نقش دعا در تحکیم نهاد خانواده از دیدگاه قرآن (۲)

دعای پدر و مادر در حق فرزند

دعای پدر و مادر درباره فرزند از جمله دعاهایی است که در متون اسلامی از اهمیت آن سخن به میان آمده و تصریح شده که حتماً ‌به اجابت می رسد. پیامبر(صل الله علیه و آله) فرموده اند: « ثلاث دعوات مستجابات لاشک فیهن: دعوه الوالد علی ولد و دعوه المسافر و دعوه المظلوم. (الراوندی، ‌قطب الدین، ‌۱۴۰۷ ق: ص۳۰) سه دعا بی تردید به اجابت می رسند که عبارتند از: دعای پدر برای فرزندانش، ‌دعای مسافر و دعای مظلوم.

از همین روی بر اساس آیه (والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین) (الفرقان /۷۴) از جمله صفات مومنان راستین آن است که به تربیت فرزند و خانواده خویش توجه خاص داشته و برای خود در برابر آنها مسوولیت فوق العاده ای قائلند «و آنها پیوسته (از درگاه خدا می خواهند و) می گویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما کسانی قرار ده که مایه روشنی چشم ما گردند، البته منظور از جمله یاد شده آن نیست که تنها در گوشه ای بنشینند و دعا کنند، بلکه دعا دلیل شوق و عشق درونیشان بر این امر است.

در پاره ای روایات (بحرانی، سید هاشم، ‌۱۴۱۶ق: ۱۵۵/۴) آمده که« ان ازواجنا: خدیجه، ‌و ذریاتنا، فاطمه (علیهما السلام)، ‌قره اعین: الحسن و الحسین(علیهما السلام)، و اجعلنا للمتقین اماما: علی بن ابی طالب(علیه السلام)». با توجه به مستجاب بودن یا در معرض اجابت بودن دعای والدین در حق فرزندانشان، ‌در متون اسلامی توصیه شده که پدر ومادر برای فرزندان خود اعم از ذکور و اناث دعای خوب نموده و از دعای بد و نفرین بپرهیزند، ‌چنانچه از آیه (تعاونوا بالبر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان)( المائده/۳) این امر به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است از همین روی به دعاهای خوب پدر و مادر در حق فرزندانشان به شکل زیر اشاره می شود:

۱- دعاء برای اصلاح فرزندان:
در آیات( و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب أوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ماعملوا و نتجاوز عن سیئاتهم فی اصحاب الجنه وعد الصدق الذی کانوا یوعدون):

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می کند، ‌و با ناراحتی بر زمین می گذارد، ‌و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، ‌تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد، ‌و به چهل سالگی وارد گردد، ‌می گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم، و عمل صالحی انجام دهم که از آن خشنود باشی، ‌و فرزندان مرا صالح کن، من به سوی تو بازم می گردم و توبه می کنم، ‌و من از مسلمینم. آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می کنیم، ‌و از گناهانشان می گذریم، و در میان بهشتیان جای دارند، این وعده صدقی است که وعده داده می شدند. (احقاف /۱۵ و ۱۶)

از یک سو به دعای خیر فرزندان نسبت به والدین توصیه شده و از طرفی از پدر و مادر درخواست شده در هنگامی که به سن چهل سالگی یا بلوغ فکری و عقلانی رسیدند، به دعاهای ذیل اقدام کنند (مکارم شیرازی، ‌ناصر، ۱۳۷۴ ش:۳۲۹/۲۱):
الف- توفیق به جا آوردن شکر نعمتی که خداوند به پدر و مادرم ارزانی داشته است. (رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی)
ب- توفیق انجام اعمال صالح برای کسب رضایت خداوند. (و ان اعمل صالحاً‌ ترضاه).
ج- تداوم بخشیدن صلاح و رستگاری در فرزندان و دودمان (و اصلح لی فی ذریتی)
پاره ای روایات اشاره دارند که پس از مرگ انسان، فرزند صالح که برایش دعا کند می تواند برای او مفید باشد، چنانچه رسول خدا(صل الله علیه و آله) فرموده اند:« اذا مات الانسان انقطع عمله عنه الا من ثلاث: علم ینتفع به او صدقه تجری له او ولد صالح یدعوله» (مجلسی، محمد باقر، ۱۴۰۳ ق:۲۳/۲) از آیه اخیر استفاده می شود که دعای خیر و صلاح و توفیق پدر برای فرزندان خویش مستحب است. (سبزواری نجفی، ۱۴۰۶ ق:۴۳۴/۱)

۲- تقاضای نام نیک و زبان خیر به وسیله فرزندان:

در برخی آیات تقاضای خوشنامی و زبان خیر توسط فرزندانی که مایه مباهات و نیک نامی هستند مورد توصیه قرار گرفته است، ‌چنانچه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند درخواست نموده که «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین»(خدایا! برای من نام نیک در امتهای آینده قرار ده) (الشعراء/۸۴)

دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) مستجاب شده، ‌چه آن که همه ادیان، ‌ابراهیم (علیه السلام) را مدح نموده و نبوتش را قبول دارند، ‌و برخی گفته اند: یعنی در میان آخرین امت، ‌فرزند خوبی به من عطا کن که زبان به راستی گشاید و به حق قیام کند، این دعای ابراهیم(علیه السلام) با بعثت پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) که از ذریه اوست به اجابت رسیده است( مترجمان، ‌۱۳۶۰ ش:۳۲/۱۸) و آیه «جعلنا لهم لسان صدق علیا» (مریم /۵۰) به اجابت دعای یاد شده اشاره دارد. از سویی از پیامبر (صل الله علیه و آله) منقول است که فرموده:» انا دعوه ابی ابراهیم من اثر دعای پدرم ابراهیم هستم. (الحاکم النیشابوری، ۱۴۰۶ق:۴۱۸/۲) در تفسیر دیگری (فیض کاشانی، ا۴۱۹ ق: ۲۹۶/۴) منظور از«لسان صدق» علی (علیه السلام) دانسته شده است.

هر چند که دعای یاد شده از حضرت ابراهیم (علیه السلام) به عنوان پدر برای فرزندانش مطرح شده، در عین حال بر مطلوبیت دعای نیک پدران برای فرزندانشان دلالت دارد، ‌از همین روی ابن عربی در ذیل تفسیر آیه مورد بحث گفته (ابن عربی، احکام القرآن، بی تا:۱۴۳۶/۲):« مالک گفته: ایرادی ندارد که آدمی ثنای خوب را برای خود خواسته باشد، ‌و در اعمال صالحان چنین چیزی دیده شود مشروط به آن که قصد قربت از آن مورد نظر باشد، ‌چنین ثنایی ثنای خوب است خداوند فرموده: القیت علیک محبه منی» از همین روی است که برخی از نویسندگان آیات الاحکام اشاره نموده اند که آیه یاد شده دلالت دارد بر این که اکتساب هر چه که موجب نام نیک شود مستحب است(کیاهراسی، ۱۴۰۵ ق:۳۳۴/۴ و ۴۶۰) بدیهی است که فرزند از جمله مواردی است که نام نیک را در پی دارد، ‌از این رو دعای نیک برای فرزندان که موجب نیک نامی والدین شوند مطلوب و پسندیده است.

همچنین لسان صدق به معنای نام نیک مورد تشویق علی (علیه السلام) قرار گرفته، زیرا فرموده اند: ای مردم انسان، ‌هر چند ثروتمند باشد، از اقوام و بستگان خود، بی نیاز نیست که از وی، با دست و زبان دفاع کنند. آنها در واقع، ‌بزرگترین گروهی هستند که از او پشتیبانی می کنند و پریشانی و مشکلات را از میان می برند و به هنگام بروز حوادث سخت، ‌نسبت به او، ‌از همه، مهربان ترند و نام نیکی که خداوند (در سایه نیکوکاری و محبت) به انسان عطا می کند، از ثروتی که به هر حال، برای دیگران به ارث می گذارد بهتر است، (که این، ‌ثروتی است معنوی و ماندگار، و آن جیفه ای مادی و فرار) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۹ ش:۶۲/۲)

آیه الله مکارم شیرازی درباره جملات یاد شده فرموده اند(همان مکارم شیرازی): «لسان، در این گونه موارد، ‌به معنای یادی است که از انسان می شود و هنگامی که آن را به «صدق» اضافه کنیم، ‌معنای نام نیک و ذکر خیر و خاطره خوب در میان مردم را می دهد. بی شک، ‌این، ‌یک مساله تشریفاتی و ساده نیست و آثار زیادی برای فرد و جامعه دارد: نخست این که افتخاری است ماندگار، در حالی که اموال و ثروت های مادی، در همان نسل نخست، ‌تقسیم می شود و در حقیقت، ‌از میان می رود. دیگر این که ذکر خیر و یاد نیک، ‌در مورد انبیا و اولیاء الله، سبب فرستادن درود، و در افراد عادی، ‌موجب طلب آمرزش بندگان خدا می شود و بی شک، همه اینها اثر عمیق معنوی دارد.

سوم اینکه موجب می شود که مردم، از آنها تاثیر نیکو بگیرند و به آنان، ‌اقتدا کنند و ارزش ها، ‌در جامعه، ‌زنده شود و ضد ارزش ها، ‌در جامعه، بمیرد و به مقتضای روایت معروف «من سن سنه حسنه کان له مثل اجر من عمل بها» «هر کس، ‌سنت حسنه ای از خود بگذارد همانند ثواب و پاداش کسانی که به آن عمل می کنند، برای او ثبت می شود.» چهارم این که برای بازماندگان، ‌نسل اندر نسل، مایه آبرو و حیثیت و شخصیت است و بسیاری از افراد عادی را می شناسیم که بسبب ارتباطشان با شخصیت هایی که همه جا ذکر خیر آنها بر زبان ها است، ‌آبرو و حیثیت کسب کرده اند.»

۳- دعا برای فراوانی رزق و روزی فرزندان:

حضرت ابراهیم(علیه السلام)در دعاهای خویش، ‌فراوانی رزق و روزی و امنیت و نمازگزار بودن و دور بودن از بت پرستی و مورد توجه قلبی دیگران واقع شدن و نیز مسلمان بودن را از خداوند برای فرزندان و ذریه خویش درخواست کرده است. با توجه به آیه «وارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الاخر» « البقره/۲۶» که در آن از ایمان به خدا و روز قیامت سخن گفته شده و نیز با توجه به تبعیضی بودن «من» در آیه « و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» « البقره/۱۲۸» «دعاهای یاد شده برای فرزندان و ذریه مومن حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به تعبیر پاره ای روایات » (فیض کاشانی، ۱۴۱۹ق:۱۷۲/۱)، برای اهل بیت (علیهم السلام) صورت گرفته است. دعاهای یاد شده در آیات ذیل به چشم می خورند:
« ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاه فجعل افئده من الناس تهوی الیهم وارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون» (ابراهیم/۳۷) پروردگارا من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در کنار خانه ای که حرم تو است ساکن ساختم تا نماز را بر پای دارند، ‌تو قلبهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزی ده شاید آنان شکر تو را به جای آورند.

«ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الآخر» (البقره/۱۲۶) روزی اهلش را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند، فراوان کن «ربنا و جعلنا مسلیمن لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» ( البقره/۱۲۸) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را هم تسلیم و رضا و پرستش خود گردان. اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام (ابراهیم/۳۵) من و فرزندانم را از پرستش بتان دور دار.

از آیه« قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» (البقره /۱۲۴) استفاده می شود ( موسی همدانی، سید محمد باقر، ۱۳۷۴ش:۳۵۹/۸) که حضرت ابراهیم، رسیدن به مقام امامت را برای فرزندان و ذریه خویش از خدا درخواست کرده و به آن دعا نموده است، خداوند در جوابش فرمود دعایت تنها درباره آن افرادی از ذریه ات مستجاب است که ستمکار نباشند، ‌چون عهد من (امامت) به ستمکارن نمی رسد.

۴- طلب مغفرت و آمرزش پدر برای فرزندان:

بر اساس آیات قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفرلکم ربی انه هوالغفور الرحیم» (یوسف/۹۷ و ۹۸) برادران حضرت یوسف(علیه السلام) که از رفتار گذشته خود نادم و پشیمان شده بودند، از حضرت یعقوب (علیه السلام) خواستند که برای ایشان از خدا طلب مغفرت کند، و حضرت یعقوب فرموده اند که برایتان از خداوند طلب مغفرت خواهم کرد، ‌طبرسی گفته( مترجمان، ۱۳۶۰ ش:۳۵۹/۱۲):« ابن عباس و طاووس گفته اند: علت این که یعقوب در همان حال برای آنها طلب آمرزش نکرد این بود که می خواست در سحر شب جمعه برای آمرزش آنها دعا کند( و آن وقت را برای استجابت دعای خود درباره آنها انتخاب کرد که دعا زودتر باجابت رسد).
و همین معنی از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده. و ابن مسعود و دیگران گفته اند: استغفار گناه آنها را به وقت سحر موکول داشت چون آن وقت به استجابت دعا نزدیکتر است، و در حدیث دیگری نیز از امام صادق علیه السلام همین معنی روایت شده است. و وهب گفته: بیش از بیست سال در هر شب جمعه برای آنها طلب آمرزش کرد. و بعضی گفته اند: بیست سال تمام یعقوب به درگاه خدا می ایستاد و دعا می کرد و آمرزش پسران را از خدا می خواست و فرزندانش نیز پشت سرش بصف میایستادند و آمین میگفتند تا خدا توبه شان را قبول کرد. و روایت شده که جبرئیل علیه السلام دعای زیر را تعلیم یعقوب کرد که برای این منظور بخواند:« یا رجاء المومنین لا تخیب رجائی، و یا غوث المومنین اغثنی و یا عون المومنین اعنی، ‌یا حبیب التوابین تب علی و استجب لهم»

۵- دعاء برای بهبودی فرزندان از بیماری:

بر اساس شأن نزولی که ابن عباس برای آیات« یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا.» (الانسان/۷ و ۸) بیان نموده (جرجانی، ‌۱۴۰۴ ق:۲۴۱ و ۲۴۲ و مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ش:۲۴۴/۲۵ و ۲۴۵)
حسن و حسین(علیه السلام) بیمار شدند پیامبر(صل الله علیه و آله) با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند، ‌و به علی (علیه السلام) فرمودند: ای ابوالحسن! خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی، ‌علی و فاطمه(علیه السلام) و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر حسنین شفا یابند سه روز روزه بگیرند (طبق برخی روایات حسنین (علیه السلام) نیز گفتند ما هم نذر می کنیم روزه بگیریم).

چیزی نگذشت که هر دو شفا یافتند، در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند علی (علیه السلام) سه من جو قرض نمود، ‌و فاطمه(سلام الله علیها) یک سوم آن را آرد کرد، و نان پخت، ‌هنگام افطار سائلی بر در خانه آمد و گفت: السلام علیکم اهل بیت محمد (صل الله علیه و آله). سلام بر شما ای خاندان محمد! مستمندی از مستمندان مسلمین هستم، ‌غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذاهای بهشتی مرحمت کند، ‌آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند، ‌و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتی که غذا را آماده کرده بودند ( همان نان جوین) یتیمی بر در خانه آمد آن روز نیز ایثار کردند و غذای خود را به او دادند ( بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند).

در سومین روز اسیری به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذای خود را به او دادند هنگامی که صبح شد علی (علیه السلام) دست حسن و حسین(علیه السلام) را گرفته بود و خدمت پیامبر (صل الله علیه و آله) آمدند هنگامی که پیامبر(صل الله علیه و آله) آنها را مشاهده کرد دید از شدت گرسنگی می لرزند! فرمود! این حالی را که در شما می بینیم برای من بسیار گران است، ‌سپس برخاست و با آنها حرکت کرد هنگامی که وارد خانه فاطمه (سلام الله علیها) شد دید در محراب عبادت ایستاده، ‌در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده، و چشمهایش به گودی نشسته، پیامبر(صل الله علیه و آله) ناراحت شد. در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت ای محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید، سپس سوره «هل اتی»را بر او خواند( بعضی گفته اند که از آیه «ان الابرار» تا آیه کان سعیکم مشکورا که مجموعا هیجده آیه است در این موقع نازل گشت.)
با توجه به آن که کار پیامبر (صل الله علیه و آله) و دیگر معصومین(علیه السلام) برای ما اسوه و الگو و سرمشق است از آیات مورد بحث می توان مشروعیت و مطلوبیت نذر برای امور راجح از جمله بهبودی فرزندان را نتیجه گرفت و از آنجا که نذر معمولاً‌ با دعا و درخواست امری از خداوند همراه است می توان مطلوبیت دعای والدین برای بهبودی بیماری فرزندان را نیز نتیجه گرفت، بدیهی است که نذر یا دعای مورد بحث می تواند از عوامل ایجاد محبت بین اعضای خانواده و تحکیم پایه های آن باشد.

۶- دعا و درخواست پدر برای آن که خداوند، ‌فرزند او را مرضی خود قرار دهد:

از جمله دعاهایی که در قرآن از زبان پیامبران در حق فرزندانشان شده آن است که از خداوند درخواست شده که فرزند ایشان را مرضی خود قرار دهد، به عبارتی خداوند از فرزند ایشان راضی باشد، ‌چنانچه از زبان زکریا (علیه السلام) گفته شده که: «واجعله رب رضیا» خداوندا او (یحیی) را مرضی و مورد رضا قرار بده. (مریم/۶) بر اساس این آیه و آیات قبل، ‌حضرت زکریا(علیه السلام) از خداوند درخواست فرزندی می کند که مرضی وی باشد (به گونه ای که از قول و عمل او راضی باشی و همیشه مطیع و منقاد فرمان تو باشد) و خداوند، دعای وی مستجاب نموده و یحیی(علیه السلام) را به او عطا می نماید.

حضرت زکریا(علیه السلام) در مورد فرزندش دعا و درخواستی نموده که به نوعی مطلوب بودن دعای پدر برای فرزندش را نتیجه می دهد و نشانگر آن است که انسان باید برای صلاح و خوبی فرزند خود، حتی قبل از انعقاد نطفه، ‌دعا کند و از سویی این دعا در ایجاد محبت و تحکیم بنیاد خانواده موثر است.

نویسنده: دکتر مرتضی رحیمی*

پی نوشت ها :
* عضو هیات علمی دانشگاه شیراز
منبع: فصلنامه قرآنی کوثر شماره ۴۰