مصون-بودن-مذهب-شیعه-از-پدیده-تکفیر-و-خشونت-گرایی

مصون بودن مذهب شیعه از پدیده تکفیر و خشونت گرایی

پس از رحلت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بنا به دلائل سیاسی، اجتماعی، مسأله جانشینی و خلافت آن حضرت از مسیر اصلی و مشخص شده اش منحرف شد. و به مرور زمان و به تدریج موجب اختلافات و انحرافات دیگری در حوزه های فکری، اعتقادی و فقهی جامعه اسلامی گردید به نحوی که بعد از یکی دو قرن جامعه یکپارچه اسلامی به گروه ها و فرقه های ریز و درشت بسیاری منشعب شدند که بعضی از این فرقه ها فقط اسمی از اسلام را با خود داشتند و دیگر هیچ شباهتی با اسلامی که حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آورده بود نداشته و ندارند.

در این میان مذهب تشیع که از ابتدا تا به امروز از زلال چشمه سار قرآن و اهل بیت پیامبر سیراب شده است به عنوان تجسم و نماد اسلام واقعی، همواره پرچمدار نشر و تبلیغ معارف عمیق و جذاب این آئین مقدس بوده است و در برابر انحرافات و تحریفات گوناگون علمی و عملی از کیان معارف و آموزه های ناب اسلام محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دفاع نموده است.

مختصات و زیبائی‌هایی که منحصرا در مذهب تشیع وجود دارد، فراوان است. امّا مهم ترین این مختصات که پیروان شیعه امامیه را از تکفیر و خشونت گرایی و کشتار دیگران بیمه کرده را می توان در چند سر فصل، به ترتیب ذیل خلاصه نمود؛

عقلانیت و منطق روشن.

عرفان و معنویت بی نظیر.

داشتن پیشوایان معصوم و برگزیده.

. روح آزادگی و ظلم ستیزی.

عقلانیت

گوهر عقل و خرد به عنوان یگانه شاخصه امتیاز انسان از سایر جانداران در مذهب تشیع از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است چه در حوزه اعتقادات و بحث‌های کلامی و چه در فروعات و احکام عملی. در بخش عقاید، تمام مبانی اعتقادی و کلامی تشیع بر دو بنیان عقل و وحی استوار است. استاد شهید مطهری در این مورد می‌گوید: با ویژگی اعتدال، کلام امامیه از کلام معتزله، اشاعره و اهل حدیث ممتاز می‌گردد. تعقل و تفکر شیعی نه تنها با تفکر حنبلی که اساسا منکر به کار بردن استدلال در عقاید مذهبی بود ـ و یا تفکر اشعری که اصالت را از عقل گرفته و آن را تابع ظواهر الفاظ می‌کرد، مخالف و مغایر است، بلکه با تفکر معتزلی نیز با همه عقل گرائی آن مخالف است؛ زیرا تفکر معتزلی هر چند عقلی است ولی جدلی است نه برهانی، به همین جهت است که اکثریت قریب به اتفاق فلاسفه اسلامی شیعه بوده‌اند.[۱] در حوزه احکام عملی و فقه نیز، عقل در کنار کتاب، سنت و اجماع، یکی از چهار منبع احکام شرعی محسوب می شود. بر خلاف مذاهب چهارگانه اهل سنت زیرا آنها عقل را جزء منابع استنباط نمی‌دانند بلکه به جای آن به قیاس، استحسان، استصلاح و… روی آورده اند به هر حال عقل در مذهب تشیع جایگاه خاصی دارد و به فرموده امام هفتم ـ علیه السلام ـ : خدا را بر مردم دو حجت است یکی ظاهر و آشکار دیگر باطن و پنهان، حجت ظاهر عبارت است از رسل انبیاء و ائمه و امّا حجت باطنی عبارت است از عقل و خرد آدمیان.[۲] که باید در تفهیم و تبیین معارف دین از آن کمک جست.

بر همین اساس می توان گفت که شیعه امامیه در طول تاریخ بر ظواهرآموزه های دین مبین اسلام جمود نداشته و آنها را با معیارهای عقلی شکافته و پذیرا گردیده است و همین عقلانیت باعث شده که پیروان این مذهب از تحجر گرایی که منشاء خشونت و کشتارهای غیر مشروع است فاصله گرفته و از این‌رو در تاریخ مذهب شیعه اثری از این پدیده ثبت نشده است. امروز به وضوح مشاهده می‌شود مخالفین شیعه در مناطق شیعه نشین با کمال آزادی زندگی کرده و آمد و شد دارند و هیچ هراسی را از ناحیه شیعیان احساس نمی‌کنند.

عرفان و معنویت بی نظیر

مذهب تشیع از آن جهت که متصل به اهل بیت نبوت و معادن علم و حکمت است، از چنان عرفان و معنویت سرشاری برخوردار است که در هیچ مذهب و فرقه‌ای دیگر نظیر آن یافت نمی‌شود. ادعیه و مناجات‌هایی که از پیشوایان معصوم به یادگار مانده است از چنان مضامین عالی و بلندی برخوردار است که هر روح تشنه‌ای را سیراب و هر جان سرگشته ای را به آرامش و سکون رهنمون می‌شود. به خصوص مناجات های سید الساجدین امام زین العابدین که در صحیفه سجادیه آمده است باعث اعجاب و شگفتی دیگران شده است؛ چنانکه در سال ۱۳۵۳ش مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نسخه ای از آن را برای علامه معاصر، مؤلف تفسیر طنطاوی (مفتی اسکندریه) در قاهره، فرستاد. ایشان پس از تشکر و ستایش فراوان از این هدیه گرانبها در پاسخ چنین نوشت! این از بدبختی ماست که تاکنون بر این اثر گران بهای جاوید که از موارث نبوت است، دست نیافته بودیم من هر چه در آن می نگرم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از گفتار خالق پایین تر می بینم.[۳] در واقع همین دعاها و مناجات ها هست که امروزه موجب تحرک و سرزندگی جهان تشیع شده است و می بینیم که به هر مناسبتی در هر کوی و برزنی زمزمه های مراسم دعا و نیایش بر پا می‌شود و باعث طهارت و پالایش روح جامعه می گردد. این مسئله نیز عامل بازدارنده شیعیان از تکفیر مسلمانان، خشونت، ترور و حتی کشتن کافران است. کسی که با این دعاها مأنوس باشد نور الهی را در قلب او روشن می‌کند و با داشتن این وصف هرگز به اعمال خشونت بار و غیر انسانی رو نیاورده و با عطوفت و مهربانی و کرامت دیگران را به سوی راه حق رهنمون می شود.

پیروی از اهل بیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در کنار قرآن کریم یکی دیگر از مختصات مهم شیعه امامیه است که باعث نجات شیعیان از گمراهی و افتادن در چاله خشونت و تکفیر و ترور شده است. شیعیان دقیقا به سفارش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم عمل کرده و توصیه‌های آن حضرت را آویزه گوش خود قرار داده اند تا گمراه نشوند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اینکه امتش به در مسائل اعتقادی، عملی، سیاسی، اخلاقی و امثال گمراه نشوند، فرمود: «یا ایهاالناس انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما کتاب الله و اهل بیتی عترتی»[۴]؛ یعنی من در میان شما دو چیز را بجا می ­گذارم اگر از هردوی آنها متابعت کنید هرگز گمراه نمی­شوید و آن دو کتاب خدا و اهل بیتم عترتم هستند.

با داشتن پیشوایان معصوم و برگزیده خداوند و پیروی از رهنمودهای آنان همان گونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود، به یقین گمراهی از حوزه فکری و عملی انسان فاصله خواهد گرفت. و بر عکس قطعا بر اساس سخن رسول گرامی اسلام عدم تبعیت از اهل بیتعلیه السلام  در مسائل دینی، گمراهی را به دنبال دارد. این گمراهی در رفتار و عملکرد انسان خود را نشان می‌دهد و بی تردید خشونت، تکفیر مسلمانان، و تروریسم و کشتن انسانهای بی‌گناه از گمراهی انسان ناشی می شود.

همان گونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  بنا بر فرموده قرآن کریم اسوه امت اسلامی است، امامان دوازده گانه نیز هرکدام از نظر علم، زهد، تقوی، عمل و… الگوهایی انسان ساز در مسیر راه خداوند هستند که مانع از انجام رفتارهایی غیر انسانی در پیروانش می شود. این مطلب ثابت و روشن است هیچ کسی پس از پیامبران در مقام علمی و معنوی به شایستگی آنان نمی رسند و شیعه این مسأله را با ادله روشن و قاطع اثبات کرده است.[۵] در حالی که فرقه دیگر هیچ گاه نمی توانند چنین ادعایی نسبت به رهبران و پیشوایان خود داشته باشند، چه رسد به ارائه دلیل و برهان نسبت به آنان. پس این از افتخارات و زیبائی های مذهب تشیع است که سر سلسله رهبری آن را پس از پیامبر انسان های چون علی ـ علیه السلام ـ امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر و امام صادق و سایر ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ به عهده دارند که از حیث زهد، تقوا، علم، شجاعت و… هر کدام سر آمد و یگانه دوران خود بوده است. در واقع معلوم نیست که اگر تاریخ اسلام چنین شخصیت هایی در متن خود نداشت با چه چیزی خود را تعریف نموده و به جهان عرضه می‌کرد.

روح آزادگی، مردانگی و ظلم ستیزی از مختصات دیگر مذهب شیعه است که از اهل بیت علیه السلام و به خصوص از مکتب عاشورا و نهضت حسین بن علی ـ علیه السلام ـ الگو گرفته و از آن سیراب می شود، در طول تاریخ خود همواره الهام بخش روح آزادگی، حماسه پروری و ظلم ستیزی بوده است به نحوی که در هیچ مذهبی از مذاهب اسلامی چنین خصیصه ای وجود نداشته و ندارد. و این از افتخارات و مایه مباهات مذهب تشیع است که در سینه تاریخ خود، گوهر چون عاشورا و دردانه ای چون امام حسین ـ علیه السلام ـ را دارد. که نهضت او برای تمام انسان های آزاده و قهرمان الگو و سرمشق به حساب می آید، و شعار هیهات منا الذله او تابه ابد درس آزادی و آزادگی و گسستن زنجیرهای ظلم و ذلت را به انسان می آموزد. اینها از زیبائی های مذهب تشیع است که در هیچ مذهب دیگری یافت نمی شود. کسی که پیرو امام حسین علیه السلام باشد هرگز در حق دیگران ظلم را روا نخواهد داشت و با نا مردی با دیگران برخورد نخواهد کرد. امام حسینی که دشمنانش را که می داند او را به شهادت خواهند رساند، با الفت و مهربانی رفتار کرده و آنان را با کمال خونسردی به سوی حق دعوت می کند و نه تنها به خود آنان بلکه به اسپهای شان آبد می دهد. کسانی که هم چو الگوهای آسمانی داشته باشند، ممکن نیست با نامردی و خشونت های غیر انسانی با مردم برخورد کنند.

پی نوشت ها:

[۱]. مطهری، مرتضی، آشنائی با علوم اسلامی، انتشارات صدرا، ۱۳۵۸ش، ص۵۴.

[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۷.

[۳]. پیشوائی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، موسسه امام صادق علیه السلام ، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۲ش، ص۱۷۱.

[۴] . حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، بیروت، دارالکتب الغلمیه، اول، ۱۴۱۱ق.

[۵]. امینی، الغدیر، ابن الصبائح، الفصول المهمه فی معرفه الائمه، و منابع مربوط به اهل بیت علیه السلام .