مقایسه امامان و فقه شیعه با امامان و فقه اهل سنت

مقایسه امامان اهل بیت (ع) با امامان اهل سنت مانند احمد بن حنبل و مالک بن انس و محمد ابن ادریس شافعی و ابو حنیفه نعمان بن ثابت و قرار دادن آنان در یک ردیف بر خلاف احادیث و روایات نبوی است که از طریق شیعه و سنی نقل شده است. زیرا امامان اهل بیت (ع) بر طبق حدیث ثقلین و احادیث دیگر عِدل و هم طراز قرآن قرار داده شده اند.

در منابع و کتاب های معتبر اهل سنت دلایل زیادی در خصوص این مطلب وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

الف. اولین چیزی که در منابع اهل سنت قابل توجه می باشد شأن نزول آیه تطهیر است. این حدیث در منابع معتبر اهل سنت از جمله صحیح مسلم که یکی از معتبر ترین کتاب ها نزد آنان است از طریق عایشه این گونه نقل شده است که روزی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بین طلوعین، کسائی را که از پشم سیاه بافته شده بود بر روی خود انداخت که در این هنگام حسن بن علی آمد و پیامبر او را در کنار خود زیر کساء برد و سپس حسین آمد او هم زیر کساء رفت و بعد از او فاطمه دختر رسول الله آمد او هم داخل کساء شد و بعد از او علی آمد و در زیر کساء با آن ها یک جا شد. در این زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکما الرجس اهل البیت».(۱) در مستدرک حاکم و کتاب های دیگر اهل سنت نیز از زبان ام سلمه همسر دیگر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است که زمانی که این آیه در خانه من بر پیامبر نازل گردید پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ علی، فاطمه، حسن و حسین را در زیر کساء جمع کردند و فرمودند: «اللهم هؤلاء اهل بیتی» ام سلمه می گوید من عرض کردم آیا من از اهل بیت نیستم فرمودند: تو اهل منی و با خیر هستی و اینان اهل بیت من هستند.(۲)

از آن جائی که در محل خود ثابت شده است(۳) آیه تطهیر بر عصمت اهل بیت دلالت صریح دارد، پس هیچ کسی نه سران مذاهب چهار گانه و نه هیچ صحابی رسول خدا(ص)در این امر با اهل بیت رسول خدا شریک نمی باشد.

ب. بر طبق روایات اهل سنت حدیث ثقلین در حادثه تاریخی غدیرخم و در مواضع دیگر از پیامبر خدا(ص) صادر شده است. پیامبر(ص) در خطبه غدیر فرمود: «من در میان شما دو چیز گران بها را بر جای گذاشتم یکی از آن ها بزرگتر از دیگری است. کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم می باشند. آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا این که در حوض بر من وارد شوند». سپس بعد از این که فرمود خداوند مولای من است و من ولی هر مومن می باشم، دست علی (ع) را گرفت و فرمود: «هر که من ولی او هستم پس این ولی اوست خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن دار هر که او را دشمن بدارد».(۴) در مستدرک حاکم این حدیث با این اضافه که «هرگز گمراه نخواهید شد اگر از آن دو متابعت کنید» نقل شده است و پیامبر بعد از گفتن سه مرتبه «اتعلمون انی اولی بالمومنین من انفسهم . آیا می دانید که من از مؤمنین نسبت به خودشان اولی می باشم، فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه.»(۵)

حدیث ثقلین در اغلب کتاب های اهل سنت مثل سنن ترمذی، سنن طبرانی، بیهقی، الدرالمنثور تفسیر ابن کثیر و… با مضمون های همسان نقل شده است.(۶)

این حدیث در صحیح مسلم این گونه آمده که پیامبر در محلّی به نام «خم» بین مکه و مدینه بعد از این که خدا را حمد و ستایش نموده و مردم را موعظه کرد، فرمود: «ای مردم نزدیک است که پیامبر دعوت خدا را جواب گوید و من در میان شما دو چیز گران بها را می گذارم اول آن دو کتاب خدا است که در آن هدایت و نور است پس آن را بگیرید و به آن متمسک شوید. دوم اهل بیت من است و سه بار فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی»(۷)

ج. حدیث سفینه یکی از روایات دیگری است که مقام و جایگاه بلند امامان اهل بیت(ع) را درکنار قرآن بیان نموده و آنان را مانند قرآن مایه هدایت و نجات قرار داده است. در این حدیث پیامبر فرموده است: «مَثل اهل بیت من در میان شما مانند کشتی نوح در قوم نوح است هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که از آن تخلف کرد هلاک گردید و غرق شد».(۸)

و لذا انس می گوید که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «هیچ کسی با ما اهل بیت قابل مقایسه نیست».(۹)

با وجود این احادیث و روایات، نباید امامان اهل بیت(ع) را در کنار زید بن علی و احمد بن حنبل و امثال آنان قرار دهیم. امامان اهل بیت(ع) در کنار قرآن سرچشمه هدایت و سخنان آنان عین سخنان رسول خدا(ص) می باشد و هرچیزی که بگویند حجت و پیروی از آن بر همگان واجب است. اما سران مذاهب اهل سنت همگی فقهایی بوده اند که احکام را از روایات و رفتار صحابه که با چندین واسطه به صورت خبر واحد به آنان رسیده است، همچنین از منابع دیگر مثل اجماع ، قیاس ، استحسان، مصالح مرسله، سد ذرایع و امثال اینها استنباط کرده و بر طبق آن فتوا داده اند و بعد ازاینکه در سال ۶۶۵ هجری قمری این نوع اجتهاد به روی علمای اهل سنت بسته شد، اجتهاد علمای اهل سنت در چارچوب مذاهب فقهی معین (حنفی، شافعی، مالکی، و حنبلی) محصور مانده است و هیچ عالم اهل سنت این حق را ندارد که از محدوده فتاوی این چهار مذهب، احکام اسلامی را به دست آورد، و تمام علمای اهل سنت در حقیقت مقلد این چهار مذهب فقهی اند. اما اجتهاد و استنباط احکام اسلامی به طور مطلق همچنان بین فقهای شیعه ادامه دارد و غیر از کتاب و سنت و اجماع و عقل و ادله شرعی، قید و بندی دیگری ندارد و لذا علمای این مذهب در پرتو این اجتهاد زنده و مستمر، فقه جامع و سازگار با نیازهای گوناگون و متحول بشری پدید آورده و گنجینه علمی عظیمی را فراهم ساخته اند.(۱۰)

بنابراین کتابهای «الموطأ» و «الام» و یا مسند زید و یا مسند احمد بن حنبل و امثال اینهای نمی توانند مایه برتری صاحبان آنها بر امامان اهل بیت(ع) باشد. زیرا طبق اعتقاد شیعه اهل بیت رسول خدا(ص) همانگونه که بیان شد مانند رسول خدا(ص) مصدر احکام الهی بوده اند نه جمع کننده احادیث و روایاتی که از زبان افراد مختلف نقل می شده اند. جمع آوری احادیث و نوشتن کتاب و امثال اینها از وظایف فقهاء و محدثین و علماء بوده است و احمد بن حنبل و شافعی و مالک بن انس و امثال آنان از اواسط قرن دوم و اوائل قرن سوم با فاصله بیشتر از صد سال تا دویست سال از مصدر احادیث که پیامبر اسلام(ص) و صحابه باشند در حوزه اهل سنت این کار را انجام داده اند. اما علما و فقهای شیعه تا زمانی که امامان اهل بیت (ع) حضور داشته اند نیازی به نوشتن کتابهای فقهی نداشته و به همین علت متون حدیثی و فقهی شیعه به بعد از غیبت امام عصر (عج) که در سال ۳۲۹هجری رخ داده است نوشته و تدوین شده اند. همین مطلب باعث شده که اهل سنت چون اعتنایی به اهل بیت نداشته، بر طبق اقتضا و ضرورت، قبل از علمای شیعه دست به تالیف کتاب و متون حدیثی زده اند اما علمای شیعه به دلیل حضور امامان و مصدر حقیقی احکام اسلامی احساس نیاز به نوشتن کتاب حدیثی با ذکر سند و تالیف کتاب فقهی نداشته اند ولی با این وجود در زمان اهل بیت(ع) کتابهایی نوشته شده که به اصول اربعه مأه معروف است. و از زمانی که در قرن چهارم این نیاز احساس می شود، علمای متعدد شیعه دست به تألیف و جمع آوری احادیث می زنند. کتابهای شیخ صدوق و شیخ مفید و کلینی فرآورده های همین زمان می باشند. این مطلب که کتابهای روایی و فقهی شیعیان در دوران بعد از امامان تدوین شده اند دلیل بر ضعف و بی اعتباری این کتابها نیست؛ زیرا کتابهای اهل سنت نیز در دوران بعد از پیامبر اسلام(ص) و صحابه به فاصله بیشتر از یک قرن تا دو قرن نوشته و تدوین شده اند.

پاورقی:

  1. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۴:۱۸۸۳.
    ۲. نیشابوری، محمد بن عبد الله، المستدرک علی الصحیحن، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۱ ق، ۳:۴۵۱.
    ۳. ترجمه تفسیر المیزان، (موسوی همدانی)، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۳۷۴ش. ج۱۶ص۴۶۲.
    ۴. نسائی، احمد بن شعیب، فضائل الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ص ۱۴.
    ۵. المستدرک علی الصحیحین، ۳:۱۱۸.
    ۶. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳ص۱۱۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۱ق. فخر الدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۸ص۱۴۲، بیروت ، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۲۱ق. جلال الدین سیوطی، الدرالمنثور ج۲ص۲۸۵، بیروت، درالفکر، ۱۹۹۳م. شهاب الدین آلوسی، روح المعانی، ج۴ص۱۸، بیروت، دار احیاء التراث العربی. سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵ص۱۶۶، موصل، مکتبه الزهراء، ۱۴۰۴ق. متقی هندی، کنزالعمال، ج۱ٌص ۱۰۷، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۹ق. علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹ص۱۶۴، قاهره، دارالریان، ۱۴۰۷ق.
    ۷. صحیح مسلم، ۴:۱۸۷۳.
    ۸. المستدرک علی الصحیحن، ۲:۳۷۳ و متقی هندی، حسام الدین، کنز العمال، ۱۲:۴۴، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ ق و الدرر المنثور، ۴:۴۳۴ و طبری، سلیمان بن احمد، المعجم الاوسط، ۴:۱۰، قاهره، دار الحرمین، ۱۴۱۵ ق.
    ۹. طبری، احمد بن عبد الله، ذخائر العقبی، مکتبه القدسی لصاحبها حسام الدین القدسی، قاهره، ۱۳۵۶، ص ۱۷.
    ۱۰. سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش، ص۲۶۵ و ۲۶۶.

 نویسنده: حمیدالله رفیعی