فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

میرزا محمّدعلى ‏اردوبادى

اشاره‏:

دیار آذربایجان از آغاز تا به امروز مهد علم و ادب و فرهنگ بوده و شخصیّت هاى نامدارى در فقه، تفسیر، حکمت، حدیث، ادب فارسى و عربى، هنر، خطاطى، تاریخ و سیاست به این خطه از ایران اسلامى منسوب اند. از موفق‏ ترین چهره ‏هاى شیعى آذربایجان در قرن اخیر، فقیه فاضل و ادیب توانا حضرت آیهاللَّه حاج میرزا محمّدعلى اردوبادى است. نیک مردى که در علوم گوناگون حوزوى صاحب نظر و در فنون ادبى استاد مسلّم بود… . این نوشتار اشاره‏اى است کوتاه به زندگى این بزرگ مرد که قلم و زبان را در موضوعات مختلف علمى و فرهنگى به حرکت درآورد و میراث ماندگارى از خود به یادگار گذاشت.

تولد

در بیست و یکم ماه رجب سال (۱۳۱۲ه’.ق.)[۱] شور و شعف عجیبى فضاى خانه فقیه اهل بیت حاج میرزا ابوالقاسم اردوبادى را فراگرفت؛ چرا که خداوند متعال به ایشان فرزندى عنایت فرمود که اسمش را محمّدعلى نهادند.[۲] محمّدعلى در حالى که نزدیک به چهار بهار از عمر شریفش سپرى شده بود، به همراه‏ پدر فرزانه‏اش راهى نجف اشرف شد و در شهر زیباى علوى پرورش یافت.[۳] دروس مقدماتى، فقه و اصول را یکى پس از دیگرى پشت سرگذاشت و آنگاه در حلقه درس استدلالى پدر دانشمندش حاضر شد و بهره‏ هإ برد.[۴]

خاندان‏

میرزا محمّدعلى، فرزند آیهاللَّه میرزا ابوالقاسم (محمّدقاسم)، فرزند ملا محمّدتقى فرزند ملا محمّد قاسم، فرزند محمّدتقى اردوبادى تبریزى غروى، از خانواده‏اى اصیل و ساکن نجف اشرف است. از محل سکونت آنها قبل از نجف اطلاعى در دست نیست. این خانواده از نجف اشرف به اردوباد[۵] مهاجرت نمودند و در آنجا اقامت گزیدند اما باز، دست سرنوشت آنها را از اردوباد به تبریز کوچانده و در آن شهر ماندگار شدند.[۶]

پدر

پدر محمّدعلى، آیهاللَّه شیخ ابوالقاسم اردوبادى یکى از مراجع تقلید شیعه و از فرزانگان خطه آذربایجان بود. وى در سال ۱۲۷۴ ه’.ق. راهى عتبات عالیات شد و در فقه و اصول از حوزه درسى شیخ محمّدحسین، معروف به فاضل اردکانى (متوفّاى ۱۳۰۲ ه’.ق.) و شیخ زین ‏العابدین مازندرانى (متوفّاى ۱۳۰۹ه’.ق.) بهره‏ ها برد. او حکمت و فلسفه را از محضر علاّمه برغانى (متوفّاى ۱۳۱۰ ه’.ق.) فراگرفت و در عرفان و اخلاق از محضر عارف بزرگ، ملا حسین قلى همدانى (متوفّاى ۱۳۱۱ه’.ق.) کسب فیض نمود. اردوبادى مدارج عالى اجتهاد را نزد ملامحمّد ایروانى (متوفّاى ۱۳۰۶ ه’.ق.)، آیهاللَّه شیخ محمّدحسین کاظمى (متوفّاى ۱۳۰۸ ه’.ق.) و ملا على نهاوندى (متوفّاى ۱۳۲۲ ه’.ق.) تحصیل نمود و به بام بلند اجتهاد صعود کرد. او پس از سال‏ها تحصیل و تدریس از آیهاللَّه شیخ محمّد طه نجف اجازه روایت گرفت و از آیات عظام فاضل شربیانى، شیخ زین‏العابدین مازندرانى، میرزاى شیرازى و شیخ لطف‏ اللَّه مازندرانى اجازه اجتهاد دریافت نمود. وى حدود سال (۱۳۰۸ه’.ق.) به تبریز بازگشت و تربیت و تدریس طلاب علوم دینى را عهده دار شد و پس از هفت سال اقامت در زادگاه خود، در سال ۱۳۱۵ ه’.ق. به نجف مراجعت نمود و به تدریس و تحقیق مشغول گردید. وى پس از وفات شیخ محمّدحسن مامقانى و شیخ محمّد فاضل شربیانى به مرجعیّت عامه رسید و بسیارى از شیعیان آذربایجان، قفقاز، تمامى روسیه و دیگر شهرها در امر تقلید به وى رجوع کردند. سرانجام این عالم فرهیخته در راه سفر به خراسان در سال ۱۳۳۳ه’.ق. در همدان در گذشت و پس از چند سال پیکرش توسط فرزند برومند او آیهاللَّه میرزا محمّدعلى غروى اردوبادى به نجف اشرف منتقل و در یکى از حجره ‏هاى صحن مقدس علوى دفن گردید.

در «اعیان الشیعه» پنجاه و دو اثر از ایشان نام برده شده که برخى از آنها بدین شرحند:

۱. القبسات فى اصول الدین؛

۲. مناهج الیقین فى الرد على النصارى؛

۳. الشهاب المبین فى اعجازالقرآن؛

۴. مسائل الاصول در اصول فقه، در دو جلد؛

۵. النجم الثاقب فى نفائس المناقب و….[۷]

استادان‏

محمّدعلى بیست و یک سال داشت که در حوزه ‏هاى درس بزرگان نجف اشرف شرکت کرد و از دریاى مواج علم و دانش آنها دُرهاى گران‏ب هایى صید نمود. وى فقه و اصول را از محضر استادان زبردست مانند پدر بزرگوارش میرزا ابوالقاسم اردوبادى (۱۳۳۳-۱۲۷۴ ه’.ق.) و سیّد میرزا على شیرازى، فرزند میرزاى شیرازى فراگرفت. وى علوم حدیث، رجال، فقه و اصول را از استاد نامدار حوزه، ملا فتح ‏اللَّه، معروف به شیخ‏الشریعه اصفهانى (۱۲۹۶ – ۱۳۶۱ ه’.ق.) به خوبى آموخت. روح حقیقت ‏جو و عطش فراگیرى علوم اسلامى او را براى فراگرفتن فلسفه، کلام، عقاید و تفسیر به محضر استادان برجسته ‏اى چون شیخ محمّدحسین غروى اصفهانى (۱۳۶۱-۱۲۹۶ ه’.ق.) و شیخ محمّدجواد بلاغى نجفى (۱۳۵۲-۱۲۸۲ ه’.ق.) سوق داد و سال‏ها از خرمن درس آنان توشه برداشت. وى مدّتها از اصحاب خاص سیّد میرزا على شیرازى و شیخ محمّدحسین اصفهانى بود و بعد از وفات آنها از اصحاب راز سیّد عبدالهادى شیرازى (متوفّاى ۱۳۸۲ ه’.ق.) گردید.[۸]

اجتهاد

اردوبادى جوان، در اثر هوش و استعداد سرشار، در عنفوان جوانى به درجه اجتهاد نایل آمد و مورد تأیید استادان بزرگ نجف قرار گرفت. فرهیختگانى که اجتهاد و قوه استنباط او را مورد تأیید قرار داده‏اند عبارتند از:

۱. آیهاللَّه سیّد میرزا على شیرازى.

۲. آیهاللَّه میرزا حسین نائینى.

۳. آیهاللَّه شیخ عبدالکریم حائرى یزدى.

۴. آیهاللَّه سیّد حسن صدرالدین کاظمى.

۵. آیهاللَّه شیخ محمّدباقر آیتى بیرجندى.

۶. آیهاللَّه شیخ محمّدرضا (ابى‏المجد) اصفهانى.[۹]

مشایخ اجازه‏

بیش از شصت تن از فرزانگان گرانقدر به آیهاللَّه اردوبادى اجازه روایت داده‏ اند که نام برخى از آنها از این قرار است:

۱. میرزا محمّدتقى شیرازى.

۲. شیخ ابوجعفر معروف به مانع.

۳. سیّد محمّدحسن آل طالقانى.

۴. سیّد محمّدعلى شاه عبدالعظیمى.

۵. سیّد مصطفى نخجوانى.

۶. میرزا فرج‏اللَّه تبریزى.

۷. سیّد محسن قزوینى.

۸. میرزا على‏اکبر تبریزى.

۹. سیّد احمد موسوى بهبهانى.

۱۰. شیخ على مانع نجفى.

۱۱. سیّد احمد اسکویى تبریزى.

۱۲. سیّد نجم‏الحسن هندى.

۱۳. سیّد محمّدباقر کشمیرى.

۱۴. شیخ مرتضى کاشف‏الغطاء.

۱۵. سیّد مهدى غریفى بحرانى.

۱۶. سیّد محمّدعلى شهرستانى.

۱۷. سیّد جعفر آل بحرالعلوم.

۱۸. میرزا ابوالقاسم اردوبادى؛ پدر بزرگوارش.

۱۹. شیخ حسن لنکرانى (۱۲۷۷-۱۳۶۱ه’.ق.)

۲۰. شیخ عبداللَّه مامقانى (۱۲۹۰-۱۳۵۱ه’.ق.)

۲۱. شیخ محمّدحرزالدین‏نجفى (۱۳۶۵ – ۱۲۷۳ ه’.ق.).

۲۲. شیخ على‏اکبر نهاوندى (۱۳۶۹ – ۱۲۷۸ه’.ق.).

۲۳. شیخ آقا رضا اصفهانى (۱۲۸۷-۱۳۶۲ه’.ق.)

۲۴. شیخ هادى کاشف‏الغطاء (۱۳۶۱ – ۱۲۸۹ه’.ق.).

۲۵. شیخ محمّدحسین کاشف‏الغطاء (۱۳۷۳ – ۱۲۹۴ ه’.ق.).

۲۶. شیخ آقا بزرگ تهرانى (۱۲۹۳-۱۳۸۹ه’.ق.)

۲۷. سیّدابوتراب خوانسارى (۱۳۴۶ – ۱۲۷۱ه’.ق.).

۲۸. حاج آقا حسین طباطبایى بروجردى (۱۲۹۲-۱۳۸۰ ه’.ق.).

۲۹. میرزا محمّدحسین نائینى (۱۳۵۵ – ۱۲۷۷ ه’.ق.).

۳۰. حاج آقا حسین طباطبایى قمى (۱۳۶۶ – ۱۲۸۲ ه’.ق.).

۳۱. حیدر قلى سردار کابلى (۱۳۷۲ – ۱۲۹۳ه’.ق.).

۳۲. شیخ محمّد باقر آیتى بیرجندى (۱۳۵۲ – ۱۲۷۶ ه’.ق.)

۳۳. سیّد محسن امین (۱۲۸۴-۱۳۷۱ ه’.ق.).

۳۴. سیّد حسن صدر (۱۲۷۲-۱۳۵۴ ه’.ق.).

۳۵. شیخ ضیاءالدین عراقى (۱۳۶۱ – ۱۲۷۸ه’.ق.).

۳۶. سیّد محمّدباقر اصتهباناتى (۱۳۷۲ – ۱۲۹۷ ه’.ق.).

۳۷. شیخ عبّاس قمى (۱۲۹۴-۱۳۵۹ ه’.ق.).

۳۸. سیّد ابوالحسن نقوى لکهنوى (۱۳۵۵ – ۱۲۹۸ ه’.ق.).

۳۹. سیّدعبدالحسین‏شرف‏الدین(۱۳۷۷ – ۱۲۹۰ ه’.ق.)

۴۰. شیخ محمّدعلى شاه آبادى (۱۳۶۹ – ۱۲۹۲ ه’.ق.).

۴۱. شیخ عبدالحسین بغدادى (۱۳۶۵ – ۱۲۸۰ ه’.ق.).

۴۲. شیخ على زاهد قمى (۱۳۷۱ – ۱۲۸۳ه’.ق.).

۴۳. سیّد آقا امام شوشترى (۱۳۸۴ – ۱۲۹۱ه’.ق.).

۴۴. سیّد هادى بجستانى (۱۳۶۸ – ۱۲۹۷ه’.ق.).

۴۵. سیّد نجم‏الدین لکهنوى (۱۳۶۰ – ۱۲۷۱ه’.ق.).[۱۰]

اجازات‏

جمع کثیرى از عالمان عراق، ایران، سوریه و لبنان از وى اجازه نقل روایى دریافت نموده‏اند. بعضى از اجازات وى مفصل و خود کتابى مستقل است و ارزش رجالى دارد. افرادى که از ایشان اجازه روایت دریافت نموده ‏اند عبارتند از:

۱. سیّد محمّدهادى میلانى.

اجازه ایشان مفصل بوده و در سیزدهم شعبان (۱۳۶۱ ه’.ق.) در کربلا صادر شده است.

۲. سیّد شهاب‏الدین مرعشى نجفى.

اجازه وى در ۸ جمادى الثانى ۱۳۶۱ ه’.ق. صادر شده است.

۳. سیّد مهدى غریفى بحرانى.

۴. سیّد احمد اسکویى.

۵. سیّد على‏ نقى نقوى لکهنوى، صاحب کتاب «حفاظ الشیعه».

۶. سیّد محمّدصادق بحرالعلوم.

۷. شیخ محمّدباقر ساعدى خراسانى.

۸. ملا على واعظ خیابانى.

اجازه وى در صفحه ۶۶۲ جلد صیام وقایع الایام ذکر شده است.[۱۱]

۹. سیّد على مدد موسوى بیرجندى.[۱۲]

شاگردان‏

اردوبادى یکى از استادان فاضل حوزه بود. او در نجف به فعالیت‏ هاى علمى و اجتماعى و فرهنگى همت گماشت و به تربیت طلاب علوم دینى پرداخت. از جمله شاگردان آن بزرگوار مى ‏توان به سه چهره برجسته علمى اشاره نمود:

۱. شهید آیهاللَّه قاضى طباطبایى (۱۳۳۳ – ۱۳۹۹ ه’.ق.).[۱۳]

۲. سیّد عبدالعزیز طباطبایى (۱۳۴۸ – ۱۴۱۶ه’.ق.).

ایشان در روز بیست و سوم جمادى الاولى (۱۳۴۸ ه’.ق.) در نجف تولد یافت. علوم حوزوى را از استادان بزرگ نجف فرا گرفت و در مراحل سطوح عالى از محضر آیهاللَّه سیّد عبدالهادى شیرازى، آیهاللَّه سیّد ابوالقاسم خویى، آیهاللَّه شیخ صدرا بادکوب ه‏اى، آیهاللَّه شیخ عبدالحسین رشتى و… کسب دانش نمود. وى در تهیه و تدوین دائرهالمعارف بزرگ کتاب‏ شناسى شیعه، الذریعه الى تصانیف الشیعه و کتاب گران سنگ الغدیر، نقش مهمى داشت.

ایشان همیشه از استاد خود، میرزا محمّدعلى اردوبادى به بزرگى یاد مى ‏کرد و کمک به دیگران در تحقیق و رفع مشکلات علمى را از خصوصیات بارز استادش مى‏ دانست. محقّق طباطبایى پس از سالها تلاش علمى و خدمت به فرهنگ شیعه، در هفتم رمضان (۱۴۱۶ ه’.ق.) در قم درگذشت و در جوار مرقد مطهّر حضرت معصومه(ع) به خاک سپرده شد.[۱۴]

۳. محمّدهادى امینى (۱۴۱۲-۱۳۵۰ ه’.ق.).

حجهالاسلام دکتر محمّدهادى امینى، فرزند علاّمه امینى در سال ۱۳۵۰ه’.ق. در تبریز متولد گردید. وى با ترغیب و تشویق پدر بزرگوارش وارد حوزه علمیه شد و درس ‏هاى حوزوى را از محضر استادان والامقامى چون سیّد محسن حکیم، میرزا محمّدعلى اردوبادى، سیّد على فانى، شیخ آقا بزرگ تهرانى، سیّد حسین حمامى، علاّمه محمّدتقى جعفرى و علاّمه امینى کسب فیض نمود. او هم چنین به دلیل علاقه به ادبیات و شعر زبان عربى، وارد دانشگاه الازهر مصر گردید و موفق به دریافت مدرک دکترا، در رشته ادبیات عرب شد. وى سال‏ ها در موضوعات مختلف علمى مانند ادب و شعر عرب، رجال، تاریخ، حدیث و مأخذشناسى به تحقیق پرداخت و آثار سودمندى از خود به یادگار گذاشت. سرانجام این عالم فرزانه در هجدهم شعبان سال (۱۴۱۲ ه’.ق.) درگذشت و به ملکوت اعلى پیوست.[۱۵]

فعالیّت هاى علمى‏

محقّق اردوبادى از جمله فقیهانى بود که در طول شصت وهشت سال عمر، در امر تحقیق و تدوین دهها اثر و تربیت دهها شاگرد نام نیکى از خود به یادگار گذاشت. فعالیت‏ هاى علمى ایشان را مى‏ توان در موارد زیر ارائه نمود:

عرصه شعر و ادب‏

وى در ادبیات و اشعار عربى بر اکثر شاعران عرب برترى داشت و شیوه عالى وى، شاعران عرب زبان را متحیر مى ‏نمود. ایشان سرودن اشعار عربى و فارسى را از دوران جوانى شروع نمود و شعر را به خدمت حکمت علمى و مواعظ و منقبت اهل بیت(ع) به کار گرفت. بیشتر اشعار وى به زبان عربى بوده و کمتر شعر فارسى سروده است. دیوان ایشان حاوى شش هزار بیت بوده و بیشتر در زمینه مواعظ دینى و اهل بیت پیامبر خدا(ص) سروده شده است.[۱۶]

نمونه‏اى از اشعار ایشان در مدح امیرالمؤمنین(ع) چنین است:

لقد وضح الهدى فى یوم خمّ‏

ینوء بعبئه النبأ العظیمُ

فغضَّت طرفها عنهُ نمیرٌ

کما عن رشده ضلّت تمیمٌ‏[۱۷]

سنگر مطبوعات‏

ایشان با برخى از مجلات کشورهاى اسلامى همکارى داشت و هماره در خدمت به علم و دین کوشا بود. او در کنار استاد فرزانه‏ اش آیهاللَّه شیخ محمّدجواد بلاغى مبارزات خستگى ناپذیرى علیه تبلیغات مسیحى و استعمار نو، برپاداشت و با نگارش مقالات ارزشمند در موضوعات مختلف و انتشار آنها در ده‏ها مجلّه از جمله «المرشدالبغدادیه» و «الهدى العماریه» و «الرضوان الهندیه» -[۱۸] با دشمنان اسلام و تشیّع به مبارزه‏ برخاست.[۱۹]

یاور پژوهشگران‏

همواره منزل و کتابخانه خصوصى او به روى مشتاقان علم و دانش باز بود و ساعت ‏ها وقت خود را صرف تکمیل آثار دیگران مى‏ کرد. وى یار و یاور و مشاور علاّمه امینى بوده و بخش ادبى این کتاب ارزنده الغدیر مرهون قلم ادبى آن ادیب فرزانه آزاد اندیش است. کتاب‏شناس معاصر، علاّمه شیخ آقا بزرگ تهرانى در بیشتر مجلدهاى الذریعه از ایشان یاد کرده و برخى از کتابهاى نفیس موجود در کتابخانه معظم له را ذکر مى‏ کند.[۲۰]

میراث ماندگار

از محقّق شهیر آیهاللَّه اردوبادى بیش از سى اثر علمى در رشته ‏هاى کلام، فقه، اصول، تاریخ، رجال و تفسیر به یادگار مانده که هر کدام بیانگر بعد علمى ایشان است. آثار ایشان بدین قرار است:

۱. تفسیر قرآن کریم؛

این تفسیر در سال ‏هاى پایانى، عمر شریف مؤلف، که در خانه عزلت داشت نوشته شده است. او این تفسیر را املا مى ‏نمود و نوه‏اش مى‏نوشت. این تفسیر حاوى جزء اول قرآن کریم بوده و نسخه اصلى آن در کتابخانه او در نجف اشرف نگهدارى مى‏شود.[۲۱]

۲. تفسیر سوره اخلاص؛

این تفسیر فقط شامل سوره مبارکه اخلاص بوده و به شیوه کلامى نوشته شده است. تفسیر فوق با تحقیق و مقدمه شیخ جعفر بن شیخ عبّاس حائرى در مجله «تراثنا» در قم به چاپ رسیده است.

۳. امیرالمؤمنین و مولده بالکعبه؛[۲۲]

این کتاب در اثبات تولد حضرت على(ع) در کعبه بوده و در سال ۱۳۸۰ه’.ق. در نجف چاپ شده است.

۴. حاشیه بر بهجهالعقاید فى اصول الدین؛[۲۳]

این کتاب تألیف ملا نجف على بن فضل على قره باغى است.

۵. الحدیقه المبهجه؛[۲۴]

این کتاب یکى از اجزاء شش گانه کشکول ذى ‏الفوائد است.

۶. الدرّهالغرویه فى التحفه العلویه؛[۲۵]

این کتاب در بیان سندهاى حدیث غدیر است.

۷. دیوان شعر؛[۲۶]

این دیوان حاوى شش هزار بیت است.

۸. الرد على الوهابیه؛[۲۷]

این کتاب در سال ۱۳۴۵ در نجف به چاپ رسیده است.

۹. قطف الزهر؛[۲۸]

۱۰. زهرالریاض؛

۱۱. الحدائق ذات الاکمام؛

۱۲. الریاض الزهره؛[۲۹]

۱۳. زهر الربى؛[۳۰]

۱۴. سبائک التبرفیما قیل فى الامام المجدد الشیرازى و آله من الشعر؛[۳۱]

این کتاب جلد دوم از کتاب «ذکرى الامام المجدد الشیرازى» بوده که تألیف آن در سال ۱۳۶۸ به پایان رسیده است.

۱۵. سبیک النظار فى شرح حال الثار فى شرح حال شیخ الثار؛[۳۲]

۱۶. السبیل الجدد الى حلقات السند؛[۳۳]

این کتاب مجموعه اجازات مرحوم آیهاللَّه اردوبادى است.

۱۷. الکلمات التامات فى المظاهر العزائیه؛[۳۴]

۱۸. الکلمات الجامعه حول المظاهر العزائیه؛[۳۵]

این کتاب در نقد کتاب «التنزیه فى اعمال الشیعه» تألیف آیهاللَّه سیّد حسن امین است. آیهاللَّه امین در کتاب یاد شده درباره تعطیل کردن مراسم عزادارى و تعزیه گردانى حضرت اباعبداللَّه الحسین(ع) سخن رانده و از بعضى بدعتها و منکرات در عزادارى سخن گفته است. این کتاب نخستین کتاب، در مورد عزادارى حضرت امام حسین(ع) بوده که از مناقشه انگیزترین کتابها است. به دنبال چاپ کتاب مذکور در سال ۱۳۴۸ ه’.ق. چند کتاب در ردّ آن نوشته شد که یکى از آنها کتاب ذکر شده آیهاللَّه اردوبادى است.

۱۹. حیاه ابراهیم بن مالک الاشتر؛[۳۶]

این کتاب ضمن کتاب «مالک ‏اشتر» تألیف سیّد محمّدرضا حکیم در سال ۱۳۶۵ در تهران به چاپ رسید.

۲۰. المثل الاَعلى؛[۳۷]

این کتاب در شرح حال على حمزه، فرزند قاسم علوى، از فرزندان حضرت ابوالفضل العبّاس(ع) است. این کتاب در سال ۱۳۶۰ه’.ق. تألیف شده است.

۲۱. الروض الأغن؛[۳۸]

۲۲. حیاه سبع الدجیل؛[۳۹]

این کتاب شرح‏ حال امامزاده سیّد محمّد، فرزند امام هادى(ع) است که نزدیک سامرا مدفون است.

۲۳. منظومه فى واقعه الطّف؛[۴۰]

۲۴. کتاب سبیک النظار فى تنزیه المختار ابن ابى عبید الثقفى؛

۲۵. رساله فى الردّ على ابن بلیه؛[۴۱]

۲۶. رساله فى حلق اللحیه؛[۴۲]

۲۷. الانوار الساطعه فى تسمیه حجهاللَّه القاطعه؛

۲۸. منظومه على مناظه ارجوزه نیّر؛[۴۳]

۲۹. تقریرات دروس فقه؛

۳۰. تقریرات دروس اصول؛[۴۴]

۳۱. اثبات مفاسد المشروطه؛

۳۲. تاریخ علماى آذربایجان؛

۳۳. التحفه الجمالیه؛

۳۴. الجواهر المنضد؛

۳۵. مقتل الحسین(ع)در دو جلد؛[۴۵]

۳۶. رساله‏اى در ردّ شیخ طنطاوى؛

شیخ طنطاوى در کتاب «تاج مرصّع» صفحه ۱۶۵، تعظیم و احترام به قبور مؤمنان را غلوّ در دین و بت پرستى معرفى مى‏ کند. آیهاللَّه اردوبادى در جواب گفته‏ هاى ایشان رساله ‏اى به درخواست صاحب علماى معاصرین در تبریز مى ‏نویسد. این رساله در جلد چهارم وقایع الایام ملا على واعظ خیابانى به چاپ رسیده است.[۴۶]

از منظر بزرگان‏

آیهاللَّه میرزا محمّدعلى مدرّس خیابانى در مورد ایشان مى ‏نویسد:

«وى عالمى است عامل، فاضل کامل، ادیب یگانه، دانشمند فرزانه، جامع کمالات نفسانیه، داراى قریحه شعریّه صافیه.»[۴۷]

آیهاللَّه ملا على واعظ خیابانى درباره شخصیّت و تألیفات وى مى ‏نگارد:

صاحب عنوان ایّده ‏اللَّه ‏الملک‏المنان از احبّاء و اخلاّء جانى حقیر که استفاده کثیره و استفاضه وفیره از کتب و بیانات ایشان در تبریز و نجف اشرف حاصل کرده. امروز از ترک و فرس در انشاء نظم و نثر عربى بى‏ نظیر و هرکس تقریظات او را در کتب علماء و محدّثین و تقریضاتش را در حق فضلاء و مؤلفین دیده و خوانده شبهه و تردیدى در این باب نمانده تمام انشاءات و مقطّعات و قصایدش موافق عصرى و بیانات و مقالات آن عالم یگانه مطابق طرف و اسلوب مصرى هر که مولد او را نداند هم چون تصور مى ‏نماید که از قحّ عرب و از اُسّ حجاز است.[۴۸]

رحلت‏

سرانجام شمع پر فروغ وجود این عالم وارسته در شب پانزدهم صفر سال (۱۳۸۰ ه’.ق.) در شهر مقدس کربلا به خاموشى گرایید و به ملکوت اعلى پیوست. پیکر مطهر این عالم پرهیزگار در میان غم و اندوه قشرهاى مختلف مردم به نجف اشرف منتقل گردید و پس از تشییع بسیار با شکوه و با حضور آیات عظام و علماى اعلام، در صحن مطهر و در جوار مرقد شریف حضرت على(ع) به خاک سپرده شد. با انتشار خبر رحلت این عالم فرهیخته، در بسیارى از شهرهاى ایران و کشورهاى اسلامى مجالس فاتحه و سوگوارى برگزار گردید.[۴۹]

پی نوشت:

[۱] ریحانهالادب و علماى معاصرین تولد وى را یازدهم رجب ۱۳۱۲ ه’ .ق. ذکر کرده‏ اند.

[۲] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۳.

[۳] المسلسلات فى الاجازات، ج ۲، ص ۳۶.

[۴] اثر آفرینان، ج ۱، ص ۲۳۵.

[۵] اردوباد از شهرهاى آذربایجان و در سه کیلومترى رودخانه ارس قرار دارد. دهخدا و سامى در باره این شهر مى‏نویسند: موضعى است در آذربایجان و باغستان زیاد دارد و غله و انگور و میوه آن نیکو و آب وى از کوه هاى قبان خیزد و فاضل آن آب در ارس ریزد. (لغت نامه دهخدا، ج ۱، ص ۱۵۲۹؛ قاموس الاعلام، ج ۲، ص ۸۲۶ ).

[۶] المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶.

[۷] ریحانهالادب، ج ۱، ص ۲۰۵ و۲۰۶؛ معجم‏المؤلفین، ج ۸، ص ۱۱۶؛ نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، ج ۱، ص ۶۲ و ۶۳؛ اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۱۰ و ۴۱۱؛ الکنى والالقاب، ج ۲، ص ۲۱؛ علماى معاصرین، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.

[۸] الغدیر فى التراث الاسلامى، ص ۲۰۲.

[۹] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۲.

[۱۰] المسلسلات، در بیشتر صفحات.

[۱۱] المسلسلات فى الاجازات، ج ۲، ص ۳۹.

[۱۲] معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۴۶.

[۱۳] مفاخر آذربایجان، ج ۱، ص ۳۷۹.

[۱۴] فصلنامه «نهج البلاغه»، سال اول، ش ۲ و ۳، ص ۱۸۳.

[۱۵] همان، سال اول، ش ۲ و ۳، ص ۱۴۶.

[۱۶] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۵؛ مفاخر آذربایجان، ج، ص ۳۴۳؛ الذریعه، ج ۹، ص ۷۳۹.

[۱۷] علماى معاصرین، ص ۲۴۷.

[۱۸] مشهد الامام، ج ۲، ص ۱۱۳.

[۱۹] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۵؛ دایره المعارف تشیّع، ج‏۲، ص ۷۲.

[۲۰] مفاخر آذربایجان، ج ۱، ص ۳۴۲.

[۲۱] المسلسلات فى الاجازات، ج ۲، ص ۴۰.

[۲۲] الذریعه، ج ۲، ص ۳۵۲؛ نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۶.

[۲۳] الذریعه، ج ۳، ص ۱۶۳.

[۲۴] همان، ج ۶، ص ۳۸۹.

[۲۵] الذریعه، ج ۸، ص ۱۰۴؛ الغدیر فى التراث الاسلامى، ص ۲۰۱-۲۰۵.

[۲۶] همان، ج ۹، ص ۷۳۹ و ۷۴۷.

[۲۷] همان، ج ۱۰، ص ۲۳۶.

[۲۸] همان، ج ۱۷، ص ۱۵۹.

[۲۹] همان، ج ۱۲، ص ۷۱.

[۳۰] همان، ص ۶۸.

[۳۱] همان، ص ۱۲۴.

[۳۲] همان، ص ۱۳۵.

[۳۳] همان، ص ۱۳۷.

[۳۴] همان، ج ۱۸، ص ۱۱۳.

[۳۵] همان، ص ۱۱۴.

[۳۶] همان، ج ۱۹، ص ۲۶.

[۳۷] همان، ص ۷۸.

[۳۸] این رساله یکى از اجزاء شش گانه کشکول «ذى الفوائد» است.

[۳۹] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۵.

[۴۰] همان، ص ۱۳۳۶.

[۴۱] مشهد الامام، ج ۲، ص ۱۱۳.

[۴۲] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۵.

[۴۳] این منظومه شبیه منظومه شیخ محمّدتقى نیّر تبریزى است و در حدود ۱۶۵۱ بیت به نظم کشیده شده است.

[۴۴] نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۳۶.

[۴۵] المسلسلات فى الاجازات، ج‏۲، ص ۴۰.

[۴۶] علماى معاصرین، ص ۲۴۷.

[۴۷] ریحانهالادب، ج ۱، ص ۲۰۵.

[۴۸] علماى معاصرین، ص ۲۴۷؛ نقباء البشر، ج ۱، ص ۱۳۳۳ و ۱۳۳۴؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷؛ مشهد الامام، ج ۲، ص ۱۱۳؛ شهداء الفضیله، ص ۳۴۹؛ مصفى المقال، ص ۳۰۷؛ الکنى و الالقاب، ج ۲، ص ۲۰.

[۴۹] المسلسلات فى الاجازات، ج‏۲، ص ۴۰؛ نقباء البشر، ج ۴، ۱۳۳۵.

منبع: محمّد الوانساز خویى‏