خانواده شیعی » سبک زندگی »

مواجهه با مد در مدار عقلانیت

مرورى بر وضعیت مدگرایی از گذشته تاکنون

این روزها مساله حجاب و نحوه برخورد با پدیده بدحجابی و مدزدگی در پوشش جوانان مساله ای اجتماعی و سیاسی شده است.

با اینکه همه اذعان دارند باید این مساله فارغ از سیاست زدگی و کشمکش های بی سرانجام سیاسی مورد توجه قرار گیرد اما خروج از این مساله نیز نمی تواند به آسانی صورت گیرد چه آنکه مساله حجاب در ایران معاصر از اساس با یک توطئه سیاسی پدید آمد. اما می توان با هوشمندی و تدبیر عاقلانه و پرهیز از غوغاسازی با این پدیده به عنوان یک مساله فرهنگی ـ اجتماعی برخورد کرد و راهی برای گذر از آن جستجو کرد.

مد از کجا پیدا شد

نوع پوششی که امروز «مد» نامیده می شود همراه با تعمیق مدرنیته و تجددگرایی در متن جامعه ایرانی رایج شد. هنگامی که رضاخان با قلدری و با پشتیبانی عوامل استعمار در ایران یک «دولت شبه مدرن» بنا کرد از سوی یک محفل روشن فکری هشت نفره که اتاق فکری رژیم رضاخانی را تشکیل می داد وی مامور شد تا با سنت زدایی تجددگرایی را از طبقات اشراف به طبقات زیرین جامعه تحمیل کند.

تاسیس سازمان «وعظ و خطابه» برای کنترل نهادهای تبلیغی ـ دینی کلاه پهلوی و لباس متحدالشکل کشف حجاب نظام دیوانسالاری شبه مدرن و حتی تغییر سبک معماری از خامه اندیشه همین محفل بود. از این میان پیشنهاد لباس متحدالشکل و کشف حجاب به یحیی دولت آبادی باز می گشت. او از بانیان ازلی و فراماسونر بود و با طرح این پیشنهاد برای رضاخان عملا مبارزه با شوون ظاهری انسان مسلمان به مبارزه برخاست. وی نخستین ایرانی است که در مجامع عمومی از همسر و دخترانش حجاب را برداشت و رضاخان را نیز به این کار تشویق کرد. البته پیش از وی طاهره برغانی (قره العین) مرید سیدکاظم رشتی که بعد جزو اصحاب «الحی» علی محمد باب شده بود با کشف حجاب این اقدام را جزو آموزه های دینی باب معرفی کرده بود. از آن پس قزاق ها مامور شدند تا هر جا بانوی محجبه ای می بینند به زور چماق و سرنیزه حجاب آنها را بردارند. در برخی از محلات و شهرهای کشور نوامیس مردم سال ها از روی بام یا حفره هایی که بین خانه های خود و همسایه ایجاد کرده بودند رفت و آمد می کردند تا با قزاق ها و گزمه های رضاخانی مواجه نشوند.

بالاخره مصرف رضاخان پایان یافت. اما جالب اینجاست که محفل روشن فکری که نظام رضاخانی را هدایت می کرد با رفتن رضاخان پابرجا ماند و از این پس پروژه مدرنیزاسیون را به محمدرضا دیکته می کرد. بعد از رضاخان آنان دریافتند که دیگر برخوردهای قلدرمآبانه کارکرد خود را از دست داده است بنابراین پروژه سنت زدایی و تجددآفرینی را با اقدامات نرم افزاری و خزنده ادامه دادند. از این پس تغییر در شوون فرهنگی و اجتماعی جامعه با همان شدت و حدت ادامه یافت اما نوع مواجهه ظریف تر بود. همین زمان بازار مددسازی و سالن های مدنمایی با پشتیبانی دولت گرم شد.

جهانشاه و اولین کانون مدنمایی چگونگی حمایت پشتیبانی رژیم سفاک پهلوی از مدسازی و مدنمایی را می توان در زندگی و احوالات خانم «زینت جهانشاه» به خوبی مشاهده کرد; البته برای یافتن ارتباط سازمانی وی با دربار تامل بیشتری کرد اما همین سرگذشت و فعالیت های او به خوبی نمایانگر روند «مدرنیزاسیون نرم در بعد پوشش جامعه» پس از مدرنیزاسیون سخت رضاخانی» است. زینت جهانشاه دختر سرهنگ حبیب الله فرود بود و تا زمانی که در ایران بود در دبیرستان «ژاندارک» تحصیل می کرد. این دبیرستان با حمایت فرانسویان در تهران دایر شده بود و ویژه فرزندان اعیان و اشراف بود. سرهنگ فرود زمانی سرپرست محصلان وزارت جنگ شد و برای رتق و فتق امور این محصلان به آلمان رفت. او در این سفر دختر خود را نیز همراه برد و او را برای ادامه تحصیل به مدرسه دخترانه «لته فراین» سپرد. این مدرسه یک آموزشگاه بین المللی بود و دانش آموزانی از اقصی نقاط جهان داشت. اغلب این دانش آموزان دختران شخصیت های سیاسی و متمولی بودند که برای آموختن آداب زندگی مدرن به این مدرسه اعزام می شدند. در این مدرسه خانه داری متجددانه و اموری چون «تندنویسی» و «ماشین نویسی» «حقوق زن» «پرنده شناسی» «جانورشناسی» «پرورش گل و گیاه خانگی» «آشپزی» «سفره آرایی» «خیاطی» «لباسشویی» «اتو و رفو کردن و وصله کردن لباس» «شوهرداری» «رقص» «موسیقى» «مهماندارى» و… تدریس می شد.

جهان شاه یکسال و نیم در این مدرسه درس خواند و سپس با یک افسر جوان ازدواج کرد. بعد از آن برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن ـ پایتخت سوئیس ـ شد. او در این شهر کار خیاطی حرفه ای را با جدیت ادامه داد و دوره آموزشی خود را تکمیل کرد.

سپس با شوهرش که مامور خدمت در فرانسه شده بود راهی پاریس شد و فرصت مهیاتری برای ادامه کار حرفه ای خود در پیش رو یافت. فرهنگ شیک پوشی و راحت طلبی مردم فرانسه از سالهای دور پاریس را به شهر مدسازی تبدیل کرده بود. او در این شهر نزد «پیر بالمن» که از معروف ترین خیاطان اروپا بود طراحی دوخت و دوز و شیوه های اداره یک نمایشگاه مد و مشتری داری را آموخت. یک سال بعد و در حالی که جنگ جهانی پایان یافته بود او و همسرش به ایران بازگشتند و همان سال (۱۳۲۱) نخستین کارگاه و نمایشگاه لباس مد فرنگی را در ایران دایر کرد. این نمایشگاه که در خیابان امیریه تاسیس شده بود ابتدا با ۵ کارگر کارش را شروع کرد اما به زودی با جذب مشتریانی از زنان اشراف و درباریان به یک فروشگاه و نمایشگاه بزرگ و مجهز تبدیل شد. او با جذب تعدادی دختر و زن جوان که جدیدترین لباس ها را پوشیده بودند برای زنان اعیان و اشراف برنامه نمایشی ویژه ترتیب می داد و آنان را به خرید کالاهای خود تشویق می کرد تا اینکه نمایشگاه و فروشگاه وی به عرضه کننده لباس مد و معیار تبدیل شد و بقیه نمایشگاه ها و فروشگاه ها نیز از الگوهای وی تبعیت می کردند. قیمت یک پالتوی زنانه در نخستین روزهای فروش ۱۰۰۰ ریال بود. در آن ایام کارمزد روزانه یک کارگر ساده کمتر از ۵ ریال بود. او تا سال ۱۳۴۷ کار خود را ادامه داد و بعد با واگذاری فروشگاه و نمایشگاه خود به دخترش خود را بازنشسته کرد.

مفهوم شناسی مد

مد در لغت به معنی سلیقه تازه و روش جدید است اما در اصطلاح، به تغییر سلیقه ناگهانی گروهی از افراد گفته می شود که منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی می شود. این واژه به واژگانی چون مدرن مدرنیته و مدرنیراسیون نزدیک است. در اروپای قرون وسطی از این واژه ها پرهیز می شد و مقوله جدید و بدیع با واژه «نیو» توصیف می شد. شی یا پدیده نو (نیو) امر تازه ای بود که متعلق به ساحت آسمانی و ناشی از آفرینش گری خداوند و خلاقیت الهی بود اما پدیده «مدرن» و «مد» متعلق به ساحت زمینی و دهری بود. مد ناشی از اراده انسان برای خلاقیت بود و مفهومی نزدیک به «بدعت» در فرهنگ اسلامی داشت. اما همزمان با سنت زدایی در امور اجتماعی اروپا در عصر روشنگری واژه هایی چون مدرن و مد نیز تقدیس شدند و بیشتر مقبولیت عمومی یافتند. از سیر مفهومی این واژه که بگذریم امر نو و جدید به خودی خود نه بد است و نه خوب. انتخاب مد امری مباح است که اگر نوع آن در تعارض آشکار با سنت های الهی و هنجارهای فرهنگی جامعه باشد امری مذموم و ناپسند می شود. نباید از نظر دور داشت که مدگرایی و حد افراطی آن «مدزدگی» تنها شامل لباس و کالای خاصی نمی شود. اقشار و طبقات اجتماعی هریک به نوعی از مد استقبال می کنند و گاه گرفتار مدزدگی می شوند چنانکه مقولاتی چون ناسیونالیسم پس از اینکه امواج ناسیونالیستی در اروپا رایج شد در کشورهای دیگر نیز مد مطلوب روشن فکران شد و در برخی مواقع به حد افراطی به قومیت پرستی و بروز نبردهای خونین قومی در کشورهای اسلامی انجامید. امروز هم آسیب های مدزدگی را در میان برخی نخبگان و شبه روشن فکران می بینیم.

پدیده نو و فطرت انسانی

وقتی خواص و روشن فکران جامعه در جستجوی امر نو و بدیع هستند توقع نابه جایی است که از جوان بخواهیم تمنای امر نو را نداشته باشند. آدمی فطرتا موجودی کمال طلب است و تمنای امر نو و پدیده جدید را اگر با دیگر کمالات انسانی مغایر نباشد در راستای همان کمال خواهی می بیند. نوخواهی و نوگرایی به معنای عام آن مقوله ای فطری است و در قلب آحاد جامعه انسانی به ویژه انسان های صافی ضمیر جوشش دارد. طبع جوانی که کمتر به آلایش های دنیوی گرفتار شده است نیز بیش از پیش این امر فطری را جستجو می کند. جامعه ایرانی نیز همواره نوخواه و نوگرا بوده و گاه در مواردی خواص پیشگام دیگر جوامع در تمنای امور نو بوده است. استقبال شایان جامعه ایرانی از اسلام به عنوان آئینی نو که در اصول و مبانی با ادیان الهی پیشین مشترک بود اما از تحریفات و آلایش ها به دور بود از یک منظر ناشی از همین نوخواهی فطری است که با فطرت توحیدگرایی و خداجویی ایرانیان ممزوج شده بود. مقام معظم رهبری در این خصوص تصریح می کنند: «تقلید فرهنگی خطر خیلی بزرگی است اما این حرف اشتباه نشود با اینکه بنده با مد و تنوع و تحول در روش های زندگی مخالفم نخیر مدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد اگر روی چشم و هم چشمی و رقابت های کودکانه نباشد عیبی ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا می کند مانعی هم ندارد اما مواظب باشید قبله نمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد این بد است. اگر مدیست های اروپا و آمریکا در مجلاتی که مدها را مطرح می کنند فلان طور لباس را برای مردان یا زنان خودشان ترسیم کردند آیا ما باید اینجا در همدان یا تهران یا در مشهد آن را تقلید کنیم». بنابراین استقبال از اندیشه نو برای نخبگان و کالای نو برای عامه به خودی خود نه تنها مذموم نیست بلکه مطلوب و منطبق با کمال خواهی آدمی است. از این رو در فرهنگ اسلامی بر خلاف فرهنگ قرون وسطی تمنای امر جدید مقوله ای پذیرفته شده است. اما مانند فرهنگ مدرن جستجوی پدیده نو و تمنای مقوله جدید در گزینشی هواخواهانه و نفسانی صورت نمی پذیرد و یله و رها نیست. انسان مسلمان مقوله نو را با خرد و دانش خود می سنجد و اگر آن را با سنت های الهی مغایر ندید برمی گزیند.

آثار و نتایج مدگرایی و مدزدگی

نوخواهی در پوشش و مدگرایی آثار مثبت و منفی خود را دارد. آثار خوب و بد آن را می توان در موارد زیر برشمرد:

الف) نوخواهی موجب رونق یافتن کارگاههای تولیدی می شود و اگر کارگاههای داخلی بهتر بتوانند به این امر مبادرت کنند می توان فضای مناسبی را برای افزایش کارآفرینی تولیدکنندگان داخلی فرض کرد.

ب) میل به مقولات نو در پوشش و آرایش امری فطری است و ما در سیره اولیای خدا نیز توجه به صورتی و لباسی آراسته را مشاهده می کنیم. آراستگی لباس از نظر روحی نیز آثار مثبتی داشته و موجب نشاط و شادمانی فرد آراسته و اطرافیانش می شود.

درباره فواید و آثار آراستگی فقیهان سلف مانند ملامحمدباقر مجلسی در حلیه المتقین ـ مباحث مبسوطی را طرح کرده بودند.

ج) مدزدگی و افراط در نوخواهی موجب اسراف و تبذیر در امور زندگی می شود. به ویژه اگر در داخل کشور پاسخ کافی به تمنای مدخواهی داده نشود ـ چنانکه اکنون این گونه است ـ وارادت و خروج گسترده ارز و سرمایه های ملی موجب ورود آسیب به اقتصاد کشور می شود.

د) گرایش کورکورانه و فاقد تعقل و انتخاب به مد به ویژه در پوشش و آرایش موجب تهدید هویت و شان آدمی می شود. به همین دلیل همه مراجع عظام پوشیدن لباس شهرت ـ لباسی که عرف جامعه نمی پسندد ـ را حرام عنوان می کنند. ممکن است درباره مصداق لباس شهرت اختلاف نظر در میان باشد اما در این که پوشش خلاف عرف و ناهنجار حرام است مورد نظر همه عالمان دینی می باشد. به علاوه پوشش ناهنجار می تواند موجبات فساد و فروپاشی اخلاقی و خانوادگی را در جامعه فراهم کند. این محور از مقولات مورد توجه دشمنان اسلام است.

مد و نهادهاى فرهنگى

بنابرآنچه گفته شد مبارزه با نوخواهی نه تنها بی فایده و در تعارض با فطرت انسانی است بلکه امری مذموم و ضد فرهنگی است. اما اکنون با پدیده ای در جامعه مواجه هستیم که از ظواهر برخی جوانان جامعه ما صورتی ناپسند و نامطلوب ایجاد کرده است. این امر ناشی از «عدم پاسخگویی» نهادهای متولی فرهنگ عمومی به نوخواهی و نوجویی جوانان از یک سو و «پاسخگویی» مثبت مراکز و نهادهایی دیگر به این نیاز فطری است. این مراکز و نهادهای دیگر که یا با فرهنگ اسلامی ـ ایرانی آشنا نیستند و یا اساسا با آن تعارض دارند و در خدمت غرب و دشمنان اسلام هستند می کوشند با جلوه گری مداوم به نیاز فطری نوخواهی جامعه پاسخ مثبت بدهند. بدیهی است که جوان به ویژه اگر دارای ضعف هویتی بوده و تعلق عمیقی به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی نداشته باشد در این میان به پذیرش محصولات مراکز مد آفرین می پردازند. در این میان آنهایی هم که به هویت و تعلقات فرهنگی خود پایبند هستند در حسرت محصولات نو می مانند و فطرت نوخواهی خود را در این بعد سرکوب می کنند.

حتما بسیاری از مراکز تولید کالاها و پوشاک علاقه وافری به فرهنگ ایرانی دارند و خود نیز دغدغه خوبی برای پاسخگویی مناسب به نوخواهی جوانان دارند اما اگر بدون حمایت رسانه ای و تبلیغاتی دست به چنین اقدامی بزنند دچار ورشکستگی شده و از بازار تولید و عرضه خارج می شوند. البته مراکز تولیدی و توزیعی خاصی هم هستند که با حمایت مالی سنگین خود را تبلیغات شبکه های ماهواره ای هماهنگ کرده و ضمن سوداگری بسیار روند مدزدگی و هنجارشکنی را تشدید می کنند.

اگر این مراکز با الگوها و معیارهای مبنایی پوشش اسلامی آشنا باشند و انگیزه سیاسی ویژه ای برای مبارزه با فرهنگ ایران نداشته باشند و از حمایت مالی و تبلیغاتی نهادهای مسوول هم بهره مند باشند می توانند با ارائه محصولات جذاب به نیاز نوخواهی جوانان پاسخ دهند.

اگر ۲۰ سال پیش به پیشنهاد مقام معظم رهبری مبنی بر طراحی لباس ایرانی پاسخ مثبت داده می شد امروز دیگر با پدیده مدزدگی و هنجارشکنی و پوشش های ضد فرهنگی مواجه نبودیم و یک نسل در پوشش خود جلوتر بودیم. طبیعی است که اگر تا ۲۰ سال دیگر این اقدام را به تاخیر بیندازیم بیشتر ضرر کرده ایم.

مدسازی و مدآفرینی برای پوشش و آرایش ظاهر باید ضمن زیبایی واجد نیازها و مطلوبیت های جامعه ایرانی باشد و با فرهنگ اسلامی و حفظ شوون حجاب اسلامی سازگار باشد. برخوردهای ممنوعیت ساز باید به موارد محدود منحصر باشد و باید در رتبه و مرتبت به عنوان آخرین راهکار در دستور کار باشد.

یادمان نرود که نوع پوشش افراد یک جامعه مهمترین شاخص فرهنگی آن جامعه است و اگر ما برای جامعه خود لباس زیبا متین فاخر و در عین ها بهنجار عرضه نکنیم هم چنان دیگران بر تن جامعه ما لباسی خواهند پوشاند که معلوم نیست برازنده فرهنگ متعالی ایرانیان باشد.

منبع: عبدالعزیز  رضوانى؛ روزنامه – جمهورى اسلامى