مشاغل زنان در عصر رسالت (۳)

اشاره:

دو قسمت گذشته مقاله حدود ۳۰ مورد از مشاغل و حرفه هایى که زنان کم وبیش در دوره اولیه ظهور و گسترش اسلام بدان مى پرداخته اند را برشمرد. پیشتر یادآور شدیم ذکر اینها که به اجمال و اختصار تمام نیز برگزار مى شود به انگیزه فراخوان به یکایک موارد یادشده نیست. چنان که به هدف محصور ساختن به اینها و یا ارائه الگوى اشتغال نمى باشد. انگیزه اصلى، تإکید بر حضور سازنده زن در جامعه اسلامى با حفظ همه شوون و چارچوبهاست. و پر روشن است که بسیارى از موارد فهرست شده، به فراخور رشد و گسترش زمینه هاى یادشده و قالبهاى موجود، اینک بسیار متفاوت با گذشته در جریان است ولى اینها تغییرى در اصل موضوع ایجاد نخواهد کرد. به عنوان مثال بافندگى، رنگرزى، خدمات بهداشتى آموزشى، ماهیت اصلى خویش را حفظ کرده است هرچند قالبها و ابزار و گستره آن بسیار فراتر از گذشته است. بهرحال آرزو مى کنیم همین مختصر بتواند کمکى به صاحب نظران و علاقه مندان این گونه مسائل نموده باشد. ان شإالله.

۳۱ – نگهدارى اموال

نگهدارى از اموال مردم و مبارزان که گاه به نگهبانى مسلحانه(۱)نیاز داشت، از مشاغل دیگر زنان در سده اول است. زنان در پشت جبهه، حراست از مرکز سیاسى و اقتصادى اسلام را عهده دار بوده اند. هربار که حضرت محمد(ص) مدینه را به قصد جنگ یا کارى چون حج، ترک مى کرد، جانشینى در آنجا مى گماشت.

پیامبر(ص) در یکى از جنگها (تبوک) حضرت على(ع) را جانشین خود قرار داد. منافقان شایع کردند که حضرت محمد(ص) به حضرت على(ع) بى توجهى کرده، وى را در میان زنان گذاشته است! حضرت على(ع) این موضوع را به عرض پیامبر(ص) رسانید. آن حضرت فرمود: آیا دوست ندارى جایگاهت در میان امت مثل هارون نسبت به موسى باشد، با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبرى نخواهد بود؟(۲)

لزوم حراست از دستاوردهاى آیین جدید، نگهدارى املاک و اموال مسلمانان و پاسدارى از مرکز اقتصادى اسلام (بیت المال) از کارهاى اساسى شمرده مى شد و چنین وظیفه اى نیز برعهده زنان بوده است.

وقتى نماینده زنان براى ابلاغ پیام آنها به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شد، سخنان پرمعنى و فصیحى اظهار داشت، از جمله گفت:

«و ان الرجل منکم اذا خرج حاجا او معتمرا او مرابطا حفظنا لکم اموالکم»

«اگر مردى از شما به حج یا عمره برود، ما (در غیاب شما) اموالتان را حفظ مى کنیم.»(۳)

۳۲ـ کهانت

کهانت به معنى خبر دادن از نادیده هاست(۴) که شامل آینده و گذشته مى شود. عرافت، قیافه، قیافه البشر و قیافه الاثر از گرایشهاى وابسته به کهانت است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

پیش از اسلام، کهانت در میان زنان جایگاه خاص و ممتازى داشته است. نام بزرگانى چون: «طریفه» در یمن که خراب شدن سد مآرب و سیل عرم را پیش بینى کرده بود، «زبرا» در ناحیه حضرموت، «سلمى» از همدانیان، «عفیرإ»، «فاطمه» خثعمیه در مکه، «زرقإ»، «یمامه» کاهنه بنى سعد و «سعدى» دختر کریز خاله عثمان (خلیفه سوم) در تاریخ به ثبت رسیده است.(۵)

خاله عثمان از اسلام آوردن و ازدواج او با دختر پیامبر(ص) خبر داده بود و چنان شد که وى گفته بود.(۶)

زنى از کاهنان عرب به «مرحب» پهلوان نامى عصر جاهلى گفته بود که کسى به نام حیدر تو را خواهد کشت.(۷)

جز این دو، زنان کاهن دیگرى از آمدن پیامبر(ص) و بعضى از امور ایشان خبر مى دادند[ چنانکه به وقوع پیوست].(۸)

در مورد تإیید کهانت به معناى خاص آن مطلبى دیده نشده است. مرحوم شیخ انصارى در مکاسب محرمه بطور کلى درباره کهانت چنین نوشته است: «الکهانه حرام» سپس در دنباله بحث حرمت آن را بدون مخالف مى داند.(۹)

۳۳ـ رزم

فقیهان در خصوص مسائل رزمى زنان و جهاد ابتدایى آنان بحثهاى بسیارى مطرح کرده و به نقد و انتقاد پرداخته اند. آنچه در تاریخ اسلام، مسلم و قطعى است و نمى توان منکر آن شد، وقوع رزم و جهاد زنان در مواردى چون جنگ احد و تبوک است.

لحن سخن فقها در مورد جهاد دفاعى زنان، بگونه اى نرم و آرام است. اغلب و بلکه تمام عالمان دینى، دفاع از اسلام و کشورهاى اسلامى را اگر واجب ندانند، حداقل جایز مى دانند و براى آن شرط جنسیت یاد نکرده اند.

در جنگ خیبر زنان زیادى شرکت داشتند و سهم خود را از غنایم دریافت کردند(۱۰); از جمله اینان ام زیاد اشجعیه و پنج نفر همراه اوست. علت حضور آنان چنین گزارش شده است(۱۱):

«خرجنا و معنادوإ نداوى به الجرحى و نتناول السهام و نسقى»

[ از مدینه به عزم جنگ] خارج شدیم و با خود دارو براى مداواى مجروحان بردیم و براى اینکه تیرها را جمع کنیم و به رزمندگان آب بدهیم …(۱۲).

اسلمیه دختر سعید در جنگ خیبر حاضر بود و پیامبر(ص) براى او سهم یک مرد معین کرد. او همان کسى است که در مسجد پیامبر(ص) خیمه زده و مریضان و مجروحان را مداوا مى کرد…(۱۳).

نسیبه در جنگها شرکت مى کرد و در نبرد احد شمشیر زد و سیزده نقطه بدنش زخمى شد. (۱۴) صفیه دختر عبدالمطلب در جنگ احزاب یک مرد یهودى را که مزاحم آنان بود کشت، در حالى که «حسان بن ثابت» شاعر معروف از رویارویى با او گریخته بود.(۱۵)

اسمإ دختر یزید، همان زن سخنور و شجاع، در جنگ یرموک شرکت کرده، سیزده نفر را به قتل رساند.(۱۶)

شرکت زنان در جنگها براى امورى چون مداواى مجروحان، آشپزى، قصابى، پرستارى و نگهدارى اموال مورد قبول تمام محدثان اسلامى است. اگر به همین اندازه نیز بسنده کنیم، موضوع جهاد زن ثابت مى شود، زیرا شرکت زنان به چنین منظورى بدون تهیه ساز و برگ دفاعى میسر نبوده و حداقل برخى از آنان مسلح بوده اند و حتى گاهى که جبهه نیازمند بوده، مى جنگیده اند.

انس بن مالک گوید: زن ابوطلحه انصارى ـ که گویا براى مداوا به جبهه آمده بود ـ همراه خود خنجرى داشت. شوهرش از او پرسید: براى چه؟ او گفت: براى اینکه اگر مشرکى به من نزدیک شد، شکم او را پاره کنم. پیامبر(ص) شاهد این گفتگو بود. ابوطلحه خطاب به آن حضرت گفت: آیا مى شنوید چه مى گوید؟!(۱۷)

این حدیث نشان مى دهد که انجام کارهاى خدماتى و پزشکى جبهه بدون سلاح میسر نبوده و زنان حداقل خنجرى همراه خود داشته اند.

۳۴ـ جراحى

جراحى و شکسته بندى شغل دیگرى است که زن سده اول در عصر حضور انجام مى داده است.

رفیده پزشک و جراح معروف دنیاى اسلام است. او همواره به این کار اشتغال داشته است. در جنگها حضور مى یافته به جراحى، طبابت و شکسته بندى مى پرداخت. در جنگ احزاب بیمارستان سیار خود را در مسجد پیامبر(ص) نصب کرده بود.(۱۸)

به جز این، در برخى زایمانها نیاز به جراحى احتیاج مى افتاده و این نیاز را مسلمین خود برطرف مى کرده اند چنان که «خفض» نوعى جراحى سرپایى به حساب مىآید. و زنان مسلمان خود متصدى آن بوده اند.(۱۹)

۳۵- طبابت

در منابعى که تحقیق شد، طبابت، مامایى، روان پزشکى(۲۰)، بهداشت، درمان و پرستارى همه از مشاغلى آمده است که توسط زنان انجام مى شده است.

طبق روایاتى، عایشه همسر پیامبر(ص) طبیب بوده است(۲۱) همچنین به دستور آن جناب(ص) خانمى به حفصه روان پزشکى آموخته است.(۲۲)

به جز این سه نفر، نام پزشکان و جراحان دیگرى چون: رفیده، ام عطإ، ام کبشه، حمنه بنت جحش، معاذه، لیلى، امیمه، ام زیاد، ربیع بنت معوذ، ام عظیمه، ام سلیم آمده است.(۲۳)

۳۶ـ انتظامى

مرحوم شیخ مفید نوشته: وقتى عایشه در جنگ جمل شکست خورد و حضرت على(ع) فرمان داد او را به مدینه بازگردانند، به چهل نفر از زنان رزمنده گفت: لباس مرد پوشیده او را تا مدینه همراهى کنند. این نیروى چهل نفره با نظم و انضباط خاصى که مورد رضایت عایشه قرار گرفت محترمانه او را به مدینه رساندند. (۲۴)

همچنین نوشته اند: سمرإ که از زنان مورد توجه صدر اسلام است و پیامبر(ص) را درک کرده بود در مدینه یا مکه به شغل انتظامى (احتساب بازار) مى پرداخت. او روپوش و مقنعه اى درشت و غلیظ مى پوشید، تازیانه به دست مى گرفت و متخلفان را تنبیه مى نمود.(۲۵)

۳۷ـ قیافه شناسى

به معناى اثرشناسى، کشف علمى جرم و روانشناسى افراد است که اصولا دو شاخه متمایز داشته است. قیافه شناسى بشرى و قیافه شناسى اثرى. در قسم اول که کاهنان از آثار رنگ و چهره و صفات افراد، نسب و تیره آنان را معین مى کرده اند.

در روایات (که بیشتر راویان آن را اهل سنت تشکیل مى دهند) احیانا بر این موضوع صحه گذاشته شده است. در باب لعان آمده که اگر قیافه بچه به پدر شباهت داشته باشد بچه مال پدر و گرنه از او نخواهد بود. ولى فقه شیعه در صورتى که آثار حرام بر آن مرتب شود(۲۶)قیافه شناسى را نپذیرفته و مدعى است قضاوت پیامبر(ص) براساس دانش قیافه شناسى، صحت ندارد و افترإ است.(۲۷)

شاید علت رویگردانى مسلمین خصوصا زنان از قیافه شناسى همین موضوع بوده است.

قسم دوم ظاهرا بى اشکال و توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته است.

پیامبراکرم(ص) شمار دشمنان اسلام را میان نهصد تا هزار نفر تعیین فرموده و مستند این پیش بینى را گزارشى قرار دادند که طعام هر روزشان را نه یا ده شتر مى دانست.(۲۸)

مشابه این در مورد اسلام ریحانه، از آن حضرت گزارش شده است.(۲۹)

ابوسفیان نسبت به «بدیل بن ورقإ» مشکوک شده او را محکوم نمود! که نزد پیامبر(ص) به مدینه رفته است اما بدیل منکر بود. ابوسفیان دستور داد پشکل شتر را شکافتند و هسته خرماى مدینه را درآورد و از این طریق متوجه موضوع گردید. (۳۰)

۳۸ـ سخنرانى

فرهنگ مردم جاهلى بر دو پایه شعر و خطابه استوار بود. بطور معمول هر قومى از اقوام عرب داراى خطیب و شاعرى بود تا در مصاف با قبیله دیگر بتوانند سخنان سنجیده بگویند. نقش خطیب و شاعر چنان پراهمیت گزارش شده که عزت و ذلت خود را در گرو شاعر و خطیب مى دانسته اند.

در آن روزگار تعدادى از زنان على رغم تهدیدها و خشونت مردان(۳۱)، به عنوان خطیب و شاعر در جامعه حضور داشتند. نمونه بر جاى مانده از آثار آن دوره به خوبى نشان مى دهد که چگونه زنان با استعداد، همپاى مردان و گاه پیشتر حرکت کرده اند.

این فرهنگ، پس از ظهور اسلام همچنان بر جاى ماند، با این تفاوت که آیین جدید، تحولى در محتواى شعر و خطابه پدید آورده، پاره اى از ارزشهاى نوین را جایگزین، و برخى از ارزشهاى آن دوره را تإیید کرد.

زنان دوره ظهور (با توجه به ارزشهاى اسلامى) دو شغل خطابه و شاعرى را از دست ندادند. شخصیتهایى مثل اسمإ دختر یزید و ام سلمه کم نبوده اند.(۳۲)

۳۹ـ شعر

زنان مسلمانى که در حضور پیامبر(ص) شعر سروده اند، اغلب از خانواده ایشان هستند. در کتابهاى تذکره و تاریخ، نام شمار زیادى از آنان مثل «صفیه» و «اروى» آمده است. همچنین در کتابهاى تاریخ، سروده هایى را به حضرت خدیجه(س)، حضرت فاطمه(س)، ام سلمه، عایشه و فضه نسبت داده اند و در این راستا نام زنان بسیارى از یاران و همسران آنان را ضبط کرده اند. برخى از این زنان حرفه خود را شاعرى قرار داده بودند و چنان که در بحث خوانندگى اشاره شد، در مجالس عزا، ماتم و شادى مى خوانده و مزد مى گرفته اند.(۳۳)

۴۰ـ مشاغل خانگى

زن عصر رسالت، علاوه بر آشپزى و خیاطى به کارهاى سخت و توانفرسایى از قبیل آبکشى، نانوایى و آسیاب کردن با آسیاب سنگى مى پرداخته است.

درباره حضرت زهرا(س) نوشته اند:

«استقت بالقربه حتى اثرت فى صدرها و طحنت بالرحى حتى مجلت یداها»(۳۴)

«آن قدر با قربه (ظرف آب) آب آورد که بر سینه اش اثر گذاشت و آن قدر با آسیاب دستى، آسیاب کرد که دستهایش تاول زد و سپس زبر شد.»

۴۱ـ کشاورزى

کشاورزى از مشاغل دیرینه زنان است. در سده نخست دوره اسلامى همچون دیگر دوره هاى تاریخ، زن على رغم روحیه لطیف خود، به کار سخت کشاورزى مى پرداخته است. بخارى از سهل بن سعد چنین نقل کرده است:

«کانت منا امرإه تجعل فى مزرعه لها سیلقا فکانت اذا کان یوم الجمعه تنزع اصول السلق فتجعله فى قدر ثم تجعل قبضه من شعیر تطحنه فتکون اصول السلق عرقه … »(۳۵)

«زنى از (قبیله) ما، در مزرعه خود سلق[ نوعى روییدنى که داراى بوته اى چون کدوست] مى کاشت. روزهاى جمعه ریشه آن را درمىآورد و در ظرفى[ مثل دیگ یا کترى] مى گذاشت. آن گاه با مشتى آرد جو مىآمیخت تا سفت مى شد، مثل استخوان پر گوشت»

مولوى سعید انصارى مى نویسد: کشت کارى زنان چنان گسترده بوده که فضاى مدینه را سبز و خرم کرده بود.(۳۶)

۴۲ـ مقنى گرى

تصویرى که مردان از زن سده اول به دست داده اند، تصویر ضعیف، ناقص و ناهمگونى است. گزارشهاى ناخواسته و ضمنى مورخان، این نکته را به ذهن مىآورد که وقتى از وراى صدها قرن، به گذشته نگاه مى کنیم، ابتدا مى پنداریم زن موجودى بوده که جز خانه دارى به هیچ کارى دست نمى زده است، اما اندکى دقت در متون تصفیه نشده، بر این تصور، خط بطلان مى کشد; خبرها حکایت از فعالیتهاى گوناگون و مشارکت اجتماعى زنان دارد.

نمونه این خبرها را در مورد حضرت فاطمه دختر امام حسین(ع) چنین مى خوانیم:

وقتى خانه جده اش حضرت فاطمه(س) به مسجد اضافه شد و بناى منزلش تمام گشت، آن حضرت به موضع «حره» منتقل شد و گفت: چاره اى ندارم تا چاهى در خانه براى وضو و سایر نیازمندیهایم داشته باشم. پس دو رکعت نماز در محل مورد نظر براى کندن چاه، خواند و دعا کرد. آن گاه کلنگ به دست گرفته، شروع به کندن چاه کرد و به کارگرها دستور داد کار کردند.(۳۷)

۴۳ـ رنگ آمیزى و نقاشى

در میان خوانندگان عده اى هستند که فکر کنند، مشاغل موجود، سابقه نداشته است و حال آنکه در این مورد بیشتر با فقدان دلیلهاى اثباتى روبه رو هستیم.

زنان سده اول، مشاغل بسیارى عهده دار بوده اند که نمونه هاى آن در این مقاله بیان شد. از جمله این مشاغل، رنگآمیزى پارچه ها و نقش و نگار و علامت گذارى آنها بوده است.

زنى از خاندان بنى اسد مى گوید: روزى در حضور زینب همسر پیامبر(ص) بودم و با او جامه اش را رنگ قرمز مى زدیم. در این میان، پیامبر(ص) وارد شدند و به سوى ما نگریسته، متوجه رنگآمیزى ما شدند. چون رنگ لباس قرمز بود، برگشتند. زینب که پیامبر را این گونه دید، فهمید که رسول خدا(ص) این رنگ را نپسندیده، از این رو لباس را شست و سرخى آن را از میان برد. پیامبر(ص) بازگشتند چون چیزى ندیدند به خانه درآمدند.(۳۸)

این گزارش گرچه کراهت حضرت رسول(ص) را در خصوص جامه زینب نشان مى دهد، ولى از یک حقیقت پرده برمى دارد و آن اشتغال زنان به کار رنگآمیزى پارچه و لباس است. همچنین در تاریخ و فقه اسلامى از لباسهاى علامتدار و منقوش بحث شد، که طبعا توسط خانمها بدان صورت درمىآمده است.

۴۴ـ تولیت اوقاف و صدقات

به استناد روایاتى که از طریق شیعه و سنى نقل شده، حضرت زهرا(س) متصدى و متولى اوقاف و صدقات پیامبر(ص) بوده است.

علامه مجلسى نامه اى را که حضرت زهرا(س) انشا کرده و برخى از یاران، آن را امضا کرده اند، چنین آورده است:

به نام خداى بخشنده و مهربان. این وصیت فاطمه دختر محمد فرستاده خداست. او وصیت مى کند که امور هفت حائط (بستان) او: العواف، الدلال، البرقه، والمبیت (المیثب)، الحسنى، الصافیه و آنچه متعلق به ام ابراهیم بوده، به على بن ابى طالب واگذار شود. اگر على(ع) از دنیا رفت، به حسن(ع) و اگر حسن از دنیا رفت، به حسین(ع) و اگر حسین(ع) از دنیا رفت، به بزرگترین فرزندان من واگذار شود. خدا را بر این وصیت شاهد مى گیرم و نیز مقدادبن اسود و زبیربن عوام را. این نامه به خط على بن ابى طالب است.(۳۹)

بزنطى به نقل از امام رضا(ع) مى گوید:

عباس براى گرفتن حق الارثه خود آمده بود، حضرت على(ع) و دیگران شهادت دادند که آنها وقف است.(۴۰)

سمهودى نیز این موضوع را مطرح کرده و متولى موقوفات یاد شده را بعد از امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، سپس حسن و محسن و بعد زیدبن الحسن دانسته است.(۴۱)

پى نوشت ها:

۱ـ زنان در جنگ احزاب حافظ و نگهبان مدینه بودند. مردى از یهود قصد داشت به حریم مسلمانان وارد شود. از این رو، صفیه دختر عبدالمطلب او را کشت. ر.ک. شغل رزمى زنان.

۲ـ حسن الاسوه، باب ماورد فى کون المرإه خلیفه فى النسإ.

۳ـ المیزان، ج۴، ص۳۵۰.

۴ـ و فى الحدیث: «ان الشیاطین کانت تسترق السمع فى الجاهلیه و تلقیه الى الکهنه فتزید فیه ما تزید و تقبله الکفار منهم» (لسان العرب، ماده کهن.)

شبیه این مطلب از امام صادق(ع) در کتاب مکاسب شیخ انصارى، ص۵۳ آمده است.

۵ـ تاریخ التمدن الاسلامى، ج۳، ص۲۱ ـ سیره حلبى، ج۱، ص۳۶ ـ نهایه الارب، ج۳، ص۱۳۰ – ۱۳۱ – الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱ – بحارالانوار، ج۲۱، ص۹.

۶ـ الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱.

۷ـ بحارالانوار، ج۲۱، ص۹.

۸ـ السیره النبویه، ج۱، ص۲۳۱.

۹ـ مکاسب، شیخ انصارى، ص۵۲ – ۵۳.

۱۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۳۳۲.

۱۱ـ شاید سخن گفتن از مداوا و کمکهایى جز رزم، بدین خاطر بوده که دیدگاه منع جهاد زن خدشه دار نشود.

۱۲ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵ ـ مسند احمد، ج۵، ص۲۷۱.

۱۳ـ الاصابه، ج۸، ص۱۷۶.

۱۴ـ بحارالانوار، ج۶، ص۵۱۵ ـ تراجم اعلام النسإ، ج۲، ص۴۱۲. به جز او ام عماره نیز در زمره رزمندگان احد یاد شده است. (السیره النبویه، ج۳، ص۴۵).

۱۵ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۷۷ – ۱۷۹.

۱۶ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۱۵۷.

۱۷ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۲۹۱.

۱۸ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۸۹ ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰.

۱۹ـ خفض به جاى ختنه در مردان است. این سنت هنوز هم رایج است.

۲۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۴ تا ۳۱۶.

۲۱ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰.

۲۲ـ اصطلاح خاص فرهنگ پزشکى مورد نظر نیست. منظور درمان امراض از طریق روح و تلقینات روحى است. این موضوع در بیشتر کتب حدیث (اهل سنت) با عنوان «الرقى» مطرح شده است.

۲۳ـ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۴ – ۱۸۵.

۲۴ـ الجمل، چاپ دفتر تبلیغات اسلامى،ص۴۱۵.

۲۵ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۸.

۲۶ـ دانستن نسخه و اعتقاد به آن، بدون ترتیب اثر گناه ندارد.

۲۷ـ مکاسب شیخ انصارى، ص۴۹.

۲۸ـ السیره النبویه، ج۲، ص۲۶۰.

۲۹ـ همان کتاب، ج۳، ص۱۹۴.

۳۰ـ السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۶.

۳۱ـ مثلى که در فرهنگ فارسى رواج دارد این است که مى گویند: «مرغ اگر مثل خروس بخواند باید سرش را برید». این مثل باز گرفته از فرهنگ عرب جاهلى است. منظور گوینده این سخن یعنى «فرزدق»، شعر سرودن و سخنورى زنان است. نقل شده او چند تن از دختران شاعر را به همین جرم! به قتل رسانده است. (نهایه الارب، ج۳، ص۱۱. )

۳۲ـ ر.ک. بلاغات النسإ، اخبار النسإ ابن قیم،اخبار النسإ فى العقد الفرید، اخبار النسإ فى الاغانى و …

۳۳ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰، ر.ک. اخبار النسإ ابن قیم، السیره النبویه لابن هشام، الامإ الشواعر، اشعار النسإ، اشعارالنسإ المومنات، الاغانى، عیون الاخبار ابن قتبه، بلاغات النسإ و …

۳۴ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۲ و ۲۸.

۳۵ـ به نقل از حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۵۴ – ۱۵۵، حیاه الصحابه، ج۱، ص۲۷۳، الترغیب و الترهیب، ج۵، ص۱۷۳.

۳۶ـ سیرالصحابیات، ص۱۰.

۳۷ـ … فصلت فى موضع بئردارها رکعتین ثم دعت الله و إخذت المسحاه فاحتفرت بئرها … (وفإالوفإ، ج۳ – ۴، ص۱۱۴۰، چاپ مکه، دارالباز).

۳۸ـ حسن الاسوه به نقل از ابو داود.

۳۹ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۵، باب۱۰.

۴۰ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۷.

۴۱ـ وفإالوفإ، ص۹۹۸.

منبع:سید محسن سعیدزاده؛ روزنامه قدس