نقش زن و شوهر در آرامش خانواده (1)

آرامش و امنيت روحى همانند غذا، پوشاك و مسكن از نيازهاى اساسى انسانهاست. از اين رو، موفقترين مكتبها، مكتبى است كه برنامه هايش بر اساس فطرت و تمايلات كنترل شده انسان بوده، نيازهاى درونى و برونى او را برآورده نمايد.

اسلام به عنوان جامعترين مكتبهاى آسمانى، به اين نياز روحى، توجه نموده و آموزش و پرورش خود را از ((فرد)) كه اولين خشت بناى جامعه مى باشد، شروع كرده است. از طرفى، چون ((عقيده)) نخستين بذرى است كه در دل انسان كاشته مى شود و به تدريج در اعمال و رفتار او تاثير مستقيم مى گذارد و او تجلى بارزى از عقايد و آرمانهاى خويش مى گردد، لازم است به بينشى صحيح دست يابد و همراه با تهذيب و تربيت در مسير ارزشهاى والا گام بردارد.

اگر افراد همراه با تربيت الهى به آرامش روحى دست يابند، طبعا جامعه را به سوى آرامش روحى، سوق خواهند داد. در چنين محيطى حقوق افراد، محفوظ خواهد بود; حريم انسانها مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت و هر كس مى داند كه بايد در محدوده خود حركت كند.

كوچكترين واحد اجتماعى

((خانواده)) كوچكترين شكل يك جامعه است كه از دو ركن اساسى (زن و شوهر) تشكيل شده است.

اگر اين دو ركن، آرامش درونى داشته باشند، خانواده، محلى امن براى تربيت فرزندان خواهد بود. اگر هر كدام به وظايف شرعى و عرفى خود عمل نمايند و زندگى را بر اساس فداكارى و گذشت بنا كنند، باصفاترين خانواده را خواهند داشت. اما اگر هوا و هوس بر زندگى، حاكم شد و انسان ((بايدها)) و ((نبايدها))، ((شايدها)) و ((نشايدها)) را به بازى گرفت و خواسته هاى نفسانى خود را ملاك عمل، قرار داد، به موجودى خطرناك تبديل مى شود. و امروز، ريشه بسيارى از اختلافات خانوادگى و گروهى، چيزى جز بى توجهى به اين ضرورتها نيست.

آنچه اينك، پيش روى شماست، بررسى كوتاهى است كه در راستاى اين مهم انجام شده است.

زن دارى

زن كه يك ركن اساسى زندگى است، در راستاى حقوق و موازينى كه ريشه در فطرت و طبيعت انسان دارد، پس از ازدواج، تحت سرپرستى و حمايت شوهر قرار مى گيرد. او شريك زندگى و انيس مرد مى گردد; وى موجودى ظريف و نيازمند محبت است.

بزرگترين رمز موفقيت زن دارى اظهار علاقه و محبت به اوست. اين ابراز محبت، حتما بايد به طور مستقيم با لفظ و اشاره همراه باشد، چرا كه بر اساس اصول ثابت شده روان شناسى، الفاظ و اشارات، در اين راستا نقش حساس و كارسازى به عهده دارند و بهترين وسيله براى نمايش و انتقال احساسات قلبى انسان هستند. نكته ديگر اينكه رفتار مرد بايد ناقض اين اظهار علاقه نباشد، بلكه كردارش تاييد كننده بيان محبتآميز او باشد. نتيجه چنين ابراز محبتى دلگرمى به زندگى، نشاط هميشگى و وفادارى به شوهر است.

امروزه، بسيارى از بيماريهاى روحى كه گريبانگير زنان شده است، به علت عدم تامين محبت از ناحيه شوهر است، زيرا دخترى كه در خانه پدر از محبت بسيار و بى شائبه پدر و مادر، برخوردار بوده است و اكنون به زندگى مشترك با شوهر روى آورده است، مى خواهد كه شوهرش به تنهايى، تمام آن محبتها را جبران كند. اگر مردى به اين امر مهم توجه نكند و در محيط زندگى، علاقه اش به قنارى، آلبوم عكس، و وسايل سرگرمى خويش، بيش از علاقه مندى به همسرش باشد، چه اثر ناگوارى در روحيه لطيف او خواهد داشت؟ آيا چنين مردى، به دست خود، تخم كينه و اختلاف را در كانون گرم خانواده خويش نگاشته است؟ آيا او فرزندان معصوم خود را به دست خويش به ورطه كمبودها، حقارتها و عقب ماندگيها نكشانده است؟ آيا …

قرآن، علاقه و آرامش بين زن و مرد را از آيات خود دانسته، مى فرمايد:

((و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه انذ فى ذلك لاذيات لقوم يتفكرون))(1)

از نشانه هاى او اينكه براى شما جفتهايى از خودتان آفريد تا با آنها آرامش بگيريد و بين شما دوستى و رحمت قرار داد، همانا در اين امر، نشانه هايى است براى كسانى كه تفكر كنند.

شوهردارى

زن به وسيله قدرتى كه خداوند در وجودش قرار داده، مى تواند از طريق نفوذ در قلب مرد و محبت به او، به زندگى آرامش دهد. او مى تواند بهترين مونس و غمخوار مرد باشد، تا مرد در كنار او آرام گيرد و اندوه و ناگوارى زندگى را از ياد ببرد.

يك زن و به عبارتى يك همسر و نديم خوب، كسى است كه با كلام و با رفتار حساب شده اش، همراه با دلسوزى و عشق، قلب مرد را تسخير و همفكرى و غمخوارى خويش را در عمل، نشان دهد. بهترين و ظريفترين هنر زن اين است كه، بتواند خواسته هاى مشروع همسرش را در نوع رفتار، غذا، لباس، مهماندارى و استراحت به دست آورد و روابطش را با شوهر، بر اساس آن شكل دهد.

در روايات ((خوب شوهردارى كردن)) زن به منزله جهاد در راه خدا تلقى شده و آمده است:

((جهاد المراه حسن التبعل))(2)

پس نتيجه مى گيريم، همسرى كه در روابط زناشويى و صحنه هاى گوناگون زندگى، كردارش را به گونه اى هنرمندانه در راستاى آرامش شوهر و فرزندانش قرار دهد، بسيار باارزش است. تاكيدات فراوانى در اين خصوص در دستورات دينى به چشم مى خورد; از جمله، روايت زير كه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است:

((خير نسائكم، التى اذا نظر اليها زوجها سرته و اسذا امرها، اطاعته و اذا غاب حفظته فى نفسها و ماله))(3)

((بهترين زنان شما آن است كه هنگامى كه شوهرش به او نگاه كند او را خوشحال كند و آن گاه كه به او دستورى دهد اطاعتش كند و هنگامى كه شوهرش نيست از خود و مال و ثروت شوهر مراقبت كند.))

تفاوتهاى زن و مرد

استعدادهاى زن و مرد و نوع حقوق و وظايفى كه نظام خلقت به عهده آنان گذارده، يكسان نيست. علاوه بر تفاوت جسمى كه بين زن و مرد است، در بعد روانى و احساسى نيز شاهد تفاوتهاى قابل توجهى ميان آن دو هستيم. به مواردى از تمايز ياد شده مى توان اشاره نمود:

مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد مى خواهد شخص زن را داشته باشد و زن مى خواهد دل مرد را مسخر كند، و از راه دل بر او مسلط شود. مرد مى خواهد زن را بگيرد و زن مى خواهد او را بگيرد. زن، از مرد شجاعت و دليرى مى خواهد و مرد از زن زيبايى و دلبرى. زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط گردد. شهوت مرد، ابتدايى و تهاجمى است و شهوت زن انفعالى و تحريكى. مرد، دلش مى خواهد هر روز به همان حالت هميشگى، باقى بماند، اما يك زن هميشه مى خواهد موجود تازه اى باشد و هر صبح با قيافه تازه ترى از بستر خويش برخيزد.

بهترين جمله اى كه يك مرد مى تواند به زنش بگويد، اين جمله است:

((عزيزم! تو را دوست دارم.))

زيباترين جمله اى كه يك زن مى تواند به شوهرش بگويد، اين جمله است:

((من به تو افتخار مى كنم))

خوشبختى، براى يك زن يعنى به دست آوردن قلب يك مرد و نگاهدارى او براى تمام عمر.(4)

با اين تفاوتها مى توان فهميد كه زن، موجودى است نيازمند به محبت و دوستى از طرف مرد، و داراى لطافتى كه احتياج به مراقبت و مواظبت همراه با ظرافت دارد.

امير مومنان على عليه السلام به فرزندش ((محمد بن حنفيه)) فرمود:

((فانذ المراه ريحانه و ليست بقهرمانه فدارها على كل حال و احسن الصحبه لها فيصفوا عيشك))(5)

زن يك گل خوشبوست و قهرمان نيست;(6) با او در هر حال و موقعيتى مدارا كن و همنشينى با او را نيكو كن تا اينكه زندگى تو باصفا گردد.

هر گياه خوشبويى را در عربى ((ريحان)) مى گويند. حضرت در بيان فطرت و ساختمان روحى و احساسى زن، مرد را به سازگارى با او ترغيب مى كند. همان گونه كه يك شاخه گل، مراقبت دايمى، لازم دارد و مقدار آب، هوا، نور و موقعيت مكانى در طراوت و شادابى او موثر است، يك زن نيز با مراقبت و همنشينى پسنديده، مادرى خوب و مونسى دلسوز خواهد شد. اگر از لحاظ محبت، اشباع شود خيلى از مشكلات زندگى را تحمل خواهد كرد. بسيارى از مسايل زندگى با دست مرد حل مى شود. اگر مرد، روحيات همسرش را به دست آورد، و بر اساس آن رفتار نموده، زن را از نظر محبت ارضا نمايد، زن مى تواند از آن خانه كوچك، بهشتى باصفا بسازد.

ادامه دارد.
پى ‏نوشت‏ها:

1ـ سوره روم، آيه 20.

2ـ بحارالانوار، ج103، ص245.

3ـ محجه البيضا، ج3، ص90.

4ـ اينها بخشى از تفاوتهايى است كه استاد شهيد مطهرى(قده) در اين زمينه ذكر نموده اند ((نظام حقوق زن در اسلام))، ص176 ـ 190.

5ـ مكارم الاخلاق، ج2، ص251.

6ـ قهرمان، در زبان عرب به كسى كه مامور خريد است و با افراد مختلف، سر و كله مى زند، مى گويند.

منبع :مهرى زينهارى؛ ماهنامه پيام زن ـ شماره 1 ـ فروردين 71