نقد و بررسی ادیان و فرق » مسیحیت »

مسیحیت چیست؟

   مسیحیت از ادیان زنده جهان است که در شاخه ادیان غربی یا نژاد سامی قرار دارد این دین با دو دینِ هم‌خانواده خود، اسلام و یهود، از آنجا که اصل و ریشه خود را به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ  می‌رسانند، ادیان ابراهیمی نامیده می‌شوند. اصل دین مسیحیت به حضرت عیسی(ع) مربوط می شود؛ یعنی دینی که از طرف خداوند بر حضرت عیسی مسیح(ع) برای هدایت بشر شش صد سال قبل از دین اسلام نازل شد. در قرآن کریم حضرت مسیح (ع) به عنوان پیامبر الوالعزم و دارای کتاب آسمانی انجیل معرفی شده است.

ولی با کمال تأسف این دین الهی به وسیله پولس و دیگران به انحراف گراییده و آموزه های بشری را جایگزین آموزه های آسمانی کرده و کتابهای که به وسیله برخی از دانشمندان مسیحی نوشته شده به جای کتاب انجیل در میان مسیحیان ترویج و تثبیت گردیده است. در زیر به مطالبی کلی در باره مسیحیت انحرافی اشاره می شود:

۱٫کتاب آسمانی مسیحیت، کتاب مقدسی است که دارای دو بخش عهد قدیم و عهد جدید است. عهد جدید شامل بیست و هفت کتاب و رساله است. معروفترین بخش آن که در ابتدای این مجموعه قرار گرفته است، چهار انجیل منسوب به متی، مرقس، لوقا و یوحنا است. در کتاب عهد جدید، احکام و شریعت دین نیامده و احکام مسیحیت همان است که در عهد عتیق آمده است. و به همین جهت است که عهد قدیم در نزد آنها مقدس است. مسیحیان هیچ یک از قسمتهای عهد جدید را وحی نمی‌دانند و قائلند که لزومی نداشته مسیح از خود کتابی به جا بگذارد، چون «خداوند ما عیسی مسیح کلمه پاک خدا و در وی تمامی خزائن حکمت و علم مخفی بود.»[۱]

  1. درمیان مطالبی که انجیل‌ها بیان می‌کنند، تناقض‌های فراوانی وجود دارد.[۲] سه انجیل همنوا (انجیل متی، انجیل مرقس و انجیل لوقا) تنها پنجاه و دو درصد مطالب آنها با هم منطبق است. و انجیل یوحنا به طور کلی با آن سه تا متفاوت و تنها هشت درصد مطالبش با آنها مطابقت دارد.[۳] مسیحیت در ابتدا وجود تناقض در کتاب مقدس خود را نمی‌پذیرفت. اولین بار در قرن هجدهم میلادی بود که آنها حاضر به اعتراف درباره وجود تناقض در کتاب خود شدند.[۴] بیان دیدگاه‌های معارض از سوی انجیل‌ها، سبب شده که صاحبنظران درباره اعتبار آنها به عنوان یک سند تاریخی معتبر به دیده شک و تردید بنگرند.[۵]
  2. هر دینی دارای یک نظام عقیدتی است. این نظام عقیدتی، باید با آموزه‌های کتاب مقدس آن دین هماهنگ باشد. مسیحیت فاقد یک نظام الهیات هماهنگ با مجموعه کتابهای مقدس است. در اینجا ما شاهد دو نظام عقیدتی هستیم که هر یک با بخشی از کتاب مقدس مطابقت دارد.

الف) نظام الهیاتی که براساس الوهیت مسیح است. مؤسس این نظام، پولس است. رساله‌های پولس، انجیل یوحنا و رساله‌های او اساس آن را تشکیل می‌دهند «ورازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود… پس کلمه انسان شد و در میان ما ساکن گردید.»[۶]

ب)نظام الهیاتی که بر اساس بندگی مسیح است. مؤسس آن حواریون عیسی و در رأس آنها پطری می باشد، این گروه پس از سال ۷۰ میلادی اهمیت خود را از دست دادند.[۷]

سه انجیل همنوا، کتاب اعمال رسولان، رساله‌های یعقوب، پطری، یهودا و مکاشفه یوحنا اساس این نظام را تشکیل می‌دهند.

  1. الهیات الوهیتی با آموزه‌های اصیل مسیح، مخالف است. این پولس حواری بود که چنین بدعتی را در دین مسیح ایجاد نمود. وی آنچنان تغییر و تحولی در مسیحیت ایجاد نمود که به عنوان مؤسس دوم این دین شناخته شده است.[۸] قائل شدن مقام الوهیت برای عیسی، با عقل نیز ناسازگار است. عقل آدمی نمی‌تواند بپذیرد که وجود نامحدودی، در جسم موجود محدودی حلول کند. اعتقاد به الوهیت، با آموزه‌های تمام ادیان مخالف است. تمام ادیان الهی بر بندگی و رسالت پیامبران از ناحیه خداوند،تأکید داشته‌اند.

۵ .تثلیث (اقانیم سه‌گانه) از ارکان مسیحیت است. براساس اعتقادنامه شورای کلیسا که در سال ۳۲۵ م، در شهر نیقیه (در کنار تنگه بُسفر) منعقد گردید، مسیحیان باید به سه اقنوم، اب، ابن و روح‌القدس معتقد باشند. «نظریه تثلیث حاکی از وجود یک خداوند در سه شخص می‌باشد.»[۹]

عقیده تثلیث، از ناحیه پولس وارد مسیحیت شده است،[۱۰] و بعدها شورای کلیسا آن را رسمیت بخشید. چنین عقیده‌ای نه تنها با آموزه‌های اصیل مسیحیت، بلکه با مبانی تمام ادیان آسمانی که اولین اصل مسلم خود را دعوت به توحید دانسته‌اند، کاملاً در تضاد است. خردستیزی تثلیث کاملاً آشکار است. زیرا یک چیز محال است در عین حال که یکی است، سه چیز باشد.[۱۱]

  1. اشرافیت کلیسا از دیگر مشخصات مسیحیت است. پس از رسمیت یافتن مسیحیت در سال ۳۸۳ م. ۷ کلیسای روم به عنوان کلیسایی که پایه‌گذار آن پطرس حواری و معلم آن پولس بوده است؛ از اهمیت خاصی برخوردارند،[۱۲] به طوری که تشکیلات کلیسا، شباهت تامی به تشکیلات دولتی پیدا نمود.[۱۳] و از آن پس بود که کلیسا، سازمان، فلسفه و نظام حقوقی روم را به خدمت خود گرفت.[۱۴] و قرون وسطی شاهد ابعاد گسترده‌ای از فساد کلیسا در زمینه‌های مختلف بود.[۱۵]

کلیسا بایستی به عنوان یک نهاد دینی، در خدمت بیان و تفسیر احکام الهی و سنگر محکمی در برابر انحرافات دینی و اخلاقی باشد. اشرافیت کلیسا، باعث دور شدن کلیسا از اهداف اولیه دین مسیح شده است. همین امر باعث شد که برخی راه نجات دین خود را در ترک جامعه و خزیدن به گوشه‌ عزلت یافتند.[۱۶] و یکی از عوامل مهم ظهور پروتستان، همین استبداد کلیسا بود. تا آنجا که لوتر گفت: «مقصود از کلیسای حقیقی، هیچ‌گونه تشکیلات خاصی نیست، بلکه آن همان اتصال بین مؤمنان، تحت ریاست و رهبری عیسی است، و تنها قوه حاکم که میان عیسویان حاکم مطلق است همانا کتاب مقدس می‌باشد.»[۱۷]

۷٫رهبانیت در مسیحیت بسیار مورد توجه است. پس از رسمیت یافتن دین مسیح از ناحیه امپراطور وقت روم، کنستانتین در سال ۳۸۳ م. براساس دستورات پولس، که مؤمنان عیسوی شایسته را کسانی می‌دانست که بدون همسر زندگی کنند، رهبانیت مسیحی بوجود آمد.[۱۸] نخستین کسی که روش رهبانیت را بنیاد نهاد، قدیس آنتونیوس از اهل مصر بود. راهبان در دیرها و صومعه‌هایی که غالباً در خارج از شهر قرار داشت به مراقبت و تفکر و ریاضت می‌پرداختند.

رهبانیتی که درمسیحیت شکل گرفت، نتیجه دنیاگرایی کلیسا و مسیحیانی بود که پس از رسمیت یافتن دین مسیح اسماً مسیحی بودند.[۱۹] این نهضت تحت تأثیر تعالیم گنوسیها و متکلمان اسکندری شکل گرفت که دنیای مادی را پلید و جسم و جسمانیات را ناپاک می‌دانستند.[۲۰] در حالی که براساس تعالیم کتب آسمانی دنیای مادی مزرعه فعالیت انسان برای برخورداری از سعادت جاودانه است. و پلیدی در صورتی بوجود می‌آید که زندگی مادی در خدمت اجرای مقاصد شیطانی واقع شود. مطلب دیگر اینکه دین برای هدایت و مدیریت غرایز طبیعی انسان آمده است نه سرکوب آن. میل به زندگی اجتماعی یک نیاز طبیعی در وجود بشر است. و غالب تجردها چون به شکل انفرادی انجام می‌شود، ممکن است منجر به دیوانگی شود.[۲۱] و از آنجا که امور غیرطبیعی دوامی ندارند، در هر دوره‌ای زندگی رهبانی شکل متمایزی یافته است.[۲۲]

تا آنجا که چنین تفکری در میان گروه‌هایی که پس از نهضت پروتستان بوجود آمده، چندان رایج نیست.[۲۳]

  1. مسیحیت معتقد است که حضرت عیسی مسیح(ع) برای تاوان گناه همه بشریت به صلیب کشیده شده است، گناهی که نسل اندر نسل از آدم به فرزندانش منتقل شده است. این بود که پولس رسول نوشت: «و چنانکه در آدم همه می‌میرند، در مسیح همه زنده خواهند شد.»[۲۴] به همیت دلیل مسیحیت رایج دارای شریعت و احکام حلال و حرام نیست.

در بررسی نظریه فوق باید بدانیم که چنین اعتقادی را پولس رسول وارد مسیحیت کرده است.[۲۵] و در میان مسیحیت اولیه چنین عقیده‌ای وجود نداشته است. اینکه انسان دارای گناه ذاتی باشد با روح تعالیم ادیان آسمانی ناسازگار است. انبیاء الهی از گناه معصوم بوده و نسل بشر دارای زمینه پذیرش راه حق است. از عدالت خداوند دور است که گناه کسی را به حساب کس دیگری بگذارد. یا فردی را در مقابل گناه دیگری فدیه بگیرد انسان مصلوب شدن عیسی را به خاطر اشتباهی بود که در شناسایی مسیح واقعی رخ داد و عیسی به آسمان برده شد.[۲۶]

پی نوشتها

[۱]  . ر.ک: تاریخ کلیسای قدیم، و . م . میلر، ترجمه علی نخستین، ص ۶۶٫

[۲]  . ر.ک: عیسی، همفری کارپنتر، ترجمه حسن کامشاد، ص ۶۷، طرح نو، دوم، ۷۵ و نیز درباره مفهوم انجیلها، کری ولف، ترجمه محمد قاضی، ص ۱۷، انتشارات فرهنگ، ندارد.

[۳]  . ر.ک: درباره مفهوم انجیلها، ص ۲۵٫

[۴] . ر.ک: عیسی، ص ۳۶٫

[۵]  . ر.ک: درباره مفهوم انجیلها، ص ۳۸٫

[۶] . ر.ک: انجیل یوضا، او ۱۴، همان، ۱ و ۳، همان، ۱۰: ۳۰ و نیز رساله پولس، کولسیان ۱؛ ۱۵٫

[۷] . ر.ک: مسیحیت و بدعتها، جوان اُ. گریدی، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص ۴۳، مؤسه فرهنگی طه، اول، ۷۷، و نیز تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس، علی اصغر حکمت، ص ۶۱۴ ـ ۶۱۳٫

[۸]  . ر.ک: تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس،‌ ترجمه علی اصغر حکمت، ص ۶۱۳، بخش پولس حواری و انتشار مسیحیت در اروپا و نیز جهان‌ مذهبی، گروه نویسندگان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، ص ۷۰۶، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، ۷۴٫

[۹]  . ادیان زنده جهان، رابرت ا. هیوم، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، ص ۳۶، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، ۶۹٫

[۱۰]  . ر.ک: مقارنه الادیان، ج ۲ (مسیحیت)،‌دکتر احمد شکبی، ص ۱۳۸، مکتبه النهضه الدویه، قاهره، دهم، ۹۸ م.

[۱۱]  . ر.ک: خداوند ما عیسی مسیح، جان والوورد، ترجمه مهرداد فاتحی، ص ۸، کلیسای جماعت رباتی. در منبع مذکور توضیح داده شده است که چگونه غیرعقلانی بودن آموزه تثلیث باعث شده که تمایل قلبی افراد نسبت به مسیحیت از دست برود.

[۱۲]  . ر.ک: تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس، ترجمه علی اصغرحکمت، ص ۶۳۷٫

[۱۳]  . ر.ک: تاریخ کلیسای قدیم، و . م . میلر، ترجمه علی نخستین، ص ۲۵۱٫

[۱۴]  . ر.ک: مسیحیت و بدعتها، جوان اُ. گریدی، ترجمه عبدالرحیم سیلمانی اردستانی، ص ۱۱۱٫

[۱۵] . ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص ۶۶۵ و نیز ر.ک: تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج ۶، (اصلاح دین) ص ۳۰ ـ ۲۰٫

[۱۶] . ر.ک: همان، ص ۶۳۹

[۱۷] . ر.ک: همان، ص ۶۷۰٫

[۱۸]  . تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس، علی اصغر حکمت، ص ۶۳۹٫

[۱۹] . ر.ک: مسیحیت و بدعتها، جوان اُ. گریدی، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص ۱۳۳٫

[۲۰]  . ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص ۶۳۹٫

[۲۱]  . تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس، علی اصغر حکمت، ص ۶۳۹٫

[۲۲] . همان، ص ۶۴۰٫

[۲۳]  . ر.ک: جهان مذهبی، گروه نویسندگان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، ص ۷۵۵٫

[۲۴]  . رساله اول پولس رسول قرنتیان، باب ۱۵، آیه ۲۲٫

[۲۵]  . ر.ک: تاریخ تمدن، ویل دورانت، گروه مترجمین، ج سوم، ص ۶۸۹، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، دوم، ۶۷

[۲۶]  . ر.ک: قرآن، سوره نساء، آیه ۱۵۷ و ۱۵۸٫