نقد و بررسی ادیان و فرق » یهودیت »

نژاد پرستی و خود برتر بینی در آیین یهود

پیروان آیین یهودیت که در قوم یهود خلاصه می شوند به مردم دیگر ادیان با دید تحقیر آمیز نگاه می کنند و به دیگر مردمان شخصیت قائل نیستند، این خود برتر بینی تا حدی است که یهودیان با عنصر غیر یهودی ازدواج نمی کنند و این ازدواج را حرام می دانند و با مردمان غیر از خود که آنان را «گوییم» می نامند. نمی جوشند و هیچ گاه به ایشان اجازه ورود به محله های خود را نمی دهند و این ممانعت به منظور حفظ اصالت نژادی خویش می باشد.[۱]

روحیه نژاد پرستی یهود ریشه در باورهای دینی آنان دارد. تورات در بخش های فراوانی از اسفار خود با تعبیرهای گوناگون بر این امر تأکید می ورزد (البته توراتی که در میان یهودیان است به اعتقاد مسلمانان تحریف شده است) و از آنجا که تورات، حلقه اتصال میان همه یهودیان است از این رو این طایفه با الهام از تعالیم کتاب دینی تحریف شده و قومی خود خویشتن را برتر از همه مردم و بافته ای جدا از ملل عالم می دانند. لذا اعتقاد به «برتری نژادی» به عنوان یکی از اصلی ترین تعالیم تورات از بارزترین ممیزات روحی این قوم بوده و هم چون خونی در شریان نظام اعتقادی آنان جاری است. در تورات آمده است: چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.[۲]

این اعتقاد آنقدر در بین این قوم برجسته است حتی گناه هم نمی تواند به برتری آنها لطمه وارد کند چون معتقدند، این گناهان روح یهودی را آن قدر نمی آلاید که خاک و گل مغز فندق را، یعنی همچنانکه خاک و گل به مغز فندق اثری ندارد، گناه نیز بر روح یهود اثری ندارد. همه آن چه در جهان است و همه اشیاء به ویژه حیواناتی که به شکل یهود باشد (یعنی انسان های غیر یهود) باید در خدمت یهودیان باشند.[۳]

حاخام شنیور زالمان با نگاهی سخیف نسبت به غیر یهودیان، کثرت تعداد غیر یهودیان را هم چون کثرت زباله ها می داند که یهودیان خارج از تلّ این زباله ها قرار دارند. و می گوید: یهودیان ذاتا پاک و طیب و غیر یهودیان طبعا پلید و بزه کار هستند.[۴]

از آنجا که یهودیان خود را ملت برگزیده» و دارای منزلت والای سامی می شمارند، هیچ کس را قابل قیاس با خویش نمی انگارند، حتی فرشتگان الهی نیز شایسته برابری با آنان نیستند، این قوم خویشتن را چندان دارای شرافت می دانند که در مرتبه ای پس از خداوند می پندارند.[۵]

بر این اساس همواره در پی آن هستند که خود را بر دیگران تحمیل کنند حتی اگر با زور و قتل و غارت باشد. در سفر اعداد می خوانیم: این قوم، چون شمشیر بر می خیزند و تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشتگان را ننوشند نمی خوابند.[۶]

در جای دیگر آمده است، حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن بر آن ها رحم نکن بلکه زن و مرد، طفل شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را نابود کن.[۷]

     با توجه به تحریف تورات،  یهود از پیش خود مطالبی به دلخواه خود به تورات افزودند که برخاسته از امیال نفسانی بود که خود را ملت برتر و نژاد برگزیده معرفی کرد تا بتواند به خواسته های خود برسد در حالی که حضرت موسی ـ علیه السلام ـ هم از آمدن حضرت مسیح خبر داده بود و هم بشارت به نبوت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ داده بود لکن قوم یهود این بشارت را نادیده گرفته با حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سخت ترین دشمنی ها را نمودند و در راستای این دشمنی ها خود را ملت و نژاد برتر معرفی نمودند ودیگران را خدمتکار خود و موجوداتی پست و بی مقدار می شناسانند.

پی نوشتها

[۱]. کریمیان، احمد، یهود و صهیونیسم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۴ش، ص۱۸۱٫

[۲]. تورات، سفر تثنیه، فصل هفتم، جمله ۶٫

[۳]. روهلنج شارل لوران، الکنز المرصود فی قواعد تلمود، تعریب یوسف حنانصر الله، بی جا، بی تا، ص۱۹۱٫

[۴]. کریمیان، همان، ص۱۸۷٫

[۵]. همان، ص۱۸۴٫

[۶]. تورات، سفر اعداد، فصل، ۲۳، جمله ۲۴٫

[۷]. کتاب اول. اسموئیل، فصل ۱۵، جمله ۳٫