شیعه شناسی » سؤالات ما » دیگر مذاهب »

مناظره علی محمد باب در تبریز با حجت الاسلام ممقانی

علی محمد باب به علت ادعاهای بزرگ بدون دلیل به مناظره هایی فراخوانده شده است. یکی از  مناظره ها در تبریز بوده  که طرف مقابل این مناظره ملا محمد ممقانی معروف به حجت الاسلام بوده است. این مناظره در منزل حجت الاسلام ممقانی انجام گرفته است. درابتداء ملا محمد ممقانی نصایح حکمیانه و مواعظ مشفقانه خود را از باب دلسوزی و شفقت به باب القا می‌کند و سپس از او می پرسد:

کسی که چنین ادعای بزرگی(ادعای بابیت. مهدویت…) دارد بی بینه و برهان از او پذیرفته نیست و برهان تو بر اینها چیست؟

باب بی‌محابا گفت: این ها که تو می‌گویی دلیل و برهانت بر آن چیست؟ ممقانی با خنده به او گفت: سید! تو که طریق محاوره را هم بلد نیستی از منکر کسی بیّنه نمی خواهد شهود و بیّنه وظیفه مدعی است من که مدعی مقامی نیستم تا بینه بیاورم.

علی محمد باب بعد از سخنانی دیگر ملا محمد ممقانی. گفت: دلیل من تصدیق علماء است.

او در جواب فرمود علمائی که تصدیق تو را کرده اند با اغلب شان من ملاقات کرده ام آنها را صاحب عقل درستی ندیده ام و تصدیق سفهاء مناط حقیقت کسی نیست. گذشته از این اگر تصدیق علما دلیل حقیقت باشد اینک در میان جمیع ملل باطله اسلامی و غیر اسلامی علمای متحجر بوده و هستند که مذهب خود شان را تصدیق می کنند بنابراین پس باید جمیع مذاهب و ملل باطله حق باشند و این چیزی عجیب است.

باب گفت: دلیل نوشته های من است.

حجت الاسلام پاسخ داد که نوشتجات تو را هم اکثرش دیده‌ام جز کلمات مزخرف. مهمل. معتل المعنی و مختل المعانی چیزی در آن مشاهده نکردم و در حقیقت آن نوشتجات دلیل روشن بر بطلان دعاوی توست نه دلیل حقانیت تو.

باب گفت: کسانی که نوشتجات من را دیده اند همه تصدیق کرده اند.

حجت الاسلام گفت تصدیق دیگران بر ما حجت نیست و آنگاه این ادعاها که تو می‌کنی از دعوای امامت و وحی آسمانی و نبوت. جز معجزه با چیزی دیگری ثابت نمی شود اگر داری بیاور و اگر نه حجتی بر ما نداری.

علی محمد باب گفت خیر دلیل همان است که گفتم.

حجت الاسلام ممقانی وقتی که با بی دلیلی علی محمد باب حجت را بر او تمام کرد از او پرسید که باز هم بر این دعاوی خود هستی؟ باب گفت: آری.  سپس حجت الاسلام او را نصیحت کرد که از عقاید خود دست بردارد ولی او از این عقایددست بردار نبود و بر آن اصرار داشت و با این اصرار ارتداد خود را ثابت نمود که بالاخره اعدام گردید.[۱]

بهائیان باید به چند سؤال که از این مناظره به دست می آید پاسخ بدهند:

  1. علی محمد باب چرا برای پاسخ یک سؤال پاسخهایی داده که حتی برای یک انسان عادی و بی سواد قانع کننده نیست؟ و چرا پاسخ قانع کننده ای نداشته است؟
  2. ایا این شکست واضح علی محمد باب دلیل بر بطلان ادعاهای او نیست و بهائیان چه توجیهی از این شکست علی محمد باب در برابر حجت الاسلام دارند؟
  3. ایا آنچه را که علی محمد باب به عنوان دلیل مطرح کرده است از نظر بهائیان بر این ادعاهای بزرگ او قابل اقامه است؟

پی نوشتها

[۱] . رک: بهرام افراسیابی. تاریخ جامع بهائیت. ص۱۸۶-۱۸۸. تهران. نشر مهرفام.چ ۱۴، ۱۳۸۸ ش.

نویسنده: حمید رفیعی