شیعه شناسی » فروع دین » روزه »

نقدی بر مقاله «اندر مضرات روزه» (۱)

روزه از منظر دین اسلام

چکیده

نوشتار حاضر نقدی است بر مقاله «اندر مضرات روزه». در مقاله مزبور با برداشتی نادرست از روزه اسلامی، این دستور الهی به عنوان حکمی غیر مفید، بلکه مُضر به حال فرد و جامعه معرفی شده است. در پاسخ گویی به مقاله مذکور، در نوشتار حاضر با مراجعه به منابع دینی اسلام و با روشی عقلایی روزه را آن گونه که در اسلام پذیرفته و تاکید شده است به تصویر می کشیم.

 

مقدّمه

عبادت در شکل ها و با مراسم مختلف همواره در طول تاریخ زندگانی بشر، قرین انسان بوده است. از انسان ابتدائی که برای فرونشاندن خشم خدایانِ خود صورت هایی از عبادت را انجام می داد (مانند: قربانی) گرفته تا پیروان ادیان آسمانی (یهودیت، مسیحیّت و اسلام) همه و همه عبادت را وظیفه ای مهم برای خود به حساب می آوردند.

از جمله عبادات مهمّی که مورد توجه آئین های الهی و غیر الهی بوده، روزه است که با نام های گوناگون از آن یاد شده و با شکل های مختلف صورت پذیرفته است. در این میان مسلّم این است که روزه متداول در دین اسلام همانند خود این دین، کامل و بی نقص است و نتایج مثبت فردی و اجتماعی بسیاری داشته و دارد؛ امّا برخی همچون نویسنده مقاله «اندر مضرّات روزه»، تمام نتایج و پیامدهای مثبت روزه داری را نادیده گرفته و آن را سراسر ضرر و زیان برای زندگی فردی و اجتماعی انسان قلمداد نموده و با دستاویز قراردادن علم تجربی سعی در تضعیف این عبادت نموده است.

در پاسخ به ادعاهای واهی نویسنده مقاله مذکور، پاسخ خود را در دو بخش سامان داده ایم. در نوشتار حاضر که بخش اول را تشکیل می دهد مقارن با بیان برخی از شبهات مقاله، سعی بر آن است که به معرفی روزه اسلامی آن گونه که در منابع معتبر آمده است پرداخته شود.

نگاهی تطبیقی به روزه اسلامی و رژیم غذایی

نویسنده قبل از هر چیز، پرهیز از خوردن و آشامیدن در شرایط معین و در رابطه با خوردنی ها و نوشیدنی هایی مشخص (همچون غذاهای دارای کلسترول و مواد قندی مضر) را مفید و مورد توصیه پزشکان معرفی می نماید و آن را وزنه متقابلی علیه افراط در تغذیه می داند و در ادامه تذکر می دهد که البته اگر فرد به صورت منظم تغذیه کند و خوردنی ها و آشامیدنی هایش متعادل و شامل مواد ضروری باشد چنین فردی به رژیم غذایی یا پرهیز نیازی ندارد. آنگاه در فرق گذاری میان روزه داری و رژیم غذایی، پرهیز غذایی را امری فردی و داوطلبانه می داند که سلامتی جسمی، ذهنی و روانی فرد در آن مد نظر قرار می گیرد و فقط شامل برخی از مواد خوراکی و نوشیدنی های مضر است در حالی که روزه، جنبه مذهبی، اجتماعی و سیاسی دارد و فرد روزه دار مجبور می شود تا به طور کلی از خوردن و آشامیدن همه چیز برای مدتی معین سر باز زند هرچند عوارض ناگوار پزشکی برای او در بر داشته باشد.

همان طور که از عبارات بالا به دست می آید روزه از منظر نویسنده مورد نظر در حد یک پرهیز غذایی تنزل یافته است؛ آن هم یک رژیم غذایی نامناسب و جابرانه. این ترسیم از روزه (با توجه به تعریفی که در اسلام دارد)، ناشی از بی اطلاعی (یا غرض ورزی) نویسنده است که متاسفانه با تعصب در مخالفت با اسلام، عجین شده است. حقیقت این است که روزه اسلامی در کنار اهمیت دادن به جنبه های جسمی روزه داری، ارزشی افزونتر به سلامت روحی و بُعد تربیتی فرد و جامعه روزه دار داده است. قرآن تقوا و پرهیزکاری را ثمره روزه  معرفی نموده است:

«اى افرادى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.»[۱]

و امام رضا(ع) در حدیثی به اثرات تربیتی این تکلیف الهی برای فرد اشاره کرده، می فرماید:

«مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن، فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.»[۲]

امام صادق(ع) نیز درباره نقش این عبادت در حیات اجتماعی فرموده است:

«خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار [غنى و فقیر] مساوى گردند.»[۳]

طبق آموزه های دینی، روزه واقعی تنها با اجتناب از خوردن و آشامیدن حاصل نمی شود و همگام با این پرهیز غذایی بایست از رفتار و گفتار حرام خودداری نمود:

«آن گاه که روزه مى گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند [یعنى از گناهان پرهیز کنند].»[۴]

پس اینکه روزه داری را با رژیم غذایی مقایسه نماییم برخاسته از جزئی نگری در احکام اسلامی است. بعلاوه همان طور که نمی توان هرگونه رژیم غذایی را مناسب دانست نیز هرگونه روزه را نمی توان مضر به حال انسان معرفی نمود. روزه اسلامی با در نظر گرفتن توانایی افراد جامعه صادر شده است و همگام با هدف قرار دادن رشد فردی و اجتماعی انسان، از افراط و تفریط در این زمینه خودداری کرده است. در این راستا تنها به واجب کردن روزه در یک ماه از ماه های دوازده گانه بسنده شده و افرادی که توانایی عمل به این واجب الهی را در این مقطع زمانی ندارند موظف به اعمالی شده اند که در توان ایشان می گنجد[۵] و به این وسیله هم از ضررهای پرهیز غذایی مصون می مانند و هم از برنامه کمال بخش الهی (که هدف از صدور احکام شرعی است) عقب نمی مانند. با این بیان روشن می شود ادعای نویسنده مبنی بر اینکه «فرد روزه دار مجبور می شود تا به طور کلی از خوردن و آشامیدن همه چیز برای مدتی معین سر باز زند هرچند عوارض ناگوار پزشکی برای او در بر داشته باشد» ادعایی بی دلیل و نادرست است.

روزه در اسلام و دیگر ادیان

نویسنده مقاله مورد نقد، قایل است روزه بدواً ریشه در شرایط مادی و تولیدی زندگی انسان ها داشته و سپس به حوزه ادیان راه یافته است. تاریخ این عمل که بخشی از ریاضت کشی دینی است را با تاریخ اسطوره و دین عجین می داند که دامنه ای گسترده از قبایل بدوی تا انسان های امروزی را در بر می گیرد. در ادامه وی به شرح آداب روزه داری قبایل بدوی و ادیان غربی و شرقی می پردازد که از آن میان، مطالب ذیل قابل توجه است: هدف قبایل بدوی از روزه داری معمولا آرام کردن یک یا چند خدای خشمگین یا زنده کردن خدایی بوده است که در فصل قبل، مرده می پنداشتند. از دیدگاه بودائیان تبّت، روزه باید منجر به شرایط بی حرکتی شود که نمادی است از مرگ یا حالت قبل از تولد. روحانیون هندو (سادوها) به بهانه های مختلف روزه می گیرند و بدین وسیله برای خود کسب اعتبار می کنند. در بین پیروان ادیان غربی تنها زرتشتیان هستند که روزه را حرام می دانند. با توجه به کتاب مقدس (اعم از عهد عتیق و جدید) روزه دارانی را می بینیم که گاه برای نشان دادن فاجعه ای دینی و گاه صرفا به خاطر رضای خدا روزه می گرفتند. عرفی شدن جوامع غربی و ضرورت های جامعه مدرن، کلیسا را مجبور ساخت تا روزه را که زمانی واجب دانسته می شد داوطلبانه و به انتخاب فرد قلمداد کنند. و اما اسلام، روزه را که رسمی پیشین در شبه جزیره عربستان بوده را از ادیان دیگر به خصوص یهودیت و مسیحیت به عاریت گرفته است. نویسنده با بیان ترجمه ای از آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵ سوره بقره قرآن، برداشت خود را چنین بیان می کند: در اینجا خدا به مثابه یک ارباب مقتدر برده دار و یک جبار یکه تاز شرقی قد علم کرده است و از بردگان خود می خواهد که گرسنه و تشنه بمانند تا به بزرگی او پی ببرند و از او به خاطر نعمت هایی که به آنان نداده است سپاس گزار باشند.

شگفتا از نویسنده که آیات قرآنی مذکور را تصویرگر خدایی دهشتناک دانسته است. از اشتباهات فاحش وی در ترجمه این آیات که بگذریم[۶] جای این پرسش است که آیا یک ارباب مقتدر برده دار – آن گونه که وی به تصویر کشیده – اهمیتی به خیر و نفع بردگان خود می دهد؟ آیا راحتی و ناراحتی ایشان برای او اهمیتی دارد؟ آیا عمل نکردن به اوامرش را تنها به دلیل «در سفر بودن» بر می تابد؟ آیا برای رسیدن به مقاصد خود طاقت و سلامت بردگانش را مد نظر قرار می دهد؟

به راستی نویسنده مزبور دچار قضاوتی ناعادلانه شده است؛ آنجا که چشم حقیقت بین خود را [البته اگر دارا باشد] بر نعمت های گوناگون خدا می بندد و او را مستحق سپاس گزاری نمی داند. وی روزه اسلامی را عاریت گرفته از یهودیت و مسیحیت معرفی می کند و سعی دارد با این سخن چهره ای غیر وحیانی و تقلیدی (نه شکوفا) از اسلام ارائه دهد غافل از آن که اسلام نیز بسان دیگر ادیان توحیدی از ناحیه خدا و همگی در سدد بیان راه تکامل و سعادت انسان هستند. اسلام، تکمیل کننده ادیان توحیدی سابق است و هر حکمی که در آنها و در مسیر کمال بشری قرار داشته، باقی و آنچه یا زمانش به سر آمده و یا توسط تحریف گران وارد شده است کنار گذاشته می شود.

ملاحظه آثار فردی و اجتماعی روزه که پیش از این اشاره ای بدان داشتیم می تواند در پاسخ به این سوال که چگونه روزه ، ارمغان خیر برای انسان دارد، راهگشا باشد. نیز این سخن نویسنده که «روزه بدواً ریشه در شرایط مادی و تولیدی زندگی انسان ها داشته و سپس به حوزه ادیان راه یافته است» هم مدعایی است بی دلیل و هم در تعارض با سخن دیگر او که « تاریخ روزه که بخشی از ریاضت کشی دینی است با تاریخ اسطوره و دین عجین است» و همچنین این گفته او که «هدف قبایل بدوی از روزه داری معمولا آرام کردن یک یا چند خدای خشمگین یا زنده کردن خدایی مرده بوده است».

روزه اسلامی نه برای آرام کردن یا زنده نمودن خدا است، نه انسان را تا مرز مرگ می کشاند و نه اجازه اعتبار طلبی به روزه داران می دهد بلکه عبادتی است به نفع زندگی فردی و اجتماعی بندگان که نیت تقرب به خدا (نه اعتبار طلبی) و تناسب با توانایی های افراد شرطی اساسی در آن است و حکمی است الهی که تحولات اجتماعی نمی تواند در آن کم و کاستی ایجاد  کند.

توجه به این نکته نیز بجاست که نویسنده طبق چه معیاری ادیان را به شرقی و غربی تقسیم می کند و زرتشتیان را از پیروان ادیان غربی نامیده و مدعی می شود که روزه را حرام می دانند در حالی که در دین زرتشت نیز نوعی از روزه (خودداری از خوردن گوشت در ایّامی خاص) وجود دارد؟[۷]

گونه شناسی روزه اسلامی

نویسنده در بخشی از مقاله خود به معرفی انواع روزه اسلامی می پردازد و آنها را چنین می شمرد:

۱٫روزه با پرهیز از خوردن و آشامیدن از طلوع تا غروب آفتاب؛

  1. روزه عزلت که فرد روزه دار باید به مدت بیست و چهار ساعت به خوردنی و آشامیدنی لب نزند؛

۳٫روزه گنجشکی که توسط فرزندان مسلمان با تشویق پدران و مادران خود به منظور عادت کردن به روزه گیری به مدت نصف روز انجام می گیرد؛

۴٫روزه جنسی که با سر باز زدن از ازدواج و روابط جنسی انجام می پذیرد و در تاریخ صوفی گری جهان اسلام دارای سابقه است؛

۵٫چله نشینی که یکی از مشکل ترین و در عین حال، خِرَد ستیزانه ترین نوع روزه است. نوعی ریاضت کشی همه جانبه که اهدافی همچون تزکیه نفس، توبه، دور کردن شیطان و نزدیکی به خدا را دنبال می کند و با آدابی خاص همچون اسکانی چهل روزه در محلی خلوت با کشیدن خطی به دور خود و با اجتناب از خوردن و آشامیدن و قضای حاجت و سخن گفتن و خارج شدن از آن دایره، همراه با ختم قرآن انجام می گیرد.

علمای اسلام با توجه به آیات و روایات معتبری که پیرامون روزه داری و آداب آن در دست است، روزه را متشکل از دو سطح ظاهری و باطنی و شامل چهار درجه ی وجوب، استحباب، کراهت و حرمت، می دانند. روزه در سطح ظاهری آن با پرهیز از خوردن، آشامیدن، روابط جنسی و… در فاصله زمانی طلوع خورشید (فجر صادق) و غروب آن انجام می گیرد و کسانی موظف به انجام این فریضه هستند که موانعی همچون: عدم عقل، عدم بلوغ، عدم سلامتی و… در انجام آن نداشته باشند.[۸] چنانچه مسلمانی روزه را آن گونه که در رساله های عملیه مشخص شده است انجام دهد، از عهده این سطح از روزه بر آمده، به تکلیف خود عمل کرده است. اما روزه در سطح باطنی اش شرایط دیگری علاوه بر آنچه بیان شد را داراست؛ مانند اینکه انسان روزه دار، زبان، گوش و چشم خود را از ارتکاب حرام باز دارد و بجای سخن گفتن های غیر ضروری و گاه گناه آلود به ذکر خدا مشغول باشد. این سطح از روزه که آن را سطح باطنی نام دادیم صرفا با ترک محرمات و انجام واجبات دینی و حتی المقدور با دوری از اعمال مکروه و تاکید بر انجام مستحبات آن گونه که در آیات قرآنی و روایات معتبر اسلامی آمده است انجام می پذیرد و آدابی همچون پرهیز بیست و چهار ساعته از خوردن و آشامیدن، دوری از مردم، در میان حلقه ای تنگ نشستن و … را ندارد.

درجات چهارگانه روزه را نیز می توان در مثال های ذیل به تصویر کشید:

الف) روزه واجب؛ مانند: روزه ماه رمضان؛

ب) روزه مستحب؛ مانند: روزه در ماه ذى الحجه (از روز اول تا روز نهم)؛

ج) روزه مکروه؛ مانند: روزه استحبابى میهمان بدون اجازه میزبان؛

د) روزه حرام؛ مانند: روزه از سخن گفتن (روزه سکوت) به این معنا که نیت کند بعنوان روزه، یک  روز و یا بعضى از آن را سخن نگوید.[۹]

با دقت در آنچه بیان شد و با مراجعه ای کوتاه به منابع دینی اسلام روشن می شود که نویسنده در بیان انواع روزه اسلامی میان روزه مورد تایید اسلام و درجات آن و آنچه برخی از (به اصطلاح) پیروان اسلام انجام داده اند و گاه در تنافی با آموزه های اسلام است، جمعی نابجا کرده است. آنچه وی روزه عزلت، روزه جنسی و روزه چله نشینی نامیده، در میان انواع روزه های اسلامی نمی گنجد و تنها اعمال عده ای معدود از دینداران است که گاه دچار افراط و تفریط در عمل به مستحبات و گاه دچار تحریف آموزه های اسلامی شده اند. روزه ای که با عنوان روزه گنجشکی (یا کله گنجشکی) از آن یاد شده نیز جزو روزه های دینی نیست بلکه برنامه ای تربیتی از ناحیه دینداران برای آموزش روزه داری و ایجاد آمادگی در فرزندان است. اینجاست که باید به نویسنده مزبور گوشزد نمود که تمام آنچه دینداران می کنند را نباید به دین نسبت داد.

سخنی کوتاه در زهد اسلامی

به اعتقاد نویسنده مقاله مورد نظر، دیدگاه مذهبی و زاهدانه اسلامی، پرهیز و امتناع از هر چیز زیبا و انسانی را نشان پارسایی و تقوا می داند به طوری که دامنه اش از خوردن و آشامیدن و سخن گفتن فراتر می رود و لباس، پوشاک، وسایل زندگی، روابط و حتی غرور انسانی را نیز در بر می گیرد.

به نظر می رسد اینجا نیز نویسنده دچار دو اشتباه فاحش شده است: اول اینکه میان اعمال عده ای از پیروان اسلام که گاه با افراط همراه است و آموزه های ناب اسلامی خلط کرده است و دوم اینکه در فهم آموزه های دینی و بیان آنها دچار جزئی نگری شده است.

طبق آموزه های اسلامی، زهد و اعمال مذهبی به هیچ روی از هر چیز زیبا و انسانی ممانعت نمی کند. قرآن پیروان خود را دعوت می کند تا در عالی ترین حالت انسانی یعنی خضوع در برابر خالق جهان، خود را مزین نمایند و در عین حال آنها را از اسراف در این زمینه و دیگر امور انسانی بر حذر می دارد:

«اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و (از نعمتهاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى دارد!»[۱۰]

و در ادامه می گوید:

«بگو: چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزی هاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: این ها در زندگى دنیا، براى کسانى است که ایمان آورده اند؛ [اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى] در قیامت، خالص [براى مؤمنان] خواهد بود.»[۱۱]

در روایات نیز چنین آمده است که:

«آشکار کردن نعمت در پیشگاه خدا محبوب تر از نگهداری آن است، پس با بهترین و زیباترین شکل، ظاهرت را آراسته کن.»[۱۲]

با توجه به آنچه بیان شد روشن است که اسلام با زیبایی و زندگی در خور و آبرومندانه مخالف نیست بلکه از افراط و زیاده روی و دلبستگی به دارایی های دنیوی نهی می کند.[۱۳] طبق سیاست اعتدالی اسلام هر چند زهد و پرهیزگاری با رعایت مراتب آن، اصلی اساسی برای طالبان کمال است[۱۴] اما عدم توجه به معیارهای اسلامی و توانایی های شخصی در این راه، بسیار مضر و ویرانگر است و از این رو روایات اسلامی افراط و تفریط در این زمینه را منع کرده اند؛ به عنوان مثال: دسته ای از زنان مسلمان به محضر رسول خدا(ص) رسیدند و از همسران خود شکایت کردند. یکی گفت: شوهر من گوشت نمی خورد؛ دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می ورزد؛ و نفر دیگر گفت: شوهرم از بستر من دوری می کند. رسول اکرم(ص) پس از شنیدن سخنان آنها با ناراحتی از خانه به مسجد رفت و خطاب به مسلمانانی که در محضرش بودند فرمود:

«چه می شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده اند! همانا من خودم، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از همسرم بهره می گیرم. هر کس از روش من اعراض و دوری کند از من نیست.»[۱۵]

به علاوه، عزت نفس (نه غرور) انسانی نیز در اسلام نه تنها مطرود نیست بلکه از ویژگی های مومنین شمرده شده است:

«و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین»[۱۶]

«عزت، مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است»

و امام صادق(ع) در محکوم کردن اعمالی که ذلت آدمی را به دنبال دارند فرمود:

«همانا خداوند متعال همه کارهای مؤمن را به خود او واگذار نموده، جز این که به وی اجازه نداده است خود را ذلیل کند.»[۱۷]

و نیز حضرت رسول(ص) فرمود:

«شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیل کند.»[۱۸]

زهد حقیقی و عرفان اسلامی از جنبه نظری با قرآن و احادیث منطبق است و در جنبه عملی با سیره و روش پیامبران(ص) و امامان هم خوانی دارد؛[۱۹] از این رو هر عملی که از چارچوب تعریف شده اسلام بیرون است زهد نیست بلکه زهد فروشی است.

نتیجه گیری

روزه اسلامی برنامه ای الهی در راستای رشد و تعالی انسان در زندگی دنیوی و اخروی است. این حکم دینی آن گونه که در اسلام به تصویر کشیده شده، همگام با اثرات مفید فردی و اجتماعی، خالی از هر گونه شائبه عزت شکنی و همچنین متناسب با سطح توانایی های افراد است. آنچه از انواع روزه داری در جوامع دینی مشاهده می شود را نباید بدون توجه به آموزه های اسلامی، لباس دین پوشاند و آنچه از زهد دینی در متن اسلام آمده را نباید با افراط ها و تفریط های دیگران عجین نمود.

    فهرست منابع

    قرآن

    ۱)ثقه الاسلام کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

    ۲) ثقه الاسلام کلینی؛ فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

    ۳) خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیله، ترجمه: سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، خرداد ۱۳۸۶ش.

    ۴) سجّادی، ضیاءالدین؛ مقدّمه ای بر مبانی عرفان و تصوّف، تهران، سمت، ۱۳۷۲ش.

    ۵) شیخ صدوق؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبه الداوری، بی تا.

    ۶)شیخ صدوق؛ من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ق.

    ۷)صفی زاده، فاروق؛ روزه زرتشتیان، بی جا، بی تا.

    ۸)عاملی، حر؛ وسائل الشیعه، قم، نصایح، ۱۳۸۰، چاپ چهارم.

    ۹)علامه مجلسی؛ بحار الانوار، بیروت – لبنان، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.

    ۱۰)نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، نشر جمال، ۱۳۸۸ش، چاپ اول.

    پی نوشتها

    [۱] . سوره بقره: آیه ۱۸۳٫

    [۲] . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۴، ص ۴، ح ۵ و علل الشرایع، ص ۱۰٫

    [۳] . من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳، ح ۱٫

    [۴] . اصول کافى،ثقه الاسلام کلینی، ج ۴، ص ۸۷، ح ۱٫

    [۵] . برای مطالعه در باب احکام روزه می توانید به رساله های عملیه مراجعه نمایید.

    [۶] . به عنوان مثال: عبارت «الذین یطیقونه» را به معنای «آنان که استطاعتش را دارند» می گیرد و عبارت «طعام مسکین» را به «مرد گرسنه ای» معنا می کند و «لتکملوا العده» را به «سرتاسر این ماه را روزه بگیرید» ترجمه می نماید.

    [۷] . روزه زرتشتیان، فاروق صفی زاده، ص ۱۵۶٫

    [۸] . برای اطلاع تفصیلی از شرایط روزه و روزه دار به رساله های عملیه مراجعه نمایید.

    [۹] . تحریر الوسیله، امام خمینی، ترجمه: سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، ج۲، گفتار در اقسام روزه.

    [۱۰] . سوره اعراف: آیه ۳۱٫

    [۱۱] . همان: آیه ۳۲٫

    [۱۲] . فروع کافی،ثقه الاسلام کلینی، ج ۶، ص ۴۴۰٫

    [۱۳] . جهت مشاهده تفصیلی آیات و روایات در این زمینه می توانید به کتاب معراج السعاده، ملا احمد نراقی، باب۴، مقام۴، مراجعه نمایید.

    [۱۴] . رسول خدا فرمود: «هر که خواهد خدا علمى به او دهد بى آنکه درس بخواند، وهدایتش کند بى آنکه راهنمائى با او باشد، پس در دنیا زهد کند و از دنیا قطع علاقه  نماید.» ر.ک: معراج السعاده، باب۴، مقام۴٫

    [۱۵] . اصول کافی، ج۵، ص۴۹۶٫

    [۱۶] . سوره منافقون: آیه ۸٫

    [۱۷]. اصول کافی، ج۵، ص۶۳٫

    [۱۸] . بحارالانوار،علامه مجلسی، ج۲۸، ص۲۱۴٫

    [۱۹] . مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف، دکتر سجادی، ص ۷٫

نویسنده: علیرضا حاج حسینی – مهناز حسینی

منبع: پژوهه (بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی)