خانواده شیعی » پدر و مادر »

نکند حقشان از یادمان برود!

«فحق الوالد على الولد ان یطیعه فى کل شى ء الا فى معصیه الله سبحانه»

در کلمات قصار ۳۹۱ مى فرماید: پس حق پدر بر فرزند آنست که پدر را در هر چیز اطاعت و پیروى نماید مگر در نافرمانى از خداوند سبحان “که در نافرمانى خدا طاعت پدر واجب نیست”.

یکى از ضروریات دین نیکى به پدر و مادر، و اطاعت آن دو، و نیازردن ایشان است که صریح قرآن کریم است که در چندین آیه پس از امر به پرستش پروردگار و شریک قرار ندادن براى او، امر باحسان به پدر و مادر فرموده، که احسان معنى لغوى آن نیکوئى کردن درباره کسى و نیکى کردن و نیکى و بخشش است اما درباره پدر و مادر چند معنى شده است نیکو با ایشان معاشرت کردن، بمشقت نیانداختن آندوست بچیزى که احتیاج بآن دارند بلکه قبل از احتیاج حاجت ایشان را بر آوردن، بزرگ داشتن آن دو، و مهربانى کردن و دعاى خیر و انفاق نیکو در حق ایشان رعایت کردن و گفتار نیکو و تواضع و فروتنى براى ایشان کردنست.

احایث در فضیلت احسان و بر یعنى فرمانبردارى از پدر و مادر، و در مذمت عقوق یعنى آزردن و نافرمانى کردن پدر و مادر از حد تواتر گذشته که به چند حدیث اشاره مى شود. شیخ حر عاملى “ره” در جواهر السنیه بسندش از حضرت صادق “(علیه السلام)” روایت کرده فرمود: بین اوقاتى که موسى(علیه السلام) با پروردگارش مناجات مى کرد ناگهان مردى را زیر سایه عرش خدا دید گفت : پروردگارا این کسى که عرش تو بر او سایه افکنده کیست؟ وحى آمد: اى موسى این جوان نیکى کننده و اطاعت کننده از پدر و مادرش مى باشد و بسخن چینى نمى رود “این دو خصلت باعث شده که عرش خدا بر او سایه افکنده” باز فرمود: کسى که نیکى و اطاعت کند پدر و مادرش را خدا به عمر او بیافزاید. در اصول کافى امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى از شما را چه مانع مى شود که به پدر و مادرش نیکى کند زنده باشند یا مرده، که از جانب آنها نماز بخواند و صدقه دهد و حج گذارد و روزه بگیرد، تا آنچه کرده ثوابش از آنها باشد و مانند آن هم براى خود او، و تا خداى عزوجل بوسیله احسان و صله او، خیر و فراوانى برایش زیاد کند.

در جامع الاخبار رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خوابیدنت روى تخت نزد پدر و مادرت براى نیکى کردن آن دو بهتر از جهاد تو با شمشیر در راه خداست.
موسى(علیه السلام) با پروردگارش مناجات مى کرد ناگهان مردى را زیر سایه عرش خدا دید گفت : پروردگارا این کسى که عرش تو بر او سایه افکنده کیست؟ وحى آمد: اى موسى این جوان نیکى کننده و اطاعت کننده از پدر و مادرش مى باشد و بسخن چینى نمى رود “این دو خصلت باعث شده که عرش خدا بر او سایه افکنده”

در بحار الانوار از قصص الانبیاء بسندش از حضرت باقر(علیه السلام) روایت کرده فرمود: در بنى اسرائیل عابدى بود نامش جریح بود در صومعه اى عبادت مى کرد روزى مادرش نزد او آمد در حالى که نماز مى خواند او را صدا زد جواب نداد مادر رفت مجدد آمد او را صدا زد به او توجهى نکرد پس برگشت دفعه سوم آمد او را صدا زد جواب نداد و با او صحبت نکرد پس بازگشت در حالى که مى گفت از اله بنى اسرائیل مى خواهم که تو را نصرت و یارى نفرماید، چون فردا شد زن بدکارى آمد نزد صومعه او نشست در حالى که درد زایمان او را گرفت بود پس ادعا کرد که این بچه از جریح است، در بنى اسرائیل خبر آن آشکار شد که کسى که مردم را از زنا ملامت مى کرد خود زنا کرده، سلطان امر کرد که او را بدار زنند، مادر او نزدش آمد لطمه بصورت خود مى زد، به مادر گفت: ساکت باش جز این نیست این حال من از نفرین توست، مردم چون آن را از او شنیدند گفتند: چگونه آن براى ما ثابت مى شود و از چه راهى آن را بدانیم؟ گفت: بچه را بیاورید، آوردند او را، پس بچه را گرفت و گفت: پدرت کیست؟ بچه “به سخن آمد” گفت: فلان چوپان از بنى فلان، پس خدا آشکار ساخت دروغ کسانى را که درباره ى جریح گفته بودند، پس جریح قسم خورد که از مادرش جدا نشود و او را خدمت کند. در اصول کافى بسندش از حضرت باقر(علیه السلام) روایت کرده فرمود: همانا بنده اى نسبت بپدر و مادر خویش در زمان حیاتشان نیکوکار است سپس آنها مى میرند و او بدهى آنها را نمى پردازد و براى آنها آمرزش نمى خواهد پس خدا او را عاق و نافرمان مى نویسد، و بنده دیگر در زمان حیات پدر و مادر خود، عاق آنها است و نسبت به آنها نیکى نمى کند، ولى چون مردند بدهى آنها را مى پردازد و براى آنها آمرزش مى خواهد و خداى عزوجل او را نیکوکار مى نویسد. در همان کتاب بسندش از حضرت صادق(علیه السلام) روایت کرده فرمود: چون روز قیامت شود، پرده اى از پرده هاى بهشت را کنار زنند، پس هر جاندارى بوى آن را از مسافت پانصد سال راه بشنود، جز یک دسته، “یعقوب بن شعیب گوید” عرض کردم: آنها کیانند؟ فرمود: آن که عاق والدین خود باشد.

در روضه الواعظین پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بعاق والدین گفته مى شود آنچه مى خواهى عمل کن، پس بدرستى که من تو را نمى بخشم، و به نیکى کننده به پدر و مادر هم گفته مى شود هر چه مى خواهى عمل کن پس بدرستى که من تو را مى بخشم.

در سفینه البحار از شهید “ره” در قواعد نقل مى کند فرمود: شکى نیست که آنچه “از حقوق” بر اجانب حرام یا واجب مى باشد براى پدر و مادر هم واجب و حرام است و پدر و مادر امورى مخصوص خودشان است:

۱- سفر مباح و مستحب بدون اذن آن دو حرام است

۲- بعضى از علماء گفته اند فرمانبردارى آن دو در هر کارى اگر چه شبهه ناک است بخورد، یا بخورد براى اینکه اطاعت آن دو واجب است و ترک شبهه مستحب است
مردى نزد پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد عرض کرد: اى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) عمل قبیحى نیست که من انجام نداده باشم آیا براى من توبه اى هست؟ رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) باو فرمود: آیا یکى از پدر و مادرت زنده اند؟ عرض کرد: پدرم زنده است، فرمود: برو باو نیکى کن، راوى گفت: چون روى گردانید “که برود” رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر مادرش بود “یعنى اگر مادرش زنده بود و باو نیکى مى کرد زودتر توبه اش پذیرفته مى شد”

۳- اگر وقت نماز او را بکارى خواندند نماز را تاخیر اندازد و اطاعت آن دو را بکند

۴- پدر و مادر مى توانند در بعضى اوقات فرزند را از جماعت منع کنند

۵- پدر و مادر مى توانند او را از جهاد با تعیین نشدن آن “از طرف امام(علیه السلام)” منع کنند “زیرا جهاد واجب کفائى است و اگر امام(علیه السلام) کسى را امر بآن کند واجب عینى مى شود که در واجب عینى پدر و مادر نمى توانند فرزند را منع کنند”

۶- اقرب این که براى آن دوست از منع کردن واجب کفائى هر گاه علم یا گمان به قیام کردن غیر دارد

۷- برخى از علماء گفته اند اگر او در نماز نافله باشد و پدر و مادر او را بخوانند نماز را قطع کند بدلیل روایت جریح

۸- ترک کردن روزه مستحبى است اگر پدر اجازه ندهد و درباره مادر واقف به نصى نشدم.

در همان کتاب على بن الحسین(علیه السلام) فرمود: مردى نزد پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد عرض کرد: اى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) عمل قبیحى نیست که من انجام نداده باشم آیا براى من توبه اى هست؟ رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) باو فرمود: آیا یکى از پدر و مادرت زنده اند؟ عرض کرد: پدرم زنده است، فرمود: برو باو نیکى کن، راوى گفت: چون روى گردانید “که برود” رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر مادرش بود “یعنى اگر مادرش زنده بود و باو نیکى مى کرد زودتر توبه اش پذیرفته مى شد”. پس اى برادر و خواهر ! تا مى توانى بپدر و مادر خود نیکى و مهربانى کن و از اذیت و آزار و نافرمانى آنها و بى احترامى بآنها حذر کن که اثرش اگر چه جزئى باشد بتو خواهد رسید جائى که پیغمبر خدا حضرت یوسف(علیه السلام) بر اثر جزئى بى احترامى بپدرش حضرت یعقوب(علیه السلام) نبوت از صلبش خارج مى شود چگونه بى احترامى ها و نافرمانیهاى ما اثرش بما نرسد.

منبع: حوض کوثر؛ مدرسه علمیه الزهرا(س) شبستر