مشورت در خانواده (مشاوره،جوانان،فرزندان و زنان)

از نمونه های بارز احترام و تکریم فرزندان مورد مشورت قرار دادن آنان از اوایل نوجوانی است این گونه توجه و عنایت به نوجوانان اندیشه و تفکر آنان را برور می سازد و استعدادهای عقلی نهفته در وجودشان را به سوی خلاقیت و نوآوری عملی و استقلال فکری و نظر دادن در مسایل مختلف سوق می دهد.

مشورت با فرزندان در مسایل گوناگون زندگی و خانوادگی و نظرخواهی از آنان در مباحث علمی و اجتماعی به تدریج توانایی های بالقوه ی آنان را آشکار می سازد و فرزندان را در اداره ی زندگی خود در آینده آگاه و توانمند می گرداند.
مرحوم طبرسی در مکارم الاخلاق از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) چنین روایت می کند: الوالدُ سیّدٌ سبع سنینَ و عبدٌ سنینَ و وَزیرٌ سبعَ سِنینَ  [۱]؛
فرزند آدمی در هفت سال اول زندگی سرور و بزرگ است و در هفت سال دوم ( ۷ تا ۱۴) مطیع و فرمانبردار و در هفت سال سوم    (۱۵ تا ۲۱) ویز خانواده و مشاور پدر و مادر است.
راز مسایل مهمی که باید پدر در انتخاب همسر برای فرزند خود لحاظ کند مشورت با فرزند است. او باید نظر فرزندش را درباره ی همسر آینده اش جویا شود به ویژه در مورد دختران تأکید بیشتری شده است که نظر آنان را بخواهد.
از عطاء بن ابی رباح نقل شده که گفت:
لَمَّا خَطَبَ عَلیٌّ فاطِمَهَ أتاها رُسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ:‌ إنَّ عَلِیَّاً قَدْ ذکرَکِ فَسَکَتَتْ فَخَرَجَ فَرَّوجُهَا ؛ [۲]
هنگامی که علی (علیه السلام) فاطمه (سلام الله علیها) را از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) خواستگاری کرد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نزد فاطمه (سلام الله علیها) آمد و فرمود:
فاطمه جان! علی تو را از من خواستگاری کرده است. فاطمه سکوت کرد و چیزی نگفت (که سکوت علامت رضایت بود) پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلم) از نزد فاطمه (سلام الله علیها) بیرون آمد و وی را به همسری علی (علیه السلام) درآورد.
ابوموسی از رسول خدا (صلّی الله علیه واله وسلم) چنین روایت می کند:
إذَا أرَادَ أحَدُکُمْ أنْ یُزَوِّجَ ابْنَتَهُ فَلْیَسْتَأمِرْها ؛ [۳]
اگر هریک از شما بخواهد دختر خود را شوهر دهد نخست با دختر مشورت نماید. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
تَستَأمَرُ الأیبَمُ فی نَفْسِهَا قالُوا: فَإنَّ البِکْرَ تَستَحیِ قال: إذنُها صُماتُها، [۴]
در امر ازدواج دختر با خود او مشورت شود. عرض شد: در این باره شرم و حیا می کند که پاسخی دهد- و سکوت می کند- پیامبر فرمود: سکوت او همان اجازه ی اوست.
زن و شوه باید از حداکثر فرصت ها،برای گفتگو و بیان نقطه نظرهای شان استفاده کنند تا درکی متقابل از هم دیگر برایشان حاصل گردد. البته در این میان نباید مسأله ی مدیریت را فراموش کرد. این اصل معقول و منطقی است که در مرجعی باید مدیریت حاکم باشد زیرا در صورت فقدان مدیریت خانواده دچار بی نظمی و هرج و مرج خواهد شد. ممکن است برخی مشورت تعاون و همکاری را با وحدت در مدیریت متناقض بداند حال آن که زن و مرد علاوه بر مشورت و همکاری با یکدیگر باید اطاعت از مدیریت را همواره مدّ نظر داشته باشند در غیر این صورت زندگی خانوادگی شان دچار آشفتگی و از هم گسیختگی می شود.
با توجه به خصوصیات روحی زوجین مدیریت داخلی منزل بر عهده ی بانوی خانه است و مدیریت خارجی و کلّ خانواده را مرد عهده دار می باشد.
به محض این که اوّلین جرقه ی اختلاف زده شد بلافاصله باید به مشاور مراجعه نمایند و راه دربست را پیدا کنند. احساس غار نکنند از این که چون در مقام علمی بالایی هستند به مشاوره نیاز ندارند. ممکن است کسی در یک رشته ی علمی تخصص داشته باشد ولی در زمینه ی دیگر به مشاوره نیازمند باشد.
اولین جرقه ی اختلاف که در خانه زده شد،آتشی برافروخته می شود و نهال صفا و صمیمیت را می سوزاند. این فکر را نکنند که من چه موقعیت و مقامی را در جامعه دارم؛انسان وقتی بیمار می شود باید نزد پزشک برود در هر مقامی که باشد.
این ها هم باید به مشاور مراجعه کنند مشاوری که او را قبول دارند،نگذارید که یک نقطه ی چرکی کوچک به بیماری بزرگی مبدل شود که علاجی نداشته باشد.
یکی از اساتید مشاوره در امور خانواده نقل می کرد:
(یکی از آقایان یک بار به من تلفن کرد و گفت سیزده سال است که من با زن خویش اختلاف دارم این مشکل زندگی ما را فلج کرده است،سه تا بچه هم دارم که برای وضع آن ها نگرانم. من آن ها را دعوت کردم به خانه ی ما تشریف آوردند. خانم او را به اطاق دیگری راهنمایی کردم همین که با او مشغول صحبت شدم ناگهان دیدم بدون توجه به این که من نامحرم هستم با حالت پرخاش وارد اطاق شد. چادرش را کنار زد و گفت: زیر گلوی مرا ببین. نگاه کردم گواتر گلویش به قدر یک گلابی بزرگ شده است. گفت سیزده سال است که خون دل می خورم. وقتی ریشه یابی کردم متوجه شدم که هنگام ازدواج این زن و شوهر وقتی با هم صحبت کردند خانم دیپلم داشته مرد هم به او گفته من هم دیپلم دارم.
ولی بعداً معلوم شده که شوهرش تا مقطع راهنمایی درس خوانده است.خانم معتقد بود که شوهرش به او دروغ گفته و کلاه سرش گذاشته است. بنابراین حقّه باز است. سیزده سال بر اساس همین بی اعتمادی نسبت به او زندگی کرده بود. خوشبختانه مرد بعداً ادامه ی تحصیل داده بود و تا حد فوق لیسانس رسیده بود.
گفتم: شوهر شما در حد استاد من است اگر چه قبلاً سطح سواد و مدرکش پایین بوده ولی حالا این قدر پیشرفت کرده و خود را اصلاح کرده دیدم قبول نمی کند گفتم شما باید خود را فدای این شوهر بکنید،چون بهتر از او وجود ندارد. برای این که تو راضی شوی راضی شده تا این حد درس بخواند. گفت: مگر دروغ حرام نیست؟ مگر کار حرام نکرده است؟ گفتم: دروغ حرام است. او از بس به تو علاقه داشته برای این که به وصال تو برسد حاضر شده حتی به جهنم برود عاشق تو بوده است.
آیا چنین شوهری برای تو قیمت ندارد کم کم آرام شد و خندید.
اگر همین دو نفر سیزده سال پیش به مشاوره مراجعه کرده بودند پیش از این که این بیماری مزمن شود ساده تر می شد آن را معالجه کرد.
هم چنین مرد در خانه باید مقداری از وقتش را به زن و فرزند اختصاص بدهد و با آنان بنشیند و صحبت کند و گرفتاری ها و مشکلات را با یکدیگر مطرح و با هم مشورت کنند.
(وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأمرِ فَإذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّل) [۵]
خداوند به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: تو کار خویش را با توکل به خدا انجام بده. ولی،مشورت را هم فاموش نکن یعنی با مشورت به دیگران به آنان شخصیّت بده.
بنابراین در امور خانه مشورت لازم است و استبدادی گری و فکر زن را به حساب نیاوردن اشتباه است. همان طور که گفتیم حتی اگر سخنان زن معقول و کودکانه بود باید به آن توجه کرد. بعضی از روان شناسان معتقدند که با فرزندان هم باید مشورت شود،یعنی به فکر و عقیده ی آن ها احترام بگذاریم و آن ها را به حساب آوریم. به سخنی دیگر خانه مملکت کوچکی است که کارهایش باید با مشورت انجام پذیرد و مشکلات این مملکت کوچک را باید با اهلش در میان بگذاریم.
زن و فرزند اگر توانستند درد دلشان را در خانه باز گویند دیگر دچار عقده ها و ناراحتی های روانی نمی شوند مرد هم وظیفه دارد که در کمال خوش اخلاقی و خوش زبانی به آن ها جواب بدهد استبداد و تحمیل کردن خواستهای خود به زن و فرزند کاری بسیار غلط است که آثار سوی به دنبال دارد.
از مصادیق دیگر خوش رفتاری در محیط خانه اینست که اگر مرد از زن خود بد رفتاری یا سستی یا اشتباهی دید و فریاد نکشید و زبان را با ناسزا نگشاید و او را به باد انتقاد نگیرد بلکه او را موعظه کند و با زبان خوش اشتباهات او را گوش زد کند.
مشاوره در هر امری ضروری است ولی در مورد ازدواج به علت اهمیت موضع مشاوره ضرورت بیشتری دارد. به همین علت کمتر کسی بدون مشورت با دیگران به انتخاب همسر و پیوند زناشویی مبادرت می کند. امام علی (علیه السلام) فرمودند:
به مشورت کردن تشویق شده است چون نظر طرف مشورت خالص است و نظر مشورت کننده آمیخته به هوس می باشد. [۶]
در این مورد آن چه مهم است انتخاب مشاور است.
امام علی (علیه السلام) فرموده اند: هر که با خردمندان مشورت کند از پرتوهای خرده ها روشنایی گردد. [۷]
اولین و بهترین مشاوران افراد خانواده به خصوص پدر و مادر می باشند. زیرا علاوه بر این که نظر خواهی از آنان خود نوعی قدرشناسی و احترام محسوب می شود به دلیل تجارب آن ها و دل سوزی شان و هم چنین آشنایی کامل به وضعیت فرزند خویش مسلماً بهترین راهنمایی ها را می توانند داشته باشند. پس از آن مشورت با بزرگان فامیل به دلیل تجارب شان نیز سودمند خواهد بود. هم چنین ممکن است در بین فامیل و اطرافیان افرادی باشند که به دلیل آشنایی با علوم روان شناسی و مشاوره و کار در زمینه های تربیتی و داشتن تجاربی از این دست بتوانند نظرات و پیشنهادات سودمندی ارایه دهند.
در نهایت و پیش از مشورت با این افراد و انتخاب فردی برای ازدواج اگر هنوز تردید و دو دلی وجود داشته باشد پسر و دختر می- توانند به یک مشاور خانواده ی امین و مورد اعتماد رجوع کنند و با بررسی های روان شناختی و اجتماعی تصمیم قطعی خود را بگیرند.
ظاهرش این است که مشورت در موارد مختلف فرق می کند،نه می توانیم بگوییم: مشورت به کلی ممنوع است و نه می توانیم بگوییم که به طور کلی جایز است بلکه قایل به تفصیل هستیم یعنی در بعضی از موارد فقط قول زنان حجت است. مثل مسایلی که در خصوص زنان است درباره ی مسأله ی رضاع در سوره ی بقره داریم که زن و شوهر اگر تصمیم گرفتند فرزند را شیر ندهند با یکدیگر در این باره مشورت کنند. این صریح قرآن است که در این مورد زن و شوهر باید با هم مشورتی داشته باشند لذا شاید آن مواردی که مشورت با زنان منع شده است،مسایلی است که مربوط به زنان نیست و در آن تخصّص ندارند. بنابراین در جاهایی نیاز است با زن ها مشورت شود و در جاهایی که در تخصص زنان نیست با آنان مشورت نکنید چرا که مثل این می ماند که انسان در ساختمان سازی با یک پزشک و جراح قلب مشورت کند که طبعاً جای مشورت نیست.

استاد حسینی
زمینه مشورت در مورد خواهران و برادران به روحیات آنان بستگی دارد. خانم دکتری همین مسأله را از من پرسید. من سخن را ب این مثل آغاز کردم، گفتم: روزی از کنار بیمارستانی عبور می کردم یک ماشینی ایستاد و آقایی پیاده شد بچه سه چهار ساله اش را در بغل داشت دست این بچه در چرخ گوشت گیر کرده بود و خون می ریخت و همراه بچه چرخ گوشت را هم گرفته بود و شتابان به سوی بیمارستان می رفت بلافاصله خانمش پیاده شد شیون کنان افتان و خیزان می رفت حتی خودش را هم از شدت عاطفه و محبت نمی توانست نگه دارد.
با دقت در این قضیه معلوم می شود روحیه مرد چه روحیه ای است و روحیه زن چگونه است و البته کمال خانواده این است که مرد روحیه خودش را داشته باشد وزن هم روحیه خودش را داشته باشد. همان طوری حضرت آقای فقیهی اشاره فرمودند قرآن می فرماید: (عن تراض منها و تشاور)  [۸]
در این موضوع مهم (رضاع و شیر دهی) که به هر دو مربوط است باید با هم مشورت کنند. با توجه به این مسأله و این روحیه ای که خواهران دارند اگر یک برادری بخواهد عازم جبهه شود از خانمش مشورت بگیرد که آیا صلاح می دانید منبه جبهه بروم یا نه؟! روحیه ی عاطفی و لطیف خواهران ممکن است این عزم و تصمیم را بشکند این جا نباید مشورت کرده و باید خداحافظی کرد و او را به خدا سپرده و رفت.
در بعضی احادیث داریم که (ایاک و مشاوره النساء الا من جربت بکمال عقل) [۹]یعنی اگر کمال اندیشه اش را تجربه کردی مشورت در آنجا اشکال ندارد.

استاد عرفان:
چون بحث ما مشورت در خانواده است من به عنوان مقدمه درباره ی فواید مشورت و مبانی مشورت چند نکته می گوییم. مشورت و مشاوره که از آن به هم اندیشی تعبیر می شود چند چیز را به دنبال دارد:
یکی استفاده کردن از عقل دیگران است،چنان که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) روایت شده است: (من مشاور الرجال شارکها فی عقولها)  [۱۰]
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: کسی که با دیگران مشورت کند در خرد آن ها شریک است دوم استفاده از علم دیگران است. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: (خیر من شاورت ذووالنّهی و العلم و اولواالتجارب) [۱۱]
بهترین کسانی که شما با آن ها مشورت می کنید صاحبان خرد و علم و صاحبان تجربه هستند گاهی کسی دانشمند نیست ولی خردمند است. بعضی نیز دانشمند نیستند ولی صاحب تجربه هستند.در کتاب شریف غررالحکم از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است که فرموده اند: (افضل من شاورت ذو التجارب)  [۱۲]در حدیث قبلی آمده بود (خیر من شاورت) اما این جا آمده است (افضل من شاورت) یعنی با فضیلت ترین کسانی که ما می توانیم با آن ها مشورت کنیم،کسانی هستند که صاحب تجربه اند. چرا تجربه از علم بالاتر است؟ چون تجربه واقع شدن یک تئوری با دلیل است. از این جهت گفته اند بالاتر از علم است.
فایده ی دیگر مشورت این است که انسان از خواست ها تمایلات و از آرمان ها ی کسانی که با آن ها مشورت می کند،با خبر می- شود. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: (استشر اعدائک) با دشمنانت مشورت کن. برای چه؟ برای این که (تعرف من آرائهم مقدار عداوتهم و مواقع مقاصدهم) [۱۳]زیرا مشورت از آرای آن ها مقدار دشمنی و موضع گیری هایشان مطلع می شوی. در روایت دیگری حضرت می فرمایند: مشاوره کردن باعث می شود اندیشه های پنهانی و خواست های پنهانی افراد ظهور پیدا کند.
یکی دیگر از فواید مشورت این است که وقتی مشورت می کنیم به طرف مشورت خود شخصیت می دهیم. از این جهت مشورت در خانواده بسیار مهم است. مشورت در خانواده به معنای شخصیت دادن به کسانی است که با آن ها مشورت می کنیم. اگر با پسران و دخترمان مشورت کردیم این نشانه شخصیت داده به آن ها است. قرآن کریم درباره ی مشورت،سه تابلو طلایی دارد که در یکی از آن ها خدای متعا می فرماید: (فان ارادا فصالاً عن تراض منها و تشاور فلا جناح علیهما) [۱۴]اگر زن و مردی در کانون خانواده بچه شیر خواره ای دارند و می خواهند او را از ریشه باز گیرند با رضایت متقابل باشد سپس می فرماید: از شیر باز گرفتن بچه باید بر اساس یک هم اندیشی میان زن و شوهر باشد.
نکته ای درباره ی مشورت با زنان است که در حدیثی مطرح شده است و آن حدیث این است: (ایاک و مشاوره النساء الا من جربّت بکمال عقل) [۱۵]با زنان مشورت نکنید مگر زنی که عقلش آزموده شده باشد. بعضی از زنان هستند که عقل شان آزموده شده است و درایت شان از مردان بیشت است. با این ها باید مشورت کرد.

استاد عرفان
یک روایت است که جامع اهل نیست این روایت را زیاد نق کرده اند و علامه مجلسی نیز یک جا این را آورده اند که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
(شاور والنساء و خالفرهنّ فانّ فی خلافهن برکه) [۱۶]با زنان مشورت کنید و هر چه گفتند بر خلاف آن انجام دهید که در مخالفت با زنان برکت است.
این حدیث از احادیث نبوی است شما می دانید که نود درصد قلمرو جعل تحریف به احادیث نبوی مربوط است یعنی زمینه تحریف دارد،نه این که نود درصد‌آن ها تحریف شده است. در احادیث رضوی،در احادیث علوی و در احادیث امام صادق و امام باقر (علیه السلام) بسیار قلمرو جعل و تحریف کم است. اگر اثبات شود که این روایت سخن پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) است،باید‌آن را در غیر حوزه و قلمرو خانواده بدانیم و آن را به امور سیاسی و نظامی مربوط بدانیم،چون زنها به جهت عاطفه فراوان میل چندانی به جنگ واجب و دفاع ضروری هم ندارند.
سؤال: مرز میان مشورت کردن و مدیریت مرد در خانه چیست؟ از یک طرف بحث تشاور را داریم و از طرف دیگر بحث (الرجال قوامون علی النساء) [۱۷]و از سوی دیگر فرض بر این است که گاهی مشورت به نتیجه نمی رسد در چنین شرایطی باید چه کار کرد؟
استاد عرفان: مشورت و هم اندیشی قبل از تصمیم گیری است.
مدیران دو گونه اند. مدیرانی که استبداد به رأی دارند و همین موجب هلاکت آن هاست. (من استبد برأیه هلک)  [۱۸]هر کس فقط به آن چه خودض می اندیشد عمل کند و به نظرات دیگران کاری نداشته باشد،هلاک می شود.
گروه دوم مدیرانی هستند که مشورت می کنند. این ها مدیرانی موفق هستند. حدیث زیبایی است از امام رضا (علیه السلام) در وصف پدر بزرگوارشان،حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) که می فرمایند: عقل امام موسی بن جعفر (علیه السلام) که بسیار برتر از عقل مردم و یک عقل برتر بود ولی با این همه ظمت عقلی،چه بسا غلامی با سیاه مشورت می کردند به حضرت اعتراض می شد که چرا با این سیاه مشورت می کنید؟ حضرت فرمودند: چه بسا خداوند حق را با زبان همین جاری می کند. این استبداد نیست. ما در مدیریت سه مرحله داریم. مرحله طرح: مرحله تصمیم،مرحله اجرا،مسأله مشورت در مدیریت خانوادگی،در مدیریت اجتماعی،سیاسی و فرهنگی در مرحله طرح است. یعنی وقتی که مسأله طرح می شود و مورد پژوهش قرار می گیرد. یعنی تنها او عقیده برتر و بهتر را انتخاب می کند پس مدیریت چه در خانواده و چه در مدیریت های خرد و کلان اجتماعی،سه مرحله دارد و مشورت به مرحله طرح مربوط است. پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) با دیگران مشورت می کردند. ولی بعد از طرح که مسأله ی تصمیم گیری بود،خودشان تصمیم می گرفتند و اجرا می کردند.

پی نوشت ها:

[۱] وسایل الشیعه،ج۱۵،ص۱۹۵ .

[۲] بحارالانوار،ج۴۳،ص ۱۳۶ .

[۳] کنزالعمال،ج۱۶،ص ۳۱۱ .

[۴] مسند زید،ص ۲۷۲ .

[۵] سوره ی آل عمران،آیه ی ۱۵۹ .

[۶] غرر الحکم، ۳۹۰۸ .

[۷] همان منبع،۸۶۳۴ .

[۸] بحار،ج۷۷،ص ۲۱۲ .

[۹] بحار،ج ۱۰۳ ، ۲۵۳ ،روایت ۵۶ ، باب ۴ .

[۱۰] بحار،ج۱۸،باب ۱۶۳،ص ۳۸۲ .

[۱۱] غررالحکم،ج۱،ص۵۸۷،ش ۴۶۰۷/۱۸ .

[۱۲] غرر،ج۱،ص ۵۸۵،ش ۱۰۴۵۹۹ .

[۱۳] غرر،ج۱،ص ۵۸۵،ش ۴۵۹۶/۷ .

[۱۴] بقره، ۲۳۳ .

[۱۵] بحار،ج۱۰۳،ص ۲۵۳،روایت ۲۵۳،ب ۴ .

[۱۶] بحار،ج۱۰۳،ص ۲۶۲،روایت ۲۵،ب ۵ .

[۱۷] نساء،۳۴ .

[۱۸] نهج البلاغه،ج۱۸،ب ۱۶۳،ص ۳۸۲ .

فهرست منابع:

۱. مروجی طبسی،محمدجواد: حقوق و زندان در مکتب اهل بیت (علیهم السلام)،بوستان کتاب قم،چاپ سوم،۱۳۸۳ ، صفحات ۸۵ و ۸۶ و ۲۶۱ و ۲۶۲ .
۲.
اکبری،محمود: زندگی شیرین،گلستان ادب،۱۳۸۳،صفحات ۹۴ و ۹۵ و ۹۶
۳.
مظاهری،حضرت آیت الله حسین: خانواده در اسلام،انتارات بنیاد خیریه فرهنگی المهدی (علیه السلام)،چاپ اول،۱۳۸۴،صفحات ۱۴۰ و ۱۴۱ .
۴.
محمدزاده،راضیه: همسر اگر این گونه می بود،انتشارات میز،ص ۲۶ .
۵.
معاونت تربیتی و فرهنگی: خانواده پویا (۱) ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمت الله علیه) ، زلال کوثر،صفحات ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ .
۶.
همان،خانواده پویا (۵)، … ، ص ۷۳ تا ۷۹ .

نویسنده:غلامرضا بهرامی