پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام حسن(ع) »

نصایحى سعادت بخش در لحظاتى حساس

اشاره:

امام حسن (علیه‌السلام) فرزند علی بن ابوطالب (علیه‌السلام) کنیه‌اش ابومحمد و ملقب به مجتبی در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری قمری در مدینه متولد شد  و در سال ۵۰ یا ۵۱ هجری قمری با دسیسه یزید بن معاویه توسط همسرش جعده دختر اشعث ، مسموم گردیده و در چهل و هفت سالگی شهید شد و در قبرستان بقیع دفن گردید.

جناده بن أبى امیّه که یکى از دوستان حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام است حکایت کند:

هنگامى که حضرت را مسموم کرده بودند، در آخرین لحظات عمر شریفش ، به حضور ایشان شرفیاب شدم ، دیدم جلوى آن حضرت طشتى نهاده بودند، کنار بستر آن حضرت نشستم ؛ پس از لحظه اى دیدم که خون و لخته های خون استفراغ مى نماید،أ فسوس خوردم و با حالت غم و اندوه گفتم : چرا خودتان را معالجه و درمان نمى کنید؟!

حضرت به سختى لب به سخن گشود و فرمود: اى بنده خدا! مگر مى شود مرگ را معالجه کرد؟!

گفتم :

(انّا للّه وانّا الیه راجعون )؛ همه ما از سوى خدا آمده و به سوى او باز خواهیم گشت .

فرمود: به خدا سوگند! رسول خدا صلى الله علیه و آله با ما عهد بست که دوازده نفر مسئولیّت إمامت و ولایت امّت را به دوش خواهند گرفت که همگى از فرزندان امام علىّ و فاطمه زهراء علیهما السلام مى باشند؛ و هر یک به وسیله زهر مسموم و یا به وسیله شمشیر کشته خواهند شد.

عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! چنانچه ممکن باشد مرا موعظه و نصیحتى بفرما که برایم سودمند باشد؟

امام مجتبى علیهما السلام فرمود: مهیّا باش براى سفرى که در پیش دارى و زاد و توشه مورد نیازت را فراهم ساز.

آگاه باش ! تو دنیا را مى طلبى ولى غافلى از این که مرگ هر لحظه به دنبال تو است .

توجّه داشته باش ! تو بیش از سهمیّه و قوت خود از دنیا بهره اى نمى برى ؛ و هر چه زحمت بکشى براى دیگران ذخیره خواهى کرد.

آگاه باش ! آنچه از دنیا به دست مى آورى ، اگر حلال باشد باید محاسبه شود، واگر حرام باشد عقاب و عذاب دارد، و چنانچه از راه مشکوک و شبهه ناک باشد مؤاخذه مى گردى .

پس سعى کن دنیا را همچون مردارى بدانى که فقط به مقدار نیاز و ضرورت از آن بهره گیرى و براى امور دنیویت طورى برنامه ریزى کن که گوئى یک زندگى جاوید و همیشگى دارى ؛ و براى آخرت خویش به گونه اى باش مثل آن که همین فردا خواهى مرد و از دنیا خواهى رفت .

و بدان که عزّت و سعادت هر فردى در گرو پیروى از دستورات خدا و معصیت نکردن است .

پس از آن ؛ نَفَسِ حضرت ، قطع و چهره مبارکش به گونه اى زرد شد که تمام حاضران وحشت زده شدند و گریستند.(۱)

پی نوشت:

۱. بحارالانوار ج : ۴۴، ص ۱۳۹، ح ۶٫