شیعه شناسی » اعتقادات » فروع دین » نماز »

نماز و امنیت

بدون تردید یکى از مهم ترین مؤلفه هاى اجتماعى که وجود آن در هر جامعه اى، از ضروریات و به عبارت دقیق تر از نخستین ضروریات محسوب مى شود و بدون آن زندگى سعادتمند براى آحاد مردم، امکان پذیر نمى باشد، «امنیت» است. امرى که در واقع منشاء و زیربناى تمامى امور بوده و با عدم آن، هیچ گونه فعالیت فردى و اجتماعى چه در عرصه فرهنگى و چه در عرصه هاى دیگر نظیر صنعت، اقتصاد، هنر، سیاست و … انجام نخواهد پذیرفت.

در اهمیت و ارزش این مقوله اجتماعى همین بس که در آیات متعددى، از قرآن کریم بدان تذکر داده شده و در برخى آیات نیز، قبل از پرداختن به امور دیگر این موضوع مورد توجه و مداقه قرار گرفته است. از جمله در آیه ۱۲۶ سوره مبارک بقره که مشتمل بر دعاى پیامبر بزرگ الهى، حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ درباره سرزمین و اهل مکه مى باشد، مى خوانیم:

(و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلداً آمِناً و ارزق اهله من الثمرات مَنْ امَنَ منهم باللّه و الیوم الاخر …)

«و به یاد آور هنگامى که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا! این سرزمین را شهر امنى قرار ده و اهل آن را ـ آن ها که ایمان به خدا و روز بازپسین آورده اند ـ از ثمرات [گوناگون ]روزى فرما …»

همان طور که مى بینیم در این دعاى شریف که از زبان یکى از اولیاء پروردگار نقل گردیده، ابراهیم نخست تقاضاى «امنیت» و سپس درخواست «مواهب اقتصادى» مى کند، و این خود اشاره اى است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشورى حکم فرما نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست.! [۱]

بدون تردید یکى از مهم ترین مؤلفه هاى اجتماعى که وجود آن در هر جامعه اى، از ضروریات و به عبارت دقیق تر از نخستین ضروریات محسوب مى شود و بدون آن زندگى سعادتمند براى آحاد مردم، امکان پذیر نمى باشد، «امنیت» است.

اما باید دانست که توجه به مقوله امنیت در فرهنگ اسلامى، منحصر به آیات قرآن کریم نمى باشد، بلکه در احادیث و روایات متعددى که از جانب معصومان ـ علیهم السلام ـ صادر گردیده نیز توجه به این امر جایگاه ویژه اى دارد که به عنوان نمونه مى توان به احادیث زیر اشاره کرد.

حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«سه چیز است که عموم مردم بدان نیازمندند: امنیت و عدالت و فراوانى نعمت .» [۲]

حضرت امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

«بدترین جا براى سکونت جایى است که ساکنان آن امنیت نداشته باشند.» [۳]

حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«هر کس که پنج چیز نداشته باشد زندگى او گوارا نیست: صحت و امنیت و بى نیازى و قناعت و همدم موافق .» [۴]

موضوع امنیت، نه تنها در اسلام که در تمامى مکاتب بشرى و نزد تمامى عقلا و خردمندان عالم جایگاه ویژه اى را به خود اختصاص داده است، تا جایى که از نظر آنان اصولا پایه ریزى و ایجاد یک تمدن و زندگى انسانى اصیل بدون آن ممکن نیست; همان گونه که ویل دورانت ـ مورخ و محقق مشهور مغرب زمین ـ در کتاب عظیم خود تاریخ تمدن این نکته را متذکر شده است:

«ظهور تمدن هنگامى امکان پذیر است که هرج و مرج و ناامنى پایان پذیرفته باشد; چه فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوى و احتیاج به ابداع و اختراع به کار مى افتد و انسان خود را تسلیم غریزه اى مى کند که او را به شکل طبیعى به راه کسب علم و معرفت و تهیه وسایل بهبود زندگى سوق دهد.» [۵]

وى در ادامه مى افزاید:

«براى پیدایش تمدن باید مردم کم کم احساس کنند که سر هر پیچ زندگى، مرگ یا مالیات جدیدى در انتظار آنها کمین نکرده است.» [۶]

حال که به طور اجمال با اهمیت و جایگاه امنیت در فرهنگ اسلامى و نیز فرهنگ جهانى آشنا شدیم، تذکر این نکته را ضرورى مى دانیم که «امنیت» امرى است که علماى جامعه شناسى آن را در یک تقسیم بندى کلى به دو حوزه «فردى» و «اجتماعى» تقسیم مى نمایند. از این رو هنگامى که بحث از امنیت به میان مى آید، این موضوع را هم در حوزه فرد و هم در حوزه اجتماع باید مدنظر قرار داد; چرا که این دو از یکدیگر جدا نبوده و در حقیقت ایجاد و برقرارى امنیت اجتماعى، بدون پرداختن به علل و عوامل ایجاد امنیت فردى، منتج نبوده و به ثمر نخواهد نشست. هم از این روست که مى گوییم امنیت فردى زیربناى امنیت اجتماعى است.

ولى آنچه در این میان حایز اهمیت مى باشد توجه به این مسئله است که براى ایجاد امنیت در دو بعد فردى و اجتماعى چه باید کرد؟ به عبارت دیگر چگونه مى توان ایجاد امنیت را از مرحله تئورى به مرحله عمل رسانید و آن را در حیطه فعالیت هاى فردى و اجتماعى محقق نموده و جامعه اى به وجود آورد که در آن، افراد هم از لحاظ زندگى شخصى و خصوصى و هم از لحاظ زندگى اجتماعى و در تعامل با دیگران احساس امنیت کنند؟

براى پاسخ گویى به سئوالات فوق، از دیرباز از سوى علماى جامعه شناسى، اظهار نظرهاى فراوانى صورت گرفته است و هر یک به فراخور اندیشه و طرز تفکر خود، پاسخ هایى ارائه داده اند که هر کدام از آن پاسخ ها ناظر به درصدى از امنیت در سطح جوامع است. ولى آن چه مسلم است چون اغلب این راهکارها نشأت گرفته از معلومات و تجارب بشرى بوده و معلومات و تجارب بشرى هم از سوى دو عنصر «زمان» و «مکان» دچار محدودیت مى باشد، نتوانسته آن گونه که شایسته و بایسته است در جهت تامین امنیت، راهگشا باشد. چنان که در جهان کنونى، با وجود پیشرفت هاى صنعتى و تکنولوژى و وفور تئورى هاى امنیتى ارائه شده از سوى دانشمندان، بدون اغراق باید اعتراف کنیم که «امنیت» مهم ترین گمشده انسان است که براى یافتن آن چشم امید به هر سوى مى دواند! و افزایش آمار قتلها، دزدیها و تجاوز به عنف و هزاران نوع جرم و خطاى فردى و اجتماعى دیگر بهترین و روشن ترین دلیل این مدعاست.

حضرت امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

بدترین جا براى سکونت جایى است که ساکنان آن امنیت نداشته باشند.

از این رو انسان امروزى براى دست یابى به «امنیت پایدار» و «همه جانبه» چاره اى جز این ندارد که دست یارى به سوى مکاتب آسمانى دراز کند و در میان آنها از کامل ترین و ناب ترینشان یعنى اسلام عزیز طلب امداد نماید; زیرا قوانین این آیین الهى ریشه در وحى و علم خداوندى دارد که هیچ گونه تردیدى در صحت و اصالت آن راه ندارد.

آرى، اگر بشر قرن بیست و یکم که در دریاى متلاطم اضطراب و نا امنى غوطه مى خورد، طالب فلاح و رسیدن به ساحل «امنیت و آرامش» است، گریزى از اسلام و قوانین سعادت آفرین آن نخواهد داشت، و ما براى آنکه این مدعا را به اثبات برسانیم، در ادامه این نوشتار به تشریح نقش یکى از عبادات مهم در این مکتب حیاتبخش که همانا «نماز» مى باشد در ایجاد و برقرارى امنیت فردى و اجتماعى مى پردازیم تا حقیقت امر بیش از گذشته آشکار شود.

نقش نماز در ایجاد امنیت فردى

زندگى و حیات آدمى در کره زمین، همواره مقرون به انواع و اقسام مشکلات و مصایب بوده است. نگاهى به تاریخ زندگى انسان از آغاز تا کنون، به خوبى این نکته را به اثبات مى رساند که در طول این قرون متمادى، هیچ کس نبوده است که حتى ایام معدودى از عمر خود را به دور از بلاها سپرى کرده باشد. به تعبیر شاعر آسمانى شیراز، حافظ ـ علیه الرحمه ـ :

در رهگذر کیست که دامى زبلا نیست؟» [۷]

اما در این میان، انسان قرن بیست و یکم، با وجود پیشرفت هاى صنعتى و تکنولوژى حیرت آور، بیش از گذشته در معرض بلاها و مصایب قرار گرفته است; چرا که گسترش زندگى صنعتى و ماشینى، اگر چه توانسته زحمت جسمى او را کم نماید، ولى این حقیقت بر کسى پوشیده نیست که «روح و روان» او را به بند کشیده و انواع و اقسام دغدغه ها و نگرانی هاى روحى را به او هدیه نموده است. این چنین است که این انسان سرگشته براى وصول به آرامش روحى و سکینه و اطمینان خاطر روانى و در یک کلام «امنیت فردى» هر روز دل به یکى از مظاهر مادى مى سپرد، ولى روز بعد در مى یابد که آنچه در پى اش بود، جز سرابى نبوده است.

ویل دورانت مى گوید:

ظهور تمدن هنگامى امکان پذیر است که هرج و مرج و ناامنى پایان پذیرفته باشد;

چه فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوى و احتیاج به ابداع و اختراع به کار

مى افتد و انسان خود را تسلیم غریزه اى مى کند که او را به شکل طبیعى به راه کسب

علم و معرفت و تهیه وسایل بهبود زندگى سوق دهد.

نگاهى به آمارهاى ارائه شده از سوى مراکز روان درمانى و تعمقى هر چند کوتاه در احوال اطرافیان، این نکته را به اثبات مى رساند که انسان قرن بیست و یکم در جهت تامین امنیت فردى خویش که مهم ترین نمود آن را باید در آسایش روحى و روانى افراد مشاهده کرد، موفقیت چندانى حاصل نکرده است. هم از این روست که این موجود سرگشته در میان اقیانوس عظیم امکانات و وسایل مادى و صنعتى، خود را «بى پناه» مى بیند و هنوز پاى در دهه پنجم عمر خویش ننهاده به «پوچى» مى رسد و کارش به «خودکشى» منجر مى گردد.

ولى با این همه باید دانست که این «احساس بى پناهى» و آن اضطرابات روحى و روانى، نه چنان است که همه انسانها را در بر گیرد، بلکه در میان جمعیت چند میلیاردى این قرن، گروه اندک و معدودى هستند که علیرغم وفور عوامل اضطراب زا، از آرامش روحى و روانى زاید الوصفى برخوردارند و در ساحل «امن و آسایش» به سر مى برند. اینان کسانى نیستند جز «نمازگزاران حقیقى» که در پرتو نور نماز، جان خود را تابنده کرده و روح متلاطم را به سکون و آرامش رسانده اند; چرا که آواى ملکوتى قرآن کریم را به گوش جان نیوشیده اند که:

(الا بذکر الله تطمئن القلوب) [۸]

«آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام مى گیرد.»

آنان به حقیقت دریافته اند که بارزترین و روشن ترین مصداق «ذکر خدا» همانا «نماز» است، چنان که خداوند عزیز فرموده است:

(اقم الصلوه لذکرى) [۹]

«نماز را براى یاد من بپا دار …»

بدین ترتیب این بندگان راستین پروردگار، در پرتو نماز و راز و نیاز با خالق خویش، از هر گونه نگرانى رهیده و هرگز خود را «بى پناه» و «بى کس» نمى دانند; چرا که هر صبح و شام نماز به آنان یادآورى مى کند که بالاترین قدرتها، ناظر احوال ایشان است و پشتیبانشان در طى طریق زندگى.

انسان امروزى براى دست یابى به «امنیت پایدار» و «همه جانبه» چاره اى جز این ندارد که دست یارى به سوى مکاتب آسمانى دراز کند و در میان آنها از کامل ترین و ناب ترینشان یعنى اسلام عزیز طلب امداد نماید; زیرا قوانین این آیین الهى ریشه در وحى و علم خداوندى دارد که هیچ گونه تردیدى در صحت و اصالت آن راه ندارد.

اینان همچنین هرگز به بیماریهاى روحى نظیر «احساس پوچى» دچار نخواهند شد; زیرا در پرتو نماز دریافته اند که حیات آنان را هدفى والاست که همانا وصول به قرب پرودگار مى باشد و چون چنین است هیچ گاه در پیچ و خمهاى زندگى مادى احساس پوچى نمى کنند و بدین ترتیب «امنیت فردى» خود را در بالاترین درجه تامین نموده اند. روحشان آرام است، اگر چه جسمشان را مصایب گوناگون مى خراشد و فرسوده مى سازد و یقیناً ملاک و معیار «امنیت فردى»، همانا احساس آرامش روحى و برخوردارى از آسایش روانى است، که مهم ترین عامل در کسب موفقیت هاى مادى و معنوى مى باشد.

نگاهى به تاریخ زندگى سراسر مجاهدات انبیا ـ علیهم السلام ـ به ویژه پیامبر مکرم اسلام ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ علیهم صلوات الله ـ این نکته را به اثبات مى رساند که اگر آن بزرگواران در نهضتهاى مقدس و حرکتهاى تعالى آفرینشان به موفقیتهاى بى نظیرى دست یافته اند و توانسته اند حرکت اصلاحى خود را به پیش برده و فریاد توحید سردهند، مهم ترین عامل آن را باید در همان «امنیت فردى» و «سکینه و آرامشى» جست و جو کرد که در اثر ارتباط با خداوند از طریق «نماز» به دست آورده اند. از همین روست که در سرگذشت انبیاء الهى که در قرآن آمده، در راس تعالیم آنان امر به اقامه نماز جاى دارد.

به موسى ـ علیه السلام ـ وحى مى شود که:

(و اجعلوا بیوتکم قبله و اقیموا الصلوه) [۱۰]

«و سراهایتان را رو به روى هم قرار دهید و نماز را بر پا دارید.»

ابراهیم ـ علیه السلام ـ در حق اهلش دعا مى کند که:

(ربنا لیقیموا الصلوه فاجعل افئدهً من الناس تهوى الیهم) [۱۱]

«پروردگارا! تا نماز را به پا دارند، پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده.»

عیسى ـ علیه السلام ـ حتى در گهواره خود را سفارش شده به نماز معرفى مى کند:

(و جعلنى مبارکاً این ما کنتُ و اوصانى بِالصلوه و الزکاه مادُمْتُ حیاً) [۱۲]

«و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرده است.»

علاوه بر همه اینها در صدها آیه از قرآن کریم، خداوند عزیز پیامبر گرامى خود حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ و سایر مومنان را به اقامه نماز امر مى فرماید و در آیات بى شمارى اصولا «اقامه نماز» را یکى از اصلى ترین نشانه هاى متقین و پرهیزگاران و مومنان معرفى مى کند. همان طور که گفتیم این همه تاکید و سفارش به خاطر نقش بسیار مهمى است که این فریضه الهى در خودسازى و «امنیت فردى» ایفا مى کند.

آرى، انسان نمازگزار، در پرتو شعاع نورانى «نماز» از هر آنچه عوامل نگرانى و پریشانى است آسوده خاطر مى شود. نه از «آینده مبهم و تاریک»، هراسى به دل راه مى دهد; که مى داند همه مکانها و همه زمانها از آن خداست و خدا با اوست، و نه از «گذشته» خود احساس نگرانى مى کند; چرا که با نماز خداوند را آمرزنده و مهربان یافته است. اذکار و افعال نماز تماماً و یک به یک او را از چنان آرامشى لبریز ساخته که هیچ عامل مادى و معنوى دیگر قادر به اعطاء چنین آرامشى نیست.

او با «الله اکبر» خداوند را به بزرگى یاد مى کند. بنابراین، تمامى قدرتهایى که ممکن است او را تهدید به ناامنى کنند در نزد او خوار و حقیر جلوه مى کنند. و با «الرحمن الرحیم» به یاد لطف و مهربانى و بخشندگى بى حد و مرز خدا مى افتد و دل و جانش، سرشار از امن و آسایش مى شود.

«مالک یوم الدین» به او هدف زندگى را که همانا رستاخیز و وصول به لقاء الله است یادآورى مى کند و در نتیجه مصایب و بلاهاى زندگى دنیوى در نظرش سهل و آسان مى آید و هرگز در مواجهه با آنها عقب نشینى نکرده و به پوچى نمى رسد.

«ایاک نعبد و ایاک نستعین» او را به یارى و امداد خداوند دلگرم مى نماید. با رکوع در برابر خداوند از خضوع در برابر غیر او مى رهد و با سجده به پیشگاه خداوند، قید رقیّت و بندگى غیر خدا را از گردن جسم و جان باز مى کند، و بدین گونه پیمانى ناگسستنى با خداى خود مى بندد که ثمره اش آزادى و آزادگى و وصول به امن و امان است. و به تعبیر اقبال لاهورى (ره):

هر که پیمان با هوالموجود بست     ***      گردنش از قید هر معبود رست [۱۳]

این چنین است که «نماز» را باید مهم ترین عامل در جهت تامین «امنیت فردى» دانست و در ترغیب و تشویق مردمان به روى آوردن به این عامل اساسى، بیش از گذشته کوشید.

«نماز» تنها در بعد روحى، تامین کننده امنیت فردى نمى باشد، بلکه امنیت فردى آدمى را در بعد جسمانى نیز تامین مى نماید; زیرا بخشى از مقوله «امنیت فردى» وابسته به جسم و بدن مادى انسان است. درست است که مهم ترین جنبه این موضوع، همانا بعد روحى و روانى آن مى باشد، ولى آنچه مسلم است «امنیت جسمانى» که عبارت است از «سلامت و پاکیزگى ظاهرى» نیز در این جهت بى تاثیر نمى ماند و «نماز» در این جهت نیز منشاء اثر بسیارى است.

انسان نمازگزار، در پرتو شعاع نورانى «نماز» از هر آنچه عوامل نگرانى و پریشانى است آسوده خاطر مى شود. نه از «آینده مبهم و تاریک»، هراسى به دل راه مى دهد; که مى داند همه مکانها و همه زمانها از آن خداست و خدا با اوست، و نه از «گذشته» خود احساس نگرانى مى کند; چرا که با نماز خداوند را آمرزنده و مهربان یافته است.

انسان نماز گزار، براى آن که از عبادت خود بهره وافر برده باشد، خود را مقید به رعایت اصول بهداشتى مى داند. مثلا از مسواک و تمیز کردن دندان و دهان غفلت نمى کند; چرا که مى داند:

«از حضرت رسول ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ منقول است که دو رکعت نماز که با مسواک باشد بهتر است از هفتاد رکعت نماز که بى مسواک باشد.» [۱۴]

او براى هر نماز و به هنگام ایستادن در برابر خداوند موهاى سر را آراسته کرده و شانه مى کند، زیرا:

«در حدیث حسن از امام موساى کاظم ـ علیه السلام ـ در تفسیر آیه کریمه (خذوا زینتکم عند کل مسجد) [۱۵] منقول است که حضرت فرمود: از این زینت است شانه کردن موى پیش از هر نمازى » [۱۶]

نمازگزار حقیقى به هنگام نماز از بوى خوش و عطر استفاده مى کند، زیرا:

«از حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ مروى است که نماز کسى که خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز که بى بوى خوش باشد.» [۱۷]

علاوه بر اینها، او براى هر نماز ناگزیر از وضو ساختن و در موارد لزوم غسل کردن است. جامعه هاى پاکیزه در بر مى کند و با لباس آلوده و بویناک، به نماز نمى ایستد. خود را مقید مى داند به گرفتن و چیدن ناخنها و زدودن موهاى اضافى از بدن; چرا که این همه در ازدیاد پاداش نماز دخیل بوده و راه وصول به قرب پرودگار را هموارتر مى سازد و در نتیجه تقیّد به چنین امورى است که نمازگزار «امنیت فردى» خود را در بعد جسمانى نیز تامین نموده و در نهایت، «نماز» جسم و جان او را در حصارى از امنیت و آسایش قرار مى دهد. به راستى براى تامین «امنیت فردى» افراد در جوامع بشرى چه عاملى را مى توان نام برد که برتر از «نماز» باشد؟!

حال که به طور اجمال با تاثیر و نقش عظیم نماز در ایجاد «امنیت فردى» آشنا شدیم در ادامه این مقال به نقش نماز در ایجاد «امنیت اجتماعى» اشاره کرده و به تشریح آن مى پردازیم.

نقش نماز در تامین امنیت اجتماعى

بدون شک امنیت اجتماعى، در تمامى جوامع بشرى همواره از جانب کسانى تهدید و مختل گردیده که شخصیت فردى آنان بنا به علل گوناگون مورد اهانت واقع شده و در نتیجه «کرامت نفس» خود را از دست داده اند. چنین افرادى که شخصیت آنها لگدکوب گردیده و دیگر عزت و کرامتى براى خود قایل نیستند، از دست زدن به انواع و اقسام بزهکاریها و جرم و جنایتهاى اجتماعى، ابایى نداشته و احساس شرمسارى نمى کنند و به همین دلیل جامعه از شر آنها ایمن نخواهد بود; همچنان که در سخن حکیمانه اى که از پیشواى دهم شیعیان امام هادى ـ علیه السلام ـ نقل شده مى خوانیم:

«من هانت علیه نفسه فَلا تأمن شره» [۱۸]

«کسى که خود را خفیف و خوار مى داند و در باطن، احساس پستى و حقارت مى کند از شر او ایمنى نداشته باش.»

اما نقطه مقابل «ذلت نفس»، «کرامت نفس» و احساس عزت نمودن است که آدمى را از هر گونه گناه فردى و اجتماعى مصون مى دارد; همان گونه که امیرمومنان على ـ علیه السلام ـ در کلامى آسمانى فرمود:

«من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه» [۱۹]

«آن کس که بزرگى و کرامت نفس خود را باور دارد هرگز با پلیدى گناه پست و موهونش نمى کند.»

با توجه به آنچه آمد، این نتیجه حاصل مى شود که براى برقرارى «امنیت اجتماعى» یکى از راهکارهاى اساسى و مهم، آن است که عوامل عزت آفرین و کرامت بخش را شناسایى نموده و تقویت نمود تا افراد جامعه با تمسک و عمل به آنها از چنان کرامت نفسى برخوردار شوند که ارتکاب گناه ـ حتى در خلوت و پنهانى ـ براى آنها امرى دشوار و هراسناک جلوه کند. در نتیجه انسانى که از چنین «تربیت الهى» برخوردار شد هرگز نه در عرصه زندگى فردى و نه در عرصه زندگى اجتماعى، تهدیدى براى «امنیت و آسایش» خود و جامعه نخواهد بود.

براى برقرارى «امنیت اجتماعى» یکى از راهکارهاى اساسى و مهم، آن است که عوامل عزت آفرین و کرامت بخش را شناسایى نموده و تقویت نمود تا افراد جامعه با تمسک و عمل به آنها از چنان کرامت نفسى برخوردار شوند که ارتکاب گناه ـ حتى در خلوت و پنهانى ـ براى آنها امرى دشوار و هراسناک جلوه کند.

بدون شک در این راه، یکى از مهم ترین عوامل و راهکارهاى قابل توجه که در عین حال هیچ گونه هزینه اى در بر ندارد، امر مقدس و عظیم «نماز» مى باشد; چرا که نماز در واقع حلقه اتصال انسان با وجودى عظیم الشان و بى نهایت به نام خداست که یکى از مهم ترین اسامى و صفات او «کریم» به معناى بزرگوار است. کسى که به مصداق آیه شریف (فان العزه لله جمیعاً)دارنده تمامى مراتب عزت مى باشد، به یقین انسانى که با او مرتبت شد، رنگ و بوى خدایى به خود مى گیرد و «کریم» مى گردد و «عزیز» مى شود; چون چنین شد هرگز نفس کریم و عزیز خود را به گناه نمى آلاید و جامعه از جانب او در امن و آسایش قرار خواهد گرفت.

از سوى دیگر همان گونه که مى دانیم، خداوند عزیز در سوره مبارک عنکبوت، آیه ۴۵ یکى از مهم ترین آثار نماز را دور نمودن نماز گزار از «فساد و فحشاء» معرفى مى نماید، آنجا که مى فرماید:

(ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر …)

در نتیجه انسان نمازگزار فردى است که گرد گناه نمى گردد; چرا که صبح و شام با خداى خود در راز و نیازى عاشقانه است و حضور او را مستمراً درک مى کند و چنانچه صحنه گناه و تجاوز به حقوق دیگران پیش آید، پا پس مى کشد و مرتکب گناه نمى شود; چه آن که خداوند را حاضر و ناظر مى داند، از این رو جامعه از جانب او در امن و امان خواهد بود.

نگاهى هر چند گذرا به تاریخچه زندگى بزهکاران و آنان که «امنیت اجتماعى» را به نحوى از انحاء مختل نموده اند، به خوبى این نکته را به اثبات مى رساند که اکثر قریب به اتفاق آنان، کسانى بوده اند که با نماز و مسجد ارتباطى نداشته و به این دو عنصر انسان ساز علاقه اى نشان نداده اند. بدین ترتیب خود را در عرصه حیات، یکّه و آزاد انگاشته و دست به گناهان عظیمى همچون قتل، تجاوز به عنف، سرقت و … آلوده اند و جوامع بشرى را با «ناامنى» مواجه نموده اند.

حال آنکه در میان کسانى که در طول حیات خود بیشترین تعهد و مسئولیت را نسبت به جان، مال، عرض و ناموس دیگران داشته اند، همواره نام «نمازگزاران» و مقیدین به نماز از درخشندگى ویژه اى برخوردار بوده است; زیرا نمازگزار مى داند که «اقامه نماز» با «تجاوز به حقوق دیگران» سازگارى ندارد و اصولا نمازى که در کنار آن به نوعى «تجاوز» به حقوق انسانها باشد، نماز نخواهد بود.

جایى که بودن حتى یک تار نخ غصبى در لباس نمازگزار، موجب بطلان نماز گردد، مسلم است که نماز گزار خود را مقید به رعایت حقوق دیگران مى کند و از دست یازیدن به گناهى بزرگ تر خوددارى مى ورزد. مطالعه زندگى نمازگزاران حقیقى در طول تاریخ اثبات کننده این حقیقت مسلم است که براى برقرارى «امنیت اجتماعى» هیچ عاملى برتر از نماز نمى باشد; چرا که خاصان درگاه خداوندى، چنان تقیدى به رعایت حقوق مردمان داشته اند که گاه تا مرز وسواس پیش رفته اند. اگر سلسله جنبان عرفان و تقوا، مولاى متقیان على ـ علیه السلام ـ در کلام نورانى خود مى فرماید:

«وَاللهِ لَوْ اُعْطیتُ الاَْقالیمَ السَّبْعَهِ بِما تَحْتَ اَفْلا کِها عَلى اَنْ اَعْصِىَ اللّهَ فى نَمْلَه اَسْلُبُها جُلْبَ شَعیرَه ما فَعَلْتُهُ» [۲۰]

«به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خداى را نافرمانى کنم که پوست جوى را از مورچه اى به ناروا بگیریم، چنین نخواهم کرد!…»

بدون تردید این همه تقید به رعایت حقوق دیگران ـ و حتى حیوانات ـ از تاثیر «نمازهاى حقیقى» آن یگانه عالم خلقت بوده و این گونه است که نماز «نفس سرکش» را مؤدب به آداب الهى و رعایت حقوق فردى و اجتماعى دیگران نموده و در نتیجه «امنیت اجتماعى» را در بالاترین سطح براى جوامع بشرى به ارمغان مى آورد.

آرى، «نماز» بنا به تصریح آیه شریفه (اِنَّ الصَلوهَ تَنْهى عَن الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)انسان را از «غیبت»، «دروغ»، «سرقت»، «قتل نفس»، «تجاوز به حریم خصوصى دیگران»، «ربا خوارى»، «زنا»، «چشم چرانى»، «تهمت»، «حرام خوارى»، «قمار»، «شرب خمر»، و هر آنچه که به نوعى منجر به تجاوز به حقوق دیگران و در نتیجه ایجاد اختلال در «امنیت اجتماعى» مى گردد برحذر مى دارد.

مگر فقدان امنیت اجتماعى در جوامع بشرى به غیر از این امور و امثالهم، سرچشمه اى دیگر دارد؟! و مگر تمام همّ و غمّ متولیان ایجاد «امنیت» و تئورى پردازان اجتماعى، دست یافتن به راه حلّى عملى و کارا براى از بین بردن ناامنى و ریشه کن کردن عوامل آن نمى باشد؟ پس چرا باید از سهل ترین و در دسترس ترین و ارزان ترین راه حل این امر یعنى «نماز» غافل باشیم؟

نگاهى به تاریخ زندگى سراسر مجاهدات انبیا ـ علیهم السلام ـ به ویژه پیامبر مکرم اسلام ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ علیهم صلوات الله ـ این نکته را به اثبات مى رساند که اگر آن بزرگواران در نهضت هاى مقدس و حرکت هاى تعالى آفرینشان به موفقیت هاى بى نظیرى دست یافته اند و توانسته اند حرکت اصلاحى خود را به پیش برده و فریاد توحید سردهند، مهم ترین عامل آن را باید در همان «امنیت فردى» و «سکینه و آرامشى» جست و جو کرد که در اثر ارتباط با خداوند از طریق «نماز» به دست آورده اند.

از این رو ما معتقدیم براى برقرارى امنیت اجتماعى، بهترین و مهم ترین راه، اصلاح و بهینه سازى رابطه بین «انسان» و «خداوند» و تلاش در جهت آشنا کردن «انسانها» با «خالق خویش» مى باشد. البته این امر نیز ممکن نخواهد بود مگر از طریق «اقامه نماز» با توجه به تمامى شرایط صحت و قبول آن.

پی نوشت ها:

[۱] ـ تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۳۴۰٫

[۲] ـ فرهنگ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۲۳٫

[۳] ـ همان.

[۴] ـ بحارالانوار، ج ۱، ص ۸۳٫

[۵] ـ تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج ۱، ص ۵٫

[۶] ـ همان، ص ۶٫

[۷] ـ دیوان حافظ.

[۸] ـ سوره رعد (۱۳) آیه ۲۸٫

[۹] ـ سوره طه (۲۰) آیه ۱۴٫

[۱۰] ـ سوره یونس (۱۰) آیه ۸۷٫

[۱۱] ـ سوره ابراهیم (۱۴) آیه ۳۷٫

[۱۲] ـ سوره مریم (۱۹) آیه ۳۱٫

[۱۳] ـ دیوان اقبال لاهورى.

[۱۴] ـ حلیه المتقین، باب پنجم، فصل اول.

[۱۵] ـ برگیرید زینت خود را نزد هر مسجدى.

[۱۶] ـ همان، باب پنجم، فصل ششم.

[۱۷] ـ همان، باب ششم، فصل دوم.

[۱۸] ـ الحدیث (روایات تربیتى)، مرتضى فرید، ج ۲، ص ۳۷۳٫

[۱۹] ـ همان، ص ۳۱۶٫

[۲۰] ـ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴٫

نویسنده: محتشم مؤمنى