پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام کاظم(ع) »

نقش امام کاظم (علیه‌السلام) در تمدن اسلامی (روایات کلامی، فلسفی و فقهی)

اشاره:

 امامان اهل بیت(علیهم‌السلام) معدن علم و دارای مرجعیت علمی و دینی از سوی خداوند داشته اند. اگر راه امامت اهل بیت بسته نمی‌شد، جهان اسلام از علم آنان سیراب شده و باعث پیشرفت مسلمانان در علوم مختلف می گردید. اما متأسفانه موانع زیادی در برابر گسترش علم امامان به وجود آمد. اما در عین حال ائمه (علیهم‌السلام) تا حد امکان در رهنمایی های امت اسلامی کوتاهی نکرده و در تمدن اسلامی نقش اساسی داشته اند که در این نوشته به نقش امام کاظم (علیه‌السلام) در این عرصه اشاره شده است.

دوران امامت امام کاظم (علیه‌السلام) از سال ۱۴۸ هـ. ق تا سال ۱۸۳ هـ.. ق بود(۱) این دوران با خلفای زیر، معاصر بود:

۱. منصور دوانیقی (۱۳۶ق تا ۱۵۸ق)

۲. محمد عباسی (۱۵۸ق تا ۱۶۹ق)

۳. هادی عباسی (۱۶۹ق تا ۱۷۰ق)

۴. هارون الرشید (۱۷۰ق تا ۱۹۳ق)(۲)

علم و دانش امامان (علیهم‌السلام) حاملان مشعل نهضت علمی در جهان اسلام بودند و آنان در اجتماعات اسلامی، نخستین آثار حیات فکری را بنا نهاده و هم بودند که مسلمانان را به مسائل مهمی فرا خواندند، تا زندگی خود را بر پایه اندیشه علمی استوار سازند. کتاب های مختلف پر است از سخنان گهربار ائمه معصومین (علیهم‌السلام) در ترغیب مسلمین به فراگیری علم و دانش.(۳)

دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) کار بی وقفه ای را انجام داد و تلاش زیادی را برای پختگی عقل انسان و پیشبرد نهضت فکری و مقدم داشتن مسلمان ها در میدان های تمدن و دانش، صرف کرد و نسلی شایسته و پیشگام به سمت کارهای نیک و برجسته تربیت نمود و بدین وسیله، رسالت سازندگی گسترده خویش را نسبت به نسل های آینده به خوبی ایفا کرد. به برکت آن مدرسه، درک و فهم اسلامی پخته شد و پرتو معارف، تعلیمات و آداب اسلامی در شرق و غرب عالم، تابیدن گرفت.

پاسدار دانشگاه جعفریهنگامی که جهان اسلام با از دست دادن امام صادق (علیه‌السلام) سوگوار شد، امام کاظم (علیه‌السلام) پس از پدر ارجمندش اداره امور آن دانشگاه بزرگ را ـ که دانش در آنجا اوج گرفته و تا سرزمین های دور را روشن ساخته بود ـ بر عهده گرفت.

از همان نخستین روز پس از وفات پدرش، رهبر و زمامدار آن هیأت بزرگ علمی و نهضت فکری عصر خود شد. دانشمندان از هر سو به آن حضرت روی آورده و اندیشمندان در اطرافش حلقه زدند و از ایشان جدا نمی شدند و نمی خواستند جدا شوند.(۴) این اجتماع و توجه آنها به امام کاظم (علیه‌السلام) تا آنجا بود که هرگاه سخنی می گفت و یا درباره مساله ای فتوایی می داد اقدام به ثبت و ضبط آن می کردند.(۵)

دانشمندان، انواع علوم مختلف را از قبیل حکمت، تفسیر قرآن مجید، کلام و فقه اسلامی با تمام ابوابش و… از آن بزرگوار نقل کرده اند، همان طوری که آداب اجتماعی، نصایح ارزنده و روایاتی در ترغیب بر مهارت و تخصص در علوم مختلف از آن حضرت ذکر کرده اند.

این سلسله از دانشمندن و راویانی که تعدادشان به چهار هزار تن می رسید، همگی از حیث وثاقت و عدالت، یکسان نبودند و در میان آنان تعداد زیادی از منافقان و دروغگویان بودند که هیچ باکی از دروغ گفتن و جعل کردن نداشتند و طوری بودند که حدیث و اخبار از زبان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و اولاد بزرگوارش جعل می کردند تا در مقابل، از حکومت وقت پول بگیرند. حکومتی که با اسلام در ستیز بود و باعث فساد عقاید مسلمان ها می گشت.

گروه دیگری از افراد مجهول الحال وجود داشتند که نه مورد اطمینان بودند و نه کسی از آنان بد می گفت و دسته دیگر، افراد ضعیف الفکر بودند. همان طوری که در میان آن انبوه دانشمندان، شمار زیادی از افراد مورد اطمینان و عادل بودند که از جعل حدیث، برحذر بوده و معروف به راستگویی و امانتداری بودند و فضیلت ضبط احکام اسلامی و نشر فقه اهل بیت (علیهم‌السلام) به آنها مربوط می شود. نظر به وجود این گروه های مختلف در بین راویان آثار پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم‌السلام) است که حدیث و خبر به اعتبار ایشان تقسیم به صحیح. حسن، ضعیف و موثق شده است.

به هرحال بسیاری از اصحاب و شاگردان امام کاظم (علیه‌السلام) نقش مهمی را در تمدن اسلامی و تألیف و تصنیف و نشر فرهنگ اهل بیت (علیهم‌السلام) بر عهده داشته اند، تا آنجا که کتاب خانه های عربی و اسلامی زمان خودشان را از نتایج ارزشمند زحمات خود پر کردند. کاری که خود دلیل بر توان زیاد آن بزرگ مردان، در بالا بردن سطح دانش و استوار کردن پایه های اخلاق و تهذیب افکار می باشد.(۶)

شاخه های علمی روایات امام کاظم (علیه‌السلام)

الف) روایات کلامی (توحید)

۱. از امام کاظم (علیه‌السلام) دو روایت در باب این که «خدا را به آنچه خود توصیف نموده، بستائید و از غیر آن باز ایستید» (از پیش خود چیزی نگوئید)، وارد شده است.(۷)

۲. هشت روایت از آن بزرگوار در باب این که «خدا محدود نیست و نباید به چیزی تشبیه شود» نقل شده است.(۸)

۳. چهار روایت در باب نهی «از قائل شدن به حرکت برای خدا».(۹)

۴. پنج روایت در باب «اراده، تقدیر و مشیت».(۱۰)

۵. سه روایت در باب «علم خدای تبارک و تعالی».(۱۱)

۶. یک روایت در باب «معنی الله».(۱۲)

۷. دو روایت در باب «عدل خدا».(۱۳)

۸. دو روایت در باب صفات خدا.(۱۴)

۹. یک روایت در باب سعادت و شقاوت.(۱۵)

ب) روایات کلامی (نبوت)

۱. شش روایت درباره حضرت نوح (علیه‌السلام) .(۱۶)

۲. دو روایت درباره حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) .(۱۷)

۳. هشت روایت درباره حضرت موسی (علیه‌السلام) .(۱۸)

۴. دو روایت درباره حضرت یوسف (علیه‌السلام) .(۱۹)

۵. دو روایت درباره حضرت ایوب (علیه‌السلام) .(۲۰)

۶. دو روایت درباره حضرت سلیمان (علیه‌السلام) .(۲۱)

۷. یک روایت در رابطه با حضرت زکریا (علیه‌السلام) .(۲۲)

۸. دو روایت درباره حضرت عیسی بن مریم (علیه‌السلام) .(۲۳)

۹. بیست روایت درباره حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) .(۲۴)

ج) روایات کلامی (امامت و ولایت)

۱.یک روایت در باب این که ائمه (علیهم‌السلام) مورد حسد واقع می شوند.(۲۵)
۲.دو روایت در باب این که «قول حق و باطل در رابطه با امامت چیست؟».(۲۶)
۳.دو روایت درباره این که «امام حجت خداست».(۲۷)
۴.یک روایت در باب این که «سلاح پیش امام است».(۲۸)
۵.یک روایت در باب این که «ائمه (علیهم‌السلام) در عدالت و شجاعت، مساویند».(۲۹)
۶.یک روایت در باب این که «امام وجه الله است».(۳۰)
۷.دو روایت در باب این که «امام علم منایا و بلایا را می داند».(۳۱)
۸.یک روایت در باب این که «امام صامت بئر معطله و امام ناطق قصر مشید می باشد».(۳۲)
۹.یک روایت در باب این که ائمه (علیهم‌السلام) حکمای خدا در زمین هستند.(۳۳)
۱۰.هفت روایت در باب ولایت و امامت.(۳۴)
۱۱.شانزده روایت در باب علم امام (علیه‌السلام) .(۳۵)
۱۲.یک روایت در باب خلقت اوصیاء (علیهم‌السلام) .(۳۶)
۱۳.چهار روایت در باب این که ائمه (علیهم‌السلام) ورثه انبیاء هستند.(۳۷)
۱۴.یک روایت در باب این که «هیچ گاه زمین خالی از امام نیست».(۳۸)
۱۵.چهار روایت درباره امام علی (علیه‌السلام) .(۳۹)
۱۶.پنج روایت درباره حضرت فاطمه زهرا(س).(۴۰)
۱۷.چهار روایت درباره حسنین (علیهم‌السلام) .(۴۱)
۱۸.سیزده روایت در بابی با عنوان «جامع فضائل ائمه (علیهم‌السلام) ».(۴۲)
۱۹.سیزده روایت در باب «غیبت امام دوازدهم(عج)».(۴۳)

ب) روایات فقهی و اخلاقی:

روایات فقهی و اخلاقی امام کاظم (علیه‌السلام) بسیار زیاد است، و ما برای رعایت اختصار به نمونه هایی از عناوین آنها بسنده می کنیم:

۱.یک روایت در باب زیارت برادران دینی.(۴۴)
۲.چهار روایت در باب برطرف کردن حاجت برادران دینی.(۴۵)
۳.یک روایت در باب «صدق نیت».(۴۶)
۴.یک روایت در باب عطسه.(۴۷)
۵.یک روایت در کراهت نجوی (در جایی که بیش از دو نفر باشد).(۴۸)
۶.چهار روایت در باب احترام به بزرگترها.(۴۹)
۷.یک روایت در باب نیکی به همسایه ها.(۵۰)
۸.یک روایت در باب «وقار».(۵۱)
۹.سه روایت در باب «دوستی».(۵۲)
۱۰.یک روایت در باب نهی از سوزاندن کاغذهای مکتوب.(۵۳)
۱۱.دو روایت در باب علت وضع زکات (واجب شدن زکات).(۵۴)
۱۲.پانزده روایت درباره طلب روزی.(۵۵)
۱۳.یک روایت درباره دعاء در طلب روزی.(۵۶)
۱۴.سه روایت در باب فضیلت تجارت.(۵۷)
۱۵.چهار روایت درباره اجیر.(۵۸)
۱۶.یک روایت درباره معطّل و بلا استفاده گذاشتن زمین.(۵۹)
۱۷.هشت روایت در باب شرکت و مضاربه.(۶۰)
۱۸.ده روایت در باب رهن.(۶۱)
۱۹.هشت روایت در باب کسب حرام.(۶۲)
۲۰.پنج روایت در باب وضوء قبل از طعام.(۶۳)
۲۱.دو روایت در باب مهمان.(۶۴)
۲۲.هشت روایت در باب خلال دندان ها.(۶۵)
۲۳.چهار روایت در باب هدیه.(۶۶)
۲۴.دو روایت در باب کسب های مکروه.(۶۷)
۲۵.دو روایت در باب عاریه.(۶۸)

همه آن چه که نوشتیم فقط مُبین گوشه ای کوچک از نقش امام کاظم (علیه‌السلام) در پاسداری از اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله) و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی بود.

پی نوشت:

  1. محمدی اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) ، قم، نشر ناصر، چاپ اول، ۱۳۶۹، ص۸۹.
  2. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (علیه‌السلام) ، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش، ص۴۱۳.
  3. شریف قرشی، باقر، تحلیلی از زندگانی امام کاظم (علیه‌السلام) ، ترجمه عطایی، محمد رضا مشهد، کنگره جهانی حضرت رضا (علیه‌السلام) ، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۲۶۷.
  4. همان، ج۲، ص۲۴۷.
  5. قمی، شیخ عباس انوار البهیه، ترجمه محمدی اشتهاردی، محمد قم، نشر ناصر، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش، ص۲۸۹.
  6. تحلیلی از زندگانی امام کاظم (علیه‌السلام) ، همان، ج۲، ص۲۴۷ ـ ۲۴۸.
  7. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، نشر علمیه اسلامیه، بی تا، ج۱، ص۱۳۷.
  8. همان، ج۱، ص۱۰۵ ـ ۱۰۶ و ۱۴۰. شیخ صدوق، التوحید، چاپ اول، ۱۳۸۷ق، ص۷۵ ـ ۹۷ و ۹۹. طبرسی، الاحتجاج، نجف، چاپ اول، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۵۶. شیخ مفید، امالی، نجف، مطبعه الحیدریه، چاپ سوم، ۱۳۸۱ق، ص۱۱۲.
  9. اصول کافی، همان، ج۱، ص۱۲۵. الاحتجاج، همان، ج۲، ص۱۵۶ ـ ۱۵۷.
  10. برقی، المحاسن، تهران، طبع الارموی، چاپ اول، ۱۳۷۰ق، ص۲۴۴. اصول کافی، همان، ج۱، ص۱۰۹ و ۱۵۰. عیاشی، تفسیر عیاشی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۱، ج۱، ص۲۵۸. طوسی، امالی، نجف، چاپ دوم، ۱۳۸۴ق، ج۱، ص۲۴۱.
  11. اصول کافی، همان، ج۱، ص۱۰۷. شیخ صدوق، التوحید، همان، ص۱۳۴ و ۱۳۸.
  12. اصول کافی، همان، ج۱، ص۱۱۵. شیخ صدوق، معانی الاخبار، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۷۹ش، ص۴.
  13. المحاسن، ص۲۸۱. التوحید، ص۹۶. شیخ صدوق، عیون الاخبار، قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، ص۱۳۸.
  14. التوحید، ص۱۴۱ و ۱۴۷.
  15. التوحید، ص۳۵۶.
  16. اصول کافی، ج۲، ص۱۴۲ و ج۴، ص۲۱۲. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۵۰. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه و المکتبه الاسلامیه، بی تا، ج۱۱، ص۳۴۲.
  17. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۳۲ و ۲۴۷.
  18. شیخ صدوق، الخصال، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۸۹ق، ص۲۰۵. شیخ صدوق، علل الشرایع، قم، چاپ اول، ج۲، ص۸ و ج۱، ص۶۴. بحارالانوار، ج۱۳، ص۱۳۲ و ۱۳۵ و ۲۶۶ و جلد ۱۴، ص۲۹۳.
  19. علل الشرایع، ج۱، ص۲۸۰. تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۹۷.
  20. علل الشرایع، ج۱، ص۷۲.
  21. اصول کافی، ج۸، ص۲۴۶.
  22. اصول کافی، ج۲، ص۶۶۵.
  23. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۵۱.
  24. المحاسن، ص۲۳۵. اصول کافی، ج۱، ص۲۲۶. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۰ق، ص۴۷. اصول کافی، ج۱، ص۲۸۱. بحارالانوار، ج۱۹، ص۱۸۵ و ۱۸۶ و ج۲۲، ص۴۷۶ و ۴۷۹ و ۴۸۱ و ۴۸۲ و ۴۸۴ و ۴۸۷ و ۴۸۸ و ۴۸۹ و ۴۹۰ و ۴۹۲ و ۴۹۴.
  25. اصول کافی، ج۱، ص۲۰۶.
  26. اصول کافی، ج۱، ص۳۵۱ ـ ۳۵۲.
  27. اصول کافی، ج۱، ص۱۷۹.
  28. اصول کافی، ج۱، ص۲۳۵. بصائر الدرجات، ص۱۸۱.
  29. اصول کافی، ج۱، ص۲۷۵.
  30. بصائر الدرجات، ص۶۶.
  31. بصائر الدرجات، ص۲۶۵.
  32. اصول کافی، ج۱، ص۴۲۷. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، تهران، چاپ اول، ۱۳۱۷ش، ج۱، ص۵۷۰.
  33. بصائر الدرجات، ص۱۹۸.
  34. اصول کافی، ج۱، ص۴۳۷. حمیری، قرب الاسناد، قم، بی تا، ص۱۴۲. علل الشرایع و الاحکام، ج۲، ص۲۸۹. شیخ صدوق، عقاب الاعمال، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۹۱ق، ص۲۴۸. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۹۰ق، ص۲۲۰ ـ ۴۱۳. شیخ مفید، الاختصاص، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۸۹ق، ص۲۶۸ و ۲۶۹.
  35. بصائر الدرجات، ص۴۴، ۱۲۶، ۱۴۷، ۲۵۰، ۲۸۸، ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۱۹، ۳۹۳، ۴۴۳، ۵۱۲، ۵۳۸. اصول کافی، ج۱، ص۲۶۴. کشی، رجال کشی، نجف، مکتبه الآداب، بی تا، ص۲۵۲.
  36. بصائر الدرجات، ص۱۷.
  37. بصائر الدرجات، ص۴۷، ۱۱۴، ۱۳۶. شیخ مفید، امالی، ص۲۳.
  38. بصائر الدرجات، ص۴۸۸.
  39. اصول کافی، ج۱، ص۴۱۲. علل الشرایع و الاحکام، ج۱، ص۱۴۰ و ۱۴۹. بصائر الدرجات، ص۵۰۶.
  40. اصول کافی، ج۱، ص۴۵۸ و ۴۶۰. علل الشرایع و الاحکام، ج۱، ص۱۷۰. الخصال، ص۶۴۰. و بصائر الدرجات، ص۱۵۴.
  41. ابن قولویه، کامل الزیارات، نجف، طبع العلامه الامینی، چاپ اول، ۱۳۵۶ق، ص۵۳. فتال نیشابوری، روضه الواعظین، تهران. چاپ اول، ۱۳۳۰ش، ص۱۶۶. بحارالانوار، ج۸۰، ص۲۲۴.
  42. قرب الاسناد، ص۱۳۲ و ۱۴۲. اصول کافی، ج۱، ص۳۹۴ و ج۸، ص۱۵۲ و ۱۶۲. الخصال، ص۱۲۳. الاختصاص، ص۱۸ و ۹۰. بصائر الدرجات، ص۵۸ و ۹۵. بحارالانوار، ج۶۹، ص۴۰۳ و ج۳۶، ص۳۲۱.
  43. شیخ صدوق، عیون الاخبار، قم، چاپ اول، ۱۳۷۷، ج۲، ص۱۳۱. علل الشرایع، ج۱، ص۲۳۳. اصول کافی، ج۱، ص۳۳۶. نعمانی، الغیبه، مکتبه الصدوق، ص۲۰۸ و ص۱۵۴. الخصال، ص۱۶۹. کمال الدین و تمام النعمه، ص۳۶۰ و ۳۶۱ و ۳۶۸. مسعودی، اثبات الوصیه، نجف، چاپ اول، ۱۳۷۴ق، ص۲۶۰.
  44. اصول کافی، ج۲، ص ۱۸۸.
  45. اصول کافی، ج۲، ص۶۵۴.
  46. اصول کافی، ج۲، ص۶۵۲.
  47. اصول کافی، ج۲، ص۶۵۴.
  48. اصول کافی، ج۲، ص۶۶۰.
  49. بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۳۷.
  50. اصول کافی، ج۲، ص۶۶۷.
  51. اصول کافی، ج۲، ص۶۷۲.
  52. اصول کافی، ج۲، ص۶۴۳. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۹۱ق، ص۲۱۵. رجال کشی، ص۴۰۳.
  53. اصول کافی، ج۲، ص۶۷۳ و ۶۷۴.
  54. المحاسن، ص۳۱۹.
  55. قرب الاسناد، ص۱۴۶. اصول کافی، ج۵، ص۳۰۵، ۳۰۷، ۳۰۹، ۳۱۸. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، مکتبه الصدوق، چاپ اول، ۱۳۹۲ق، ج۳، ص۱۶۵ و ۱۸۲. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۸۴، ۳۷۷. بحارالانوار، ج۷۲، ص۶۷ و ج۱۰۳، ص۸۶.
  56. اصول کافی، ج۵، ص۳۱۵.
  57. قرب الاسناد، ص۱۳۱. اصول کافی، ج۵، ص۱۴۹. تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳. من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۸۷.
  58. اصول کافی، ج۵، ص۲۸۷. بحارالانوئار، ج۱۰۳ؤ ص۱۷۰ و ۱۷۴.
  59. اصول کافی، ج۵، ص۲۹۷. تهذیب الاحکام، ج۷، ص۲۳۳.
  60. اصول کافی، ج۵، ص۲۹۵. تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۸۸. شیخ طوسی، الاستبصار، نجف، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۵ق، ج۳، ص۱۲۶ و ۱۲۷.
  61. اصول کافی، ج۵، ص۲۳۳. من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۰۶، ۳۰۹، ۳۱۰، ۳۱۱، ۳۱۲. تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۶۸، ۱۷۲، ۱۷۸. بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۵۹.
  62. قرب الاسناد، ص۱۲۵. اصول کافی، ج۵، ص۱۲۰، ۱۲۴. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۰. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۲۱. بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۵۸.
  63. المحاسن، ص۴۲۴ ـ ۴۲۸. اصول کافی، ج۶، ص۲۹۱ ـ ۲۹۸.
  64. اصول کافی، ج۶، ص۲۸۴. مکارم الاخلاق، ص۱۷۰.
  65. المحاسن، ص۵۵۸ ـ ۵۶۴. اصول کافی، ج۶، ص۳۷۶ ـ ۳۷۷.
  66. اصول کافی، ج۵، ص۱۰۳ و ۱۴۲. بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۸۱.
  67. تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۶۲. معانی الاخبار، ص۱۵۱.
  68. اصول کافی، ج۵، ص۲۳۹. تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۸۳.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه