نقش زن و شوهر در آرامش خانواده (۳)

در دو قسمت گذشته به برخى از عواملى که زمینه آرامش خانواده را فراهم مى کند پرداخته شد. اینک در آخرین قسمت این بحث، به دو عامل دیگر اشاره مى کنیم و آن گاه پرتو این آرامش بر فرزندان را به اختصار مرور مى کنیم.

۷ـ خروج از منزل با اجازه شوهر

با توجه به اجتماعى بودن انسان و لزوم حفظ حد و مرزهاى اجتماعى، باید قوانین و مقرراتى وجود داشته باشد تا هر کس از آنها تجاوز کرد سرزنش شده و کیفر ببیند. چه بهتر که این مقررات از درون آدمى سرچشمه گرفته، آمیخته با عاطفه و محبت باشد. اسلام در راستاى حفظ حرمت خانواده، براى زن و مرد وظایفى مقرر داشته، تا با عمل به آنها، آرامش که لازمه اجتناب ناپذیر حیات فردى و اجتماعى انسان است، به دست آید. خروج زن از خانه که صرف نظر از موارد استثنا شده، باید با توافق شوهر باشد از آن جمله است. در این خصوص به این حدیث شریف اکتفا مى کنیم.

امام صادق(ع) مى فرماید:

در زمان پیامبر اکرم(ص) مردى از انصار براى انجام کارهایش به مسافرت رفت و با همسرش قرار گذاشت که تا مراجعت او، از خانه خارج نشود. در این بین پدر آن زن، بیمار شد. زن، کسى را نزد پیامبر(ص) فرستاد و گفت:

ـ شوهرم به مسافرت رفته و از من قول گرفته که از خانه بیرون نروم; اینک پدرم بیمار شده، آیا اجازه مى دهید از او عیادت کنم؟

پیامبر(ص) فرمود:

ـ نه، در خانه باش و از حرف شوهرت اطاعت کن.

بعد از مدتى پدرش از دنیا رفت، زن دوباره به پیامبر(ص) پیغام داد که:

ـ پدرم از دنیا رفته، آیا اجازه مى دهید در تشییع جنازه او شرکت کنم؟

پیامبر فرمود:

ـ نه، در خانه باش و از حرف شوهرت اطاعت کن. پیامبر اکرم(ص) پس از دفن پدر به آن زن پیام داد که خداوند، تو و پدرت را به خاطر اطاعت از شوهرت مورد آمرزش خودش قرار داد.(۱)

درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند، لیکن نه به حدى که موجب بدگمانى و بدبینى او به همسرش شود. مردى که به این بیمارى خانمانسوز مبتلا شود، زندگى را بر خود و اطرافیانش تلخ مى کند; کارهاى همسرش را با بدبینى نگاه مى کند و مانند سایه او را تعقیب مى کند. این مساله به قدرى حساس است که بعضى مردان را وادار به بهانه گیرى و طلاق مى کند و چه اسفبار است، زنى که بر اساس یک لحظه صحبت کردن، قربانى تعصب بى جاى شوهرش شده است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:

هر کس به مرد یا زن مومنى تهمت بزند، خداوند متعال در قیامت او را بر تلى از آتش نگه مى دارد تا به کیفر بهتانش برسد.(۲)

۸ـ بردبارى در برابر بداخلاقى همسر

از آنجا که بناى اسلام بر حفظ کانون زندگى است و منفورترین پدیده در خانواده، جدایى و طلاق است و اسلام به شکلهاى مختلف، مانع پاشیده شدن آن مى شود، در روایات اسلامى زن و مرد به سازش با اخلاق و روحیات یکدیگر سفارش شده اند. پیامبر اکرم(ص) مى فرماید:

کسى که بر بداخلاقى همسرش صبر کرده و او را تحمل کند، خداوند به او همان اجرى را خواهد داد که به ایوب پیامبر داد و زنى که بر بداخلاقى شوهرش صبر کند و او را تحمل نماید، خداوند به او همان ثوابى را خواهد داد که به آسیه عطا فرمود.(۳)

از آنجا که زن و مرد تا قبل از ازدواج چه بسا دو نوع تربیت و فرهنگ داشته اند و بعد از زندگى مشترک نیز خواسته هاى آنها متفاوت است، در فراز و نشیبهاى زندگى، ممکن است بین آنها اصطکاکى ایجاد شود. اسلام براى حفظ کیان خانواده که محل تربیت فرزندان نیز هست، زن و مرد را به سازش با اخلاق یکدیگر توصیه نموده و از آنها خواسته است تا در پیشامدها، عصبانیتها و تنگناها که لحظه بروز هیجانات درونى است، با هوشیارى و تدبیر اندیشه، آتش خشم طرف مقابل را فرو نشانده، پایه هاى زندگى را مستحکم نمایند.

آسایش فرزندان در پرتو آرامش والدین

در خانه اگر ثبات، دوستى و آرامش برقرار باشد و پدر و مادر، خود، داراى آرامش روحى باشند، فرزندانى که در پناه این آرامش، بزرگ مى شوند، از امنیت روحى و اطمینان خاطر برخوردار خواهند بود. از طرف دیگر پدر و مادرى که داراى این ویژگى هستند، بهتر محدوده وظایف خود را قبال تربیت فرزندانشان درک کرده و بدان عمل خواهند کرد.

طفل باید رابطه خوب و صمیمى پدر و مادر را احساس کرده و در این جهت، مطمئن شده باشد. به تجربه ثابت شده است که اگر کودک، دعوا و اختلاف پدر و مادر خویش را احساس کند، بیش از هر وقت دیگر امنیت خود را در خطر مى بیند. او نیاز به مرکزى دارد که در آن پرخاش، اضطراب و از هم گسیختگى نباشد. از این رو، لازم است که بین پدر و مادر هیچ گونه برخورد و دعوایى نباشد و اگر هم هست از دید فرزندان مخفى باشد به خاطر احساس آرامش کودک، ضرورى است که روابط پدر و مادر بر اساس گذشت و فداکارى بوده، روح همکارى و احترام به یکدیگر بر آنها حاکم باشد. این مایه شرمسارى است که والدین به فرزندان خود بگویند دعوا نکنید، اما خود، همواره در ستیز و جدال باشند.

(سلامه موسى) مى گوید:

(نیکبختى خانوادگى براى کودکان موجب آرامش روح مى شود، به طورى که حتى اگر پدر طفل درگذرد، این طمانینه و آرامش در او باقى خواهد ماند. در مدت جنگهاى جهانى که بسیارى از کودکان را از لندن دور کردند، براحتى دیده مى شد که کودکانى که در محیط معتدل خانوادگى پرورش یافته اند، دورى و غربت را آسانتر از کودکانى که محیط مساعد خانوادگى نداشته اند تحمل مى کنند. دلیل این مطلب آن است که اعتدال صحیح خانوادگى در کودک، روح آرامش را مى پروراند، به طورى که در غربت نیز با اطمینان به سر مى برد.)(۴)

بهترین روش براى حفظ فرزندان، همنشینى با آنان و مراقبت از روحیات و آرامش آنهاست. مربیان جدید معتقدند که بهترین میراث پدر براى فرزندانش همان دقیقه ها و فرصتهاى اندکى است که در هر روز به کودک اختصاص داده و با او همنشین بوده است.(۵)

یک دختر، نیازمند آن است که پدر او، روح زنانگى او را درک کند و بفهمد که خیر دخترش در آن است که بانویى برخوردار از فضیلت، استقامت و پاکدامنى باشد.

پسر، احتیاج به پدرى دارد که مردانگى و قاطعیت او بسیار باشد، اما در وقت لازم، عطوفت و رافت او آشکار شود. از این رو، پدرى که همواره خشن و تندخو باشد، پسر را به سوى دامن مادر مى راند، تا در پناه لطف و مهربانى او زندگى کند، و اینجاست که شیوه هاى زنانگى مادر را تقلید خواهد کرد.(۶)

پى‏ نوشت‏ها:

۱ـ مکارم الاخلاق، ج۱، ص۲۴۸.

۲ـ بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۹۴.

۳ـ مکارم الاخلاق، ج۱، ص۲۴۵.

۴ـ نظام تربیتى اسلام، باقر شریف قریشى، ص۴۵.

۵ـ همان مدرک، ص۴۶.

۶ـ همان مدرک، ص۴۷ ـ ۴۸.

منبع :مهرى زینهارى؛ ماهنامه پیام زن ـ شماره ۴ ـ تیر ۷۱