شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

نماز و رشد معنوی

 نماز از مهمترین و با ارزش ترین اعمال در دین اسلام است. نماز که با وصف وجوب و مستحب تشریع شده، برای تکامل معنوی انسان و تقرب به خدا است و نمازگزار با این عمل اگر با شرایط آن انجام شود صفای باطن پیدا کرده و مایه رشد معنوی او گردیده و در نتیجه او را از انجام کارهای پلید باز می دارد. نماز لگام انسان را گرفته و او را با یاد خدا نگه داشته تا از راه مستقیم به بیراهه منحرف نشده و مدارج رشد معنوی را طی کند.

خداوند متعال خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاهَ إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»[۱] ؛ آنچه را از کتاب (آسمانى) به تو وحى شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمى ‏دارد، و یاد خدا بزرگتر است؛ و خداوند مى‏ داند شما چه کارهایى انجام مى ‏دهید!

در این آیه شریفه چهار مطلب توجه انسان را به خود جلب می کند یکی تلاوت قرآن، دوم اقامه نماز، سوم اینکه نماز باعث جلوگیری انسان از فحشا و منکر می شود و چهارم اینکه ذکر و یاد خدا یک امر بسیار بزرگ است.

 خداوند بعد از آنکه اجمال داستانهاى امم سابق را بیان کرد، که شرک و گناهان و منکراتشان، کارشان را به شقاوت ابدى، و خسران دائم کشانید اینک در این‏ آیه از آن مطالب منتقل شده به اینکه رسول گرامى خود را دستور مى ‏دهد به تلاوت آنچه به وى وحى شده، چون تلاوت قرآن بهترین رادع است از شرک و ارتکاب فحشاء و منکرات، زیرا در آن آیات روشنى است که متضمن حجت ‏هایى نورانى است، که حق را آن طور که باید روشن مى ‏سازد، و هم مشتمل است بر داستانهاى عبرت‏آور، و مواعظ و بشارت‏ها و انذار و وعده و وعیدها که شنونده و خواننده را از گناهان باز مى‏ دارد. سپس آن امر را ضمیمه کرد به امر به نماز که بهترین اعمال است، چون که نماز از فحشاء و منکر بازمى دارد.[۲]

توجه به این این مطلب لازم است که مراد از این بازدارى، بازدارى طبیعت نماز از فحشاء و منکر به نحو اقتضاء است نه علیت تامه، که هر کس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند. یعنی این عمل مخصوصا که بندۀ خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه در جامعه ‏اى صالح به جا بیاورد، و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند، و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند، طبعا با گناهان کبیره سازش ندارد. زیرا توجه به خدا از در بندگى، آنهم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتا باید انسان را از هر معصیتى کبیره و هر عملى که ذوق دینى آن را شنیع مى ‏داند، از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها و به مال ایتام، زنا، و لواط، باز بدارد، بلکه نه تنها از ارتکاب آنها، بلکه حتى از تلقین آن نیز جلوگیرى کند.

اینکه طبیعت نماز عامل بازدارندگی از فحشا و منکرات دارد به دلیل این است که، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى، و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى‏ کند، و به او مى‏ گوید که خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست کن که تو را به سوى صراط مستقیم هدایت نموده، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر. ثانیا او را وادار مى‏ کند بر اینکه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و کبریایى خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر به یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد. افزون بر اینها او را وادار مى‏ کند به اینکه از حدث (که نوعى آلودگى روحى است)، و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه، خود را پاک کند، و نیز از اینکه لباس و مکان نمازش غصبى باشد، بپرهیزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد. پس اگر انسان مدتى کوتاه بر نماز خود پایدارى کند، و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت کوتاه به طور مسلم باعث مى ‏شود که ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در او پیدا شود، به طورى که اگر فرضا آدمى شخصى را موکل بر خود کند، که دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آن چنان تربیت کند که این ملکه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته گردد، قطعا تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست، و به بیش از آنچه که نماز او را دستور مى ‏دهد دستور نخواهد داد، و به بیش از آن مقدار که نماز به ریاضت وادارش مى‏ کند وادار نخواهد کرد.[۳]

طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدء و معاد مى‏ اندازد داراى اثر بازدارندگى از فحشاء و منکر است. انسانى که به نماز مى ‏ایستد، تکبیر مى‏ گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر مى‏ شمرد، به یاد نعمتهاى او مى ‏افتد، حمد و سپاس او مى ‏گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت مى ‏ستاید، به یاد روز جزاى او مى ‏افتد، اعتراف به بندگى او مى ‏کند، از او یارى مى ‏جوید صراط مستقیم از او مى‏ طلبد، و از راه کسانى که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى ‏برد (مضمون سوره حمد). بدون شک در قلب و روح چنین انسانى جنبشى به سوى حق و حرکتى به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى ‏شود. نمازگزاری که براى خدا«رکوع»مى‏ کند، و در پیشگاه او پیشانى بر خاک مى ‏نهد، غرق در عظمت او مى ‏شود و خودخواهى‏ ها و خود برتربینى ‏ها را فراموش مى‏ کند، شهادت به یگانگى او مى‏ دهد گواهى به رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم مى ‏دهد. بر پیامبرش درود مى ‏فرستد و دست به درگاه خداى بر مى ‏دارد که در زمره‏ بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).همه این امور موجى از معنویت در وجود او ایجاد مى ‏کند، موجى که سد نیرومندى در برابر گناه محسوب مى ‏شود.[۴]

بعضى[۵]‏  بر این آیه اشکال کرده‏اند که:«این آیه مى ‏فرماید نماز از فحشاء و منکرات نهى مى ‏کند، و حال آنکه ما بسیارى از نمازگزاران را مى ‏بینیم که از ارتکاب گناهان بزرگ پروایى ندارند، چرا نماز آنان از فحشاء و منکرات بازشان نمى‏ دارد؟».

در جواب این اشکال پاسخهایی داده شده[۶] که از نظر علامه طباطبایی هیچکدام از پاسخها با سیاق حکم و تعلیلی که در آیه شریفه آمده  نمی سازد. زیرا آنچه از سیاق برمى ‏آید این است که: اگر دستور داده ‏اند به اینکه مردم نماز بخوانند، براى این است که نماز آنان را از فسق و فجور بازمى‏ دارد، و این تعلیل مى‏ فهماند که نماز عملى است عبودى، که به جا آوردنش صفتى در روح آدمى پدید مى‏ آورد که آن صفت به اصطلاح معروف، پلیسى است غیبى، و صاحبش را از فحشاء و منکرات بازمى ‏دارد و در نتیجه جان و دلش را از قذارت گناهان و آلودگى‏ هایى که از اعمال زشت پیدا مى‏ شود، پاک مى‏ نماید. پس معلوم مى‏ شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است، یعنى صفت بازدارى از گناه اثر طبیعى نماز هست، و لیکن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند. به عبارت دیگر اگر مانع و مزاحمی در بین نباشد اثر خود را می بخشد و نمازگزار را از فحشاء بازمى ‏دارد، ولى اگر مانعى و یا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، دیگر اثر نمى‏ کند، و در نتیجه نمازگزار آن کارى که انتظارش را از او ندارند مى‏ کند. خلاصه یاد خدا، و موانعى که از اثر او جلو مى ‏گیرند، مانند دو کفه ترازو هستند. هر وقت کفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمى کند و هر جا کفه آن موانع چربید کفه یاد خدا ضعیف مى ‏شود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف مى ‏گردد و گناه را مرتکب مى ‏شود. [۷]

برای رسیدن به این حقیقت اگر رفتار بعضى از افراد که نام مسلمان دارند و در عین حال نماز نمى ‏خوانند را زیر نظر قرار دهیم، خواهیم دید که به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم مى ‏خورد، و حج هم نمى ‏رود و زکات هم نمى ‏دهد، و بالأخره سایر واجبات را هم ترک مى‏ کند، و هیچ فرقى بین پاک و نجس، حلال و حرام نمى‏ گذارد، و خلاصه در راه زندگى هم چنان پیش مى ‏رود هر چه پیش آید خوش آیدو هیچ چیزى را در راه خود مانع پیشرفت خود نمى‏ بیند؛ نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ، و نه هیچ چیز دیگر. آن وقت اگر حال چنین شخصى را با حال کسى مقایسه کنیم که نماز مى‏ خواند، و در نمازش به حد اقل آن یعنى آن مقدارى که تکلیف از گردنش ساقط شود اکتفاء مى ‏کند، خواهىم دید که او از بسیارى از کارها که بى نماز از آن پروا ندارد، پروا دارد. و اگر حال این‏ نمازگزار را با حال کسى مقایسه کنىم که در نمازش اهتمام بیشترى دارد، خواهیم دید که دومى از گناهان بیشترى پروا دارد، و به همین قیاس هر چه نماز کامل تر باشد، خوددارى از فحشاء و منکرات بیشتر خواهد بود.[۸]

اینکه خداوند متعال جمله «وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ» در این آیه آورده، اثر دیگرى از نماز را که بزرگتر از اثر قبلی است بیان مى ‏کند و در نتیجه این جمله به منزله ترقى دادن مطلب است و منظور از ذکر در این جمله ذکر قلبى است که از نماز حاصل مى ‏شود. پس گویا فرموده: نماز بگزار تا تو را از فحشاء و منکر باز بدارد، بلکه آنچه عاید تو مى‏ کند بیش از این حرفها است، چون مهم‏تر از نهى از فحشاء و منکر این است که  تو را به یاد خدا مى‏ اندازد، و این مهم ‏تر است، براى اینکه ذکر خدا بزرگترین خیرى است که ممکن است به یک انسان برسد، چون ذکر خدا کلید همه خیرات است، و نهى از فحشاء و منکرات نسبت به آن فایده‏اى جزئى است.[۹]

نتیجه این شد که  این عمل چند بار در شبانه روز تکرار مى گردد، هنگامى که صبح از خواب برمى‏ خیزد در یاد او غرق مى ‏شود. در وسط روز هنگامى که غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تکبیر مؤذن را مى ‏شنود، برنامه خود را قطع کرده، به درگاه او مى ‏شتابد، و حتى در پایان روز و آغاز شب پیش از آنکه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز مى‏ کند و دل را مرکز انوار او مى‏ سازد. از این گذشته به هنگامى که آماده مقدمات نماز مى شود خود را شستشو مى‏ دهد پاک مى ‏کند، حرام و غصب را از خود دور مى ‏سازد و به بارگاه دوست مى‏ رود همه این امور تاثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد. پس ممکن نیست کسى نماز بخواند و هیچ گونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد و هر چند آلوده گناه باشد، البته این گونه نماز تاثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمى‏ خواندند از این هم آلوده ‏تر بودند. [۱۰]

پی نوشت ها:

[۱] . عنکبوت، ۴۵٫

[۲] . محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۶، ص: ۱۹۸، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چ۵، ۱۳۷۴ش.‏

[۳] . ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۶، ص: ۱۹۹

[۴] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۱۶، ص: ۲۸۴٫ تهران، دار الکتب الإسلامیه، چ۱، ۱۳۷۴ش.

[۵] . سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۲۰، ص۱۶۳٫

[۶] . رک: روح المعانی، ۲۰، ص۱۶۳-۱۶۴٫

[۷] . رک: ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۶، ص: ۲۰۰- ۲۰۱٫

[۸] . ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۶، ص ۲۰۲٫

[۹] . ترجمه تفسیر المیزان‏، ج۱۶، ص ۲۰۳٫

[۱۰] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۴٫

نویسنده حمیدالله رفیعی