شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » شیعه در گذر تاریخ »

نهضت ها و دولت هاى شیعى در غیبت کبرى (۲)

و روابط به ظاهر حسنه علماى تشیع با پادشاهان صفوى از این واقعیت نشأت مى گرفت که آنان وجود یک قدرت سیاسى و دولت با کفایتى را براى حفظ میراث تشیع و پاسدارى از ایران شیعه و جلوگیرى از تهاجم تسننى که ثواب شیعه کشتن را برتر از هر عبادت مى شمرد، ضرورتى اجتناب ناپذیر مى دانستند.[۱]

دولت صفویه با تمام ضعف هایش مروج شعائر مذهب بود و اهل تسنن نیز عموماً تحت فشار نبودند و نسبت به مسیحیان، یهودیان و زردشتیان نیز روش مدارا اعمال مى شد، در حالى که اکثر کشورهاى غربى حتى با آزادى نسبى ادیان،‌ بیگانه بودند.[۲]

رونق کشاورزى، رشد اقتصادى و رفاه نسبى عمومى، رضایت طبقه متوسط را نسبت به سیاست اقتصادى دولت صفویه جلب نمود و بیشتر شاهان صفوى را از حمایت مردمى برخوردار کرده بود.

توسعه فرهنگى، گسترش مراکز علمى و حمایت همه جانبه از علما و مؤلفان، از برجسته ترین امتیازات دوران صفویه است و ابتکار بهره گیرى از هنر و صنعت و معمارى در خدمت فرهنگ و معارف اسلامى از خصوصیات دیگر این دوره است.

ایجاد تحول در سیستم سیاسى و ادارى حکومت و وجود زمینه براى ایفاى نقش بیشترى، براى علما در امور سیاسى، قضایى، فرهنگى از دیگر خصوصیات این دوره است.[۳]

بازگرداندن استقلال و هویت هاى شیعى و رهایى از بیگانه پرستى و حمایت کامل از موجودیت دین، موجب مى گردید که علماى شیعه بر مشروعیت قدرت سیاسى پاشاهان صفویه صحه بگذارند.[۴]

پس از «صفویه»، «افشاریه» و«زندیه» روى کار آمدند. آنها نیز در تقویت تشیع کوشیدند. نادرشاه افشار در جهت تقریب بین شیعه و اهل سنت گام هایى برداشت، و نظریات ویژه اى را در این زمینه مطرح نمود.[۵]

با پیروزی«کریم خان زند» در سال (۱۱۶۴ هـ ) مایه هاى مذهبى و مردمى رو به افزایش نهاد و روحانیون از حکومت «کریم خان» حمایت کردند. هجوم استعمار سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى غرب به جهان اسلام در بیدارى مشرق زمین نقش آگاه کننده داشت و به نهضت هاى اسلامى سرعت و عمق بیشترى بخشد، استبداد داخلى نیز در کشورهاى اسلامى نقش قابل توجهى در ملموس تر شدن دردها و رو آمدن مشکلات و مردمى شدن مبارزات داشت.

با پیوندى که بین نهضت هاى اسلامى در سراسر جهان اسلام در یک قرن اخیر وجود دارد،[۶] سرانجام همه آنها به یک حرکت انقلابى در نیمه دوم قرن سیزدهم هجرى قمرى تبدیل شده، و مناطق وسیعى از جهان اسلام، زیر پوشش این موج عظیم بیدارى و مبارزه قرار گرفت، و کشورهائى چون«مصر»، «سوریه»، «لبنان»، «عراق»، «ترکیه»، «افغانستان»، «پاکستان»، «الجزایر»، «تونس»، «مراکش»، «حجاز»، «اندونزى»، «هندوستان» و «ایران» را در بر گرفت و مفهوم جدیدى از اندیشه هاى سیاسى و مبانى عدالت اجتماعى اسلام را به دنبال چند قرن رکود و ستم و تسلیم، مطرح نمود.[۷]

در اکثر کشورهاى اسلامى خصلت تاریخى ـ مردمى بودن روحانیت ـ رسالت رهبرى حرکت ها و جنبش ها را در یکصد سال اخیر بر دوش رهبران دینى نهاد و نهضت اسلامى امام خمینى، اوج کلیه جنبش هاى اسلامى تاریخ اسلام و تشیع به شمار مى رود و همه آرمان هاى انقلابى نهضت هاى اسلامى در سراسر جهان در این نهضت تبلور یافت.

با نگاهى سریع و مرورى اجمالى بر«وصیت نامه سیاسى، الهى» قائد اعظم انقلاب شکوهمند اسلامى ایران، یعنى امام خمینى ـ رحمه الله علیه ـ و قانون اساسى نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران و تاریخ پر فروغ این انقلاب تا تشکیل دولت و رهایى از توطئه هاى پى در پى،‌این تبلور را به خوبى مى توانیم از نزدیک لمس نمائیم.[۸]

پى نوشتها:

[۱] . همان: ص ۲۲۷، به نقل از: اسناد و نامه هاى تاریخى و اجتماعى دوران صفوى، ثابتیان، ص ۲۳۱؛ تاریخ ایران، ترجمه کریم کشاورز: ۵۱۱٫

[۲] . ر.ک: به تاریخ ایران، ترجمه کریم کشاورز: ۵۲۲٫

[۳] . ر.ک: «علامه مجلسى»، «حسن طارمى»، «انتشارات طرح نو»، حجه الاسلام طارمى که به تازگى قائم مقامى آقاى دکتر حداد عادل در دانشنامه ایران و اسلام را پذیرفته است در کتاب «علامه مجلسى» با استفاده از ابزار علمى روز، به تبیین علت و چرایى همکارى امثال علامه مجلسى و شیخ بهائى، با حکومت صفویان پرداخته و نقش این بزرگان و علماى تشیع را در قوام فرهنگى این سلسله بازشناسانده است. نویسنده، در این کتاب با استناد به آمار و کتب تاریخ، اشتباهات دکتر شریعتى و مستشرق خائن به آرمان اسلام و تشیع؛ یعنى «ادوار براون» را پاسخ داده است، بدون آن که به جنجال آفرینى هاى مرسوم و شایع روى آورده باشد.

[۴] . ر.ک: همان.

[۵] . ر.ک: «نادرشاه و مسأله تقریب» (مقاله)، «رسول جعفریان»، «کیهان اندیشه»، شماره ۶۲ (مهر و آبان ۱۳۷۴).

[۶] . این پیوند را بسیارى از مورخان به«سید جمال الدین اسدآبادى» نسبت داده،‌ هر چند که غیر از او از دانشمندان بزرگوار شیعه مواضع بسیار ارزنده اى در این زمینه داشته اند. ر.ک: انقلاب اسلامى و ریشه هاى آن، ص ۲۳۸ ـ ۲۴۳٫

[۷] . انقلاب اسلامى و ریشه هاى آن، ص ۲۴۱٫

[۸] . ر.ک: وصیت نامه سیاسى، الهى، امام خمینى ـ رحمه الله علیه ـ .

منبع :سید مسعود پورسیدآقایی- تاریخ عصر غیت، ص۲۲