فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

 نقد نظر مستشرقین در خصوص تدوین و تألیف در صدر اسلام     

اشاره:

غالبا مستشرقین و اتباع و اذنابشان مدعى مى شوند که در صدر اسلام یعنى در زمان خلفاى راشدین تدوین و تألیف کتاب رایج نبود بلکه ممنوع بود و حتى جمله هایى از رسول خدا روایت مى شد مبنى بر منع از کتابت و تألیف، ولى تدریجا که اسلام توسعه یافت تألیف و تدوین رایج گشت و احادیثى مبنى بر توصیه و تشویق تألیف و تصنیف از پیامبر اکرم روایت کردند.

نظر جرجى زیدان در خصوص عدم تألیف در صدر اسلام:

جرجى زیدان مى گوید:خلفاى راشدین از شهرى شدن عربها بیم داشتند، از آن رو که به عقیده آنان پس از شهرى شدن، نشاط و سادگى آنان باقى نخواهد ماند و لهذا عربها را از تدوین و تألیف کتب باز مى داشتند….. اما کم کم اسلام انتشار یافت و ممالک اسلامى وسیع شد و صحابه در اطراف متفرق گشتند و فتنه و آشوب برخاست و آراء و عقاید، مختلف گشت و مراجعه و استفتا فزونى یافت.

ناچار مسلمانان به تدوین حدیث و فقه و علوم قرآن پرداختند و به استدلال و اجتهاد و استنباط تمسک جستند… و از آنرو نه تنها کتابت را مکروه نشمردند، بلکه آن را مستحب دانستند زیرا به احادیث انس بن مالک که از پیغمبر روایت کرد رجوع نمودند (تاریخ تمدن اسلام، جلد ۳، ترجمه فارسى، صفحه ۷۵).

آنچه جرجى زیدان به خلفاى راشدین نسبت مى دهد دروغ محض است، نه مسأله شهرى شدن مطرح بوده است و نه مسأله منع از تدوین و تألیف که جرجى زیدان فرع بر آن دانسته است. مسأله اى که بوده است و جرجى زیدان و دیگران به آن شاخ و برگ داده اند. یکى ممنوعیت صحابه پیغمبر از خروج از مدینه و توطن در نقطه دیگر است و دیگر منع از کتابت احادیث نبوى است ، و این هر دو مربوط است به خلیفه دوم نه به همه خلفاى باصطلاح راشدین.

چنانکه مى دانیم در قدیمترین کتب تاریخ اسلامى اختلاف نظر على علیه السلام و بعضى دیگر از صحابه از یک طرف و عمر و بعضى صحابه دیگر از طرف دیگر در مسأله کتابت حدیث ذکر شده است و ما بعدا درباره این موضوع سخن خواهیم گفت. خود مسأله خروج از مدینه و توطن در نقطه دیگر چنانکه مى دانیم وسیله على علیه السلام که کوفه را دارالخلافه قرار داد و برخى صحابه دیگر نقض شد. علیهذا سخن جرجى زیدان ” اصلا ” و ” فرعا ” بى اساس است.

نظر ادوارد براون در خصوص عدم تدوین کتابت در صدر اسلام:

ادوارد براون نیز مدعى است که در قرن اول هجرى با اینکه شور علمى مسلمانان فوق العاده زیاد بود، کتابى تدوین نشد، کلیه معلومات سینه به سینه و نسل به نسل شفاها منتقل مى گشت و قرآن کریم تقریبا تنها اثرى بود که به نثر عربى باقى بود.

مى گوید: کسب علم (در قرن اول هجرى) فقط به وسیله مسافرت میسر مى شد و سفرهایى که در طلب علم مى کردند و در وهله اول به مقتضاى اوضاع و احوال، هر سفر جهات موجبه اى داشت لکن به تدریج سفر رسم شد و سرانجام تقریبا به یک نوع جنون مبدل گردید و احادیثى از قبیل حدیث ذیل مؤید سفرهاى علمى شد: پیغمبر فرمود هر که راهى را در طلب علم طى کند خدا او را به راهى که به بهشت منتهى مى گردد مى برد…

مکحول اصلا بنده اى بود در مصر که چون آزاد گشت حاضر نشد از آن مملکت خارج شود مگر وقتى که جمیع علوم متداول در مصر را کسب نمود و پس از آنکه به این کار توفیق یافت به حجاز و عراق و شام رفت تا حدیث معتبرى درباره تقسیم غنائم به دست آورد (تاریخ ادبیات، جلد اول، ترجمه فارسى، صفحه ۳۹۶ – ۳۹۷)…

ولى این نظر بى اساس است. از مطالعه دقیقتر در آثار صدر اسلام معلوم مى گردد که کتابت و یادداشت از زمان پیغمبر اکرم معمول شد و ادامه یافت ، مدارک فراوان براى اثبات این مدعا وجود دارد. در پاورقى ترجمه فارسى جلد اول تاریخ ادبیات براون. قسمتى از کتاب ” مصنفات الشیعه الامامیه فى العلوم الاسلامیه ” تألیف علامه فقید شیخ الاسلام زنجانى بر رد نظریه امثال براون نقل کرده و خلاف آن را اثبات کرده است (رجوع شود به جلد اول تاریخ و ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ، (پاورقى) صفحات ۳۹۲ – ۳۹۶).

همچنین علامه جلیل، مرحوم آیهالله سیدحسن صدر على الله مقامه در کتاب بسیار نفیس ” تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام ” کذب و بطلان این نظریه را اثبات کرده اند.

منابع :

۱-خدمات متقابل ایران و اسلام،مرتضى مطهرى صفحه ۳۹۳-۳۹۱

۲-سایت کتابخانه طهور