ویژه نامه » نیمه شعبان »

« نیمه شعبان شب قدر امت اسلام »

اشاره:

حضرت صاحب؛ مظهر اسماى الهى است، آنچه در ایام میلاد ولى عصر (أرواحنا فداه) شایسته طرح است، سه فصل است: فصل اول شناخت خود آن حضرت است. فصل دوم شناخت برنامه‌هاى آن حضرت است. فصل سوم شناخت وظیفه منتظران ظهور آن حضرت. اما فصل اول؛ وقتى ما می‌توانیم آن حضرت را بشناسیم که معناى خلافت الهى را شناخته باشیم. چون برجسته‌ترین لقب انسان کامل این است که او خلیفه خداست.

خلیفه همواره از خلف و پشت سر و در زمان غیبت آن منوب عنه ظهور دارد. اگر کسى در جائی نباشد و غیبت کند، در خلف او، پشت سر او کسى که جاى او بنشیند و کار او را انجام دهد، می‌شود خلیفه او. ولى اگر موجودى غیبت نداشت، همه جا حضور داشت، یا چنین موجودى اصلاً خلیفه ندارد، یا خلیفه او مظهر تام اوست که همه جا به اذن او حضور و ظهور دارد و چون خود ذات أقدس اله از انسان کامل به عنوان خلیفه یاد کرده است، معلوم می‌شود انسان کامل مقامى دارد که می‌تواند مظهر همه اسماى حسناى خدا باشد و آنچه براى ذات أقدس اله به نحو ازلى ثابت است، براى خلیفه او به نحو آیت و ظهور ثابت باشد. این مظهر هو الأول و الآخر، این مظهر هو الظاهر و الباطن، این مظهر هو معکم أین ما کنتم، شایسته آن است که خلیفه خدا باشد. چنین موجودى را جز آفریدگار او و جز سایر انسان‌هاى کامل کسى به کنه نمی‌شناسد! آنچه که مربوط به وجود مبارک ولى عصر (أرواحنا فداه) است، همان مقام شامخ خلافت خداست که همه جا حضور و ظهور دارد. چون همه جا حضور و ظهور دارد، در همه شئون به عنوان آیت کبراى حق حضور دارد، در همه مراحل از لطف و فیض و فوز خاص خدا برخوردار است. چون در تمام نشئات آیت کبراى خداست و مظهر اسم أعظم اوست. چنین موجودى گاهى به صورت امام، گاهى به صورت پیغمبر معرفى می‌شود.

و خداوند براى اینکه به جوامع انسانى برساند، چنین انسانى برتر از فرشته است؛ زیرا پیام هر فرشته این است: ما منّا الا و له مقام معلوم. لذا فرشته توان آن را ندارد که خلیفه خدایى باشد که بکل شیء محیط است و على کل شیء شهید. این انسان کامل که در همه جا مظهر خداست، خدا هم به تمام شئون او درود می‌فرستد؛ گاهى به این صورت بیان می‌کند که سلام على نوح فى العالمین. یعنى در تمام نشئات هستى سلام و درود بر روان پاک نوح باد! گاهى این سلام عالمى و جهانى را باز می‌کند و تفصیل می‌دهد، نظیر آنچه درباره یحیى و عیسى (علیهم السلام) آمده است که: سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیاً. یا والسلام على یوم ولدت و یوم أموت و یوم ابعث حیاً. این موجود در عالم طبیعت، مثال و عدل مورد سلامت و تسلیم حق است. این موجود در دنیا و برزخ و قیامت مورد تسلیم حق است، این موجود در گذشته و حال و آینده مورد سلام و تسلیم الهى است. گاهى همین معنا که درباره نوح ذکر شد، یا همین معنا که درباره یحیى و عیسى (علیهم الصلاه و علیهم السلام) ذکر شد، در زیارت آل یاسین که از برجسته‌ترین زیارت وجود مبارک ولى عصر است، به پیشگاه آن حضرت چنین عرض می‌کنیم که سلام بر تو آن وقتى که رکوع می‌روی، سلام بر تو آن وقتى که سجده می‌کنی، سلام بر تو آن وقتى که نماز می‌خوانی، سلام بر تو آن وقت که قرآن قرائت می‌کنی! و السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقرء و تبین، و السلام علیک حین ترکع و تسجد، و السلام علیک فى آناء لیلک و اطراف نهارک.

یعنی بر تمام شئون تو سلام! بر تمام حالات تو سلام! بر تمام تعلیم و تزکیه تو سلام! بر تمام قیام و قعود تو سلام! چون تو خلیفه خدائی، چون تو شایسته سلام على ولى العصر فى العالمین هستى و شایسته همان سلام یحیى و عیسی. چنین انسان کاملى می‌شود خلیفه خدا. این عصاره‌اى از فصل اول که درباره ولایت کلى و شخصیت این خلیفه الهى به نام ولى عصر (أرواحنا فداه)!

قیام، تامین حکومت و گسترش عدل

اما فصل دوم که تحلیل برنامه‌هاى آن حضرت است؛ آنچه از روایاتى که مربوط به برنامه بقیه‌الله (أرواح من سواه فداه) برمی‌آید، آن سه مرحله است؛ چون وجود مبارک ولی عصر (أرواحنا فداه) مظهر این نام مقدس خداست که قیام را به همراه دارد، یکى از اسماى حسناى ذات أقدس اله همین اسمى است که دیانت به او قیام دارد. خدا قیام دارد. اولین کار قیام خدا نشر توحید است، بعد تأسیس حکومت قسط و عدل است، بعد گسترش قسط و عدل در جوامع انسانى است اما آن مطلب اول در سوره مبارکه آل عمران بیان شده است که شهدالله أنه لا اله الا هو الملائکه و اولوا العلم قائماً بالقسط. خدا که قائم بالقسط است، شاهد بر توحید است. زیرا در جهان چون قسط و عدل و نظم نیست، پس بیش از یک مبدا حاکم نیست، بیش از یک مبدا آفریدگار و پروردگار نیست! این قیام به قسط که سند وحدانیت و نشر توحید است، اولین برنامه ولى عصر (ارواحنا فداه) است. از امامان معصوم (علیهم السلام) رسیده است: روزگارى می‌رسد که جهان پر از جور و ظلم می‌شود و منظور از جور و ظلم در این مطلب اول جرم اعتقادى و ظلم شرکى و فکرى است. فرمودند: روزى می‌رسد که هیچ کس نمی‌تواند بگوید الله، مگر مستخفیاً. در خفا می‌گوید: لا اله الا الله. آنچه در علن است و در همه جا حاکم است شرک است و شرک ظلم عظیم است. این ظلم اعتقادى که جهان‌گستر شد، با ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) رخت برمی‌بندد و آن قسط و عدل و قیام به قسط و عدل توحیدى منتشر می‌شود و بشریت به عدل وحدانیت می‌رسند و به قسط توحید بار می‌یابند. سراسر عالم را لا اله الا الله احاطه می‌کند و در چهره پرچم پرافتخار ولی‌اش نوشته است: البیعه لله. این اولین ظهور قیام آن حضرت است که او قائم بالقسط است و مظهر این نام مبارک است و آن شرک و ظلم شرکى را برمی‌دارد و عدل توحیدى را به عنوان بهترین عقیده گسترش می‌دهد. وقتى مردم را موحد کرد، به فکر تاسیس حکومت اسلامى است. چون وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض و لیمکننهم فى الارض و لیستخلفنهم و لیمکننهم فى الارض. وعده خدا آنگاه انجاز می‌شود، وجود مبارک‌اش حکومتى تشکیل می‌دهد بر اساس البیعه لله که این حکومت به نام دولت حق است.

وقتی هم که متولد شد، و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض را قرائت کرد. اینها که مستضعف در زمین‌اند، عظیم در ملکوت‌اند! اینها مستضعف نیستند نزد فرشته‌ها. اینها دعى فى ملکوت السموات عظیماً. لکن مستضعف در زمین‌اند. این مستضعفان در زمین وارثان الهی‌اند، از طرف ذات اقدس اله به امامت و رهبرى بارمی‌یابند، و خداوند همانطورى که با بعثت و رسالت و نبوت بر مومنین منت نهاد، لقد من الله علی المومنین، با امامت خاتم اوصیاء وخاتم اولیاء بر مومنین منت می‌نهد و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. این امامت است که همتاى آن نبوت و رسالت است و مایه منت. منت آن نعمت عظمى است که حمل‌اش و هضم‌اش دشوار است! این دومین مطلب و برنامه وجود مبارک ولى عصر که بر اساس الذین ان مکناهم فى الارض اقام الصلاه و اتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور عمل می‌کند. حکومت، حکومت قسط و عدل است.

حال اگر هیئت حاکمه حق بودند، اگر قوانین حق بود، اگر دستگاه قضایى حق بود، دستگاه اجرایى حق بود، توده مردم هم حق پذیراند و به حق عمل می‌کنند. اینجا است که آیه سوره مبارکه حدید جامه عمل می‌پوشد که لیقوم الناس بالقسط. همه مردم می‌شوند قائم بالقسط؛ اما تحت رهبرى کسى که مظهر قائماً بالقسط است و آن وجود مبارک ولى عصر است که این ایام مخصوص آن حضرت است از نظر ظهور.

در عصر غیبت یا منتظریم یا جاهل!

اما فصل سوم که وظیفه مردم و امت اسلامى در عصر غیبت است؛ این وظیفه بعد از آن معرفت فراهم می‌شود. ما از چیزى پاس می‌داریم که او را بشناسیم. منتظر شیء یا شخصى هستیم که او را بشناسیم. اگر او را درست شناختیم، منتظر او خواهیم بود و اگر او را نشناختیم، منتظر نیستیم. اما این چنین نیست که اگر کسى منتظر نبود، حیات معقول دارد و زنده است. انسان در عصر غیبت یا منتظر است، یا گرفتار جاهلیت. ما در عصر غیبت شق سوم و قسم سوم نداریم. یا مردم منتظران راستین ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه)اند، یا اگر منتظر نشدند، در جاهلیت به سر می‌برند برهان مسئله این است: این سخن به تعبیرات گوناگون از همه معصومین (علیهم الصلاه و علیهم السلام) رسیده است که زمین بی‌حجت نخواهد بود. این حجتى که در این نصوص دارد لولا الحجه لساخت الارض. این حجت فقهى نیست. این حجت اصولى نیست. این ظاهر یک آیه یا یک ظاهر حدیث نیست. این اجماع یا شهرت نیست. منظور از این حجت آن خلیفه خدا، آن انسان کامل، آن مظهر اسم اعظم که هم تشریع از اوست به اذن خدا، هم تکوین از اوست به اذن خدا. اگر چه این رابطه‌اى رخت بربندد، فیض به مردم نمی‌رسد، ساخت الارض باهلها.

در سوره انبیاء ذات أقدس اله اهمیت توحید را طرحى بیان می‌کند که می‌فرماید: اگر توحید نباشد و شرک در عالم حکومت کند، لوکان فیهما الهه الا الله لفسدتا. این نصوص مظهریت همان آیه سوره انبیاء را تبیین می‌کند. یعنى اگر گیرنده فیض نباشد از طرف خدا، و رساننده فیض نباشد از طرف خدا، این رابطه قطع شود، فیض به انسان‌ها نمی‌رسد. وقتى فیض به انسان و اهل زمین نرسید، این زمین رخت برمی‌بندد.اینکه گفتند: احیانا شب نیمه شعبان شب قدر است. براى آن است که وقتى چنین عنصر کاملی، انسان کاملى ظهور می‌کند، آن رابطه خاص و فیض رسانى ذات أقدس اله تجلى مخصوص دارد. گرچه سراسر جهان هستى تجلى خداست؛ الحمدلله المتجلى لخلقه بخلقه. اما شب قدر جاى نزول قرآن است، مقدرات تقدیر می‌شود.

شب نیمه شعبان جاى میلاد ولى عصر است، مقدرات تدوین می‌شوند. مقدمات اولیه مقدرات در نیمه شعبان، تعقیب‌اش در نوزده ماه مبارک، تکمیل نیمه نهایی‌اش در ۲۱ ماه مبارک رمضان و تکمیل تام‌اش در بیست و سوم ماه مبارک! شبى که امام به دنیا می‌آید، مثل شبى که قرآن نازل می‌شود، حرمت قدر دارد و اگر حرمت قدر دارد، فرشتگان در شب قدر نازل می‌شوند. این همه ملائکه که در شب قدر نازل می‌شوند و مستقیما مهماندار همه فرشتگان وجود مبارک ولى عصر (أرواحنا فداه) است، اگر ما او را درست بشناسیم و منتظر او باشیم، حتما فیض فرشتگان فرو آمده به ما هم می‌رسد. تنها خواسته ما در چنین شبى این نباشد که بیماران را شفا بدهند یا مشکلات مالى را حل کنند. مخصوصا طلاب علوم عالم ربانى شدن، مؤلف خوب شدن، محقق خوب شدن، فقیه خوب شدن، مفسر خوب شدن، حکیم خوب شدن، متکلم خوب شدن را در این شب‌ها از ذات أقدس اله به برکت مولود میلاد بخواهند. به برکت نزول فرشته‌ها مسئلت کنند؛ استقرار نظام، دوام نظام، گسترش نظام، تحکیم نظام در سراسر گیتى را از ذات أقدس اله مسئلت کنند. همت‌هاى بلند مایه استجابت‌هاى دعا خواهد بود. به هر تقدیر ما وقتى منتظر آن حضرتیم که حضرت را بشناسیم. وقتى حضرت را می‌شناسیم که بدانیم در هر عصرى انسان کامل موجود هست. تنها مهدى موعود نیست که دیگران هم معتقدند! فرق ما با دیگران این است که ما به مهدی موجود موعود معتقدیم وگرنه کدام مسلمان غیر شیعه است که به مهدى موعود معتقد نباشد! در پایان زمان و آخر الزمان انسان وارسته‌اى ظهور می‌کند، نام مبارک‌اش کذا لقب پر برکت‌اش مهدی، به اسم قیام ظهور می‌کند، این را غالب مسلمین معتقدند. اما خصیصه ما امامیه و اثنى عشریه این است: معتقدیم به مهدى موجود موعود (علیه و علی آبائه آلاف التحیه والثناء). پس چنین انسانى موجود است، اولا که هیچ عصرى از چنین انسانى خالى نیست، وگرنه لساخت الأرض بأهلها و در بسیارى از روایات آمده است که حجتى از ما خالى نیست که مبادا کسى حجت را به معناى جامع و شامل معنا کند. فرمودند: از خاندان ماست، از ماست، هرگز زمانى نمی‌آید که زمین از ما خالى باشد!

اگر امام را نشناسیم …

مطلب بعدى آن است که از رسول گرامى رسیده و فریقین نقل کرده‌اند، من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتتا جاهلیه. اگر کسى بمیرد و ولى عصرش را نشناسد، مرگ او، مرگ جاهلیت است. چون مرگ عصاره حیات است، اگر مرگ جاهلیت بود، یقینا حیات، حیات جاهلى است. ممکن نیست حیات معقول باشد، مرگ جاهلی! کما تعیشون تموتوا! اگر مرگ جاهلیت شد، نشان می‌دهد که حیات، حیات جاهلى است. خوب، اگر کسى امام‌اش را نشناسد، منتظر او نیست. و اگر منتظر او نبود، حیات او حیات جاهلى است. در جاهلیت به سر می‌برد. ممکن است کسى به حسب ظاهر در خدمت قرآن باشد، در مسجد پیغمبر باشد، در جایگاه پیغمبر نماز بخواند، ولى حیات او حیات جاهلیت باشد! فاطمه کبری، فاطمه زهرا، سیده نساء عالمیان (علیها آلاف التحیه والثناء) در هنگام استرداد حق خلافت و ولایت در مسجد مدینه چنین فرمود: افحکم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون. بنابراین اگر کسى امام زمان‌اش را نشناسد، یقینا منتظر او هم نخواهد بود. وقتی نشناخت و منتظر نبود، حیات او می‌شود حیات جاهلیت و چون حیات‌اش حیات جاهلى است. مرگ او هم مرگ جاهلیت است. ولى وقتى امام‌اش را شناخت که او همه کارهاى ما را به اذن خدا می‌داند، مظهر قائم على کل نفس بما کسبت هست، چنین انسانى منتظر اوست و انتظار را هم از نظر فرهنگى معنا کردند، هم از نظر نظامی.

از نظر فرهنگى از وجود مبارک امام رضا (علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است که رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا. در عصر غیبت منتظر حیرت باشد به این نحو که خود را در محدوده امر ما منحصر کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود، این درباره خودسازی. تلاش و کوشش این باشد که امور ما، معارف ما، مآثر ما، مکتب ما را احیاء کند، این درباره احیاى دیگران. رحم الله امرء، رحم الله عبدا حدث نفسه علینا و احیا امرنا.

آنگاه یکى از شاگردان عرض می‌کند: آیا الآن که ما در ستم و رنج و محدویت و محرومیت به سر می‌بریم، عبادت ما، اطاعت ما، نماز ما فضیلت دارد یا نه؟ حضرت فضائل فراوانى ذکر می‌کند، بعد می‌فرماید: فضیلت عظمى مال آن دولت حق و حکومت حق است که به وسیله آخرین ولى خدا ظهور می‌کند. پس اگر کسى ولى الهى را شناخت، امرش را احیاء می‌کند و جان خود را در محدوده امر او منحصر می‌کند تا فیض الهى از باطن او نشأت بگیرد.

انقلاب درونى ولى عصر (عج)

ولی عصر چندین کار دارد؛ یکى از کارهائى که منتظران باید به آن فیض برسند این است؛ به تعبیر سیدنا الاستاد علامه طباطبائى (رضوان الله تعالى علیه) امامان الهی، امامت به معناى اعم از انبیاء هم به این امامت به معناى اعم رسیده‌اند، آنها رهبرى دل‌ها را به عهده دارند. خداوند درباره اولیا خاص خود چنین فرمود: و جعلنا هم ائمه یهدون یامرنا. یعنى این انبیاى الهی، این اولیاى الهى را من رهبران فکرى مردم قرار دادم. اینها مردم را با دستورات غیبى من هدایت می‌کنند. یهدون بامرنا.

یک امر ظاهرى است که این هنگام ظهور پدید می‌آید، تأسیس حکومت است، اجراى حدود است و مانند آن. یک امرى است که در بسیارى از آیات قرآنى چهره ملکوتى را نشان می‌دهد که انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون. امر خدا با تدریج نیست. آن چهره تدریجى نشئه طبیعت را ارائه می‌کند. قدر اقواتها فى اربعه ایام و مانند آن.

کاری که خدا براى بشر عادى می‌کند در طى فصول چهارگانه است و دوازده ماهه! قدر اقواتها فى اربعه ایام. اما کارى که براى مردم (سلام الله علیها) می‌کند، همان است که زکریا را شگفت انگیز کرد؛ کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا، قال یا مریم انا لک هذا قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء. این چنین رزقى می‌شود ملکوت که با کن فیکون حل است. اولیاى الهى که رهبران دل‌هاى مردم‌اند، یهدون بامرنایند. یعنى با کن فیکون کار می‌کنند. آن نازل‌ترین حاجت حل مشکلات مادى است.

اگر کسى بخواهد منقلب بشود، از جهل به علم منقلب بشود، از ظلم به عدل منقلب بشود، از سوء خاتمت به حسن عاقبت منتقل بشود، از دوزخ به بهشت منتقل بشود، این با کن فیکون‌ای است که ولى عصر به اذن خدا انجام می‌دهد. آن تحولاتى که در انسان پدید می‌آید، این کار حوزه و دانشگاه نیست! آن انقلابى که در انسان رخنه می‌کند، کار مدرسه و مکتب نیست! نمونه‌اى از آن انقلاب را در انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام راحل (رضوان الله تعالى علیه) دیده‌ایم که کل مملکت عوض شد و نمونه بارز را در این دفاع مقدس هشت ساله دیده‌ایم که طبق بیان نورانى امام سجاد (سلام الله علیه) هیچ پدرى به فکر فرزند نبود و هیچ شوهرى به فکر همسر نبود، دعاى امام سجاد چهره ملکوتى دارد. اینها یهدون بامرنایند. آنکه فرزند خردسالش را می‌بوید و می‌بوسد و براى همیشه رها می‌کند و به خط مقدم می‌رود، این با تحول درونى قلب است و دیگر هیچ! این با درس و بحث پدید نمی‌آید! اگر آن شور و شوق نبود که این مملکت محفوظ نبود! در روایات اصحاب حضرت دارد: کهن‌سال و سالمند در بین اصحاب ولى عصر مثل نمک طعام است! بسیار کم است. غالب اصحاب ولى عصر (ارواحنا فداه) را نسل جوان تشکیل می‌دهند، اینها که اشتیاق‌شان به طبیعت زیاد است، بر اساس یهدون بامرناى ولى عصر متحول می‌شوند. با کن فیکون متحول می‌شوند وگرنه این جهان رهبران فراوانى دیده است که گاهى نهصد و پنجاه سال رنج کشیدند، ولى طرفى نبستند مثل نوح. تا وجود مبارک ولى عصر مظهر قائماً بالقسط نباشد و دل‌ها را متحول نکند، حکومت جهانى پدید نمی‌آید!

بهترین انتظار آن است که انسان قلب را در اختیار کسى قرار بدهد که او به ا ذن خدا زیر و رو کند؛ یهدون بامرنا! انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در کام خود شیوا و شیرین می‌بیند. چیزى براى او تلخ نیست. هیچ حادثه‌اى آن توان را ندارد که قلب متحول شده را قبض کند! الا آن اولیاء الهى لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. این اختصاص به قیامت ندارد؛ در دنیا هم این چنین است. پس کسى منتظر آن حضرت است که حضرت را بشناسد! و اگر شناخت، حیات او حیات معقول است، انتظار او انتظار معقول و اگر نشاخت، حیات او حیات جاهلى است، مرگ او مرگ جاهلى است. چنین موجودى منتظر نخواهد بود.

امیدواریم ذات اقدس اله آن توفیق را مرحمت کند که هم ذات مبارک ولی‌مان را درست بشناسیم و هم برنامه‌هاى حکومت و دولت آن حضرت را درست ارزیابى کنیم، و هم وظیفه خود را در عصر غیبت که احیاى امر آن حضرت است عمل کنیم، آنگاه قلب ما شایسته آن بشود که مجرای فیض ولی‌مان قرار گیرد و جزء یهدون بامرنا بشود. وقتى قلب هدایت شود، قالب و بدن هم به دنبال قلب هدایت شده حرکت می‌کند! امشب دعاى کمیل را خواهید خواند، آن صلوات مخصوص‌اى که در هنگام زوال شمس در هر روز شعبان مستحب است و وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) می‌خواند، مى خوانید و احیاناً شب قدر است، مقدرات کل نظام را از ذات اقدس اله مسئلت کنید؛ چیزهائى بخواهید و از خدا بخواهید که ماندنى باشد برای همه و براى خود.

منبع : روزنامه کیهان۸۶/۶/۶

آیت‌الله جوادى آملى