میانه روی در نهج البلاغه

  1. اسراف، کار منافقین

«إن عذلوا کشفوا، و إن حکموا أسرفوا.»

در توصیف منافقان مى فرماید: هرگاه سرزنش کنند پرده درى مى کنند و هرگاه حکم رانند از حد مى گذرانند.

  1. بخشش مال و ثروت

«ألا ان اعطاء المال فى غیر حقّه تبذیر و اسراف، و هو یرفع صاحبه فى الدنیا و یضعه فى الاخره، و یکرمه فى الناس و یُهینه عند الله.»

همانا بخشیدن مال در غیر محلش تبذیر و اسراف است. این کار، شخص را در دنیا سربلند، ولى در آخرت سرافکنده مى سازد، در میان مردم او را گرامی و در نزد خداوند پست مى گرداند.

  1. بهترین مردم

«خیر الناس فىّ حالاً النمَط الاوسط ، فالزموه.»

بهترین مردم درباره من (على علیه السلام) گروه میانه رو هستند (نه دشمنى دارند و نه غلو کنند)بنابراین از آن ها جدا نشوید.

  1. احوال جاهلان

«لا ترى الجاهل الا مُفرِطا او مُفرّطا.»

جاهل را نمى بینى مگر آن که یا زیاده روى (افراط) مى کند و یا کوتاهى (تفریط) مى کند.

  1. اعتدال در زندگى

«کُن سَمَحاً و لا تکن مبذّرا، و کُن مُقدّرا و لا تکن مُقتّرا.»

بخشنده باش ولی ولخرج مباش، و (در زندگى) حسابگر باش ولی سخت گیر و تنگ نظر مباش.

  1. تکیه گاه اعتدال

«نحن النُمرُقه الوُسطى، بها یلحق التالى، و إلیها یرجع الغالى.»

ما تکیه گاه اعتدالیم که باید عقب ماندگان خود را بدان برسانند و تندروان بدان بازگردند.

  1. تعادل در امور زندگى

«لا تسألوا فیها فوق الکفاف، و لا تطلبوا منها اکثر من البلاغ.»

در دنیا بیش از احتیاج نخواهید و بیش از آنچه برای زندگی لازم است از آن طلب نکنید.

  1. دورى از حرص و آز

«من اقلّ منها استکثر مما یؤمنه و من استکثر منها استکثر مما یوبِقُه.»

کسى که از دنیا کم (به اندازه نیاز) برگیرد، مایه ایمنى بسیار به دست آورده است و هر که از آن مقدار زیادى به دست آورد، مایه هلاک خود را افزون ساخته است.

  1. میانه روى در اموال

«دَع الاسراف مُقتصدا، و اذکر فى الیوم غداً، و امسک من المال بقدر ضرورتک، و قدّم الفضل لیوم حاجتک.»

اسراف را کنار بگذار و میانه روى پیشه کن، از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت براى خویش نگهدار و زیادى را براى روز نیازمندیت (در قیامت) از پیش بفرست.

  1. بسنده به اندک نمودن

«المَنیه و لا الدنیه و التقلّل و لا التوسّل.»

مرگ آرى! اما پستى و خوارى هرگز، و به اندک بسنده کردن آرى! اما دست سوى این و آن دراز کردن هرگز.

  1. راه مستقیم و میانه

«الیمین و الشمال مضلّه، و الطریق الوسطى هى الجاده، علیها باقى الکتاب و آثار النبوه.»

انحراف به راست و چپ گمراهى است و راه مستقیم و میانه، جاده حق است و قرآن و آثار نبوت (خاندان پیامبر) بر همین راه است.

  1. افراط و تفریط

«لقد علق بنیاط هذا الانسان بضعه هى اعجب مافیه. و ذلک القلب، و ذلک ان له مواد من الحکمه و اضدادا من خلافها؛ فان سنح له الرجاء اذله الطمع، و ان هاج به الطمع اهلکه الحرص، و ان ملکه الیأس قتله الاسف… و ان افرط به الشبع کظته البطنه. فکل تقصیر به مضر، و کل افراط له مفسد.»

هر آینه و به تحقیق پاره گوشتى که به رگ هاى بدن انسان، آویخته، آن پاره گوشت، عجیب ترین چیزى است که در او (یعنى انسان) یافته مى شود و آن قلب، است که ریشه هایى از حکمت و فضایل اخلاقى و نیز چیزهایى که مخالف حکمت و فضایل اخلاقى است ؛ یعنى اخلاق رذیله، در آن وجود دارد. پس اگر امید در قلب آشکار گردد، طمع انسان را خوار مى سازد و اگر طمع آن را به هیجان و جنبش درآورد، حرص، او را هلاک مى کند و اگر ناامیدى بر آن چیره گردد، اندوه، آن را مى کشد. و اگر در سیرى زیاده روى کند، پرى معده او را رنج مى دهد. بنابراین هر کوتاهى و سهل انگارى براى انسان زیانبار و هر زیاده روى در هر کارى براى او فساد آور است.

  1. بخشش فقط در راه خدا

«لیس لواضع المعروف فى غیر حقه و عند غیر اهله من الحظّ فیما أتى الا مَحمده اللئام و ثناء الاشرار و مقاله الجهال، مادام مُنعماً علیهم ما أجود یده! و هو عن ذات الله بخیل!»

کسى که کار نیک خود را در غیر راه صحیح و نزد نااهلان قرار دهد، بهره اى جز ستایش ناپاکان و ثناگویى اشرار و گفتار نادانان ندارد و این ها هم تا هنگامى است که به آن ها بخشش مى کند و مى گویند: چه دست سخاوتمندى دارد؛ و حال آن که از بخشش در راه خدا بخیل است.

  1. میوه تفریط

«ثمره التفریط الندامه، و ثمره الحزم السلامه.»

پشیمانى میوه تفریط است و سلامت امنیت محصول احتیاط است.

پی نوشت:

  1. خطبه ۱۹۴٫
  2. خطبه ۱۲۶٫
  3. خطبه ۴۷٫
  4. حکمت ۷۰٫
  5. حکمت ۳۳٫
  6. حکمت ۱۰۹٫
  7. خطبه ۴۵٫
  8. خطبه ۱۱۱٫
  9. نامه ۳۱٫
  10. حکمت ۳۹۶٫
  11. خطبه ۱۶٫
  12. حکمت ۱۰۸٫
  13. خطبه ۱۴۲٫
  14. حکمت ۱۸۱٫

منبع: نهج البلاغه موضوعى، عباس عزیزى