مفسران شیعه در قرن چهارم

فرات كوفی

محدث ، مفسردرقرن های 3 و 4 ق .

ابوالقاسم فرات بن ابراهیم بن فرات ، اهل کوفه . از شرح احوال وزندگی او اطلاعی دردست نیست وفقط می دانیم که ازرجال نیمۀ دوم قرن 3 واوایل قرن 4 ق است . بدین ترتیب ، می توانیم اورا درطبقۀ استادان شیخ کلینی درنظرآوریم . چه بسا وجود تفسیرش اسباب شهرت اورا فراهم آورده است ؛ چه ، درمیان آثار نابود شده ازقرن های نخست ، تفسیرفرات جان سالم به دربرده است . اگرچه برخی معاصران ، با توجه به ختم روایات تفسیراو به امام رضا (ع) ، فرات را ازاصحاب آن امام یا امامان جواد یا هادی (ع) دانسته اند ، بررسی اسانید اثرصحت این ادعاها را اثبات نمی کند . نام برخی ازاستادان او درسلسلۀ اسانید تفسیر آو آشناست وازمشایخ او می توان افراد زیر را نام برد : حسین بن سعید اهوازی ، محمد بن عبد الله حضرمی ، علی بن عباس بجلی ، عبید بن غنام کوفی .

برای شناخت زمان ومکان اندیشۀ فرات باید به شاگردی اونزد حسین بن حکم حبری ، صاحب تفسیرحبری ودارندۀ آرا وعقاید غالیانه ، توجه کرد (موحدی محب ، ص 33 – 45) . دراین اثرر ، مؤلف به پیروی ازامامیان زمانۀ خویش درحیطۀ تفسیرنویسی آیات دربردارندۀ فضایل اهل بیت (ع) را گزینش کرده است واین سخن بدان معناست که وی همگام با دیگرعالمان محافل امامی گام برمی داشته است .

تفسیرفرات ، که براساس ترتیب سوره ها تنظیم شده است ، پس ازحدود دوقرن پس ازدرگذشت مؤلف آن ، مورد استفادۀ برخی ازعالمان امامی قرارگفت . حسن بن محمد بن سعید هاشمی وعلی بن بابویه قمی ازآن روایت کرده وبه واسطۀ همین ها شیخ صدوق هم ازآن روایت کرده است . اما جالب آن است که نام ونشان این اثراز قرن 6 ق به بعد درهیچ اثری دیده نشد تا آن که درقرن 11ق باردیگرنشانه هایی

از آن درمنابع امامی یافت شد . حرعاملی وقاضی سعید قم 8 ی وفیض کاشانی و محمد باقرمجلسی وبسیاری دیگرازاین اثریاد و به متن آن اشاره کرده اند . شگفت آن است که علمای قرن 11ق وبعد درصحت ودقت و وثاقت تفسیرفرات هم رأی اند و مؤلف آن را ازعالمان مورد اعتماد یاد کرده اند (شوشتری ، قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 376 ؛ موحدی ، ص 38) . دراین میان ، جالب آن است که نه تنها درمتن تفسیرفرات تصریحی به دوازه امام (ع) نیست ، بلکه نشانه هایی ازآرا وعقاید زیدیه درآن هویداست واین همانی است که محمد الکاظم درمقدمۀ چاپ 1410 ق بیروت بدان توجه کرده است . عالمان وبزرگان زیدی نیز به این اثرعنایت داشته اند . با بررسی آثارزیدی ، می توان دریافت که ابوعبدالله علوی شجری (- 445 ق) ، به واسطۀ محمد بن حسن به احمد بن ولید ، ازمشایخ شیخ صدوق ، درفضیلت زیارة الحسین ازتفسیرفرات نقل کرده است (ص 49 ، 64 ، 89) .

تفسیرفرات مورد عنایت عالمان بعد ازخود قرارگرفت ودربسیاری ازآثاربدان استشهاد شده است (مثلاً حسکانی ، ج 1، ص 56 ؛ حر عاملی ، وسائل الشیعة ، ج 3 ، ص 159؛ مجلسی ، ج 1ص 37) .

این اثرنخست به همت محمد علی اردوبادی درنجف ، 1354 ق ، با 766 حدیث انتشاریافت وسپس به کوشش محمد الکاظم درتهران ، 1410 ق ، منتشرشد (کریمی زنجانی اصل ، ذیل « تفسیرفرات کوفی») .

علی بن ابراهیم قمی (230 – 307 ؟ ق)

محدث ، فقیه ، مفسر1درقرن های 3 و 4 ق وازیاران امام هادی

علی بن ابراهیم ، اهل قم . او دوتن ازامامان را درک کرده وتاحدود 307 ق زنده بوده است . دانش اندوزی علم نزد پدربزرگوارش ، ابراهیم ، اسباب آن را فراهم آورده تا به سرعت مسیرپیشرفت درعلوم زمانه را بپیماید . ازجملۀ مشایخ او ، علاوه برپدرش ، می توان ازاحمد بن عبدالله برقی وایوب بن نوح وریان بن صلت ومحمد بن عیسی بن عبید بن یقطین ، ازیاران امام جواد (ع) ، ومحمد بن حسین بن ابی خطاب واحمد بن 1. نیزدربارۀ او بخش «حدیث» . اسحاق قمي نام برد (ابن قولویه ، ص 57) . با توجه به تفسیربرجای مانده ازعلی بن ابراهیم ، بی گمان اصلی ترین شیخ ابراهیم بن هاشم ، پدراو ، بوده است که تقریباً بخش کسترده ای از روایات تفسیری کتابش برگرفته ازمرویات پدرخویش است . بزرگانی مانند شیخ کلینی وابومحمد حسن بن حمزۀ علوی وعلی بن حسین بن موسی (کلینی ، ج 5 ، ص 320 ؛ نجاشی ، ص 897 ؛ ابن قولویه ، ص 83 ، 107 ؛ شیخ مفید ، المیزان ، ص 16 ؛ عمادالدین طبری ، ص 99 ؛ الینابیع الفقیه ، ج 25 ، ص 515) ازشاگردان اویند . علی بن ابراهیم پیش ترین شهرت خود را وامدارتقسیرمهم خویش است که اثری روایی است ودرآن ، باحذف اسانید ، گام بلندی درروایت حدیث درمحافل شیعی برداشته است . شاید اویکی ازپیش گامان به کارگیری این شیوه درآثارامامی باشد (قاضی زاده ، ص 114 ، 118) . این تفسیرازسال های نخست تأليف کم وبیش به متون علمی امامیه راه یافت . درآن اعصار ، بهره گیری ازاین اثردرحد برخی استشهادهای پراکنده بود ، اما درحدود شش قرن اخیرکم ترکتابی درتفسیرسراغ داریم که کل یا قسمت اعظم این تفسیررا مورد استفاده قرارنداده باشد .

تفسیرعلی بن ابراهیم درحال حاضردردوجلد دراختیاراست و ، اگرچه کل سوره های قرآن را دربردارد ، مفسر فقط برخی ازآیات هرسوره را گزینش وتفسیرکرده است . علی بن ابراهیم عمدتاً با استناد به روایات به تفسیرآیات پرداخته است و ازاین بابت تفسیرش را روایی دانست . ازسوی دیگر ، به سبب وجود برخی تأویل ها واجتهادهای مؤلف ، باید درگروه تفاسیراجتهادی ودرایی جای گیرد .

ازشاخصه های دیگر شخصیت علمی علی بن ابراهیم باید به گرایش او به علوم قرائت اشاره کرد که در این زمینه ها آثاری هم تدوین کرده است همچون کتاب ناسخ ومنسوخ و کتاب اخبارالقرآن وروایاتی که صفدی ازآن ها یاد کرده است (ج 20 ، ص 7) .

تفسیرعلی بن ابراهیم امروزه درقالب اثری با همین نام یا تفسیرالقمی انتشاریافته در دست است . دراین میان ، برخی ازپژوهشگران معاصربراین نظرند که آنچه امروزه دراختیارماست با نسخۀ اصل تقسیرعلی بن ابراهیم اختلاف هایی دارد وچنین می پندارند که مؤلف اثرمنتشرشده لزوماً علی بن ابراهیم  نیست . ایشان برای نظرخود دلایلی نیزاقامه کرده اند که بیش تر مبتنی براسانید وروایات است ، به ویژه که مؤلف این اثرروایات علی بن ابراهیم را با واسطۀ شخصی نقل می کند به نام ابوالفضل العباس

محمد بن القاسم بن حمزة بن موسی بن جعفرکه نامش نه درکتاب انساب سادات ونه درکتاب های رجالی آمده است . هم چنین ، درنقل روایات علی بن ابراهیم ، برخلاف نقل ازمشایخ او ، عبارت «اخبرنا» یا «حدثنا» به کار نرفته ، بلکه ازعبارت « قال علی بن ابراهیم » استفاده شده است (قاضی زاده ، ص 114 – 138 ؛  موسوی ، سید احمد ، ص 84 – 94 ؛ صاحب ، ذیل « تفسیرقمی » ، ص 420 ؛ شریفی ، ص 332 – 361) .

تفسیر قمی موجود دربردارندۀ روایتی مستند ازامام جعفر(ع) به نقل ازامام علی (ع) دربارۀ انواع علوم قرآنی ازناسخ ومنسوخ ومحکم ومتشابه وعام و خاص ومطالبی دررد ملاحده وزنادقه وثنویه است . بخش اصلی کتاب مشتمل برحدود 75 درصد ازتفاسیرعلی بن ابراهیم وشانزده درصد تفسیرابوالجارود ، رهبرفرقۀ جارودیه ، وروایاتی متفرقه ازبرخی مشایخ است (صاحب ، همان جا) .

تفسیرقمی تا کنون دوبار انتشاریاقته : یکی با تفریط شیخ آقا بزرگ طهرانی ومقدمه وتصحیح جزایری که تاریخ مقدمۀ آن سال 1386 ق است ومقدمه مشتمل برمعرفی مؤلف  و راویان مشهورروایت کتاب وتوضیحاتی درمورد تفسیر تأویلی است . تفسیرقمی باری دیگردر1412 ق به کوشش مؤسسۀ اعلمی بیروت انتشاریافته است .

ابن حجام

مفسر ، محدث ، فقیه درقرن 4 ق .

ابوعبدالله محمد بن عباس بن علی بن ماهیار ، ملقب به بزار . از زندگانی اواطلاعی دردست نیست ونام بردن نجاشی وشیخ طوسی از او هم کمکی به درکی از شرح احوال او نمی کند ؛ زیرا حتی ازتاریخ ولادت ودرگذشت اوهم اطلاعی دردست نیست وفقط براین اساس که دربرخی روایات به هارون بن موسی تلعکبری ، شاگرد مشهور ابن جحام ، واستماع وی ازاستاد در328 ق اشاره شده می توان مشخص کرد که ابن حجام دست کم تا این تاریخ زنده بوده است . حسن انصاری درپژوهش خود برشرح احوال ابن جحام (ذیل « ابن جحام») به نام برخی ازاستادان وی دست یافته است . محمد بن جریرطبری ، محمد بن عثمان بن ابی شیبه ، ابن عقده ، حسن بن محمد بن جمهور ، محمد بن قاسم بن سلار ، ابن همام اسکافی .

ازگفته های نجاشی دربارۀ اومشخص است که وی آثاربسیاری داشته ودرزمینۀ تفسیر وعلوم قرآنی نیرتألیفاتی داشته است . کتاب ما نزل من القرآن فی اهل البیت (ع) ازاوست که نجاشی آن را بی دلیل وبسیار مفصل ذکرکرده است . برخی آثاردیگراو ، همچون التفسیرالکبیروکتاب قرائة اهل البیت (ع) والناسخ والمنسوخ ، درشماراشارات شیخ طوسی است (الفهرست ، ص 149 – 150) . رضا استادی درمورد آثاروشخصیت ابن جحام پژوهش و او را به خوبی معرفی کرده است (استادی ، ذیل «تفسیرابن ماهیار» ، ص 47 – 54) .

جلودی (- 330 / 332 ق) .

ازبزرگان مشایخ امامیه درقرن های 3 و 4 ق .

ابو احمد عبدالعزیز بن یحیی ، معروف به جلودی ، اهل بصره . وی ازنوادگان عیسی جلودی ، ازیاران امام محمد باقر(ع) ، بود ابن ندیم (ص 128) وفات او را پس از330 ق یاد کرده است وبرخی دیگر به تاریخ 332 ق اشاره کرده اند (خزار ، ص 326) . با توجه به این که ابن بابویه درامالی به روایت طالقانی ازاو در بصره به تاریخ 317 ق تصریح کرده ، طبعاً  او پس ازاین تاریخ درگذشته است . به هرحال ، اززندگی اواطلاعات چندانی دردست نیست ، چنان که ازاستادان وشاگردان وی نیزاطلاع چندانی نداریم وفقط می دانیم که نزد کسانی مانند ابوالخیراحمد بن محمد بن جعفرطایی وابوالقاسم عبد الواحد بن عبدالله بن یونس موصلی وابوعبدالله احمد بن عماربن خالد دانش اندوخته وفراوانی روایت اوازابوعبدالله محمد بن زکریا جوهری غلایی حاکی ازآن است که وی درشمارمشایخ مهم اوقرارداشته است  (شیخ صدوق ، الامالی ، ص 229 ، 256 ، ؛ دلایل الامامة ، ص ، 539 ؛ نوری ، ج 3 ، ص 284 ؛ رحمتی ، ذیل «جلودی» ، ص 575) . روایات مستقیم برخی چون احمد بن ابراهیم بن معلی بصری و ابوعلی احمد بن محمد ازوی ازشاگردان ایشان نزد جلودی حکایت دارد (شیخ طوسی ، الفهرست ، ص 76 ، 78) . هم چنین ، آقا بزرگ طهرانی جلودی را ازمشایخ ابن قولویه یاد کرده است ، اما مهم ترین راوی جلودی ، که شیخ صدوق هم به واسطۀ اوازجلودی روایت کرده است ، ابوالعباس محمد بن اب راهیم بن اسحاق طالقانی است (شیخ صدوق ، الامالی ، ص 229 ، 256) . نجاشی درذکرازاوحدود 58 اثررا به وی منسوب کرده است . جلودی ، که اصلاً  مورخ است وآثارتاریخی بسیاری درمجموعۀ آثارنام برده شده ، به علوم دیگری جزتاریخ وانساب و وقایع نیزتوجه داشته است ، چنان که درمیان آثاراو برخی ازکتاب ها درزمینۀ علوم قرآنی وتفسیراست . کتاب التفسیرعن علی وکتاب مجموع قرائة امیرالمؤمنين علی بن ابی طالب (ع) او ، با عنایت به این که بی شک دربارۀ قرائت حضرت علی (ع) بوده ، درتاریخ فرهنگ قرآنی شیعه ازاهمیت فراوانی برخوردار است ونیزنسخه ای ازاین آثارازاهمیت موضوع نمی کاهد .

ابن ابی الثلج (238 – 322 ق)

محدث ، مفسردرقرن های 3 و 4 ق .

ابوبکرمحمد بن احمد بن عبدالله کاتب بغدادی ، معروف به ابن ابی الثلج . خاندان او اصلاً اهل ری وبرمذهب عامه بودند ، اما اوخود به شیعه گروید وهمین امراسباب آن را فراهم آورده تا درآثاررجالی اهل سنت وشیعی اختلاف نظرهایی روی دهد . دربیان مذاهب او ، بیش تراو را اهل سنت یا ازاصحاب حدیث یاد کرده اند ویا با اشارتی تشیع او را برای تسنن وی غالب دانسته اند (ابن ندیم ، ص 289 ، 292) ، اما شیخ طوسی درالرجال (ص 502) به تشیع وی تصریح کرده وحتی نجاشی به اشاره او را امامی خوانده است (ص 381) .

ابن ابی الثلوج نزد برخی ازمشایخ زمانۀ خود آموزش دید که ازآن جمله می توان به ابن همام اسکافی وقاسم بن محمد مروزی وابو زید عمر بن شبه وابوعبد الله جعفر بن  محمد حسنی اشاره کرد (ابن ابی الثلج ، ص 3 ، 26 ؛ شیخ طوسی ، الامالی ، ج 2 ، ص 216 ؛ خطیب البغدادی ، تاریخ بغداد ، ج 1، ص 338) . اودانش خود را به نسل بعد انتقال داد و ازجملۀ شاگردان اویند ابوالحسن دارقطنی ، ابوالفضل شیبانی ، ابوحفص بن شاهین (خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، ج 1، ص 338 و ج 5 ، ص 426) . با توجه  به نام شاگردان مشهور او ، مشخص می شود که ، به رغم تشکیک درزمینۀ گرایش های مذهبی و اعتقادی ، درچنان جایگاهی ازعلم قرارداشته که این نوع انتقادات نمی توانسته است افراد را ازحضور دردرس اوبازدارد .

ابن ابی الثلج آثاربسیاری دارد که مهم ترین آن ها ، که منتشرهم شده ، کتاب تاریخ الائمة است (چاپ قم ، 1396 ق ، ضمن مجموعۀ نفیس) . اما وی دارای برخی آثاردرزمینه های علوم قرانی وتفسیرنیزهست . کتاب ما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنين (ع) یا التنزیل فی امیرالمؤمنين  (ع) یکی ازقدیم ترین آثارامامی دراین زمینه است که درمنابع کتاب شناسی بدان اشاره شده است (نجاشی ، ص 381؛ شیخ طوسی ، الفهرست ، ص 151) . ابن طاووس درکتاب خانۀ ارزشمند وپرمایه اش نسخه ای ازاین اثررا دراختیارداشته ودرالیقین (ص 45 – 47) ازآن بهره برده است . هم چنین ، ابن ابی الثلج اثری قرآنی با عنوان اسماء امیرالمؤمنين (ع) فی کتاب الله تألیف کرده و درمنابع به آن اشاره شده که مشخص است درآن ، با التفات به آیات قرآن ، به موضوع منظورخویش پرداخته است (شیخ طوسی ، همان جا ؛ پاکتچی ، ذیل « ابن ابی الثلج») .

نعمانی

ازرجال عصرغیبت صغری درقرن 4 ق .

ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفرکاتب نعمانی ، معروف به ابن ابی زینب ازشرح حال اواطلاعات چندانی دردست نیست وفقط می دانیم که ازرجال عصرغیبت صغری وازشاگردان شیخ کلینی بوده است (حرعاملی ، امل الآمل ، ج 2 ، ص 233 ؛ آقا بزرگ طهرانی ، الذریعة ، ج 24 ، ص 298) . نعمانی به اعتبارکتاب مشهور الغیبة در نزد شیعیان شناخته است ، ولی این شهرآشوب درذیل نام ابوعبدالله . محمد بن ابراهیم به عنوان تفسیرالقرآن لاهل البیت ازوی اشاره کرده . دربادی امر ، می توان پذیرفت که این ابوعبدالله محمد بن ابراهیم همان شیخ نعمانی است ؛ اما نباید ازخاطردورشد که نشانی ازتفسیروی درطول تاریخ شیعۀ تا قرن 11ق نبود تا آن که دراین زمان فیض کاشانی (- 1091ق) وسپس حرعاملی (- 1104ق) نقل های مفصلی از تفسیر نعمانی کرد . جالب آن است که پس ازاین زمان علامه محمد باقرمجلسی متن این اثررا کامل در بحارالانوار درج کرده است . مجلسی ، هنگام درج این متن دربحار ، سندی برای آن بیان نکرده وآنچه دردست است تلفیق چند اجازه است که یک دست ویک پارچه موجود نیست . وجود نام نعمانی و کتاب تفسیر او در اوایل رساله در سندی از آن باعث انتساب کل اثربه نعمانی واشتهارآن به نام تفسیر نعمانی شده است (داوودی ، ص 42 – 44) . اما این انتساب با این دلیل چندان خالی ازاشکال نیست ؛ چه درسند یاد شده آمده است : « قال ابوعبدالله محمد بن ابراهیم فی کتابه فی تفسیرالقرآن ] . . . [ » . آشکارا سند یاد شده صرفاً  نقل قول ازکتابی مشخص است و واضح است که قصد مؤلف  اصلی نقل قول ازنعمانی بوده است (مجلسی ، ج 90 ، ص 97) . به هرروی ، پذیرش صحت این انتساب چندان آسان نیست وازاین رو می توان گفت که کتاب تفسیرمشهوربه تفسیرنعمانی که امروزۀ دراختیارماست رساله ای است درعلوم قرآنی با نگاه شیعی که قدیم ترین تاریخ احتمالی آن مربوط به قرن 4 ق است و درچند قرن اخیربه نام نعمانی شهرت یاقته است . عجیب آن که بدون هیچ دلیل قانع کننده ای این کتاب یک بار با عنوان المحکم والمتشابه منسوب به سید مرتضی انتشاریافته است که البته نه تنها چنین اثری از آثارسید نیست، بلکه از نظرموضوعی هم هیچی دخلی به شخص سید مرتضی ندارد (موسوی ، میرمحمود ، ص 114 – 116) .

رسالۀ موجود با مقدمه ای در فضیلت قرآن و لزوم رجوع به اهل بیت (ع) واحادیث و روایات برای فهم بهتر آیات الهی آغازشده است . این رساله دارای دوبخش عمده است : بحث های علوم قرآنی واحتجاجات قرآن . مؤلف همۀ آیات وسوره ها را تفسیر نکرده ، بلکه هرگاه لازم بوده ، به فراخور موضوع ، آیه یا آیاتی از قرآن تفسیر و توضیح داده شده است (مجلسی ، ج 90 ، ص 97) .

وجود روایت نخست درآغاز رسالۀ منسوب به نعمانی بیانگراین واقعیت است که او واقعاٌ دارا ی تفسیری بوده و دست­کم یکی ازروایت های تفسیراصلی اورا (همان که درآغازتفسیرنعمانی موجود است) دراختیارداریم ، مخصوصاً  که نام ابن عقده هم که یکی ازاستادان ومشایخ نعمانی است دراین روایت درج شده است (زعفرانی زاده ، « تفسیرنعمانی ، بازشناسی منابع » ص ، 51- 52) . این اثری قرآنی با منظرکلامی و گرایش های اجتهادی است (همو ، ذیل « تفسیرنعمانی») . زعفرانی زاده درمقاله ای با عنوان « سرچشمه های متنی کهن ، سیری درمنابع تفسیرنعمانی » به بررسی متن ومنابع قدیم آن و نوع ارتباط آن با دیگرآثارامامی پرداخته است (ص 145 – 163) .

عیاشی ، محمد بن مسعود (- 320 ق)

تاریخ نگار ، مفسر ، فقیه ، محدث 1درقرن 4 ق .

ابونضرمحمد بن مسعود بن محمد عیاشی ، اهل سمرقند . عیاشی از شاگردان برخی اصحاب امام رضا (ع) وامام هادی (ع) وامام حسن عسکری (ع) بوده است . درآغاز بر مذهب حنفی بود ، اما براثرمطالعه درآثارشیعه به این مذهب گرایش یافت .

برخی از مشایخ  وی عبارت اند از احمد بن منصورخزاعی ، ازاصحاب امام رضا (ع) ؛ _

ابو یعقوب اسحاق بن محمد بصری وعلی بن حسن بن فضال ، هردو ازیاران امامان هادی وعسکری (ع) ؛ ابراهیم بن محمد بن فارس وعلی بن عبدالله بن مروان بغدادی و عبدالله بن حمدویه ، همه ازاصحاب امام حسن عسکری (ع) ؛ عالمان شهیری چون بزنطی وفضل بن شاذان نیشابوری وابو العباس احمد بن عبدالله بن سهل بغدادی واضحی (مؤلف کتاب ایمان ابی طالب) (استادی ، « تفسیرعیاشی» ، ص 4 – 7)

ازشاگردان وراویان او می توان به فرزندش ، جعفر ، ونیزابوجعفراحمد بن عیسی بن جعفرعلوی ، که اصلی ترین راوی ومروج کتاب های عیاشی دربغداد شناخته می شود ، اشاره کرد (همان ، ص 7 – 8) . نجاشی شیخ محمد کشی ، صاحب رجال معروف ، را یکی اراصلی ترین شاگردان عیاشی یاد کرده است (عقیقی بخشایشی ، « علی بن بابویه و محمد بن مسعود عیاشی » ، ص 53 – 58 ؛ احمدی نژاد ، ص 40 – 41) .

علت اصلی شهرت عیاشی کتاب تفسیر اوست که یکی ازقدیم ترین تفاسیرمتغلق به شیعۀ امامیه وازدیربازمورد توجه غالب مفسران بوده است . طبرسی درقرن 6 ق این اثررا ازمنابع اصلی خود قرارداده ومناقب ابن شهرآشوب هم که درهمین قرن تأليف  دارای روایاتی ازاین تفسیروحتی دربحارالانوارمجلسی هم ازتفسیرعیاشی استقاده شده است . پس ازعلامه مجلسی نیزتفسیری عیاشی تا به امروز ازمهم ترین تفاسیر مطرح درمحافل علمی بوده است (استادی ، همان ، ص 4 – 15) . علامه طباطبایی ، صاحب المیزان ، در مقدمه ای که برتفسیرعیاشی نگاشته ، آن را یکی ازبهترین آثارتفسیری وازموثق ترین میراث تفسیری پیشینیان معرفی کرده است و براین نظراست که عالمان درطول یازده قرن گذشته ، بی آن که براین تفسیر خرده ای بگیرند ، آن را تلقی به قبول کرده اند (عیاشی ، ج 1، ص 2) . شایان ذکراست که دربرخی منابع تصریح شده که این اثر نزد حاکم حسکانی ، عالم قرن 5 ق ، بوده و حسکانی درشواهد التنزیل ازآن بهره برده است . اما سید کاظم طباطبایی وطاهره رضی درمقاله ای با عنوان « تفسیرعیاشی وبازیابی اسانید روایات آن در شواهد التنزیل به این نتیجه دست یافته اند که ازمیان 2693 روایت تفسیرعیاشی فقط اسانید چهارده روایت آن را می توان با مراجعه به شواهد التنزیل بازیابی وبازسازی کرد .

تفسیرعیاشی درزمرۀ تفسیرهای روای جای دارد . مؤلف پیش ازتفسیر ، چند بابی را به پاره ای ازمباحث جنبی اختصاص داده است ؛ همچون ابوابی درمفهوم ناسخ و منسوخ ، ظاهر وباطن ، محکم ومتشابه ، برخی آرای امامان معصوم (ع) دربارۀ قرآن کریم . متأسفانه سندهای بخش های موجود ازتفسیرعیاشی ، یعنی نیمۀ اول اثر ، را استنساخ کننده حذف کرده وهمۀ روایات نسخه های موجود مرسل اند . ازشاخصه های این تفسیر ، که البته با سبک تفاسیرامامی قرن های 3 و 4 ق همسان است . بررسی آیاتی با احادیث منقول ازاهل بیت (ع) آورده است و ، با وجود مسند بودن روایات ، اسانید را حذف کرده ودرتفسیروتآویل آیات وارد جرح وتعدیل ونقد بررسی نشده است . مؤلف  گاه به برخی ازقرائات نادرمنسوب به امامان (ع) ، که درکتاب های دیگر با سندهای ضعیف آورده شده ویا مرسل وفاقد حجیت اند ، اشاره کرده است که بی شک ازاعتبارآن می کاهد ، محمد هادی معرفت ، با بررسی برخی روایات منقول از او ، براین نظراست که روایاتی ناهم خوان ودرهم درتفسیر عیاشی آمده که برطبق ضوابط خاصی پذیرفتنی نیست (ج 2 ، ص 178 – 179) .

تفسیرعیاشی مشتمل برحدود 2693 روایت درتفسیروبیان معانی آیات قرآن از سورۀ حمد تا پایان سورۀ کهف است . این اثربه کوشش سید هاشم رسولی محلاتی با مقدمه ای ازعلامه طباطبایی درتهران در1380 ق به چاپ رسیده است .

ابن بابویه (- 329 ق)

فقیه ، مفسر ، محدث 1درقرن های 3 و 4 ق

ابوالحسن علی بن حسین بن موسی ، معروف به ابن بابویه ، اهل قم . وی پدرشیخ صدوق وازآخرین عالمان ومشایخ آن عصربود که با امام حسن عسکری (ع) دیدارکرده اند . اوشیخ قمی ها درعصرخود بود وملاقاتش با حسین بن روح نوبختی ، نایب امام مهدی (عج) ، ازوقایع مهم زندگی اوست . درمنابع آمده است که درملاقاتش با حسین بن روح ازاو خواست که از حضرت مهدی (عج) بخواهد برای وی دعا کند تا صاحب فرزند شود و ، با پذیرش درخواست وسپس دعای آن حضرت ، خداوند او را صاحب فرزندانی عالم کرد (شیخ طوسی ، الغیبة ، 242) .

ابن بابويه دارای تألیفات بسیاری است که تعداد بسیاری ازآن درابواب گوناگون موضوعات فقهی است . درمیان آثاراو ، نجاشی ازکتاب التفسیریاد کرده است (ابن ندیم ، ص 277 ؛ نجاشی ، ص 262) . این اثرامروزه دراختیارنیست ، اما ازآن رو که ازنخستین آثارتفسیری درعصرغیبت است اهمیت فراوانی دارد (عظیمی ، ص 155 – 156) .

ابن ولید (270 ؟ – 343 ق)

محدث ، فقیه ، مفسردرقرن های  3 و 4 ق .

ابوجعفرمحمد بن حسن بن احمد ، اهل قم . وی ازمشایخ قم بود وبیش تر عمده خود را درهمان دیارسپری کرده است . ازندگانی ابن ولید نیزهمچون بسیاری ازعالمان وبزرگان آن عصراطلاعات اندکی در دست است وفقط اطلاعات ازاستادان و شاگردان او داریم . ازمشایخ اصل او محمد بن حسن صفاربود که در290 ق ازدنیا رفته است (ابن بابویه ، مشیخه ، ص 434) . ازدیگراستادان اویند سعد بن عبدالله اشعری ، احمد بن ادریس قمی ، علی بن ابراهیم قمی ، محمد بن یحیی عطار(ابن بابویه ، همان ، ص 515 ؛ همو ، الخصال ، ص 21؛ نجاشی ، ص 8) .

وی دانش خود را به شاگردانش انتقال داد که ازجملۀ آن ها می توان به محمد بن علی بابویه وابن قولویه وابن داوود قمی اشاره کرد (نجاشی ، ص 60 ، 192 ؛ شیخ طوسی ، الفهرست ، ص 156) . ازمهم ترین شاخصه های شخصیت علمی ابن ولید آرای حدیثی اوست که مخصوصا دربارۀ مباحث رجالی وجرح وتعدیل ونقد حدیث ورد استفادۀ عالمان پس ازخودش قرارگرفت (ابن بابویه ، من لا ، ج 2 ، ص 90 – 91؛ نجاشی ، ص 316 ، 329 ؛ شیخ طوسی ، الرجال ، ص 447 ، 469) .

درمنابع به سه اثرازابن ولید اشاره شده که یکی ازآن ها کتاب التفسیراست و ، اگرچه نشانی ازآن دردست نیست ، به علل تاریخی ازارزش بسیاری برخوردار است . مخصوصاً باید توجه داست که ابن ولید ، با توجه به فهرست نام برخی ازاستادانش ، درمبحث تفسیر وام دار و میراث بر نسل پیش از خود است . مثلاً از استادان اوکسانی چون سعد بن عبدالله اشعری ومحمد بن حسن صفاروعلی بن ابراهیم قمی همه ازمفسران عصرخود ودارای تفسیر بوده اند وحتی تفسیریکی ازایشان ، یعنی تفسیر علی بن ابراهیم قمی ، هنوزهم موجود است .

شیخ صدوق (قم 306 – ری 381ق)

تاریخ نگار ، فقیه ، مفسر ، محدث بزرگ 1درقرن 4 ق .

عماد الدین محمد بن علی بن حسین بن بابویه  معروف به شیخ صدوق وابن بابویه ، اهل قم . دانش های اولیه را نزد پدرش ، علی بن حسین ابن بابویه (- 329 ق) ، آموخت . ازمشایخ اویند محمد بن حسن بن احمد بن ولید (شیخ صدوق ، ثواب الاعمال ، ص 15 ، 17 ، 40) ، ابو طیب رازی (همو ، عیون اخبارالرضا ، ج 1، ص 12 ، 81؛ ج 2 ، ص 240) ، ابوالقاسم حسن بن محمد سکونی ، محمد بن بکران نقاش (همان ، ج 1، ص 117؛ همو ، خصال ، ص 115 ؛ همو ، التوحید ، ص 232)

در بغداد و سپس در ری به تدریس پرداخت . ازمیان شاگردان وی باید به محمد بن محمد بن نعمان (شیخ  مفید) وهارون بن موسی تلعکبری وعلی بن محمد خزارو حسین بن عبیدالله بن غضایری اشاره کرد (دلائل الامامة ، ص 4 ، 10 ، 89 إ منتجب الدین ، ص 89 ؛ ذهبی ، سیراعلام النبلاء ، ج 16 ، ص 304) .

شيخ صدوق درری درگذشت وپیکراو را درآرمگاه حضرت عبدالعظیم (ع) به خاک سپردند . مقبرۀ او ، که یک بار درعهد فتحعلی شاه قاجارمرمت شد ، محل زیارت بوده است .

شیخ صدوق ازنظراعتقادی به اصحاب حدیث امامی یا مکتب اخباری قم گرایش تام داشت که اساساً تکیۀ افراد این مکتب برحدیث است . ازمنظرکلامی ، وی با اتکار براخبارواحادیث معصومان (ع) به تعریف مفاهیم واثبات قضایای کلامی می پرداخت . در منابع از جایگاه  والای شیخ صدوق جزستایش وبیان وثاقت وجود ندارد (ابن ادریس ، السرائر ، ص 288 ؛ ابن طاووس ، کشف المحبة ، ص 129 ؛ مجلسی ، ج 104 ، ص 190) .

شیخ صدوق درعلوم گوناگون زمانۀ خود ، به ویژه آن هایی که درنزد محافل امامیه ازرواج بیش تری برخوردار بوده ، آثاربسیاری تألیف کرده است . شماری ازمشهورترین آثارشیعی ، مانند الاعتقادات والتوحید وثواب الاعمال وعقاب الاعمال والخصال و علل الشرایع وعیون اخبارالرضا (ع) وکمال الدین وتمام النعمة ومعانی الاخبار ، از تأليفات ارزشمند شیخ صدوق است وغالباً هم بارها انتشاریافته اند . گذشته ازاین آثار ، نجاشی ، با ذکری ازجایگاه وی  و برخی اطلاعات شرح حالی ، هنگام یاد کرد آثاروی ، به دو اثر تفسیری از او تصریح کرده است : تفسیر القرآن ومختصرتفسیرالقرآن (ص 389) . آقا بزرگ طهرانی ، ضمن نقل سخن نجاشی ، از کتاب الناسخ والمنسوخ هم یاد کرده است . گفتنی است که آقا بزرگ درسخن از تفسیر صدوق آن را الخاتم خوانده است (الذریعة ، ج 4 ، ص 279 ؛ ج 7 ، ص 131) وعمررضا کحاله نیز این آثار را به همین صورت در معجم المؤلفين وارد کرده است (ج 11، ص 3) . ازاین آثاراخیر نشانی در دست نیست ، اما  هر دو موضوع « التفسیر» و« ناسخ و منسوخ» از موضوعات شایان توجه درروند تاریخ تفسیرشیعه است . به ویژه با توجه به نگرش حدیثی شیخ صدوق به مباحث علمی ، درمی یابیم که مبانی اصلی او در تدوین تفسیرالتفات تام به روایات اهل بیت (ع) بوده است . درتأیید این نظرمی توان به انبوهی ازتفاسیرشیخ صدوق استناد کرد که روایت های آن ها درآثار دیگری ازاو موجود است ، چنان که برخی روایات تفسیری او درالاعتقادات آمده است (شعار ، ص 3 – 11) .

فهرست منابع

  1. موحدی محب ، عبدالله (1378) .« نگاهی به تفسیرفرات کوفی» ، آینۀ پژوهش ، ش 60 .
  2. شوشتری، . قاموس الرجال ، قم ، مؤسسة النشرالاسلامی ، ج 8 ، 10 .
  3. حسکانی ، عبیدالله (1411ق) . شواهد التنزیل ، به کوشش محمد باقرمحمودی ، تهران ، ج 1، 2 .
  4. مجلسی ، محمد باقر(1403ق) . بحارالانوار ، بیروت ، ج 1، 10 ، 34 ، 57 ، 90 ، 100 ، 102 ، 104 ، 106 .
  5. ابن قولویۀ قمی ، جعفربن محمد (1417 ق) . کامل الزیارات ، به کو ، شش جوادقیومی ، قم .
  6. کلینی ، محمد (1391ق) . الکافی ، به کوشش علی اکبرغفاری ، تهران ، ج 1، 3 ، 5 ، 8 .
  7. نجاشی ، احمد (1407 ق) .«الرجال ، به کوشش موسی شبیری زنجانی ، قم .
  8. قاضی زاده ، کاظم (1375) . « پژوهشی دربارۀ تفسیرعلی بن ابراهیم قمی » ، بینات ، ش 10
  9. موسوی ، سید احمد (1369) . «پژوهشی پیرامون تفسیرقمی» ، کیهان اندیشه ، ش 32 .
  10. استادی ، رضا (1369) . «تفسیرابن ماهیار» ، کیهان اندیشۀ ، ش 30 .
  11. ابن ندیم ، محمد بن اسحاق (1350) . فهرست ، به کوشش محمد رضا تجدد ، تهران .
  12. خزاز ، علی (1401ق) . « کفایة الاثر ، قم .
  13. شیخ صدوق ، محمد بن علی (1417ق) . الامالی ، قم .
  14. _______ (1392ق) . ثواب الاعمال ، به تصحیح محمد مهدی حسن خرسان ، نجف .
  15. شیخ طوسی ، محمد بن حسن (1356ق) . الفهرست ، به کوشش محمد صادق آل بحرالعلوم ، نجف ، چاپ مرتضویه .
  16. آقا بزرگ طهرانی ، محمد محسن (1366) الذریعة الى تصانيف الشيعة ، بيروت .
  17. داوودی ، حسن (1375) . « تفسیرنعمانی » ، صحیفۀ مبین ، ش 5 .
  18. مجلسی ، محمد باقر(1403ق) . بحارالانوار ، بیروت ،
  19. عیاشی ، محمد (1380 – 1381ق) . التفسیر ، قم .
  20. ابن حجرعسقلانی ، احمد (1325 ق) . لسان المیزان ، حیدرآباد دکن .
  21. ابن ادریس ، محمد (1410 ق) . السرائر ، قم .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران