نامگذاری به عبدالحسین

شبهه

وهابی­ها نام گذاری(غلام حسین) یا (عبد الرسول) یا (عبدالزهرا) صحیح نمی­ دانند و می­ گویند ما باید بنده خدا باشیم؟

پاسخ

نام‌گذاری ها، گرایش‌هاى افراد را نشان مى‌دهند. نام‌گذارى به عبدالحسین و عبدالعلى، گونه‌اى از استعاره و تشبیه به انگیزه اظهار ارادت است؛ یعنى چنان‌که عبد از مولاى خود فرمان مى‌برد، شخصى که غلام حسین یا  عبدالرسول  یا عبد الزهرا نام دارد خود را مطیع اوامر امام‌ و هادى و خلیفه و جانشین پیامبر اکرم (ص) مى‌داند. ارزش و مقام امام‌حسین (ع) از پى‌آمدهاى اوج‌گیرى او در عبودیت و بندگى خالصانه حضرت به درگاه خداوند است و دلبستگى شیعیان به ایشان نیز برآمده از همین ویژگى است. کسى که از سر ارادت‌ورزى به امام‌حسین (ع) ، فرزندش را عبدالحسین مى‌نامد حسین (ع) را خدا و رب نمى‌داند، بلکه این نام‌گذارى از باب تشبیه رایج در ادبیات است؛ تشبیه رابطه خود با امام‌حسین (ع) به رابطه عبد و مولاى عرفى. چنین کسى خود را مطیع و پیرو امام‌و خلیفه پیامبر مى‌خواند. به کار بردن عبارت‌هاى استعارى و تشبیه ى در عرف اهل زبان و در ادبیات همه ملل و اقوام رایج است. براى نمونه، هنگامى که دوست کسى پس از روزها یا سال‌ها ناگهان از در منزل وارد شود، به او می گوید: «ماه طلوع کرد» یا مى‌گوید: «ستاره سُهیل دیده شد» . همه این تشبیهات براى رساندن معانى ویژه‌اى به کار مى‌روند. بنابراین عبدالحسین یعنى مطیع و پیرو امام‌حسین (ع) ؛ چنان‌که عبد و غلام از مولاى خود اطاعت و پیروى مى‌کند.[۱]

مشاهیر اهل سنت که نامشان عبدالنبی و مانند آن بوده است

الشیخ عبد النبی المغربی المالکی الشیخ الإمام العلامه الحجه القدوه الفهامه مفتی الساده المالکیه بدمشق.[۲]

عبد المطلب بن ربیعه ابن الحارث بن عبد المطلب بن هاشم الهاشمی له صحبه … وقال شباب توفی عبد المطلب فی دوله یزید وقال الطبرانی توفی سنه إحدى وستین قلت له بدمشق دار کبیره والله أعلم.[۳]

القاضی عبد النبی الأحمد نجری من رجال المائه الثانیه عشره صاحب جامع العلوم الملقب بدستور العلماء.[۴]

الشیخ عبد النبی بن جماعه[۵]

عبد قیس بن لأی بن عصیم من الصحابه الذین شهدوا أحدا.[۶]

عبد النبی الخلیلی أروی ثبته عن الوجیه السکری عن الشیخ سعید الحلبی عن شاکر العقاد عن الترکمانی عن العلاء الحصکفی عنه وهو عبد النبی بن عبد القادر الأزهری الخلیلی الحنفی یروی عن الشیخ محمد ابن عبد الله التمرتاشی الغزی وغیر.[۷]

الإمام العارف صفی الدین أحمد بن محمد بن یونس المدعو عبد النبی القشاشی المقدسی الأصل المدنی الدار المتوفی بها سنه ۱۰۷۱ یروی عن والده وکان من أکابر عصره المتوفی سنه ۱۰۴۴[۸]

العلامه المففنن الصالح الشیخ عبد النبی الصدر شیدا.[۹]

عبد النبی بن محمد بن عبد النبی المغربی ثم الدمشقی المالکی.[۱۰]

فخر الزمان عبد النبی ابن خلف القزوینی.[۱۱]

ومحمد عبد الرسول الهندی. [۱۲]

عبد المطلب بن الفضل بن عبد المطلب الهاشمی الحلبی. [۱۳]

۱۳- عبد المطلب بن عبد القاهر بن محمد الماکسینی زین العابدین الشافعی.[۱۴]

عبد قیس النکری البصری من الرواه من ابن سیرین. [۱۵]

محمد ابن عبد الرسول المدنى عالم مکه.[۱۶]

این تنها جزیی از مشاهیر اهل سنت در گذشته است که در نام ایشان کلمه عبد به عنوان بنده غیر خدا به کار رفته است .

پی نوشت ها:

[۱] . رحمت الله ضیائی،  شکست اوهام، ص ۱٫

[۲] . شذرات الذهب ج۸/ص۸۳ط دار ابن کثیر بدمشق۱۴۰۶و ج۸/ص۱۲۶ ، الأسرار المرفوعه فی الأخبار الموضوعه ج۱/ص۱۱۲ و تاریخ البصروی ج۱/ص۱۰۸

[۳] . سیر أعلام النبلاء ج ۳ ص ۱۱۲

[۴] . قواعد الفقه لمحمد عمیم البرکتی ج ۱ ص ۱۴۸ دار النشر الصدف کراشی ۱۴۰۷

[۵] . شذرات الذهب ج۸ ص ۱۸۱

[۶] . الأصابه ج ۴ ص ۳۸۰

[۷] . فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج۲ ص ۷۵۴

[۸] . فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج ۲ ص ۹۷۰ و تاج العروس ج ۱۷ ص ۳۳۶

[۹] . النور السافر ج ۱ ص ۳۳۹

[۱۰] . الضوء اللامع ج ۵ ص ۹۰

[۱۱] . إیضاح المکنون فی الذیل على کشف الظنون ج ۳ ص ۵

[۱۲] . فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج ۲ ص ۸۴

[۱۳] . المعین فی طبقات المحدثین ج ۱ ص ۱۸۹

[۱۴] . الدرر الکامنه فی أعیان المئه الثامنه ج ۳ ص ۲۱۸

[۱۵] . التاریخ الکبیر ج ۲ ص ۲۵۵٫

[۱۶] . البدر الطالع ج ۱ ص ۲۸۹