مقوله-طلاق-و-علل-و-پیامدهای-آن

مقوله طلاق و علل و پیامدهای آن

طلاق در لغت به معنای جدا شدن زن و شوهر از یکدیگر و رهایی آنها از تقیدات زندگی زناشویی است . از نظر تاریخی ، پیشینه طلاق را به قدمت ازدواج دانسته اند . در قدیمی ترین متن حقوقی به دست آمده مربوط به قانون حمورابی متعلق به تمدن بابل ، حق طلاق برای مرد و در شرایطی برای زن ، مجاز بوده است .گاهی مجموعه ای از عوامل ، سبب پیدایش طلاق می شود . در بسیاری از مواقع ، مشکلات بزرگ از مسائل جزئی پدید می آید . گاه اختلافات جزئی چون جرقه هایی کوچک ، آتش بزرگی را ایجاد می کند که باعث ویران شدن خانواده می شود . محققان بر این باورند که آمار رو به افزایش طلاق در هیچ عصری ، این چنین نگران کننده نبوده است . پژوهشگران در رابطه با علل و عوامل طلاق به مسائلی از قبیل مفاسد اخلاقی ، ناراحتی های روحی ، بیکاری ، مشکلات اقتصادی و سست بودن باورهای معنوی و دینی اشاره می کنند .
آمارها حاکی از آن است که امروزه در جوامع غربی هر ازدواجی که صورت می گیرد ، احتمال منجر شدن آن به طلاق ، زیاد است . آمار مربوط به سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ میلادی نشان می دهد که کشور آمریکا بالاترین میزان طلاق را طی این سالها در جهان داشته است . طبق این آمار از هر دو ازدواج در آمریکا ، یکی به طلاق منجر شده است . افزایش خانواده های تک والدی در غرب و هم چنین افزایش تعداد افرادی که بدون ازدواج با هم زندگی می کنند ، نشان دهنده کم رنگ شدن جایگاه ازدواج و افزایش طلاق است . دکتر رودز بوی سون ( Dr. Rhodes boyson ) پژوهشگر انگلیسی درمورد بروز مشکلات خانواده در غرب می گوید :
یک هفتم از فرزندان در انگلیس در خانواده های تک والدی زندگی می کنند . به نظر من علت اصلی پرخاشگری پسران جوان ، فقدان پدر است . معمولا پسران را تنها به وسیله پدران قاطع می توان تربیت کرد . دوری پدر به این معناست که پسران ارزش های خود را از گروههای ناباب می گیرند و برای یک زندگی همراه با جرم و بزه آماده می شوند . ” آقای بویسون مفاسد اخلاقی ازجمله آزادی هم جنس بازان را از عوامل مهم طلاق در خانواده ها می داند .
برخی از پژوهشگران در تحلیل علل افزایش طلاق در جوامع غربی می گویند مفهوم ازدواج در این جوامع تغییر یافته و این از مهمترین عوامل افزایش طلاق به شمار می رود . به تعبیر آنها ، در این مفهوم جدید ، خانواده و ازدواج به یک مصاحبت موقتی تبدیل شده است . چراکه بسیاری از ازدواج ها برمبنای عشق های سطحی و زود گذر صورت می گیرد . چنین مفهومی از ازدواج ، به خودی خود ، مفهوم طلاق و گسست زناشویی را در خود دارد . زیرا با توجه به ناپایداری و گذرا بودن احساسات عاشقانه ، افراد به همان سرعتی که درگیر روابط عاشقانه می شوند ، ممکن است از آن فاصله بگیرند . اینگونه زوجها با افول عشق اولیه ، معمولا” دلیلی بر ادامه زندگی مشترک نمی بینند و گاه نیز دلایل موجهی برای خروج از آن دراختیار دارند . درمقابل ، در جایی که درکنار علاقه و محبت ، عوامل زیربنایی دیگری برای تداوم خانواده وجود داشته باشد ، زنجیرهایی که خانواده را نگه می دارد ، مستحکم تر است .
یکی دیگر از عوامل مهم طلاق ، تغییر نگرش درمورد جایگاه زن در خانواده و اجتماع است . امروزه این تفکر نادرست در برخی جوامع رایج شده است که در ازدواج ها ، زنان بازنده اصلی هستند ، زیرا آنها با ایفای نقش خانه داری ، اشتغال و استقلال مالی خود را از دست می دهند . این نوع تفکر باعث می شود که زنان درصدد کسب موقعیت های شغلی و درآمد اقتصادی باشند . البته دستیابی زنان به موقعیت های شغلی که روز به روز درحال افزایش است ، در مواردی زمینه افزایش طلاق و جدایی را فراهم کرده است . زیرا وقتی زن در بیرون از خانه ، به فعالیتی اقتصادی و پول آور اشتغال داشته باشد ، چندان متکی به مرد نیست . لذا در صورتی که بین او و شوهر اختلافات جدی بروز کند ، از متارکه و طلاق ، بیمی به دل راه نمی دهد .
کم رنگ شدن اعتقادات مذهبی ، از دیگر عوامل مهم افزایش طلاق در جوامع غربی است . با تضعیف باورهای دینی و معنوی ، راه برای مفاسد اخلاقی و بی بند و باریها هموار شده است . هم اکنون عدم پایبندی به دین ، انسان غربی را از قید و بندهای اخلاقی جدا کرده و این مسئله بر پیوندهای خانوادگی ، آسیب فراوان وارد ساخته است . وقتی زن و شوهر از کوچکترین التزامات اخلاقی و انسانی نسبت به یکدیگر غافل باشند ، راه برای ورود نابسامانی ها و نهایتا” طلاق باز می شود . حال که صحبت از دین و اخلاق شد ، بجاست که نگاهی به نظر اسلام درمورد طلاق داشته باشیم .