و ذوق و احساس است ناهنجاريهاي فرهنگي غير قابل جبراني در پي دارد. امروزه در جهان ارتباطات كه دنيا به دهكدؤ كوچكي تبديل شده و سينما و تلويزيون و ماهواره حرف اول را مي زند بايد باورها و انتظاراتمان را نسبت به ابزار بياني و تبليغي كهن مانند وعظ و سخن گفتن تغيير داده و از شيوه‌هاي نوين در ارسال پيام‌هاي ديني و انقلابي مدد جوئيم.

خداوند مي فرمايد: “ما اَرْسَلنا مِنْ رَسوُلٍ الاّ بِلِسانِ قَوْمِه لِيُبيّنَ لهم”32

ما هيچ رسولي را نفرستاده‌ايم مگر به زبان قومش تا براي آنان بيانگر باشد.

امام خميني مي فرمايد:

… شما بايد به تبليغات و تعليمات در جهت معرفي و بسط اسلام همت بگماريد.33

تبليغات مساله‌اي است پر اهميت و حساس، يعني دنيا با تبليغات كار مي كند. آن قدري كه دشمنان ما از حربؤ تبليغات استفاده مي‌كنند ما از طريق ديگري نمي‌كنيم. ما هم بايد به مساله تبليغات بسيار اهميت دهيم و از همه چيزهايي كه هست بيشتر به آن توجه كنيم.34

… چون بچه ها علاقه دارند به نگاه كردن اين عكسها. نگاه به اين فيلمها، آنها را نگاه مي كنند اگر فيلم يك فيلم آموزنده باشد اين بچه ها تربيت مي شوند به ترتيب صحيح و اگر يك فيلمي باشد كه برخلاف باشد، انحراف كننده باشد بچه ها تربيت مي شوند به تربيت انحرافي. بزرگترها هم همينطور.35

من غالباً فيلم هايي كه خود ايراني ها درست مي‌كنند به نظرم بهتر از ديگران است، مثلاً فيلم “گاو” آموزنده بود. اما حالا اين فيلم‌ها بايد حتماً از آمريكا يا اروپا بيايد با يك بي بند و باري تا روشنفكران غربزده شاد شوند؟ فيلم‌هايي كه از خارج به ايران مي آيند اكثر استعماري هستند. لذا فيلمهاي خارجي استعماري را حذف كنيد مگر صددرصد صحيح باشد.36

فيلمهايي كه در راديو و تلويزيون نمايش داده مي‌شود بايد آموزنده باشد. فيلم‌هايي باشد ولو خود ايران درست كند آموزنده باشد يا فيلمهايي كه از خارج مي آيد درست تفتيش شود كه چنين نباشد، آنها ممكن است با شيطنت فيلم هايي به ايران بفرستند كه بخواهند جامعه را فاسد كنند.37

نمايش و بازيگري در شكل تعزيه‌خواني براي امام حسين(ع) گرچه سابقه‌اي به قدمت شعر و تلاوت قرآن ندارد به مرور زمان با همه نفي و اثباتهايي كه وجود داشته هرگاه با توافق فقها روبرو گشته، زمينه‌اي عاميانه براي احيأ عاشورا شده است. اگر هنر بازيگري حافظ ارزشهاي اسلامي و عفت و پاكدامني بوده و با معيارهاي اخلاقي و عرفي جامعه تناقضي نداشته باشد مورد تاييد اسلام است. مواردي كه بازيگري هنر ارزشي را به ضد ارزش تبديل كند و يا با موازين مطابقت نكند در نظر فقها حرام مي تواند باشد.38

الف ـ بازيگري مرد و زن در نقش يكديگر

اگر مرد نقش زن را ايفا كند و يا برعكس چنانچه مستلزم هتك حرمت و از بين بردن ارزشهاي اخلاقي باشد قطعاً به دليل فساد و تباهي كه به دنبال دارد باطل و حرام است. چه بسا اينگونه ايفاي نقش به جلب توجه و ريبؤ بيننده به بازيگر كه در واقع هم جنس خود است كشيده شده و مفسده برانگيز شود و يا از باب اينكه مقدمؤ حرام حرام است بازيگري مرد و زن در نقش يكديگر مستلزم پوشيدن لباس مختص جنس مقابل و استفاده از وسايل زينتي و آرايش براي مردان و تقليد صداي جنس مخالف و غيره مي شود كه همه اين موارد حرام است.

پوشيدن لباس مختص به مردان براي زنان و پوشيدن لباس مختص زنان براي مردان بنابر احتياط واجب جايز نيست.39

پوشيدن لباس مخصوص مردان براي خانمها و پوشيدن لباس مخصوص خانمها براي آقايان حرام است.40

پوشيدن لباس مختص زنانه براي مردان و بالعكس محل اشكال است.41

در اين خصوص رواياتي نيز وارد شده است كه برخي فقها از آن حكم به حرمت و برخي حكم به كراهت را استنباط كرده‌اند. از جمله ابن براج، 42محقق اردبيلي،43 شيخ يوسف بحراني، 44شيخ انصاري 45و از فقهاي معاصر سيد محسن طباطبايي46 (حكيم) و سيد ابوالقاسم خويي47 قائل به اين نظرند كه روايات بر حرمت مطلقاً دلالت ندارد، بلكه جز پوشيدن طلا و حرير براي مردها بقيه موارد را حرام نمي‌دانند.

در مقابل شهيد ثاني48 حرمت را مختص به النگو، خلخال و جامه‌هايي كه عادتاً ويژه زنان است و به اختلاف زمان و مكان تفاوت مي‌كند مي‌داند.

و سيد علي طباطبائي49، صاحب جواهر،50 مرحوم نراقي51 و محمد جواد حسيني عاملي52 قائل به حرمت هستند و هر نوع پوشش مختص به جنس مخالف را حرام و آن را منحصر به طلا و حرير نمي‌دانند.

اما برخي از علمأ شيعه نسبت به پوشيدن لباس مختص به زنان براي تعزيه گردانان عاشوراي حسيني يا ديگر وقايع عزاداري، اشكالي قائل نمي‌شوند.

از جمله مرحوم آية اللّه خويي مي نويسد:

پيش از اين روشن شد در جواز پوشيدن مردان لباس زنان را، براي اظهار غم و اندوه و نماياندن حادثه “طف” و برپا شدن عزاداري سيد جوانان بهشت ترديدي نيست و پندار حرام بودن آن به خاطر نهي از همانندي كه در اخبار آمده وسوسه‌هاي شيطاني است. زيرا اين اخبار بر حرام بودن همانندي دلالتي ندارد.53 و 54

آرايش و گريم هم اگر مصداق همانندي مرد به زن و برعكس باشد بحثهاي فوق در آن جاري است.

موارد ديگري چون شنيدن صداي زن نامحرم كه قطعاً در بازيگري پيش مي آيد مشروط به آنست كه با نرمي و كرشمه نباشد به گونه‌اي كه سبب تحريك و مفسده گردد.

هرگونه تماس و ارتباط نزديك ميان بازيگران مرد و زن به عنوان دو نامحرم حرام است و دست دادن مرد و زن با يكديگر بنا به فتواي امام خميني در صورتي كه ريبه و لذت جويي در كار نباشد و مرد دست زن بيگانه را نفشرد جايز است. 55 امام خميني مي فرمايد:

نظر نمودن به اين قبيل فيلمها و نمايشنامه‌ها هيچ اشكالي ندارد. بسياري از آنها آموزنده است. پخش آنها نيز اشكالي ندارد و همين طور فيلم‌هاي ورزشي و آهنگها اكثراً بي اشكال است. گاهي خلاف بطور نادر ديده مي‌شود كه بايد بيشتر مواظبت كرد. لكن دو نكته بايد مراعات شود. اول آن كساني كه گريم مي كنند بايد محرم باشند و اجنبي حرام است چنين كاري انجام دهد. دوم آنكه بينندگان از روي شهوت نظر نكنند.56

البته گرچه ديدن تصاوير زنان از تلويزيون و سينما در صورتي كه آنان را نشناسيم و از روي ريبه و لذت نباشد جايز شمرده شده اما تبعاتي در بازيگري مردان و زنان وجود دارد كه بايد كاملاً دقت شود. حرمت نگاه به نامحرم و ابراز و آشكار نمودن آرايش و زيور آلات براي نامحرم و غيره و رودر رو قرار گرفتن بازيگران در مقابل يكديگر و نيز جمع كثير فيلمبرداران و كارگردانان و غيره قطعاً توجه و رعايت بيشتري را مي‌طلبد و بايد كاملاً مطابق موازين شرعي باشد.

عكاسي، نقاشي، مجسمه‌سازي

تاريخ پيدايش مجسمه‌سازي و نقاشي تقريباً مقارن با تاريخ پيدايش بشر است. اما اين هنر به دليل پيشينه نادرست آن و بهره گرفتن در بتكده‌ها مورد بي‌مهري فقها واقع شده است. قرآن كريم در ضمن بيان سرگذشت اقوام و ملل و سنتهاي رايج آنان به تمثالها و تنديسهاي آنان حتي با ذكر نام57 پرداخته و بيان داشته انگيزه اصلي پيكرتراشي، مجسمه‌سازي و تصويرگري، بت‌پرستي بوده است. در تاريخ زندگي پيامبران همواره مبارزه با بت‌پرستي مشهود بوده است. در مدارك تاريخي نيز به نمونه‌هايي از مجسمه‌سازي و تصويرگري با هدف طلسم و جادو اشاره شده است.58

به عبارت ديگر اين ذوق و قريحه هنري گرچه از فطرت زيباجوئي انسان سرچشمه گرفته اما همواره مورد بهره برداري‌هاي سوء و ناروا واقع شده است. در حاليكه خداوند از خود به عنوان بهترين صورتگر ياد مي كند:

“و صَوّركُمُ ما اَحَسَن صُوَرُكُمْ و اِليْهِ المَصيرُ” 59صورتگري كرد و زيبا شكل و صورتي به شما داد و بازگشت به سوي اوست.60 مراد از “تمثال” در آيات قرآني مجسمه‌هايي است كه به عنوان بت مورد عبادت و پرستش مشركان قرار مي‌گرفته 61و در برخي از آيات هم بجاي تماثيل، اصنام و آلهه آورده شده است كه منظور همان بتهايي است كه حضرت ابراهيم(ع)آنها را با تبر درهم شكست. صورتگري و نقاشي در مضامين روايات به گونه‌هاي مختلفي است. ساختن مجسمه و كشيدن شكل درخت جايز شمرده شده است و نماز خواندن با انگشتري كه شكل جانداران يا پرنده بر آن نقاشي شده يا لباسي كه مصور به تصاوير و تمثال باشد باطل اعلام شده است.62 اما پهن كردن آن بعنوان زيرانداز جايز است63 اما سلار ديلمي نماز در لباس داراي تمثال را مكروه مي‌داند.64

اجمالاً اقوال فقهاي گذشته در باب مجسمه سازي و حرمت تصوير چنين است:

1.قول به حرمت تصوير مطلقاً خواه مجسمه باشد يا منقوش، موجود جاندار باشد يا بي‌جان(ابوصلاح حلبي ابن براج)65

  1. قول به حرمت مجسمه‌سازي فقط، خواه مجسمه موجود با روح باشد يا بي‌روح(شيخ مفيد، شيخ طوسي، سلار ديلمي، علامه)
  2. قول به حرمت تصوير خصوصي موجودات جاندار خواه به طور مجسمه باشد يا نقش و عكس(ابن ادريس حلي در سراير، محقق كركي در جامع المقاصد)
  3. قول به حرمت خصوص تصوير جانداران به طور مجسمه(در اكثر كتابهاي فقها تلقي به قبول شده است).66
  4. قول به جواز تصوير مطلقاً چه جاندار چه بي‌جان چه مجسمه چه نقش و عكس(شيخ طوسي در التبيان. امين اسلام طبرسي در مجمع البيان)

روايات وارده در اين خصوص دو دسته است: دسته اول مطلقاً حرام مي دانند چه مجسمه چه غير مجسمه چه از جاندار چه غير آن.

و دسته دوم: فقط ساختن مجسمه از موجودات جاندار را نهي مي‌كنند.67

گفته شده 68در جمع بين دو دسته حديث بهتر است به حرام بودن مجسمؤ موجودات جاندار اكتفا كنيم به دليل اينكه اخبار مقابل آن ضعيفند.

فقهاي معاصر مانند امام خميني و آية اللّه خويي69 و آقاي سيد احمد خوانساري و شيخ جواد تبريزي70 حكم به حرمت مجسمه‌سازي حيوانات را از باب قدر متقين از ادله و اخبار استفاده كرده‌اند و نسبت به اجماع تعبيرشان اين است كه در اين مورد ادعاي اجماع يا حكايت اجماع شده است. آية اللّه سيستاني نظرشان چنين است: ساختن مجسمه جاندار مطلقاً بنا بر احتياط حرام است ولي خريد و فروش آن اشكال ندارد. گرچه احوط ترك آن است، اما نقاشي جاندار بنا به اقوي جايز است.

آية اللّه مكارم شيرازي: ساختن و خريد و فروش مجسمه اشكال دارد ولي خريد و فروش صابون و مانند آن كه روي آنها مجسمه با نقشهاي برجسته است اشكال ندارد.71

آية اللّه گلپايگاني: ساختن مجسمه حرام است ولي خريد و فروش آن بعيد نيست جايز باشد و احوط ترك آن است.72

محمد جواد مغنيه مي نويسد:

ساختن مجسمه حتي جانداران به عنوان تزييني، زيبائي، لذت بردن، يادمان بزرگان، نشانه تمدن است و در پيشرفت و ترقي كشور جايز است، خداوند متعال مي فرمايد: براي سليمان آنچه مي خواست از مجسمه‌ها ساختند.

شيخ انصاري در مكاسب معتقد است كه اگر نياز افتد انسان چيزي همانند آفريده‌هاي خدا بسازد هرچند جاندار باشد به يقين جايز خواهد بود. سپس مغنيه ادامه مي‌دهد بنابراين فتواي به حرام بودن مجسمه‌سازي منشئي جز احتياط و ترس از گرفتار شدن در دام شرك ندارد.73

البته نكته مهم اين است كه ساختن مجسمه يا عروسك و يا ترسيم نقاشي‌هايي كه محرّك بوده و موجب مفسده و تحريك گردد ـ چنانچه در بازار امروز كم نيستند ـ هيچ توجيه عقلايي و شرعي براي جواز آن نيست و به عنوان مقدمه حرام است. اين قيد و شرط براي تمامي هنرهاي شناخته شده در عصر امروز قابل صدق و تطبيق است و اگر هنري با تمام انواع آن، متعهد و در مسير كمال بخشيدن به انسان باشد البته جايز و ارزشمند است.

امام مي فرمايد: آنچه به نظر ما قويتر مي‌آيد حرام بودن ساختن مجسمه جانداران است. 74و آية اللّه خويي مي نويسد: در حرمت و ساخت مجسمه حيوانات بين علماي ما اختلافي نيست بلكه ادعاي اجماع بر آن شده است.75 از طرفي اين اجماع همانند بسياري از اجماعاتي كه در كلمات علمأ ادعا يا حكايت شده است اجماع مصطلح و تعبدي كاشف از راي معصوم(ع) نيست بلكه اجماع مدركي است. امام خميني در بسياري موارد به اين گونه اجماعات ترتيب اثر نداده‌اند مانند بحث خريد و فروش اعيان نجسّه و متنجسه كه ادعاي اجماع بر منع و حرمت آن شده و فرموده اند.

تحصيل اجماع يا شهرت معتبر قابل اعتماد در مثل چنين مساله‌اي كه اين همه اختلاف نظر درباره آن وجود دارد و باب اجتهاد راي بر آن باز و معركه آرأ است. بخصوص كه گروهي از بزرگان در اين حكم به ادله لفظيه يعني اخبار و روايات تمسك كرده‌اند، امكان ندارد چون اجماع مدركي است و بي اعتبار.76

عمدؤ دلايل مساله حرمت تصوير بطور مطلق رواياتي است كه به آنها تمسك شده و در آنها از تزيين خانه‌ها به تصوير نهي شده و خبر داده شده كه حضرت امير(ع) دستور شكستن مجسمه‌ها را به فرمان رسول خدا دادند و همچنين در منع از تجديد قبرها روايت وارد شده و آن را سبب خروج از اسلام مي دانند. يا رواياتي كه امام(ع) فرموده است در خانه‌اي كه سگ يا مجسمه انسان باشد وي داخل نمي‌شود.

امام خميني در اين باره مي‌نويسد:77

مراد از مجسمه‌هايي كه حضرت رسول(ص) به حضرت امير(ع) دستور نابودي آن را صادر كرد هياكل عبادات و مجسمؤ بتهاي مورد پرستش مردم بت‌پرست و مشرك بود كه مورد تعظيم و پرستش مردم بوده و آنها را به عنوان معبود مي‌پرستيدند و شايد در اين حديث به كسر لام باشد كه نوعي بيماري است شبيه به جنون كه عارض سگها مي‌شود و اگر سگي مبتلا به آن كسي را گاز بگيرد اين بيماري به انسان هم منتقل مي‌شود و اگر مراد از مجسمه‌ها هياكل عبادت و بتهاي مورد پرستش و غرض از قبرها قبرهايي كه تعظيم و پرستش شود نباشد، اين قدر اهميت ندارد كه پيامبر به حضرت علي(ع) اين ماموريت را واگذارد.

به اين ترتيب امام خميني اجماع را مدركي دانسته و روايات را كافي در بيان حرمت نمي‌دانند. ايشان همچنين مي‌فرمايد: فهم و شناخت روايات بايستي با دقت و تحقيق انجام گيرد چراكه با رعايت مناسبت، حكم و موضوع بدست مي‌آيد كه مقصود از تماثيل و تصاوير، تمثال بتهايي است كه در عصر صدور روايات وجود داشته چنانكه از برخي روايات استفاده مي‌شود از جمله:

“من جَدّد قَبراً او مَثّلَ مِثالاً خَرَجَ عَنِ الاِسلامِ”78

و نيز اَشّدُ النّاسِ عَذاباً يَوم القيامه… و مُصوّر تَصْويرَ التَماثيلِ.79

از نوع نهي‌ها بدست مي آيد كه مطلق تمثال و تصوير مورد نظر نيست چراكه اين عمل بزرگتر از كشتن فرد محترم يا از زنا و شرب خمر نمي‌باشد. بنابراين اين گونه روايات در موقعيت زماني خاصي وارد شده است و گروهي از اعراب مسلمان پس از نابودي كفر و شكستن بتها، علاقه گذشته را در دل پنهان داشته براي نگهداري آثار پيشينيان خود اقدام به اين اعمال مي‌كردند همانطور كه توسط گروهي حفظ آثار مجوس تبليغ مي‌شود.80 اينك برخي از فتاوي ايشان كه بيانگر جواز و برخي حرمت است را از نظر مي‌گذرانيم.81

* به تصوير كشيدن غير جانداران مانند درختان و گلها جايز است هرچند مجسمه‌اي باشد و در اين مورد فرقي ميان انواع تصوير نيست خواه نقاشي ترسيمي و خواه گلدوزي و خواه كنده‌كاري و غيره.

* صورت‌سازي موجودات جاندار مانند انسان و حيوان، در صورتيكه مجسمه‌اي باشد مانند مجسمه‌هايي كه از سنگ و فلزات و چوب و مانند آن مي‌سازند، حرام است.

* بنابر اقوي در صورتيكه تصوير، مجسمه‌اي نباشد، جايز است هرچند كه احتياط(و مستحب) ترك آن است.

* همچنانكه مجسمه‌سازي جانداران حرام است، تجارت با آن و گرفتن دستمزد براي آن نيز حرام است. البته اين مربوط به عمل تصويرسازي است. اما خريد و فروش و مالك شدن و بكار بردن و نگاه كردن به تصوير هرنوع كه باشد(چه نقاشي، چه گلدوزي ، چه كنده‌كاري و حتي مجسمه‌ها) بنابر اقوي جايز است.

* نقاشي مانع ندارد ولي ساختن مجسمه حيوان جايز نيست.

* ساختن مجسمه حرام است و عكس ولو روي پارچه اشكال ندارد.

عكاسي:

بحث از عكاسي در ادامه بحث از ساختن مجسمه و نقاشي مطرح مي‌شود. آية اللّه حسيني روحاني بيان مي‌كند: تصاوير متعارف در زمان ما اشكالي ندارد اگر عكس گرفتن با دوربين عكاسي و يا براي بيماري كه تصوير به صورت سايه برداشته مي‌شود (تصاوير راديولوژي) اگر حرام باشد پس نگاه كردن در آينه و ايجاد تصوير ما در آينه هم بايد حرام باشد چون فرقي بين تصوير دائمي و لحظه‌اي نيست.

و نيز مي‌نويسد: عكس‌برداري و عكاسي حرمتي ندارد و خريد و فروش آن با آن اشكالي ندارد به دليل82 نصوصي كه نگهداري بالشهايي كه داراي عكس هستند را جايز مي‌داند و بر جواز خريد آن از بازار دلالت مي‌كند.83

از فقهأ معاصر، “آية اللّه تبريزي” ، “صافي”، “گلپايگاني” و “اراكي” عكس گرفتن مرد از زن نامحرم را جايز مي‌دانند 84و اگر زن نامحرم را هم بشناسد نبايد بنا به احتياط واجب به آن نگاه كند. اما اگر از طريق تلويزيون و غيره پخش شود جايز است بشرطي كه قصد لذت بردن نداشته باشد و به حرام نيفتد.85

امام خميني: عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نيست. اما اگر براي عكس گرفتن مجبور شود حرام ديگري انجام دهد مثلاً به بدن او دست بزند يا نظرش به صورت آرايش كرده او يا بدن بيفتد نبايد عكس بگيرد.86

پاورقيها:

  1. صحيفه نور.، ج21،ص30.
  2. صحيفه نور، ج19، ص109.
  3. همان، ج18، ص161.
  4. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج9، ص231.
  5. شرح نهج البلاغه صبحي صالح خطبه 160.
  6. وسائل الشيعه ج4 ص858، اصول كافي ج2، ص615.
  7. مفتاح الكرامه ج4، ص52.
  8. به نقل از رساله نوين، بي آزار شيرازي ج3 ص208.
  9. مسالك الافهام في شرح شرايع الاسلام. ج2 ص322.
  10. رك. رياض العلمأ ج2 ص152 ـ حدائق الناظره ج18 ص101 ـ مفتاح الكرامه ج4 ص51 جواهر الكلام ج2
  11. كيمياي سعادت امام محمد غزالي ص370 ـ 381 با تلخيص.
  12. سيد محمد صادق الحسيني روحاني(فقه الصادق) ج7 ص172 به بعد.
  13. مختلف الشيعه ج5 ص49 به نقل از شيخ در نهايه ص367.
  14. منية السائل، ابوالقاسم خويي/179.
  15. مفاتيح الشرايع فيض كاشاني ج2/21.
  16. مكاسب محرمه، امام خميني ج1 /210

17 . ر.ك: المهذب ابن براج ج1 ص346

  1. ر.ك.كافي ج5 ص120. تهذيب ج6 ص357 ـ استبصار ج3 ص62

19 . همان منابع

  1. CDامام رضا(ع)، فتواي ده مرجع تقليد مساله 2890
  2. همان ج1 ص198 همچنين تحرير الوسيله ج1 ص496 مساله 13
  3. مكاسب المحرمه: امام خميني ج1 ص203
  4. صحيفه نور ج21 ص34.
  5. تحريرالوسيله، ج1، ص498.
  6. صحيفه نور، ج12، ص18.
  7. همان، ص84.
  8. همان، ج21، ص15.
  9. تحرير الوسيله ج2 ص629 ـ 631
  10. صحيفه نور جلد 9 ص155
  11. همان ج12 ص104
  12. آينه آفتاب ص211 به نقل از مقاله آقاي سيد مهدي موسوي كاشمري در مجموعه مقالات كنگره نقش زمان و مكان در اجتهاد ج3 ص36
  13. ابراهيم/4
  14. ولايت فقيه 118.
  15. صحيفه نور، ج17، ص157.
  16. همان، ج9، ص265.
  17. همان، ج9، ص265.
  18. همان، ج12، ص104.
  19. با الهام از مجله فقه شماره 4و5 مقاله يعقوبي برجي، ص183.
  20. امام خميني العروة الوثقي في شرايط لباس مصلّي مساله 142 و توضيح المسائل مساله 846
  21. آية اللّه گلپايگاني، مجمع المسائل ص527 مساله 44
  22. آية اللّه اراكي توضيح المسائل ص599
  23. المهذب، عبدالعزيز بن براج ج1/345.
  24. محقق اردبيلي، مجمع الفائده و البرهان ج8 /85.
  25. شيخ يوسف بحراني ـ حدائق الناظره ج8 /198
  26. شيخ انصاري، مكاسب ج1/173

46.سيد محسن طباطبايي حكيم، مستمسك العروة الوثقي ج5/ص394

  1. آية اللّه خويي، مصباح الفقاهه ج1/207
  2. شهيد ثاني الروضة البهيه في شرح اللمعة الدمشقيه ج3/216

49.سيد علي طباطبائي، در رياض المسائل

50.صاحب جواهر محمدحسن نجفي ـ جواهر الكلام ج22/115

  1. محمد مهدي نراقي، مستند الشيعه ج2 ص248

52.محمدجواد حسيني عاملي، مفتاح الكرامه ج4/60

53.مصباح الفقاهه، ج1/210

54.بحث در روايات در مجله فقه شماره 4و5 وارد شده است.

  1. عروة الوثقي، امام خميني ج2/804 مساله 40 باب نكاح. (البته با دستكش يا از روي حجاب اجازه داده شده است).
  2. پاسخ امام به نامه مديرعامل و يكي از اعضاي شوراي سرپرستي صدا و سيما در مورد برنامه هاي تلويزيوني در تاريخ 30/9/66. لازم به يادآوري است اين بيان امام درباره صدا و سيما، مربوط به سال 66 مي شود و تاييد ايشان از برنامه ها و موسيقي هاي آن زمان است و نسبت به سالهاي بعد از آن نفياً يا اثباتاً نظري ندارد.
  3. سوره نوح /23
  4. تاريخ تمدن ويل دورانت ج1 ص105 ـ 106 و ر.ك: اسلام و عرب گوستاولوبون
  5. سوره تغابن/3
  6. نظير اين معنا در آيات زير آمده است: آل عمران/6/ اعراف/11/غافر/64/حشر/24، انفطار/18
  7. انبيأ/52،68، صافات/85 ـ 98
  8. المبسوط شيخ طوسي ج1/83 ـ نهاية / ص99
  9. كليه روايات در وسائل الشيعه حرّ عاملي ج3و12 بيان شده است.
  10. مراسم ص64. سلار ديلمي.
  11. المهذب ابن براج ج1 ص344
  12. شيخان در المقنعه ص587 و النهايه ص363 و ر.ك: مختلف الشيعه علامه حلي ج5 و فقه الصادق ج11 ص169
  13. المستدرك الباب 75 من ابواب مايكتسب به و وسائل الشيعه الباب 94 من ابواب ما يكتسب به
  14. فقه الصادق ج11 ص169
  15. CDامام رضا(ع)
  16. همان

71.همان

  1. همان
  2. فلسفات اسلاميه محمد جواد مغنيه ص921
  3. مكاسب محرمه ج1/168 و 176. تحريرالوسيله ج1 ص496 ج12
  4. مصباح الفقاهه ج1/121
  5. مكاسب محرمه ج1/ص32
  6. همان ج1 ص170 و 171
  7. وسائل الشيعه ج3 ص562 هركس قبري را دوباره بنا كند يا تمثيلي بسازد از اسلام خارج شده است.
  8. مستدرك كتاب تجارت باب 75 از ابواب مايكتسب به، بدترين مردم در روز قيامت در بلا ديدن(چند نفرند) از جمله سازنده تمثال و مجسمه
  9. المكاسب المحرمه ج1 ص199
  10. رساله نوين ج3 ص203 ـ تحرير الوسيله ج1 ص496 ـ 497 ـ رساله عمليه مساله 2069
  11. وسائل الشيعه باب چهارم از ابواب احكام الاماكن
  12. فقه الصادق: محمد صادق حسيني روحاني. استفتائات ج1 ص176
  13. CDامام رضا(ع). استفتائات ده تن از مراجع تقليد معاصر
  14. همان. فتاواي آية اللّه اراكي
  15. همان. مساله 2439.

المقنعه، شيخ مفيد، ص588 السرائر ابن ادريس ج2 ص224

الكافي في الفقه ابن براج ص281

منابع:

  1. ـ وسائل الشيعة: الشيخ محمدبن الحسن الحرالعاملي. المكتبة الاسلاميه. تهران.
  2. ـ الكافي: ابوجعفر محمدبن يعقوب الكليني. دارالاضوأ بيروت 1405
  3. ـ الكافي في الفقه: ابن براج.
  4. ـ المبسوط: الشيخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسي. المكتبة الرضويه تهران. 1378 ش.
  5. ـ مستمسك العروة الوثقي: سيد محسن طباطبايي حكيم. مطبعة الاَّداب النجف 1391.
  6. ـ مفاتيح الشرايع: فيض كاشاني(محمدمحسن) مطبعة خيام. قم 1401
  7. ـ مفتاح الكرامه: في شرح قواعد العلامه: محمدجواد الحسيني العاملي. موسسه آل البيت 1324.
  8. ـ مهذب : عبدالعزيز بن براج: انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين قم.
  9. ـ نهج البلاغه(شرح): ابن ابي الحديد. داراحيأ التراث العربي. بيروت.
  10. ـ ولايت فقيه: روح اللّه الموسوي الخميني. موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني تهران 1375.
  11. ـ مسالك الافهام في شرح شرايع الاسلام: زين الدين بن علي العاملي. انتشارات دارالهدي.قم.
  12. ـ قرآن مجيد
  13. ـ مجموعه مقالات كنگره زمان و مكان در اجتهاد. دفتر نشر و تنظيم آثار امام خميني 1375.
  14. ـ مجمع فائدة والبرهان: محقق اردبيلي. موسسه النشر اسلامي ايران.
  15. ـ مجمع المسائل: آية اللّه محمدرضا گلپايگاني
  16. ـ تاريخ تمدن: ويل دورانت.
  17. ـ تحرير الوسيله: روح اللّه الموسوي الخميني. اسماعيليان قم.
  18. ـ اسرائر الحاوي لتحرير الفتاوي: ابوجعفر محمدبن احمد بن ادريس الحلي. موسسه النشر اسلامي.
  19. ـ صحيفه نور: مجموعه رهنمودهاي امام خميني . تهيه و تدوين مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي . تهران 1361ش.
  20. ـ فلسفات اسلاميه: محمد جواد مغنيّه
  21. ـ فقه الصادق: سيد محمد صادق حسيني روحاني. چاپ مهراستوار. قم.
  22. ـ العروة الوثقي: امام خميني(تعليق): مكتبة الوجداني قم.
  23. ـ فقه(مجله) شماره 4و5. دفتر تبليغات اسلامي. قم.
  24. ـ جواهر الكلام: الشيخ محمد حسن النجفي. داراحيأ التراث العربي. بيروت.
  25. ـ الحدائق الناظره: في احكام العترة الطاهره. الشيخ يوسف البحراني. دارالكتب السلاميه. نجف 1352ق.
  26. ـ رساله نوين: بي آزار شيرازي. دفتر نشر فرهنگ اسلامي. تهران 1346ش.
  27. ـ الروضة البهية في شرح اللمعة الدشقيه: زين الدين بن علي جبل عاملي(شهيد ثاني)، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.
  28. ـ توضيح المسائل: آية اللّه اراكي.
  29. ـ توضيح المسائل: روح اللّه الموسوي الخميني. انتشارات فرهنگ انقلاب اسلامي 1365ش.
  30. ـ استبصار فيها اختلف من الاخبار: الشيخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسي. دارالاضوأ، بيروت 1406ق.
  31. ـ تهذيب الاحكام. الشيخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسي. دارالاضوأ، بيروت 1406ق.
  32. ـ كيمياي سعادت: امام محمد غزالي
  33. ـ المراسم العلويه: سلار ديلمي(ابويعلي حمزة بن عبدالعزيز دارالجوامع الفقهيه بيروت 1410)
  34. ـ مستند الشيعه: احمد بن محمد مهدي نراقي. كتابخانه آية اللّه مرعشي. قم.
  35. ـ مصباح الفقاهه: آية اللّه خويي انتشارات وجداني. قم.
  36. ـ مقنعه: شيخ مفيد

 منبع: سایت سراج

نويسنده: زهرا گواهي