شیعه شناسی » فروع دین » امر به معروف و نهی از منکر »

نظارت عمومی، امر به معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت

اشاره

اساسی ترین شرط صلاح و سعادت جامعه آگاهی به حدود و وظائف است و اگر جامعه ای از بهترین قوانین و مقررات، هرچند کامل و پیشرفته، برخوردار باشد ولی افراد جامعه نسبت به آن آگاهی نداشته و به باید و نبایدهای اجتماعی و حقوقی و اخلاقی و… معرفت نداشته باشند نمی توانند شاهد سعادت و خوشبختی باشند و به عبارت دیگر: صرف داشتن قوانین کافی نیست بلکه در مرحله اول، همه افراد جامعه باید به آن آگاهی داشته باشند و در مرحله دوم باید آن آگاهی و آشنایی به عمل بیانجامد و در رفتار همگان مشهود گردد.

 

 آگاهی به وظایف و قوانین و مقررات و عمل به آن دو شرط لازم در صلاح و سعادت جامعه و در نتیجه پیشرفت جامعه است.

برای این که قوانین و مقررات در جامعه به عمل منتهی شود نیازمند به ضمانت اجرایی است و این ضمانت اجرایی گاه درونی و گاه بیرونی است ضمانت اجرایی درونی قوانین و مقررات همانا ایمان به خدا و قیامت است، اگر انسانی در پرتو تربیت صحیح به ایمان دست یابد و خدا را ناظر بر اعمال خود بداند و بیابد که پیوسته در محضر خداست و قیامتی وجود دارد که او باید پاسخگوی اعمال خود باشد، به گونه ای عمل می کند که علاوه بر صلاح و سعادت دنیوی، خوشبختی و سعادت ابدی خود را رقم می زند که طبیعی آن عمل به قوانین و مقررات خواهد بود.

باید توجه داشت که تنها ضمانت اجرای درونی در همه شرائط و برای همه انسان ها کارایی ندارد از این رو باید ضمانت اجرایی بیرونی نیز وجود داشته باشد از این رو در نظام های دنیا از نیروی انتظامی و قوه قضائیه به عنوان ناظر و ضامن اجرای قوانین اجتماعی یاد می کنند اما در اسلام علاوه بر ضمانت اجرای درونی و ضمانت اجرای بیرونی مانند نیروی انتظامی و قوه قضائیه، همه آحاد جامعه را ناظر و ضامن اجرای قوانین می داند. نه تنها همگان را موظف به اجرای وظائف می داند بلکه همگان را ناظر بر اجرای مقررات می داند. زیرا همگان را مسؤول می داند تا در پرتو این نظارت همگانی به فلاح و رستگاری برسند.

قرآن کریم فرمود: «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛(۱) باید از شما امتی باشد که به خیر دعوت کرده و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنان همان رستگارانند.»

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است که اگر عملی گردد یک شبکه گسترده فرهنگی و اجرایی از مجموعه افراد ملت به وجود می آورد که در آن هر فردی در مقابل آن چه که در محیط اطرافش می گذرد بی تفاوت نمی ماند، کارهای نادرست را مورد انکار و نهی قرار می دهد و انجام دهنده اش را به واقعیت آشنا و از آن برحذر می دارد و بر کارهای خوب تأکید می کند.

زیرا می داند در پرتو این وظیفه هم خود رستگار می شود و هم جامعه به پیشرفت گام برمی دارد بنابراین می توان گفت امر به معروف و نهی از منکر که روح آن، همان مسؤولیت نظارت همگانی است به عنوان یکی از وظائف مؤمنان، جامعه را به سوی تمدن و پیشرفت و ترقی سوق می دهد.

از این جهت است که در قرآن مسلمانان را به دلیل این که به چنین سلاحی مجهزند به عنوان بهترین امت معرفی کرده است و فرمود: «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر(۲) شما بهترین امتی هستید که برای مردم ظاهر شده اید امر به معروف و نهی از منکر می کنید.» بر اساس این آیه جامعه ای که می خواهد بهترین باشد باید این معیار را مورد توجه قرار دهد و آن را مورد توجه جدی و عمومی قرار دهد یعنی با اصل امر به معروف و نهی از منکر، همه افراد در برابر سلامت جامعه مسؤول اند و درصدد مبارزه با مفاسد و آلودگی ها بر می آیند. و با حربه امر به معروف و نهی از منکر با آن ها برخورد می کنند و با انجام این وظیفه به نا بسامانی های اجتماعی پایان می دهند.

آثار اجرای امر به معروف و نهی از منکر

امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحلّ المکاسب و تردّ المظالم و تعمرالارض و تنتصف من الاعداء و یستقیم الامر؛(۳) امر به معروف و نهی از منکر مسئولیت بزرگی است که با آن همه فرائض و واجبات برپا می شود، راه ها با آن امن می گردد. کسب و کار مردم حلال می شود. حقوق افراد تأمین می گردد. در پرتو آن زمین آباد می شود، از دشمن انتقام گرفته می شود و همه کارها روبراه می گردد.»

با توجه به این که جامعه پیشرفته جامعه ای است که مقررات در آن اجرا می شود و حقوق همه انسان ها، رعایت عدالت تأمین می گردد و آبادانی در آن تحقق پیدا می کند پس امر به معروف و نهی از منکر که نتیجه اجرای آن امور یاد شده است از عوامل پیشرفت خواهد بود.

وحدت اجتماعی و نظارت همگانی

با توجه به این که قرآن در سوره آل عمران در آغاز انسان را به وحدت اجتماعی از پرتو اعتصام به حبل الله دعوت می کند و به دنبال آن وظیفه نظارت همگانی را مطرح می نماید. استفاده می شود که اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد، عوامل مختلفی که دشمن بقای وحدت اجتماعی هستند، همچون موریانه، از درون ریشه های اجتماع را می خورندو آن را متلاشی می سازند بنابراین حفظ وحدت اجتماعی بدون نظارت عمومی ممکن نیست.

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای عقلی

با توجه به این که انسان ها در اجتماع زندگی می کنند و بین آن ها پیوند اجتماعی برقرار است هیچ کار بدی در اجتماع انسانی به نقطه خاصی محدود نمی شود. بلکه هر چه باشد همانند آتشی ممکن است به نقاط دیگر سرایت کند پس به حکم عقل باید جلوی سرایت این آتش را گرفت تا دیگران به آثار سوء آن مبتلا نشوند و به عبارت دیگر: به لحاظ این که در اجتماع اگر زیانی متوجه آن گردد، ضرر اجتماعی است وبه دلیل عقل افراد اجتماع محیط زیست خود را پاک نگهدارند و برای پاک نگه داشتن آن از هرگونه تلاش و کوششی خود داری نکنند. پس به حکم عقل بر هر انسانی لازم است دیگران را با دلسوزی راهنمایی کرده و آن ها را به کار خیر تشویق و از خطر و انحراف جلوگیری کنند.

امر به معروف و نهی از منکر روش انبیاء الهی

امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء؛(۴) امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران الهی و روش صالحان است.

کار اصلی انبیاء الهی ارشاد مردم و وادار کردن آن ها به انجام معروف و بازداشتن آن ها از انجام منکر است تا در پرتو آن جامعه اصلاح شود از این رو حضرت شعیب پیامبر(علیه‌السلام) به قوم خود فرمود: «و ما ارید ان اخالفکم الی ما انهاکم عنه ان ارید الّا الاصلاح ما استطعت؛(۵) غرض من از آن چه شما را نهی می کنم مخالفت با شما نیست بلکه تنها مقصود من تا آن جا که بتوانم اصلاح امر شماست.»

در تورات و انجیل وقتی پیامبر اسلام را معرفی می کند می فرماید: «یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر؛(۶) ای پیامبر شما را به معروف امر و از منکر نهی می کند» بنابراین همه پیامبران الهی و شایستگان برای اصلاح مردم و برقراری سامان اجتماعی این وظیفه بزرگ را انجام می دادند.

وعده الهی به مؤمنان و وظیفه مؤمنان در برابر آن

خدای سبحان به مؤمنان وعده داد که به آن ها حکومت الهی اعطاء کند «وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکننّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لایشرکون بی شیئاً؛(۷) خدا به کسانی از شما که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند وعده می دهد که آن ها را قطعاً خلیفه روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان خلافت روی زمین را اعطا کرد و دین و آئینی را که برای آن ها پسندیده پا برجا و ریشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس را به امنیت و آرامش مبدل می کند، آن چنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را برای من شریک نخواهند ساخت.»

خدای سبحان در این آیه به کسانی که دارای دو صفت ایمان و عمل صالح باشند سه نوید داده است:

۱. استخلاف و حکومت روی زمین

۲. نشر آئین حق، حق به طور اساسی و ریشه دار در همه جا.

۳. از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی. که نتیجه این امور سه گانه پرستش آزادانه خدا و گردن نهادن به فرمان الهی و چیزی را شریک خدا قرار ندادن است.

با توجه به این که خدا در این آیه به مؤمنان و کسانی که عمل صالح انجام دهند، وعده حکومت الهی داده است از آن ها می خواهد که وقتی به زمامداری رسیدند آنها نیز باید به عهد خود وفا کنند «الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکات و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور؛(۸) آن ها کسانی هستند که هرگاه در روی زمین به آن ها قدرت بخشیدیم نماز را برپا می دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند و در تمام این امور یاد شده هدفشان خداست.»

بر اساس این آیه انسان هایی که در پرتو عنایات الهی به قدرت رسیدند و بر دشمنان پیروز شدند، همچون خودکامگان و جباران به عیش و نوش و لهو و لعب نمی پردازند و در غرور و مستی فرو نمی روند. بلکه پیروزی ها و موفقیّت ها را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار می دهند. ارتباطشان را با خدا محکم و با خلق خدا پایدار می سازند و با امر به معروف و نهی از منکر اساس جامعه سالم را پی ریزی می کنند.

قدرت و امر به معروف و نهی از منکر

از آیه فوق استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر تنها یک موعظه و نصیحت عاجزانه در برابر خلافکار نیست بلکه مأموریتی از موضع قدرت است، زیرا بدون قدرت نمی توان از منکرات جلوگیری کرد.

ناگفته پیداست که این قدرت در سایه وحدت و اطاعت از رهبری عادل و شجاع و بصیر و دانستن تخصص های گوناگون و رشد علمی و هوشیاری عموم مردم پیدا می شود.

از این رو خدا در اوصاف مؤمنان فرمود: «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و یطیعون اللّه و رسوله اولئک سیرحمهم اللّه انّ اللّه عزیز حکیم؛(۹) مردان و زنان با ایمان دوست و ولیّ و یار و یاور یکدیگرند، آن ها را به نیکی ها دعوت می کنند و از زشتی ها و بدی ها باز می دارند، نماز را به پا می دارند و زکات را می پردازند، فرمان خدا و پیامبر را اطاعت می کنند، خدای سبحان به زودی آن ها را مشمول رحمت خویش می گرداند زیرا خدا عزیز و دارای قدرت و حکیم است.»

پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر

در آیات و روایات پیامدهای سوئی برای ترک این وظیفه بزرگ الهی ذکر شده است که به مواردی از آن ها اشاره می شود.

۱. سلطه ستمگران و اشرار

حضرت امیر(علیه‌السلام) در وصیتش به فرزندانش و همه انسان ها بعد از ضربت خوردن آن حضرت فرمود: «لاتترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعون خیارکم فلایستجاب لکم؛(۱۰) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدان شما بر شما مسلّط می گردند. آن گاه هرچه خدا را بخوانید، استجابت نمی کند.»

۲. مرده ای بین زندگان

حضرت مولی الموحدین در سخنی فرمود: «تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میّت الاحیاء؛(۱۱) تارک و رها کننده منکر با دست و زبان و قلب مرده ای بین زندگان است.

۳. مغبوض خدا واقع شدن

پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «ان اللّه عزّ و جلّ لیبغض المؤمن الضعیف الذی لادین له فقیل: و ما المؤمن الضعیف الذی لادین له قال الذی لاینهی عن المنکر؛(۱۲) خدای سبحان مؤمن ناتوانی را که دین ندارد مبغوض می دارد از آن حضرت سؤال شد که مؤمن ضعیف بی دین کیست؟ آن حضرت در جواب فرمود: آن انسانی که نهی از منکر نمی کند.»

۴. نابودی برکت ها و از دست دادن یاری الهی

پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البرّ و التقوی فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لافی السماء؛(۱۳) امت من پیوسته بر خیر است مادامی که به معروف امر و از منکر نهی می کند و بر نیکی و تقوا همکاری دارد، هنگامی که این فریضه الهی را انجام ندهد برکت ها از آن ها باز ستانده و بعضی بر برخی دیگر سلطه پیدا می کند و برای آن یاری کننده ای در زمین و آسمان نخواهد بود.»

با توجه به آثاری که بر ترک امر به معروف و نهی از منکر متوجه انسان و جامعه می شود روشن می گردد که اگر جامعه بخواهد در برابر سلطه ستمگران و اشرار و گسترده شدن فساد و تباهی ها مصونیت پیدا کند باید این فریضه بزرگ الهی را به بهترین شکل و با تمام قوت و قدرت به انجام برساند.

شیوه های امر به معروف و نهی از منکر

یکی از مسائل مهمی که در امر به معروف و نهی از منکر باید مورد توجه قرار گیرد شیوه های امر به معروف و نهی از منکر است، و بهترین شیوه برای امر به معروف و نهی از منکر همان شیوه ای است که انسان های کامل و انبیاء الهی در پیش گرفتند، پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) مأمور بود که با حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن مردم را به سوی توحید دعوت کند: «ادع الی سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن»(۱۴) چرا باید برخی را با حکمت و برخی را با موعظه حسنه و برخی را با جدال احسن دعوت کرد؟ برای این که ظرفیت فکری، روحی و علمی مردم متفاوت است گروهی را باید با استدلال و گروهی را باید با موعظه و گروهی را با مجادله دعوت کرد. بنابراین باید با رعایت ظرفیت افراد شیوه مناسب را انتخاب کرد و او را اصلاح نمود.

علاوه بر آن گاهی در امر به معروف و نهی از منکر باید زمینه های فساد و نابسامانی اجتماعی و گناهان را از بین برد از باب مثال باید از راه ایجاد اشتغال زمینه سرقت و دزدی را از بین برده از راه تأمین نیازمندی ها در حد معقول از رشوه خواری جلوگیری کرد باید با فراهم کردن شرائط جهت ازدواج از انحرافات اخلاقی و فحشاء جلوگیری کرد، با پر کردن ایام فراغت به روش صحیح فرصت انحراف و فساد را از دست افراد گرفت و در مجموع باید در مرحله اول از شیوه پیشگیری استفاده شود و در صورت مؤثر نبودن پیشگیری از شیوه درمان بهره برد و با فساد برخورد کرد.

غیبت کردن عامل انحطاط

چنان که امر به معروف و نهی از منکر عامل پیشرفت و ترقی جامعه است در برابر آن غیبت کردن عامل انحطاط است یعنی اگر انسانی در غیاب انسان دیگری به بدگویی بپردازد به لحاظ این که نشانه ضعف و ناتوانی و عجز انسان است، عامل انحطاط خواهد بود، حضرت علی(علیه‌السلام) فرمود: «الغیبه جهد العاجز(۱۵) غیبت تلاش و کوشش آدم عاجز و ناتوان است.»

انسان عاجز وقتی توان امر به معروف و نهی از منکر را نداشت و پشت سر کسی که به تبهکاری تن می دهد غیبت می کند تا خود را سبک کند نه آن که شخص تبه کار را اصلاح کند علاوه بر آن که به لحاظ شرعی کار حرامی را انجام داده است، نشانه ضعف نفس و فقدان شهامت و شجاعت است. فقط شخص غیبت کننده از خود عقده گشایی می کند، اما این شخص مشکلی از جامعه را حل نکرده است.

قرآن کریم که غیبت کردن را خوردن گوشت برادر مرده می داند نشانه همین مسئله است که انسان مرده در برابر دیگری مقاومتی ندارد از این رو هر انسانی می تواند مرده را جابجا کرده و یا از گوشت او بخورد. انسانی که پشت سر دیگری غیبت می کند به لحاظ این که خود فرد تبه کار حضور ندارد مشکلی از مشکلات جامعه را حل نمی کند و حتی شاید موجب افزودن مشکلی از مشکلات جامعه شود زیرا فردی که از او غیبت می شود از خود مقاومت نشان می دهد و خود را بی گناه جلوه می دهد.

بنابراین اگر جامعه ای افراد آن امر به معروف و نهی از منکر می کنند به دلیل این که دارای قدرت و توان و شجاعت و شهامتند با انجام این وظیفه الهی جامعه را از نابسامانی می رهانند و او را به سوی پیشرفت و ترقی سوق می دهند از این رو پیامبراکرم(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «لن تقدّس امّه لایؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متعتع؛(۱۶) ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان بدون اضطراب در سخن گفتن و بدون بهانه ای بازنستاند رستگار نخواهد شد» و علی(علیه‌السلام) فرمود: بالاترین جهاد سخن حق پیش روی حاکمی ستمکار است. اما در مقابل آن انسان ناتوان که شهامت رویارویی با ستمگران را ندارد به غیبت او می پردازد که نتیجه آن افزایش ستم و فساد خواهد بود و با گسترده شدن ستم و فساد جامعه دچار انحطاط خواهد شد.

آیت اللّه جوادی آملی.

پی نوشتها:

  1. سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  2. همان، آیه ۱۱۰.
  3. وسایل الشیعه ج ۱۶، ص ۱۱۹.
  4. همان.
  5. سوره هود، آیه ۸۸.
  6. سوره اعراف،آیه ۱۵۷.
  7. سوره نور، آیه ۵۵.
  8. سوره حج، آیه ۴۱.
  9. سوره توبه، آیه ۷۱.
  10. نهج البلاغه، نامه ۴۷.
  11. همان، کلمات قصار ۳۷۴.
  12. وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۲۲.
  13. همان، ص ۱۲۳.
  14. سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  15. کلمات قصار، شماره ۴۶۲.
  16. نهج البلاغه، نامه ۵۳، بند ۱۱۱.