خانواده شیعی » خانواده » نهاد خانواده »

نظام حیات خانواده در اسلام(۱)

انقلاب صنعتی را به واقع می‌توان یکی از رخدادهای مهم تاریخ حیات بشر به حساب آورد از آن بابت که کمتر رویدادی را در جهان می‌توان ذکر کرد که تا بدین حدّ در جوانب ابعاد حیات انسان اثر گذارده باشد.

شیوه ی زندگی و اصولاً طرز فکرها در رابطه با آن دگرگون گردید، اندیشه‌هایی جدید در رابطه با حیات نوین پدید آمدند که دامنه آن به زودی در اقصی نقاط جهان گسترده شد و حتی کشورهای غیر صنعتی را هم زیر پوشش قرار دادند.

اخلاق که تا آن روزگار بیشتر جنبه ی تعیینی داشت به مرحله استنباطی رسید و هر گروه و طرفدار مکتبی کوشیدند که آن را بر اساس دید و برداشت خود تبیین کنند. ارزش‌های گذشته به ویژه در زمینه روابط زیر سؤال قرار گرفتند و چه بسیار از آنها که فانی شدند و به جایش ارزش‌های دیگری پدید آمدند.

از جمله مؤسسات و نهادهایی که در سایه این تحول بزرگ دگرگون گردید، مسئله خانواده و ارزش و قداست آن بود. ما حتی از اوائل قرن بیستم شاهد عملکردها و طرز فکرهایی هستیم که در آن سعی بر فسخ بنیاد خانواده و طرد آن بود و خدا می‌داند که این اندیشه زهرآگین چه فاجعه‌ای برای بشر آفریده است.

نهضت صنعتی عاملی بود که در آن سرمایه داران کوشیدند برای دستیابی به کار بیشتر و مزدی کمتر زنان را از خانواده‌ها به بیرون کشند و به سوی کارخانه گسیل دارند و این امر با فریب و حقه تحت عنوانِ دادن حق آزادی به زنان و تساوی حقوق آنها با مردان، آنچنان فلاکت و بیچارگی برای این طبقه به وجود آورد که وصف ناشدنی است متأسفانه جدایی کودکان از مادران شاغل گاه منشأ پیدایش نابسامانی‌هایی در سنین بعدی حیات کودکان است که اثرات آن همواره باقی می‌ماند.

خانواده در دنیای امروز

بیان این که در دنیای امروز در رابطه با خانواده چه مسایلی مطرح است و چه شیوه‌هایی در برخورد با آن به چشم می‌خورد بحثی است پردامنه که موضوع تحقیق دانشمندان جامعه‌شناسی، حقوق، اقتصاد، روان شناسی، تربیت و حتی علم سیاست است. اسناد بین المللی در زمینه آنچه که برای خانواده موجود مطرح است و هم برای آنچه را که خانواده باید باشد زیاد است، از جمله: اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، اعلامیه جهانی کودک، مقاوله نامه راجع به رعایت‌ها در امر ازدواج، حداقل سن ازدواج، ثبت واقعه آن و … که هر کدام نشان دهنده بعدی از مسائل امروز خانواده‌هاست. ولی ما گمان داریم بسیاری از آنچه که می‌بایست مورد بحث و برسی قرار گیرد عالمانه و یا جاهلانه از دید مسئولان پوشیده مانده است.

ما امروزه در زمینه خانواده‌ها در بسیاری از نقاط جهان با وضعی مواجهیم که در آن حیثیت و شرافت بسیاری از انسان‌ها نادیده گرفته می‌شود. زندگی انسان‌ها صورت مبتذلی پیدا کرده و افراد انسانی در معرض ارضای هوس‌های سطحی و زود گذر به جای عشق و آرامش واقعی هستند.

عده‌ای هوسباز در قالب روشنفکر نمایی سعی کرده‌اند زنان را از کانون گرم خانواده بیرون بکشند و به صورت ابزار و وسیله‌ای در اختیار خود قرار دهند و گروهی هم کورکورانه به دعوت و ندای آنها پاسخ گفته و تیشه به ریشه خود می‌زنند. حتی امروزه ما در مواردی می‌بینیم که خانواده وجود دارد، اما چه خانواده ای؟ در آن نه سر و سامانی است، نه نظم و آرامشی، نه تربیت و سکونی ….

نابسامانی‌های موجود در رابطه با خانواده

ما امروزه عملاً می‌یابیم و شاهدیم که خانواده‌ها دچار نابسامانی و درگیری هستند، و در رابطه با خود و فرزندان مسائل و دشواری‌هایی دارند:

– روابطشان سست و متزلزل است و از صفا و صمیمت و در نتیجه آرامش و سکون واقعی خبری نیست.

– زن و شوهر ظاهراً در کنار یکدیگرند ولی وضع حیات شان آنان را چون دو بیگانه در کنار هم قرار داده است.

– آمار طلاق سرسام آور است و زن و مرد به اندک بهانه‌ای رشته پیوند خانوادگی را از هم می‌گسلند.

– فرزندان مهر و عطوفت لازم را از خانواده‌ها به دست نمی‌آورند و در نتیجه اغلب شان زود رنج و زودشکن و بی‌عاطفه اند.

– به علت عدم برخورداری نسل از تربیت صحیح، بزهکاری کودکان رو به افزایش و تزاید است.

– و به علت آزادی بی‌بند و بار در ارضای هوس‌های جنسی، مردان نیازی به ازدواج دائم نمی‌بینند و با ارضاهای آزاد از پذیرش مسئولیت اداره خانواده سرباز می‌زنند.

– روح غیرت ناموسی بسیار تنزل کرده و زوجین از دیدن همسر خود با بیگانگان دچار عذاب وجدان نمی‌شوند.

– فرزندان نامشروع رو به افزایشند و وحدت‌ها و صمیمیت‌ها در حال تزلزل و سقوط.

غفلت گذشته

مدعیان روشنفکری و صاحبان مکاتب در عرضه و ارائه طرز فکر خود عجله کرده‌اند و تحت عنوان «آزادی زنان» و «تساوی حقوق» کار را به فساد و رسوایی کشانده اند. آنان از لذّات لحظه‌ای دفاع کرده‌اند بدون این که درخواست دائمی جفت را که از تمناهای طبیعی هر انسان و در شمار بهترین نعمت الهی است در نظر آورند. چه بسیارند کسانی که زندگی عزیزشان صرفاً در حد حیوانیت است و از آن همه مهر و صفایی که در سایه خانواده باید نصیب شان شود بی‌خبرند.

حاصل آن غفلت این شد که امروزه بسیاری از مردان به علت رواج بی‌بند و باری حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند. با کوکبه عشق لحظه‌ای یکدیگر را برای مدتی ارضا می‌کنند و بعد زن را به حال خود رها می‌سازند. اما این که زندگی آینده زن چه شود؟ نسلی که از او به صورت نامشروع پدید می‌آید چه کند؟ و فرجام حیات او و کودکش چه شود؟ درباره آن اندیشه‌ای نیست.

اندیشه روشنفکرمآبانه بسیاری از پدیدآورندگان مکاتب و غفلت آنها و غرورشان از آن جهت که خود را دلسوزتر از خدا برای بشر دیده‌اند سبب ضایع شدن انسان، و حیوانی شدن زندگی آنها گردید. موقعیت فطری و طبیعی انسان‌ها نادیده گرفته شد و موجبات افزایش نابسامانی‌ها از هر حیث فراهم گردید.

ضرورت امروزی توجه به خانواده

ما معتقدیم امروزه بیش از هر عصری ضروری است درباره خانواده، بحث‌ها و ارشادهایی صورت گیرد. نخست از آن بابت که در هیچ عصر و دوره‌ای بشریت تا این اندازه در رابطه با خانواده دچار سقوط و انحطاط نشده بود. ثانیاً هیچگاه انسان‌ها تا این حد، از دستپخت فکری و فلسفی خود دچار سرخوردگی نشده بودند، و ثالثاً در هیچ عصری آوای تعالیم جانبخش اسلامی و معرفی اسلام به عنوان یک تز حیات بخش و انقلاب آفرین جا نیفتاده بود.

بشریت امروز چشم به سوی اسلام دارد و می‌خواهد ببیند اسلام در این رابطه چه می‌گوید و برای نجات انسان از بدبختی‌ها و بیچارگی‌های موجود چه تزی را ارائه می‌دهد. دنیای امروز بر اساس تحقیقات و بررسی‌های صاحب نظران به جایی رسیده است که نیکو در می‌یابد اگر خانواده‌ها سالم و استوار باشند بسیاری از مسائل مربوط به حیات اجتماعی سروسامان می‌یابند و اگر خانواده را که خشت بنای اولیه اجتماعی است از عوامل لغزش دور سازیم جامعه تا حدود زیادی سر و سامان پیدا خواهد کرد.

از همه اینها گذشته مسئله خانواده از مسائلی است که هر چند گاه یکبار لازم است درباره آن صحبت شود و دیدگاه‌های تازه‌ای در آن عرضه و ارائه گردد تا نسل‌های جوان و نوخاسته به اهمیت آن بیشتر پی برند و راه و روش خود را در این رابطه انسانی سازند.

اسلام و خانواده

اسلام، خانواده را از مهمترین و اساسی‌ترین واحدهای اجتماعی می‌داند که بنای آن بر الفت و همدلی و همدمی استوار گشته و این بنا محبوب‌ترین بناها در پیشگاه خداوند است. روابط آن بر مؤدت و رحمت پایه گذاری شده و گرمی کانون خانواده مورد توجه عمیق اسلام است.

تعالیم اسلامی، شخصیت واقعی انسان را مد نظر دارد و نیک بختی و سعادت زوجین را در سایه عقد و پیمان ازدواج با در نظر داشتن معیارهای انتخاب همسر تضمین می‌کند. در عین خواستاری لذت و خوشی برای زن و مرد، روابط آنها را بر مبنای ضابطه اندیشیده‌ای قرار می‌دهد.

اسلام، زندگی خانوادگی را بر مبنای حقوق و مسئولیت قرار می‌دهد و در آن، وظیفه هر یک از اعضا معلوم و مشخص است در عین آن که گذشت و فداکاری زوجین برای گرمی کانون و استواری آن اصلی است. اسلام قائل است اصلاحات باید از خانواده‌ها شروع شود (ابدء بما تعول) و زن و شوهر مسلمان باید بنای حیات اجتماعی را در خانواده پی ریزی نمایند.

خانواده نظامی دارد که از سوی خالق بشر، همان کس که به همه ریزه‌کاری‌ها و ظرافت و لطافت حیات او آگاه است و برای بشریت سعادت و نیکبختی می‌خواهد و در کارش اشتباهی و لغزشی نیست، تهیه و تدوین شده است در نتیجه برای انسان بدبختی و تأسف و تأثری نخواهد بود و موجبات سکون و آرامش واقعی زوجین از هر سو فراهم است.

عرضه بحث

این بحث در عصر و زمانی مطرح می‌شود که جامعه ما راه حیات اسلامی خود را در پیش گرفته و شاهد دنیایی است که در آن زنان هم چنان ملعبه و آلت دستند. شخصیت شان با همه زرق و برق به بهایی اندک فروخته می‌شود و روابط خانوادگی شان در معرض فساد و آلودگی، و اصل خانواده در معرض خطر زوال است.

ما دیدگاه اسلامی خود را در زمینه خانواده عرضه می‌کنیم بدان اطمینان که خداوند به مصالح بندگان آگاه تر و تعالیم اسلامی از سوی اوست که دانایی حکیم و خالقی عالم به اسرار است. او که نور هدایتش همه جا را روشن کرده، نمی‌پسندد که خیری از انسان بی‌حساب رو به زوال گذارد و یا در سایه اجرای فرامینش چیزی از انسان دور گردد.

او ما را آفریده و به خیر و مصالح، و به سعادت و شقاوت ما آگاه است. راهی را که در پیش پای ما نهاده راهی است که انتهای آن سعادت و نیکبختی است و راه حل‌هایی که او برای رفع مشکلات ما عرضه کرده راه حلی خیرآفرین است. بدان امیدیم که نسل جدید بنای حیات خانواده را از همان آغاز تشکیل بر این اساس استوار قرار دهند و آنها که صاحب خانواده و زندگی هستند در صورت وجود نارسایی‌ها تدریجاً خود را با این نظام تطابق دهند.

تعاریف و بررسی‌ها

مسئله ازدواج و تشکیل خانواده، از مسایل بسیار مهم حیات انسانی و مورد بحث همه ادیان و مذاهب، و علمای تربیت، جامعه شناسی و روان شناسی و فلاسفه و صاحبان مکاتب و اندیشه هاست. موضوع و ابعاد آن مورد بررسی در همه محافل مذهبی و غیرمذهبی است.

بررسی‌های برخی از روان شناسان اجتماعی نشان داده است که امر خانواده در نزد برخی از حیوانات عالی هم رواج دارد ولی صورت عقلانی و پایدار آن در جامعه انسانی دیده می‌شود. مسئله ازدواج در زندگی انسان‌ها نقطه عطفی مهم است که صدها پیروزی و شکست، کامیابی و ناکامی انسان‌ها بدان مربوط می‌شود.

اساس خانواده که هسته اصلی کلیه اجتماعات بشری است، مبتنی بر غریزه جنسی است که خود نوعی کشش دلپذیر بوده و به ازدواج کشانده می‌شود. ازدواج، راه طبیعی ارضای تمایلات و تلاشی است برای به فعلیت رساندن آن عشق و تمنایی که در نهاد هر انسان به ودیعت نهاده شده است.

حق ازدواج در همه مذاهب و مکاتب از حقوق زن و مرد به حساب می‌آید و در اسلام با خواست و تراضی طرفین و آزادی کامل زن و مرد صورت می‌گیرد. به دنبال آن طبعاً حقوق و وظایفی برای طرفین و فرزندانی که از آنها پدید می‌آیند ایجاد می‌شود.

تعریف خانواده چیست؟

خانواده به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک زن و یک مرد که فرزندان پدید آمده از آنها آن را تکمیل می‌کنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعه‌ای از افراد می‌داند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می‌آیند.

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می‌کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می‌دهد و نکاح عقدی است که بر اساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می‌شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می‌آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می‌گردند.

اساس تشکیل خانواده این است که زن و مردی می‌کوشند اراده خود را بر تأسیس آن و قبول تکالیفی که شرع برای آنها معین کرده است محقق گردانند. بر این اساس خانواده یک تأسیس حقوق ی به حساب خواهد آمد که اعضای آن با رشته خونی با هم پیوند پیدا می‌کنند.

جامعه شناسان خانواده را یک پدیده تاریخی می‌دانند که از اجتماع کلی جدا نیست. واحدی است اجتماعی که در عین حال خصایص یک نهاد و یک گروه را واجد است. بر این اساس در عین مطالعه کلی خانواده باید به چشم یک نهاد و یک گروه ارادی نخستین رهبری و عضویت نگریسته شود.

سازمان و اعضای آن

خانواده، نخست از زن و مردی که در سایه ازدواج مشروع با هم پیوند برقرار کرده‌اند تشکیل می‌شود. سازمان آن در وضع محدود که جلوه آن را در جوامع صنعتی می‌بینیم شامل همسران و فرزندان است که با مشارکت هم به سوی مقصد و منافعی به پیش می‌روند.

در شرایط گسترده خانواده شامل همسران و فرزندان و خویشان و بستگان از عمو و عمه، دایی و خاله، نوه‌ها و نبیره هاست، حتی در برخی از مناطق جهان چون تونس، در مواردی به خانواده‌هایی بر می‌خوریم که علاوه بر همسران و فرزندان و خویشاوندان شامل همسایه‌ها هم می‌شوند که همه در مجموعه‌ای از بناها و یا چادرها به صورت مشترک زندگی می‌کنند. و البته این امر شگفت‌انگیز نیست از آن بابت که قبایل از دیدی خانواده‌ها هستند و برخی از آنها چنان درون گروهی می‌اندیشند که حتی ازدواج بین اعضای قبیله را حرام می‌شمارند.

گستردگی خانواده در جوامع مختلف جهان فرق می‌کند، در برخی از جوامع خانواده تک نفری است (آمریکا) و در نزد برخی از قبایل و جوامع اولیه عده آن تا صد نفر هم دیده می‌شود که هر کدام به تناسب امکانات مسئولیتی را بر عهده دارند ولی از نظر کلی تحت تکفل رئیس خانواده اند.

در همه جوامع عناصر سازنده خانواده، یعنی زن و مرد بر اساس قراردادی شرعی یا عرفی کنار هم می‌آیند این ترکیب با ولادت فرزندان غنی تر و قوی تر و تدریجاً پیچیده تر می‌شود. نوع و نحوه کشش‌ها به گونه‌ای است که حیات خانوادگی را تداوم می‌بخشد و سبب انس و الفت و اغلب ارتباط بین اعضاء می‌شود.

وظایف و کارکرد خانواده

خانواده عهده دار وظایف مهم و فوق العاده‌ای است که اهم آنها عبارت‌اند از:

۱- ارضاء و اقناع سائقه جنسی به صورت مشروع و بر اساس ضوابط مورد تأیید.

۲- تولید نسل و ابقای آن از طریق تولید مثل.

۳- پرورش نسل و مراقبت از آن به خاطر حفظش از خطرات گوناگون.

۴- صمیمیت و نزدیکی شدید با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون و تعاضد.

تکمیل و تکامل و ایجاد زمینه امن و آسایش در یکدیگر به گونه‌ای که امکان عبادت خدا و موجبات رشد از هر حیث فراهم گردد.

اصولاً ازدواج این وظیفه را عهده‌دار است، بین دو تن که هیچگونه رابطه‌ای با هم ندارند انس و الفتی ایجاد کند که یار و غمخوار هم و محرم راز یکدیگر گردند. در قبال رنج‌ها و مزاحمت‌ها از یکدیگر حمایت نمایند، حیات خودشان را بر اساس ضوابط استواری نظام دهند و به کمک همدیگر موجبات رشد خود و اجتماع را فراهم آورند.

روابط اعضای خانواده

بر این اساس، بدیهی است که روابط اعضای خانواده نسبت به هم بر مبنای صمیمیت، فداکاری و گذشت باشد. طرفین بر اساس صفات عالیه انسانی راه سازگاری با یکدیگر را در پیش گیرند و حتی در مواردی همسر خود را بر خویشتن مقدم دارند.

در خانواده مسئله همزیستی مطرح است و این همزیستی در یک سو بین زن و شوهر است، از سوی دیگر بین والدین و فرزندان، و در جهت سو بین برادران و خواهران و این هر سه بر اساس ضوابطی است که تعالیم مذهب و یا مکتب مورد قبولی آن را مورد توجه قرار داده باشد.

ظاهراً روابط صمیمانه زن و شوهر بر اساس سائقه جنسی خود را نشان می‌دهد. ولی اگر نیکو تأمل شود، به ویژه پس از چند سال زندگی در می‌یابیم که این انگیزه تحت الشعاع انس و الفت و همدمی طرفین قرار می‌گیرد، آن چنان که حتی توانایی‌های جنسی از بین می‌رود ولی روابط هم چنان با صفا و با صمیمیتی بیشتر باقی می‌ماند. دامنه این گونه روابط بعدها فرزندان را هم در بر می‌گیرد به گونه‌ای که پدران و مادران حاضر می‌شوند هستی خود را فدای فرزند کنند و از جان و مال خود بدون هیچگونه منّت و چشمداشتی در راه او مایه بگذارند.

نقش و اهمیت خانواده

خانواده تنها نظام اجتماعی است که در همه جوامع، از مذهبی و غیر مذهبی پذیرفته شده و توسعه یافته است؛ و در جوامع مختلف دارای نقش، پایگاه و منزلت‌های گوناگون است. با این که هسته‌ای کوچک از اجتماع است در حیات اجتماعی مردم نقش و تأثیری فوق العاده دارد.

خانواده هسته اول همه سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی است. همه نقش‌های مربوط به ۱- ایجاد تمدن ۲- انتقال مواریث ۳- رشد و شکوفایی انسانیت به آن مربوط می‌شود. همه سنت ها، عقاید و آداب، ویژگی‌های فردی و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید منتقل می‌گردد.

جامعه متشکل از خانواده هاست، مختصات آن از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیان بخش آن به جامعه هم می‌رسد . ساخت و مشی آن در سکون یا اضطراب جامعه مؤثر است، انگیزه اعضایش در انگیزه‌های اجتماع تأثیر می‌گذارد. چگونگی مشی و سبک زندگی آن در اخلاق جامعه و در صحت یا بیماری آن نقشی مؤثر دارد.

از نظر ما تشکیل خانواده خدمتی است به زن و مردی که برای حیات مشترک پیوندی برقرار کرده اند، و خدمتی است به اجتماع از نظر دور داشتن آن از عوامل فساد و لغزش و ایجاد احساس مسئولیت، و به کودک که نیاز به مربی و معلمی صالح دارد، و به مکتب و مذهب که تعالیم آن از این طریق حیات و تداوم پیدا می‌کنند.

ادامه دارد…

منبع: نظام حیات خانواده در اسلام؛ تألیف: دکتر علی قائمی