مسیولیت-های-زنان-در-جامعه-منتظر

مسئولیت‌هاى زنان در جامعه منتظر

 چکیده

در عصر غیبت که دوره پنهان زیستى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است، معتقدان به مهدویت براى زمینه سازى و نیل به جامعه موعود جهانى، داراى رسالت‌ها و مسئولیت‌هاى خطیرى هستند که با پاى بندى و اجراى آنها مى‌ توانند زمینه‌ساز ظهور آن حضرت باشند.

در این میان، نقش زنان که پنجاه درصد جمعیت بشر را به خود اختصاص داده‌اند، نقشى مهم و تأثیرگذار است، زیرا زنان منتظر، علاوه بر این که نسبت به خویشتن مسئولیت دارند و باید خود را جزء منتظران واقعى قرار دهند، هم چنین باید به دیگرسازى، یعنى تربیت و تعالى نسل منتظر نیز همت گمارند. از این رو زنان داراى دو مسئولیت، جهت زمینه سازى ظهور (خودسازى و دیگرسازی) مى‌ باشند. بر این اساس در این نوشتار به مسئولیت زنان منتظر در دو حوزه فردى و اجتماعى پرداخته شده است.

الف: حوزه فردی؛ در حوزه فردى، زنان منتظر با پاک‌سازى روح و روان خود از پلیدى‌ هاى اخلاقى و مزین شدن به شاخصه نیک، آمادگى لازم جهت یارى رساندن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را پیدا مى‌ کنند.

و در مرحله بعد با شناخت دین و دین دارى کامل نسبت به امام و مقتداى خود ابراز علاقه و معرفت مى‌ کنند و خود را در صف منتظران واقعى قرار مى‌ دهند.

ب: حوزه اجتماعی؛ در حوزه اجتماعى زنان منتظر، داراى رسالت‌هاى خطیرى نظیر تربیت نسل منتظر، امر به معروف و نهى از منکر، ورود در عرصه‌هاى جامعه، نظیر: مدرسه، خانواده و پرورش یاران خاص امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف و ترویج عدالت در میان جامعه منتظران مى‌ باشند که به صورت تفصیل در این نوشتار، آمده است.

مقدمه

جامعه منتظر با شاخصه‌هاى خدا محورى، عدالت محورى، دین محورى، و در یک کلام، معنویت محورى، از جوامع دیگر متمایز مى‌ شود. در جامعه منتظر، براى اجرایى شدن شاخصه‌هاى فوق، همه آحاد مردم، اعم از زن و مرد، رسالت خطیرى دارند؛ زیرا هر چه، جامعه منتظِر، خود را در راستاى جامعه منتظَر قرار دهد، بیشتر به مقصود و هدف، نزدیک مى‌ شود. از این رو باید زن و مرد، با مشارکت، و هم سویى، به اجراى شاخصه‌هاى جامعه منتظَر، در جامعه منتظِر همت گمارند. دو مسئولیت خطیر، بر دوش زنان منتظِر که باید به انجام آنها مبادرت ورزند: نخست، خودسازی؛ افرادى که مى‌ خواهند در جامعه منتظران، مثمر ثمر باشند و دیگران را در راستاى اهداف جامعه منتظر بسازند، ابتدا باید خودساخته و مزین به شاخصه‌هاى نیکو باشند. از این رو مسئولیت دوم زنان منتظر، مشخص مى‌ شود که همان دیگرسازى است که در این رسالت، زنان، مسئولیت بس خطیرى بر دوش دارند؛ زیرا در نقش سازنده و مفید آنان در خانواده، یعنى پدر و فرزندان، جاى هیچ گونه، شکى نیست؛ بنابراین مى‌ توان نتیجه گرفت که مردان بیشتر تک مسئولیتى بوده، یعنى تنها به ساختن خویشتن مى‌ پردازند، ولى زنان علاوه بر خودسازى به دگرسازى که همان پرورش فرزندان و نسل منتظر باشد، نیز مى‌ پردازند.

در این نوشتار سعى شده است تا به برخى از وظایف و رسالت‌هاى زنان در دوران غیبت، در جامعه منتظر اشاره شود تا زنان با آگاهى و شناخت کامل به انجام مسئولیت‌هاى خود بپردازند.

با توجه به آیات و روایات فراوانى که به جایگاه و مقام زن پرداخته است[۱]، به ارزش زن در اسلام پى مى‌ بریم و مى‌ فهمیم که اسلام از زن به منزله یک انسان، توقع پیشرفت فردى و اجتماعى دارد و از او به عنوان یک مکلّف در جامعه، انتظار مسئولیت پذیرى دارد. درجامعه کنونى، که جامعه‌اى منتظر است مى‌ خواهد خود را براى آمدن منتظر و حکومت جهانى او آماده کند؛ بنابراین وظایف خطیر و سنگینى دارد، که با توکل به خداوند و با تلاش و همّت خود مى‌ تواند به انجام آن بپردازد. از جمله مسئولیت‌هاى زنان، وظایف فردى و اجتماعى است که به ترتیب به شرح آن پرداخته مى‌ شود:

الف: وظایف

۱.پاک‌سازى درون از صفات پلید و زیور دادن آن به اخلاق نیک؛ این امر در هر زمان واجب است، اما در زمان غیبت حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف بیشتر مورد توجه قرار مى‌ گیرد؛ چون درک فضیلت و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن حضرت، بستگى به این خصوصیات اخلاقى (خودسازی) دارد.

تهذیب نفس و خودسازى از مسائلى است که یک سالک الى الله باید به آن توجه داشته باشد؛ چرا که اهمیت و ارزش آن به قدرى زیاد است که خداوند مى‌ فرماید:

هرکس نفس خود را تزکیه کند، به یقین رستگار شده است و نومید و محروم گشت آن که نفس خود را به گناه آلوده ساخت.[۲]

امام صادق علیه السلام در همین سوره به مردم دوران غیبت، اعم از زن و مرد مى‌ فرماید: «هرکس دوست مى‌ دارد که از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف باشد باید منتظر باشد و دراین حال (انتظار) به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید.»[۳]

پس یکى از چیزهایى که هر انسانى، اعم از زن و مرد را به رستگارى و کمال حقیقى مى‌ رساند، پاک‌سازى روح و جان از صفات رذیله و جاى‌ گزین نمودن صفات پسندیده است. پس یک زن اولاً، به عنوان یک شخصیت انسانى (زن)، ثانیاً، به منزله یک مادر و همسر و ثالثاً، به مثابه تربیت کننده و منتظرساز، روحى سلحشور و جهادگر مى‌ خواهد. منتظر مسلح، وقتى مى‌ تواند در رکاب امام، نقش‌آفرینى کند که براى او پیروزى یا شهادت یکسان باشد و این روح مجاهدت وسلحشورى، مربوط به تمام افراد، از جمله زنان بوده که از ابتدا تا کنون، اثرات زیادى از خود به جا گذاشته‌اند.

۲.آمادگی؛ آمادگى همیشگى، جوهر اصلى انتظار و وظیفه حتمى منتظران است. کسى که منتظر ظهور مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف است، باید آمادگى داشته باشد، نظیر: پیراستگى و پاک زندگى کردن، صادق بودن در اعتقاد وعمل، توانایى روحى و جسمى براى

جهاد و مبارزه در رکاب مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف. کسى که بخواهد جزء یاران مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف باشد، باید روح جهاد و مبارزه با باطل را در زمان غیبت تجربه کند. در احادیث، منتظر و یاور امام عجل الله تعالى فرجه الشریف کسى است، که در زندگى منتظرانه خود، آماده و به مرتبه ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد. هم چنین، در راه استقرار دین و نجات مظلومان، گام بردارد و براى یارى کردن نهضتى که مى‌ خواهد ریشه ظلم را در جهان بر کند و عدل را جاى‌ گزین کند، بى صبرانه منتظر جهاد باشد.

امام صادق علیه السلام مى‌ فرماید:

باید هر یک از شما براى خروج قائم، اسلحه آماده کند. چون وقتى خداوند ببیند کسى به نیت یارى مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، اسلحه تهیه کرده است، امید مى‌ رود خداوند عمر او را دراز کند، تا ظهور را درک کند، و از یاوران مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف باشد.[۴]

بنابراین همه عاشقان (زن و مرد) باید خود را آماده ظهورش کنند و دیگران را نیز آماده پذیرش دولت او کنند، و این مسئولیت خطیر و بزرگ بر دوش همه عاشقان، از جمله زنان است. طبق آن چه که خداوند از زن سخن گفته و در روایات به میان آمده است، او مى‌ تواند با حفظ ارزش‌هاى دینى و اخلاقى، خود را براى حضور در دولت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، مهیا سازد و با نقش خود در خانه و جامعه، تمام انسان‌هاى عاشق را آماده و مهیا براى ظهور دولت یار کند.

۳. دین داری؛ پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:‌اى على بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم‌ترین آنها از روى یقین مردمى اند که در آخرالزمان خواهند بود. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را ندیده اند و محبت امام عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهى که بر سفیدى رقم خورده است، ایمان آورده‌اند.[۵]

موفقیت در این آزمایش، احتیاج به بینشى دارد که انسان دین دار مى‌ تواند در پرتو آن در برابر تحریف‌ها و شبهه‌ها و تردیدها، خود را حفظ نماید و با هیچ یک از عوامل منحرف کننده خلوص در دین و دین دارى به بیراهه نرود.

پایدارى در دین، در روزگار غیبت، فقط در سختى‌ هاى جسمى و فشارهاى مادى، خلاصه نمى‌ شود، بلکه فشارهاى روحى و معنوى را هم، باید تحمل کرد تا بتوان جزء منتظران واقعى آن امام شد. در انتظار، زیستن و منتظرانه دین داشتن، وظیفه‌اى است که شریعت اسلام از مؤمنان خواسته است. چشم داشتن به ظهور منجى و حاکمیت دوازدهمین امام، باور به قوام امامت و غیبت رهبرى دینى، در پایان زندگى است.

عالمان دین بر پایه احادیث معصومین علیهم السلام، انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان دین دار، در عصر غیبت دانسته اند و همواره دین داران را به داشتن و دانستن این مهم فرا خوانده‌اند.

امام صادق علیه السلام مى‌ فرماید:

خبر دهم شما را به چیزى که خداوند، عمل بندگان را جز با آن نمى‌ پذیرد؟ گفتم آری. امام فرمود: باور به خداى یکتا و بندگى و پیامبرى محمّد صلی الله علیه و آله و سلم…..و چشم داشتن به ظهور قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف.[۶]

دین و دین دارى در عصر غیبت به گونه‌اى است که دین داران در این روزگار به مقام والایى مى‌ رسند؛ چون انسان دین دار، در صدر اسلام، عقاید و باورهاى دینى را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم مى‌ گرفت، و تعالیم خالص دین را مستقیماً از مفسّر واقعى وحى، دریافت مى‌ کرد.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را مى‌ دید، و از راه و روش او الهام مى‌ گرفت و حق را به آسانى مى‌ پذیرفت، اما انسان دین دار در این عصر (غیبت) از تمامى دریافت‌هاى حسّى به دور است و تنها براساس درک عقلى و تاریخى، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام را مى‌ شناسد و به رسالت آنها ایمان مى‌ آورد.

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم مى‌ فرماید:

برادران من کسانى هستند که پس از شما [اصحاب] زندگى مى‌ کنند. به من ایمان مى‌ آورند و مرا دوست مى‌ دارند و یارى مى‌ رسانند و مرا تصدیق مى‌ کنند؛ درحالى که مرا ندیده‌اند.[۷]

پس دین دار بودن در روزگار غیبت، ایمان بیشترى مى‌ خواهد؛ همان طور که ایمان به مبدأ و معاد، نیازمند تعقّل و تفکّر است. باور این بصیرت، براساس آیات و روایات، مخصوص افراد به خصوصى نیست، بلکه شامل تمام انسان ها، اعم از زن و مرد است که در این میان، زنان هم مى‌ توانند در پرتو بینشى که از دین و ایمان به غیب دارند، در برابر تحریف ها، و شبهه‌ها و سرکوفت‌ها از درون و بیرون حوزه دین، هم چنان دین خود را نگاه دارند و با هیچ یک از این عوامل، خلوص دینى و دین دارى در فکر و عمل خود را از دست ندهند.

۴. معرفت به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ؛ آشکار است که اقبال قلبى، از شناخت و احساس محبّت، مایه مى‌ گیرد؛ از این رو مهم‌ترین وظیفه‌اى که هر شیعه منتظرى بر عهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خویش است. و در روایات تأکید فراوانى شده است که باید معرفت امام را جدّى گرفت.

امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند، زمین را لحظه‌اى خالى از حجت قرار نداد.

به سبب حضور حجت است که انسان، مکلف به شناخت امام است و به همین دلیل در حدیث آمده است که: هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.[۸]

و این نشان‌گر اهمیت شناخت امام است. پس هر انسانى اعم از زن و مرد با شناخت خود از امام، و منزلت و هدف او، خود را مقید مى‌ سازد؛ به تربیت در راه آن امام و رسیدن به کمال نهایى، یعنى یارى آن امام و ساختن یاران واقعی.

یک زن به منزله یک فرد مسلمان و انسانى که در تربیت و ساختن انسان‌هاى با معرفت، مؤثر است، باید در شناخت، حضرت زهرا علیها السلام را الگوى خود قرار دهد؛ چرا که بالاترین و بهترین زن نمونه ـ که تمام زن‌ها و شخصیت‌هاى مسلمان باید از او درس بگیرند ـ فاطمه زهرا علیها السلام است. از نظر معرفت، شخصیتى آگاه است نه عامی.

پس اگر یک زن در شناخت امام و هدف و راه او مستحکم باشد و به معرفت اصلى رسیده باشد، در شناخت و معرفت فرزند و جامعه تأثیرگذار خواهد بود و مى‌ تواند یکى از رسالت‌هاى خود را به انجام رساند. پیمودن جاده انتظار براى یک فرد، بدون شناخت امام منتظر، ممکن نیست. استقامت و پایدارى، در وادى انتظار، وابسته به درک صحیح از پیشواى موعود است.

اگر معرفت امام براى منتظر حاصل شود، او خود را در جبهه امام مى‌ بیند و احساس مى‌ کند که در خیمه امام و کنار او قرار گرفته است؛ بنابراین لحظه‌اى در تلاش براى تقویت جبهه امام خویش کوتاهى نمى‌ کند.

۵. محبّت به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف؛ محبّت، حالتى است، میان محبّ و محبوب که سرچشمه آن، قلب و درون است، لکن نمود آن، در ظاهر و در افعال و اعمال محبّ، به روشنى پیداست؛ محبتى که جلوه عینى پیدا مى‌ کند و به محب جهت مى‌ بخشد؛ محبت، امرى طرفینى است، محب مى‌ سوزد و محبوب جذب مى‌ کند. محب، تمنّا مى‌ کند و محبوب، دامان خویش را براى تمنّاى محب مى‌ گستراند.

انسان، فطرتاً کمال جو است و همواره در پى یافتن فرد اکمل مى‌ باشد و سعى در نزدیک شدن به او دارد. محبت انسان در پى شناخت دقیق او از محبوب است. خداوند، حجتى براى ما و در سر راه زندگى مان نهاده که وجودش، مطابق با خواست‌ها و نیازهاى فطرى ماست. اگر طالب جمالیم و صاحبان جمال را دوست مى‌ داریم و مى‌ خواهیم دیگران را نیز در پى شناخت و محبت جمال قرار دهیم و یاوران جمال را افزون کنیم، جلوه جمال حق، اوست که همه زیبایى‌ ها را در خود جمع کرده است. همان طور که جدّ گرامى اش فرمود: مهدى، طاووس اهل بهشت است.[۹]

چهره مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف مثل ماه تابان است.[۱۰]

چهره مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف مثل ستاره درخشان است. [۱۱]

هنگامى که قلب، مملو ازعشق مى‌ شود، همّت عاشق به تمامى در جهت دیدار معشوق است و از هر فرصتى، استفاده مى‌ کند تا زمینه دیدار و حضورش را فراهم نماید. پس تمام انسان‌ها چه زن و چه مرد، وقتى محبت واقعى در قلب شان رسوخ کند، در انجام رسالت، کوشا خواهند بود. یک زن به منزله حامى و یاور فرزند و همسر خود، با شناختى که از امام خود دارد و محبتى که از او بر دلش مانده است، سعى دارد تا در تربیت فرزندان و کمک به همسر خود در جهت رسیدن به اهداف الهى – که همان ساختن یاوران راستین مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف و زمینه سازان ظهور است – تلاش کند تا بتواند رسالت الهى خود را به خوبى انجام دهد؛ زیرا حکومت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، یارانى با صلابت، باایمان و شجاع مى‌ خواهد و این مهیا نمى‌ شود، مگر با وجود مادران و همسران شجاع، فداکار، باایمان و خودساخته که هدف اصلى آنها رضاى حق و رسیدن به کمال مطلوب است.

۶. اخلاق اسلامی؛ خُلق، عبارت است از سیماى باطنى و هیئت راسخ نفسانى که به موجب آن، افعال نیک و بد، اختیارى و بدون تکلّف و تأمّل از انسان صادر مى‌ شود که این حالت بر اثر تعلیم و تربیت و تمرین براى نفس پدید مى‌ آید؛ به گونه‌اى که رفتارهاى پسندیده و یا ناپسند به طور طبیعى و بدون آن که به فکر کردن، نیاز باشد از انسان سرمى زند. پس باید سعى کرد که در حالت نفسانى، اخلاق و رفتار اسلامى شود و رفتارهاى پسندیده، همراه با تأمّل ازانسان سر زند؛ چون پرورش فضایل اخلاقى، یکى از مهم‌ترین اهداف رسالت پیامبران خدا بوده است تا انسان در مسیر کمال که علّت غایى آفرینش است، قرار گیرد و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با اشاره به فلسفه بعثت خویش، در حدیث معروف: همانا مبعوث شدم تا تمام کنم مکارم اخلاق را.[۱۲] بدان تصریح فرموده‌اند.

اخلاق اسلامى با ویژگى خاص و بُعد متعالى خود، تضمین کننده سعادت انسان‌ها در همه عصرها، و ره توشه همه ره پویان راه کمال است. رعایت اخلاق نیک نسبت به یک دیگر در برخوردها و تمام ابعاد زندگى و رعایت حقوق جانى و مالى و…که عالى‌ ترین نقش را در جذب دیگران و نفوذ در دل‌ها دارد، از عوامل مهم گسترش اسلام، بوده است.

انسان جزء اصلى تشکیل جامعه صالح و سالم است. انسان براى اصلاح جامعه و تشکیل اجتماعى سالم، نخست باید اصلاحات و تحولات را از درون خود، آغاز کند؛ زیرا مسائل اجتماعى، زشتى، فساد و…در اجتماع، مربوط به انسان است.

پس او مى‌ تواند با ایجاد انقلابى در درون خود، در جامعه نیز انقلاب و تحول به وجود آورد و سمت و سوى همه چیز را به سوى هدف و مقصود اصلى، یعنى خداوند قرار دهد؛ امرى که خلقت جهان براساس آن بنا شده است. و این انسان شامل همه مى‌ شود (زن و مرد). زن هم در این امر اصلاحى شرکت دارد و با اصلاح درون خود و داشتن اخلاق اسلامى، مى‌ تواند به منزله یک منتظر در دوران انتظار، نقش مهمى را در سازندگى جامعه و منتظران مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف ایفا کند.

روایات مختلفى به خصوص حدیث «اکمل به اخلاقهم» دلالت بر اهمیت و محوریت اخلاق، کمال و رشد معنوى انسان‌ها در دولت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف دارد.

امام باقر علیه السلام مى‌ فرماید: «چون قائم ما قیام کند دستش را بر سر بندگان مى‌ گذارد و عقول آنها را متحرک مى‌ سازد و اخلاق شان را به کمال مى‌ رساند.»[۱۳]

دولت اخلاقى امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف بدین معنا است که هم خود، جامعِ تمام فضایل و محاسن اخلاقى و عقلى است و هم در مقام عمل و اجرا، همه آنها را در جامعه محقق مى‌ سازد. پس با داشتن چنین روایاتى و دانستن، وجود حکومت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف بر مبناى اخلاق اسلامى متوجه مى‌ شود که زنان در جامعه فعلى بیش از هر دوره اى، در معرض آزمایش هستند و بیش از هر عصرى، امکان سازندگى خود و نسل جامعه منتظر را دارا هستند.

امروز، روزى است که زن به مثابه یک منتظر مى‌ تواند به تکوین شخصیت اخلاقى خود بپردازد. او باید بداند که افتخار در وجود شخصیت اوست که داراى شعور، شناخت، آگاهى و تقوا باشد. افتخار در وجود صفات مثبت و فضایل انسانى و شرم و حیاى اسلامى اوست که به منزله مسئولیتى بزرگ در زمان غیبت، در جامعه منتظر بر دوش اوست. او وظیفه دارد بکوشد که خود را براساس مکتب بسازد و شخصیت خود را براساس آن رنگ دهد تا بتواند در سازندگى نسل منتظر، سهم بزرگى داشته باشد. چون یک منتظر واقعى، باید خود را چنان آماده کند که لیاقت حضور در حکومت منتظر را که شاخصه آن بر مبناى اخلاق اسلامى و دینى است، داشته باشد.

همان طور که امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس از این که جزء یاران حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف باشد، شاد و خوشحال مى‌ شود، باید منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و عمل به نیکى‌ هاى اخلاقى باشد.[۱۴]

پس زنان با انتقال اخلاق اسلامى به فرزندان و آماده کردن آنان براى حضور در دولت یار، بهترین زمینه‌ساز معنوى براى ظهور امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف خواهند بود.

ب: وظایف اجتماعى

تا این جا سخن از وظایف و رسالت فردى زنان در جامعه منتظر بود، اما چون زنان جزء گروهى از منتظران حکومت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف هستند، و زمینه سازان ظهور علاوه بر رسالت فردى، در جامعه رسالتى دیگر نیز دارند باید در جهت دگرسازى تلاش کنند. آنها با تبلیغ دین و اصلاح جامعه و با ترویج اخلاق و فضایل درصدد مهیا کردن یک جامعه ایده آل مهدى پسند مى‌ باشند و با دعوت به دین خدا، و توجه دادن به مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف و انجام وظایفى که در ذیل خواهد آمد، روح امید را در جامعه بشرى، زنده مى‌ کنند.

۱. تربیت نسل منتظر؛ در مسیر تربیت نسل منتظر، زنان که نیمى از جامعه را تشکیل مى‌ دهند، باید نقش سازنده اى، داشته باشند و بدانند که آنها نیز موظفند دوش به دوش مردان براى تربیت زمینه سازان ظهور، تلاشى خستگى ناپذیر داشته باشند.

هیچ انقلاب و نهضتى، بدون مقدمه و زمینه سازى به پیروزى نخواهد رسید. انقلاب جهانى امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز از این قانون مستثنا نیست؛ چون انقلاب جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف مهم‌ترین و عمیق‌ترین انقلاب‌ها جهانى است، و مربوط به همه جهان مى‌ باشد. یکى از موارد زمینه سازى براى این نهضت عظیم، تربیت نسل منتظر است که مهم‌ترین وظیفه بر دوش زنان باایمان است؛ زنانى که تنها به آماده شدن خود براى استقبال از امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف راضى نمى‌ شوند، بلکه خود را موظف مى‌ دانند که این آمادگى را در سایرین هم ایجاد کنند و به تربیت منتظران واقعى بپردازند و در این مسیر حساس و بزرگ، نسبت به این وظیفه عظیم، احساس تکلیف کنند و از زیر مسئولیت شانه، خالى نکنند. منتظران راستین با اداى چنین تکلیفى ـ که همان پرورش نسل منتظر است ـ راهى براى یارى رساندن به امام خویش در زمان غیبت پیدا مى‌ کنند. اگر همه انسان‌ها در انجام چنین هدفى، کوشا و پرتلاش باشند، علاوه بر اینکه خود جزء یاران امام علیه السلام قرار مى‌ گیرند، بلکه صف یاران امام علیه السلام را هم افزایش مى‌ دهند.

در دعاى منسوب به امام رضا علیه السلام به این مطلب اشاره شده است:

و ما را از کسانى قرار ده که دین خود را به وسیله آنها غلبه مى‌ دهى و به سبب ایشان یارى ولى خود را عزّت مى‌ بخشى و غیر ما را «در این مقام» جاى گزین ما قرار مده که همانا جاى گزین کردن غیر ما به جاى ما بر تو آسان است، ولى بر ما سخت (ناگوار) مى‌ باشد.[۱۵]

کسانى که به نحوى در مسیر تربیت منتظران راستین امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف قدم برمى دارند، اگر با نیت خالص و براى جلب رضاى الهى، عمل کنند، جزء تقویت کنندگان سلطه ایشان قرار مى‌ گیرند و در قیامت در زمره ایشان محشور مى‌ شوند.

و در همین دعا فرمود: و ما را جزء حزب ایشان قرار ده….تا آن جا که ما را در قیامت در زمره یاران و یاوران و تقویت کنندگان سلطه ایشان محشور فرمایی.[۱۶]

پس زنان باید این مقام را به منزله یک رسالت الهى ـ که خداوند بر دوش آنها قرار داده است ـ حفظ کنند و از خداوند در انجام چنین مسئولیت خطیرى، کمک و یارى بخواهند و با تربیت و آماده کردن نسل منتظر، زمینه را براى ظهور و حکومت امام عجل الله تعالى فرجه الشریف آماده کنند و بر نیروهاى توان مند امام علیه السلام بیفزایند و خود نیز با انجام چنین امر بزرگى در زمره یاران مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، در زمان غیبت، و رزمندگان راه او در زمان ظهور باشند.

۲. امربه معروف و نهى از منکر؛ عظمت و ارزش بى بدیل امربه معروف و نهى از منکر به اندازه‌اى است که خداى تعالى خود را نیز امرکننده به معروف و نهى کننده از منکر مى‌ شمارد و با تعبیر ویژه در قرآن کریم، امربه معروف و نهى از منکر را صفت مستمر و مداوم خود ذکر مى‌ کند.

همانا خداوند به عدالت و نیکوکارى و رسیدگى مالى به خویشاوندان فرمان مى‌ دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم گرى بازمى دارد. به شما اندرز مى‌ دهد، باشد که متذکر شوید.[۱۷]

پس هر بنده‌اى به هر میزان که در مسیر امر به معروف و نهى از منکر، تلاش پى گیر داشته باشد، مى‌ تواند درجه‌اى از درجات بى پایان تخلق به اخلاق الله را کسب نماید.

در حقیقت، راز خدا گونگى انسان‌هاى پیش از ظهور و عصر ظهور در ویژگى‌ هاى آنان نهفته است.در قرآن کریم نیز امر به معروف و نهى ازمنکر، رمز رستگارى شمرده شده و دلیل برترى و شرافت امت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به شمار آمده است.

شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدید آمده اید؛ (از آن رو) که امر به معروف و نهى ازمنکرمى کنید و ایمان به خدا دارید.[۱۸]

در عصر غیبت به سبب حاضر نبودن امام علیه السلام، باید شرایط امربه معروف تحقق یابد.

امام سجاد علیه السلام مى‌ فرماید: «معتقدان به مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف و منتظران ظهور او در عصر غیبت….در پنهان و آشکار، مردمان را به دین خدا فرا مى‌ خوانند.»[۱۹]

انتظار، باورى نیست که با آن تعهد انسان منتظر، نفى شود. تکلیف و تعهد دینى، در هر زمانى، باقى و جاوید است. پس در دوران غیبت کبرى، داشتن روحیه اصلاح گرى، در سطح جامعه از وظایف مهم زنان و مردان است.

امام باقر علیه السلام مى‌ فرماید:

«امر به معروف و نهى از منکر، واجبى است که به سبب آن همه واجبات اقامه مى‌ گردد.»[۲۰]

اگر این امر مهم، کنار گذاشته شود، باعث هلاکت و نابودى خوبى‌ ها و رشد زیاد بدى‌ ها در جامعه مى‌ شود. از مهم‌ترین و ارزش مندترین مراتب امربه معروف و نهى ازمنکر، آن است که رئیس حکومت و کارگزاران او امرکننده به خوبى‌ ها و نهى کننده از بدى‌ ها و زشتى‌ ها هستند.

امام باقر علیه السلام فرمود: مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف و یاران او…امر به معروف و نهى از منکر مى‌ کنند.[۲۱]

۳. مسئولیت پذیرى در عرصه‌هاى مختلف اجتماعی؛ قرآن کریم، زن نمونه را انسان نمونه برشمرده است که با مسئولیت پذیرى در عرصه‌هاى مختلف اجتماعى مى‌ تواند مقتداى مردان و زنان در جامعه باشد؛ همان گونه که مرد نمونه، انسان نمونه، براى مردان و زنان است. همان گونه که انسان در زندگى خود از مردان نمونه، الگو مى‌ گیرد و در رفتار و گفتار خود و اجتماع به آن اقتدا مى‌ کند، زنان نمونه و داراى مسئولیت اجتماعى نیز داراى چنین جایگاهى هستند. سخنان آنان براى مردان حجت است؛ زیرا در رسیدن به مقام عصمت، پاکى، اجتناب از لغزش و خطا و انجام رسالت‌هاى اجتماعى، فرقى میان زن و مرد نیست.

طبرى ضمن ذکر حدیثى از امام باقر علیه السلام مى‌ فرماید: فرمان برى از حضرت زهرا علیها السلام بر همه مخلوقات خدا از جن و انس و پرنده و پیامبران و فرشتگان واجب بود.[۲۲]

عرصه‌هایى که زنان در آنها ایفاى نقش کرده اند و قابلیت خدا دادى خود را به منصه ظهور رسانده اند به شرح ذیل است:

الف: خانواده؛ اگر بنا باشد که مردم به حال خود رها شوند وهرکس به دنبال خواسته‌ها و هوس‌هاى خود برود، اجتماع به صورت ناموزون و ناهم‌آهنگ درمى آید که هرج و مرج و بى بند و بارى برآن حاکم خواهد شد؛ چون اجتماع، وابسته به خانواده و تربیت خانواده است و تربیت خانواده هم مرهون زحمات و تلاش و فداکارى ما در و زن خانواده است که بتواند رسالت خود را به عنوان یک مادر به سرانجام برساند. از آن جا که اصلاح جامعه، به اصلاح فرد وابسته است؛ تا فرد، اصلاح نشود جامعه هم اصلاح نمى‌ شود و در این اصلاح، نقش خانواده و زن، اهمیت بسزایى دارد. به طور کلى، اجتماع همان خصوصیاتى را به خود مى‌ گیرد که افراد آن را دارند و وقتى محیط، سالم مى‌ شود که افراد آن جامعه، مردمانى متقى و پرهیزگار باشند و پیوسته در راه اصلاح قدم بردارند. این حرکت تربیتى و اخلاقى در جامعه نشان گر وجود زنان و مادرانى است که مردانى باایمان و باتقوا را در خانواده و در دامان پر مهر خود پرورش مى‌ دهند.بنابراین، انسان موجودى فوق العاده توانا است، و داراى چنان اراده‌اى که به وسیله آن به آن چه مى‌ خواهد، دست مى‌ یابد. قدرت اراده در او اساس و پایه هر ترقى و تکامل است. هر جا اراده قوى باشد، در آن جا نشاط، زندگى عالى و با سعادت نیز وجود دارد. اراده به منزله آبشارى است که راه خود را، از میان سنگلاخ‌ها و کوهستان‌هاى بسیار صعب العبور باز مى‌ کند و به جلو مى‌ راند. همان طور که در قرآن کریم آمده است:

این که هیچ نتیجه‌اى براى انسان نیست مگر آن چه را به کوشش و تلاش خود به دست آورده است.[۲۳]

پس هرکس در هر راهى کوشش و جدیت نماید و هدفى را دنبال کند، دیر یا زود به مقصد خود خواهد رسید. و یک زن به منزله موجودى که خداوند او را بدون هدف خلق نکرده و در آفریدنش هدفى را دنبال کرده است، از ابتدا در کانون گرم خانواده با تأسى از حضرت زهرا علیها السلام نمونه‌هاى اخلاقى و دینى را تحویل جامعه مى‌ دهد تا به هدف اصلى خود که پرورش نسل منتظر است، برسد.

زن، رکن اساسى و عنصر اصلى خانواده است و اسلام براى نقش زن در خانواده، اهمیت فراوانى قائل است؛ زیرا با پاى بندى زن به خانواده و تربیت فرزندان در آغوش پر مهر مادر، نسل‌ها در آن جامعه، بالنده و رشید خواهند شد.

زنان مسلمان در زندگى شخصى و اجتماعى، باید فاطمه زهرا علیها السلام را از جهت خردمندى، فرزانگى و معرفت، الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه، تصمیم گیرى‌ هاى عظیم اجتماعى، خانه دارى و تربیت فرزندان صالح، از زهراى اطهر علیها السلام پیروى کنند.

جنبه مادرى یک زن طورى است که شخصیت فرزندان نمى‌ تواند جدا از شخصیت مادر باشد. همه زن‌ها باید به دنبال چنین ارزش‌هایى حرکت کنند که فرزندانى صالح و با شخصیت و منتظران راستین، تحویل جامعه دهند. زن به منزله مادر باید در محیط خانه، مایه آرامش و آسایش محیط خانواده باشد و در دامان پر مهر و عطوفت خود با سخنان پر نکته و پندآموز، فرزندان صالحى را از لحاظ روانى، تربیت کند و انسان‌هایى پاک و سالم را پرورش دهد.

مادر از هر سازنده اى، سازنده‌تر و باارزش‌تر است؛ چون مى‌ تواند یک انسان والا و با روحیه و ایمانى پاک، تحویل جامعه دهد، ولى دیگران قابلیت چنین کارى را ندارند. مادر مى‌ تواند با رعایت و دقت در تربیت، موجودى را تحویل جامعه دهد که از لحاظ روحى، یک انسان سالم و بدون عقده باشد.

همان طور که در زمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم، زنانى شجاع، با تشویق فرزندان خود به جنگ و شهادت، آنها را براى یارى پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آماده مى‌ کردند.

امروزه اندیشوران مسائل انسانى به اهمیت خانواده و نقش آن در سلامت جامعه، پى برده‌اند. آنها معتقدند که اجتماع سالم، تنها با داشتن خانواده سالم، امکان پذیر است؛ چرا که شخصیت روحى انسان، در دامان مادر به رشد و بالندگى مى‌ رسد. چون رابطه صمیمى بین مادر و فرزندان، محیط خانه را به پناه‌گاهى امن تبدیل مى‌ کند که فرزندان در آن به آرامش مى‌ رسند و احساس امنیت مى‌ کنند. و اگر چنین رابطه و پناه‌گاهى نباشد، باعث دوستى‌ هاى نامناسب و از بین رفتن امنیت خانواده و جامعه مى‌ شود و رسالت زنان در دوران انتظار براى زمینه سازى ظهور نیمه تمام مى‌ ماند.

ب: مدرسه؛ این مرحله از سن انسان، زمانى است که تربیت و پرورش به دست والدین و مربیان است. یک زن به منزله مادر نمونه در مرحله اول و حال به عنوان معلم و مربى نمونه و در مرحله دوم، مسئولیت خطیرى برعهده دارد تا بتواند رسالت خود را به نحو احسن به انجام برساند. در این سن، فرزند (کودک) آن قدر رشد کرده است، که بتواند مفاهیم را درک کند و براى یادگیرى مطالب از هر جهت آمادگى دارد. پس به او مفاهیم خوب بیاموزیم و آینده‌اى روشن، همراه با حرکت صحیح به او نشان دهیم. به سبب همین اسلام مقرر مى‌ دارد که براى تربیت و پرورش افراد در جهت شکوفایى استعدادها و جلوگیرى از هرز رفتن توانایى هایشان بایستى محیطى سالم به وجود آید و این محیط سالم ایجاد نمى‌ شود مگر با افرادى، چون زنان و مردان باایمان، و باتقوا که در زندگى، فرزندانى صالح پرورش مى‌ دهند و در جامعه و محیط مدرسه، آینده سازانى صالح و زمینه سازان ظهور مى‌ سازند.

در قرآن مجید آمده است:

اى کسانى که ایمان آورده اید خود و فرزندان تان را از (عذاب) آتش حفظ کنید، یعنى براى فرزندان و وابستگان خود محیطى سالم به وجود آورید تا از فساد و تبهکارى برکنار باشند و در نتیجه از آثار آن که عذاب الهى است حفظ شوید.[۲۴]

پس بر زنان است که کودکان و فرزندان جامعه را در محیط سالم مدرسه، با روحى پاک و اخلاقى نیکو پرورش دهند تا با تربیت و آمادگى این انسان‌هاى پاک، در آینده بر یاران و زمینه سازان ظهور افزوده گردد.

ج: جامعه؛ زن، سازنده زیربناى اخلاقى جامعه است. زن، پایه‌هاى اخلاقى را در ذهن فرزندان، استوار مى‌ سازد و با تربیت اخلاقى خود، انسان‌هایى را تحویل جامعه مى‌ دهد که بتوانند در آینده جامعه، نقش مهمى را ایفا کنند و جزء گروه منتظران راستین باشند.

پس یک زن، یا یک مادر واقعى در جامعه ریاست مى‌ کند و پایه‌هاى خوشبختى یا بدبختى مردان دنیا را بنا مى‌ گذارد. او رئیس اصلى جامعه است. سرنوشت جامعه به دست او رقم مى‌ خورد. او مى‌ تواند جامعه‌اى پاک با افرادى صالح پدید آورد. زن در نظام اجتماعى با پذیرش پایگاه اجتماعى یا مشاغل اعتبارى، نقش‌هاى گوناگونى را برعهده مى‌ گیرد که اگر تمامى این نقش‌ها در مجموع، یک مفهوم را داشته باشند و آن کمک به انسانیت انسان باشد فرد، آماده براى کمک به ظهور مى‌ شود.

از جمله مسئولیت‌هاى زنان در جامعه ى اسلامى و منتظر، ایجاد انگیزه و امید در جوان منتظر است که زمینه تلاش و ایثارگرى را در او به وجود خواهد آورد؛ ایجاد زمینه براى خودسازى و رشد معنوى جوانان است. زنان مى‌ توانند با برنامه‌هاى مناسبى که ایجاد مى‌ کنند سمبلى براى ایجاد تحول فرهنگ، اتحاد، پایدارى در زمان، اتصال به رهبر و حضور در صحنه‌هاى اجتماعى براى جوانان در جامعه باشند. زنان باحجاب اسلامى خود – که نمونه بارز یک زن مسلمان و باایمان است – مى‌ توانند در جامعه، الگویى براى دختران، زنان و منتظران ظهور باشند. چون انتظار به منزله دیدگاهى جامع و فراگیر مى‌ تواند تمامى انگیزه‌هاى افراد را تحت پوشش قرار دهد و زمینه رشد آنها را فراهم سازد. حجاب یک زن مسلمان، لباس این انتظار است که او با انتخاب ظاهرى معنوى، هم‌چون سربازى لبیک گو به نداى مذهب پاسخ مى‌ دهد و با این کار خود و جامعه را در تحولى بزرگ، سهیم و آماده مى‌ داند.

حرکت زنان در توسعه تفکر دینى، نقش تعیین کننده‌اى دارد؛ به گونه‌اى که قدرت تصمیم گیرى فرهنگى آنان در درجه بالاترى از مردان مؤمن قرار دارد. زن مسلمان، علاوه بر خانه و مدرسه، در جامعه هم نقش عظیمى بر عهده دارد. از جمله نقش‌هاى او حجاب اسلامى است که در این راه، با تحکیم بخشیدن به این امر مهم و امربه معروف و نهى از منکر مى‌ تواند جامعه را به بهترین نحو، آماده ظهور کند.

چون معناى امربه معروف و نهى ازمنکر این است که:

اى انسان، تو تنها از نظر شخصى و فردى در برابر ذات پروردگار، مسئول و متعهّد نیستی؛ تو در مقابل اجتماع خود هم مسئولیت و تعهد داری.

پس حرکت‌هاى زنان در عصر غیبت، در حقیقت به مفهوم آماده سازى جامعه براى تحول آفرینى و نشانه‌هاى قدرت فرهنگى زنان منتظر است.[۲۵]

رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: افراد باایمان نسبت به یک دیگر همانند اجزاى یک ساختمان هستند که هر جزئى از آن، جزء دیگر را محکم نگه مى‌ دارد.[۲۶]

پس در دوران غیبت، یاران و منتظران امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف از جمله زنان منتظر، باید بدانند که همیشه و در همه حال در صحنه‌هاى اجتماعى حضور داشته باشند و در راه اصلاح جامعه بکوشند.

۴. پرورش یاران خاص؛ کلیه قیام‌ها و نهضت‌ها به دلیل ایجاد حرکت بنیادین و نو در سطح جامعه، نیاز به نیروى فعال، کارآمد و پرانرژى دارند و بدون نیروى انسانى، خصوصاً نیروى جوان – که داراى نیرویى متراکم و قوى است – حرکت و سیر نهضت، کند و در نهایت به رکود مى‌ انجامد. پس در میان عوامل حرکت آفرین، نیروى جوان در مرتبه اول قرار دارد. چون:

الف: در حرکت رو بنایى، جوان داراى قدرت بدنى و صلابت جسمى است که از پس کارهاى سخت و مهم برمى آید.

ب: در حرکت زیربنایى، جوان داراى روح لطیف و صیقل داده شده است که به منزله آیینه بدون زنگار است. حق را بدون درنگ مى‌ پذیرد، تبعیت و فرمان بردارى او از رهبر و مولاى خود بیشتر است و این شاخصه، رمز موفقیت هر قیام و نهضتى شمرده مى‌ شود.

نهضت مهدوى نیز با مؤلفه‌هاى یاد شده، از این قاعده، مستثنا نیست، بلکه به نیروى کارآمد و جوان در آن بیشتر احساس مى‌ شود و این نیروى فعال و کارآمد و جوان، فقط تحت تأثیر حضور مادرانى، پرشور و فعال و مسئولیت پذیر مهیا مى‌ شود.

حکومت و قیام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، یارانى خاص مى‌ خواهد که بتوانند در زمان ظهور امام عجل الله تعالى فرجه الشریف در رکابش جان فشانى، و در اعتدال حکومت مهدوى عجل الله تعالى فرجه الشریف تلاش کنند. پرورش این یاران، نیاز به زنانى پاک و سلحشور دارد که فرزندانى بپرورانند؛ پاک و داراى قدرت بدنى و صلابت جسمى و تابع رهبر و مولاى خود. که با این کار، سهم بسزایى در تجلى حکومت عدل الهى و قیام آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف خواهند داشت. به همین دلیل در روایات مختلف به جوان بودن اکثریت یاران مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف اشاره شده است.

امام على علیه السلام فرمود: یاران قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف، همه جوان هستند. در میان آنها پیرمرد، یافت نمى‌ شود، مگر به مثل سرمه در چشم و نمک در طعام که کمتر از هر ماده‌اى در طعام، نمک است.[۲۷]

پس هر جنبش و انقلابى به یاران و همراهانى نیاز دارد که ستون‌هاى انقلاب‌اند و سنگینى آن را به دوش مى‌ کشند. سستى و استوارى هر یک از این دو با یک دیگر ارتباط دارد، یعنى هر اندازه حجم بناى انقلاب کمتر باشد، (یاران خاص کمتر باشند) پایه‌هاى آن از استحکام کمترى برخوردار خواهد بود و به هر میزان که بنا بلندتر و گسترده‌تر باشد به ستون‌هاى محکم ترى نیاز خواهد داشت؛ یارانى خاص، استوار و شجاع. که این یاران خاص، بیشتر جوانان هستند؛ چون از فطرت‌هایى پاک و بى آلایش برخوردارند و وابستگى‌ ها و تعلقات در عمق جان شان ریشه دوانده است. پرورش این یاران خاص بر عهده بانوانى جسور و شجاع و با ایمان است که در دامان پاک خود، چنین یارانى را براى انقلاب جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف پرورش مى‌ دهند و زمینه را براى ظهور فراهم مى‌ سازند.

۵. ترویج عدالت و عدالت خواهى در جامعه؛ در ابتدا وقتى به جهان کنونى و مردم ستم دیده و مظلوم مى‌ نگریم، چنین به نظر مى‌ رسد که پاک ساختن زمین از ظلم و ستم و برچیدن بساط طاغوت، ناممکن است و مظلومان عالم، فریادرسى ندارند تا حق آنان را از طاغوتیان بگیرد. و از سویى دیگر حکمت خداوند بر این تعلق گرفته که زندگانى انسان براساس فطرت خدادادى جارى شده و شالوده آن که عدالت و عدالت خواهى و ظلم ستیزى است، بدون پاسخ نماند. و از طرفى دیگر، مسئله عدل در اسلام از روز نخست در تمام زمینه‌ها از بُعد عقیدتى و دینى گرفته تا بُعد فقهى و اجتماعى، مورد توجه و عنایت بوده است.

آیات و روایات رسیده در مورد عدل، نشان از پسندیده بودن آن در نزد خداوند است و این وقتى میسّر مى‌ شود که مردم از نظر رشد معنوى و کمال روحى به درجه بالایى برسند و خود، خواهان عدل و اجراى آن باشند.

قرآن کریم مى‌ فرماید: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایى حق و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.[۲۸]

این آیه نشان گر این است که از گذشته، پیامبران مى‌ خواستند مردم به گونه‌اى تربیت و تعلیم شوند که بتوانند خود، قیام به قسط نمایند و عدل را اجرا کنند.

بشر در طول زمان، همیشه منتظر روزى بوده است که عدالت در جوامع حاکم گردد و هم‌چنان در آرزوى آن لحظه شمارى مى‌ کند تا آن رؤیاى دیرینه بشر با ظهور عدل مشتهر به وقوع بپیوندد.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم مى‌ فرماید: مژده مى‌ دهم شما را به مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف که او در امت من به هنگام اختلاف و سختى‌ ها برانگیخته مى‌ شود. پس زمین را پر از قسط و عدل مى‌ سازد؛ همان طور که از جور و ستم پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از او راضى مى‌ شوند…[۲۹]

با رستاخیز مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، ظلم و ستم به دیار عدم سفر مى‌ کند و جاى خود را به عدل و داد مى‌ سپارد و عدالت اجتماعى فراگیر مى‌ شود و ثمره تلاش و کوشش انبیا و اولیا به پا مى‌ نشیند و همه طعم شیرین عدالت را مى‌ چشند.

بنابر آن‌چه که در این نوشتار ذکر شد، مى‌ توان چنین نتیجه گرفت که زنان در برپایى عدل و قسط و برکنارى ظلم و ستم مى‌ توانند با شناساندن امام و موقعیت ایشان براى فرزندان در خانواده و جوانان و نوجوانان در مدرسه و جامعه نقش بسزایى را ایفا کنند.

حضور زنان در اولین روز ظهور به همراه ۳۱۳ نفر از مردان بزرگ عالم در مکه در کنار امام علیه السلام نشان از نقش عظیمى است که زنان در انقلاب جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف دارند. همان طور که در انقلاب اسلامى ایران، نمونه‌هاى فراوانى از زنان بافضیلت را داشتیم که در کنار همسران و فرزندان خود، سربلند ایستادند. آنان جوانانى را تحویل جامعه دادند که از طفولیت تا جوانى با ارزش‌ها و معیارهاى دینى آشنا شده بودند و در نظام خانواده، اجتماع و جامعه، با گفتار و رفتار نیک و پسندیده با لفظ شیرین عدالت مأنوس شده بودند.

نتیجه گیرى

منتظران، اعم از زن و مرد در دوران غیبت کبرى که دوران پنهان زیستى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است، به دلیل عدم ظهور امام و رهبر جامعه، مسئولیت‌هاى خطیر و سنگینى دارند. از یک سو باید دغدغه‌هاى خودسازى و خود اندیشى، جهت اصلاح خویشتن داشته باشند تا از جمله منتظران راستین و واقعى امام علیه السلام باشند و از طرف دیگر، نسبت به افراد جامعه، احساس مسئولیت کنند، یعنى دگراندیشى و دگرسازى داشته باشند تا آحاد مردم به صورت کلى و فراگیر در راستاى ظهور امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف تلاش نمایند.

در عرصه زمینه سازى براى ظهور امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف، همه مردم (اعم از زن و مرد) داراى مسئولیت و رسالت مى‌ باشند و شاید با یک نگاه دقیق‌تر در این عرصه، زنان را پرمسئولیت‌تر ببینیم؛ زیرا براى شرکت در رخداد مهم ظهور؛ پرورش و تربیت نسل منتظر و نیز یاران خاص و عام امام علیه السلام را برعهده دارند.

صحنه‌هاى جامعه، خانواده، مدرسه و… عرصه‌هایى هستند که زنان در آنها نقش سازنده‌اى دارند و قابلیت و توان مندى آنان در آن عرصه‌ها به منصه ظهور مى‌ رسد.

فاطمه زهرا  ستار

پى نوشتها:

[۱]. عبدا… جوادى آملى، زن در آئینه جمال و جلال (قم: نشرأسراء)، ص۲۶.

[۲].  (قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زکّیها، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ) شمس، آیات ۱۰ و۹.

[۳]. «من سرهُ اَن یکون من أصحاب القائم فلینتظر والیعمل بالورع و محاسن الاخلاق،…».محمد بن ابراهیم نعمانى، الغیبه، ترجمه جواد غفارى (تهران: کتابخانه صدوق، ۱۳۶۳) ص۲۹۲، ب۱۱، ج۱۶؛ لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، (قم: مؤسسه سیده المعصومه، ۱۴۱۹ق) ص۲۱۰.

[۴]. «لیعدَّنَّ أَحدکُم لخروج القائم ولو سهماً فَانَّ الله إذا علِم ذلکَ من نیته رجوتُ لأن ینسى فى عمره حتّى یدرکه و یکونَ من اعوانه و أنصاره. محمد باقر، مجلسى، بحارالانوار، (بیروت: دارالمعارف للمطبوعات، ۱۴۲۱ق). ج۵۲، ص۳۶۶.

[۵]. یا على واعلم اَنَّ اَعجب النّاس ایماناً و اعظمهُم یقیناً قَومُ یکونون فى آخرالزّمان لَم یلحقُوا النّبى وحجب عنهم الحجّه فآمنوا بسوادٍ على بیاضٍ. مجلسى، پیشین، ج۲۱، ص۳۶۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه (تهران: کتاب فروشى اسلامیه، ۱۳۷۷)، ج۱، ص۲۸۸، باب۲۶، ح۸.

[۶]. اَلا أخبرکم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملاً الاّ به؟ فقلت بلى، فقال: «شهاده ان لا اِله اِلاّ الله و انّ محمداً عبده و رسوله….والانتظار للقائم عجل الله تعالى فرجه الشریف». نعمانى، پیشین، ص۲۰۰، باب۱۱، ج۱۶؛ صافى گلپایگانى، پیشین، ج۳، ص۲۱۰.

[۷]. «ولکن إخوانى الّذین یأتون مِنْ بَعدکم یؤمنون بى و یحبّونى و ینصرونى و یصّدقُونى و ما رأونی؛ مجلسى، پیشین، ج۵۲، ص۱۳۲.

[۸]. «من مات ولا یعرف امامه مات میتهً جاهلیه». محمد کلینى، اص