مروری-بر-برخی-عوامل-رشد-و-تعالی-انسان

مروری بر برخی عوامل رشد و تعالی انسان

ایمان و عمل صالح

ایمان و عمل صالح، دو عامل اصلی تحقق زندگی متعالی برای بشر هستند. خداوند در قرآن کریم می فرماید:

مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُوءْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ. (نحل: ۹۷)

هر کس عمل صالح انجام دهد، درحالی که با ایمان است؛ خواه مرد باشد یا زن، به او زندگی پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را به بهتر ین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد.

این زندگی پاک و متعالی، افزون بر جهان آخرت، در همین دنیا نیز نصیب مؤمنان نیکوکار می شود

«ایمان و عمل صالح [در همین دنیا نیز] به انسان زندگی پاکیزه [و متعالی [می بخشد؛ چرا که انسان مؤمنی که عمل شایسته انجام می دهد، اگر از نظر زندگی مادی نیز از راحتی و آسایش برخوردار باشد، که در آن سخنی نداریم و اما اگر چنین کسی در حیات مادی خویش در تنگنا و سختی به سر برد، به همراه او چیزی است که زندگی او را پاکیزه و گوارا [و متعالی[ می سازد و آن، همان قناعت و راضی بودن به داده های خداست. [پس چنین انسانی در هر حال، از زندگی پاکیزه و متعالی بهره مند است.] در مقابل، انسان فاجر از حیات طیبه بی بهره است؛ چرا که چنین انسانی اگر در زندگی مادی خود نیز در سختی و دشواری باشد، که امر او آشکار است و اگر در این دنیا در آسایش و راحتی به سر برد، باز هم حیات طیبه ای برای او نخواهد بود؛ چرا که حرص او اجازه تحقق چنین امری را به او نمی دهد.

پیام متن:

  1. ارشاد خداوند در قرآن برای کسانی که در آرزوی رسیدن به زندگی پاکیزه و متعالی هستند، این است: ایمان و عمل صالح.
  2. زیربنای زندگی پاکیزه دو چیز است: ۱. ایمان؛ ۲. عمل صالح.

نماز عاشقانه

خداوندیِ پروردگار حکم می کند که نماز بنده در پیش گاه او عاشقانه باشد و از سردلدادگی در برابر او به رکوع و سجود رود. حافظ در وصف چنین نمازی می گوید:

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد             حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار          کان تحمل که تو دیدی، همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند               موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

رسول گرامی اسلام دراین باره می فرماید:

بهترین مردم کسی است که عاشق عبادت شود، با عبادت دست به گردن شود و آن را از دل دوست دارد و با بدن خود انجام دهد و هنگام انجام دادن آن، از هر چیز دیگری فارغ شود. چنین کسی باکی ندارد که زندگی دنیایش به سختی گذرد یا به آسانی.

اصولاً ارتباط معنوی میان انسان و خداوند در نماز [عاشقانه]، چنان نیروی معنوی به او می بخشد که مایه تجدید امید، تقویت اراده و آزاد شدن توانایی های عظیم وی می شود؛ توانایی هایی که او را بر تحمل سختی ها وانجام دادن کارهای بسیار بزرگ قادر می سازد. در واقع، توانایی های عظیمی در وجود انسان نهفته است که آدمی معمولاً بخش کوچکی از آنها را به کار می گیرد. همین ارتباط معنوی انسان با پروردگار در طول نماز و دریافت نوعی فیض الهی یا بارقه روحانی از خداوند متعال، سبب رها شدن نیروهای معنوی پنهان در انسان می شود و عزمش را جزم و همتش را بلند می گرداند. در نتیجه، برای پذیرش علم و معرفت آماده تر می شود. سیرل برت، روان شناس انگلیسی می نویسد: «ما به واسطه نماز می توانیم وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی شویم که در شرایط عادی، توان وصول به آن را نداریم».

پیام متن:

گوشه محراب ابروی تو می خواهم ز بخت           تا در آنجا همچو مجنون درس عشق از برکنم

(حافظ)

نماز خاشعانه

خضوع و خشوع بنده در نماز، نشانه شناخت او از پروردگار و گویای برقرار بودن ارتباط میان بنده و خداوند است که نشاط و شادابی نمازگزار را به همراه دارد. خداوند در قرآن کریم به نمازگزارانی که هنگام نماز خشوع می ورزند و قلبشان را متوجه پروردگارشان می کنند، مژده رستگاری داده و فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُوءْمِنُونَالَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛ به تحقیق که مؤمنان رستگار شدند. آنها که نمازشان خاشعانه است.» (مؤمنون: ۱ و ۲) در حقیقت، ثمره کامل نماز در صورتی نصیب نمازگزار می شود که با خشوع قلبی و حضور قلب همراه باشد. توفیق پرهیز از گناهان و تعالی روح نیز به برکت چنین نمازی بهره انسان می شود. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:

انسان در معرض خطاهای گوناگونی هست. هر انسانی ـ بزرگ و کوچک و پیر و جوان ندارد ـ بالاخره سهوها و اشتباهات و خطاهایی دارد و گناهانی بر او عارض می شود. انسان اگر بخواهد در جاده زندگی موفق شود، نماز می تواند جبران کننده باشد.

خداوند در آیه شریفه قرآن می فرماید:

«وَ أَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ؛ نماز را در دو سوی روز و پاره هایی از شب به جا آورید؛ زیرا نیکی ها، بدی ها را از بین می برد.» (هود: ۱۱۴)

نماز نورانیتی دارد که ظلمت ها را از بین می برد، بدی ها را از بین می برد و اثر گناهان را از دل می زداید. من خواهش می کنم که به مسئله نماز خیلی جدی نگاه کنید. البته همه شما نمازخوانید، منتها سعی کنید نماز را از حالت کسالت آور برای خودتان خارج کنید؛ چون اگر نماز را از یک حالت به اصطلاح ـ طوطی وار خارجش کنیم، یک چیز کسالت آوری می شود. اما اگر معانی این کلمات را بفهمید، آن وقت خواهید دید که نماز اصلاً کسالت آور نیست، بلکه شوق آور است و انسان به سوی نماز می شتابد. آن وقت «حَیَّ عَلَی الصَّلاه؛ بشتاب به نماز»… واقعیت پیدا می کند.

پیام متن:

  1. روی به محراب نهادن چه سود؟! دل به بخارا و بتان طراز

ایزد ما وسوسه عاشقی            از تو پذیرد، نپذیرد نماز

رودکی

  1. نهال نماز با گرما و نور حضور قلب و با باران خشوع به شکوفه می نشیند.

نماز به همراه رعایت حقوق انسان ها

نماز، آموزش رعایت حقوق انسان هاست. نماز به ما می آموزد که حقوق یکدیگر را گرامی بداریم و هرگز حقی را از کسی پای مال نکنیم. نماز خواندن با لباس غصبی، باطل است و بر روی فرش یا مکان غصبی نیز نمی توان نماز خواند؛ زیرا چنین نمازی با تباه ساختن حقوق دیگران همراه است، درحالی که رعایت حق الهی در گرو رعایت حقوق مردم است. همان گونه که در روایتی از حضرت علی علیه السلام در این باره می خوانیم:

جَعَلَ اللّهُ سُبْحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَهً لِحُقُوقِهِ، فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِ اللّهِ کانَ ذلِکَ مُؤَدِّیا اِلَی الْقِیامِ بِحُقُوقِ اللّهِ.

خداوند پاک، حقوق مردم را بر حقوق خود مقدّم داشت. پس هر که حقوق بندگان را رعایت کند، این کار به رعایت کردن حقوق خدا می انجامد.

جالب آنکه حتی در رساله های عملیه آمده است که اگر طلب کار در حال نماز بدهکار به سراغش آید و طلب خود را بخواهد، اگر بدهکار در حال نماز، امکان پرداخت پول را نداشته نباشد و برای نماز نیز وقت باقی باشد، باید نماز خود را بشکند و بدهی خود را به طلب کار بپردازد. پس از آن به سراغ نماز برود.

بی گمان، نماز دل خواه اسلام نیز همین نماز است؛ نمازی که نمازگزار بر اثر آن، به رعایت حقوق انسان ها پای بند شود و هرگز حقی از دیگران در اموال او نباشد. چنین نمازی سبب رشد روحیه معنوی انسان می شود و او را به تعالی و عروج می رساند.

پیام متن:

نماز، برای کسی که دیگران بر گردن او حق دارند، نردبان عروج نخواهد شد.

نماز به همراه دگرگرایی

زکات و انفاق، دو نماد دگرگرایی و مردم دوستی است که بارها در قرآن کریم بعد از واژه نماز تکرار شده اند. بی گمان، پیام اصلی این عمل، تأکید خداوند بر ارتباط با مردم در کنار ارتباط با خداست. در حقیقت، خداوند، نمازی را به بندگانش سفارش می کند که همراه با آن و به زکات، انفاق، دگرگرایی و گره گشایی از کار دیگران نیز اهتمام ورزند و نمازگزار، خود را در گرفتاری و رنج وغم دیگران شریک بداند.

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است:

اَلْخَلْقُ عِیالُ اللّهِ فَاَحَبُّ الْخَلْقِ اِلَی اللّهِ مَنْ نَفَع عِیالَ اللّه.

مردم عیال خدا هستند و محبوب ترین فرد نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود برساند.

باز از آن حضرت روایت می کنند: «عَوْنُ الْعَبْدِ اَخاهُ یَوما خَیْرٌ مِنْ اِعْتِکافِهِ شَهْرا؛ کمک یک روزه که کسی به برادر خود کند، بهتر از اعتکاف یک ماهه است».

ملااحمد نراقی نیز در این باره گفته است: «بسا باشد که مولا از نیکی کردن به بنده او خشنودتر می شود، از نیکی کردن با خود او».

از این رهگذر، می توان نتیجه گرفت که ثمره کامل نماز، در صورتی بر دل وجان نمازگزار به بار خواهد نشست که با اجتماع پیوندی تنگاتنگ داشته باشد. هم چنین بسیاری از فضیلت ها، آن گاه بهره انسان می شود که دغدغه خوش بختی جامعه را در سر داشته باشد. به تعبیر سقراط: «سعادت افراد، در ضمن سعادت جماعت است. بنابراین، سعادت هر کس دراین است که وظایف خود را در قبال دیگران به نیکی انجام دهد.» افلاطون، ارسطو و فارابی نیز بر این باورند که:

فضایل اخلاقی، جز در پرتو زندگی جمعی، مجال بروز و امکان تحقق نمی یابند. اخلاق، قانون و عدالت، در ارتباط با جامعه معنا پیدا می کند و هویت می یابد. به این ترتیب،تنها با میانجی گری اجتماع، انسان می تواند به [همه] نیازهای فطری خویش پاسخ گوید.

پیام متن:

بهترین نمونه نماز آن است که با دگرخواهی همراه باشد و بین انسان و جامعه، پیوند برقرار سازد.

امیدبخش ترین آیه در زمینه نماز

روزی امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام رو به مردم کرد و فرمود:

ای بندگان خدا، کدامین آیه قرآن از همه آیه ها امیدبخش تر است؟ در پاسخ پرسش آن حضرت، یکی گفت: این آیه شریفه که می فرماید: «خدا این را که به او شرک ورزیده شود، نمی آمرزد، ولی فروتر از آن را برای هر که باشد، می آمرزد.» (نساء: ۱۱۶) حضرت فرمود: این آیه بسیار امیدبخش است، ولی پاسخ من این نیست. دیگری گفت: این آیه پاسخ شماست که می فرماید: «هر کس کار بدی کند یا به خویشتن ستم روا دارد، آن گاه از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.» (نساء: ۱۱۰) امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: این آیه هم امیدبخش است، ولی پاسخ من نیست. نفر سوم گفت: پاسخ مورد نظر شما این آیه است که می فرماید: «بگو!هان ای بندگان من [که در گناه کردن] بر خود زیاده روی کرده اید، از رحمت خدا نومید نشوید!» (زمر: ۵۳) حضرت فرمود: این آیه نیز امیدبخش است، ولی پاسخ پرسش من نیست. نفر چهارم گفت: پاسخ پرسش شما این آیه است که می فرماید: «و آنان که چون به کار زشتی دست یازند یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد می آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند.» (آل عمران: ۱۳۵) آن بزرگوار فرمود: این آیه نیز بسیار امیدبخش است، ولی پاسخ من نیست. اینجا بود که دیگر کسی پاسخی نداشت تا بگوید. آن گاه، خود آن حضرت در پاسخ فرمود: از شخصیت محبوب و گران مایه ام، رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: امید بخش ترین آیه قرآن این آیه شریفه است که می فرماید:

أَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ. (هود: ۱۱۴)

نماز را در دو سوی روز و پاره ای از شب به جا آورید؛ زیرا نیکی ها، بدی ها را از بین می برد. آن گاه پیامبر خدا رو به من کرد و فرمود: علی جان! سوگند به خدایی که مرا به رسالت برگزید، هر یک از شما مردم که برای وضوی نماز به پاخیزد، گناهانش فرو می ریزد و هنگامی که به بارگاه خدا روی آورد و با دل و جان، نماز را به پا دارد، چیزی از گناهانش نمی ماند. پس از نماز همانند روزی می شود که تازه از مادر ولادت یافته است و اگر میان دو نماز، گناهی از او سر زند، با نماز دوم آمرزیده می شود و همین گونه است تا نماز پنجم.

سپس فرمود: علی جان! موقعیت نمازهای شبانه روزی برای جامعه و امت من، بسان نهر و جویبار لبریز از آبی است که بر در خانه شما روان است. همان گونه که اگر کسی روزی پنج مرتبه در چنین جویباری خود را شست وشو دهد، اثری از چرک و کثیفی در بدن او باقی نمی ماند، نمازهای پنج گانه نیز اثری از پلیدی گناهان در روح آدمی باقی نمی گذارد.

پیام متن:

نماز، امید بخش ترین عمل نیک است؛ زیرا بدی ها را از میان می برد و روح را از آلودگی ها شست وشومی دهد.

روزه

روزه، عامل پرورش و تهذیب نفس و درمان بسیاری از بیماری های روانی و جسمی است. روزه، نوعی تمرین و مقاومت در برابر شهوت ها و تسلط بر آنهاست. از ثمره های روزه، رسیدن به تعالی روح است که در قرآن کریم، از آن به تقوا تعبیر شده است بدین گونه که: «ای افرادی که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نوشته شده است تا پرهیزکار شوید»! (بقره: ۱۸۳)

«روزه، انسان را در برابر گرسنگی و تشنگی و خواسته های نفس مقاوم و صبور می کند و با روزه گرفتن بر اثر نهادینه شدن صبر در وجود آدمی، توان گسترش آن به دیگر جنبه های زندگی نیز به وجود می آید. بدین گونه انسان روزه دار، خود را به یکی از اصلی ترین عوامل پیروزی در کارها؛ یعنی صبر می آراید.

از فایده های روانی روزه، برانگیخته شدن عواطف ثروتمندان و مهربانی کردن آنان به فقیران است؛ زیرا خود، رنج گرسنگی را احساس می کنند و در نتیجه، به نیکی و احسان در حق بینوایان می پردازند و همین مسائل، روح تعاون و همکاری وهمیاری اجتماعی را تقویت می کند. هم چنین روزه، فایده های طبی بسیار دارد و درمان کننده برخی از بیماری های جسمی است. معروف است که سلامت جسم انسان، در سلامت روان او تأثیر بسزایی دارد».

در حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله آمده است:

روزه هم چون سپری [در برابر گناهان] است. هرگاه فردی از شما روزه باشد، باید بدزبانی و بی خردی و سبک سری را کنار بگذارد و اگر کسی با او نزاع یا فحاشی کند، باید بگوید من دوبار روزه هستم: روزه از غذاو روزه از ناسزاگویی.

همچنین از امام صادق علیه السلام نقل است که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:

روزه، سپری است در برابر آفت های دنیا و حجاب است از عذاب آخرت. پس هنگامی که روزه می گیری، باطن خود را از هرگونه دروغ و کدورت و غفلت و ستم پاکیزه داشته باش؛ زیرا این امور، تو را از فیض اخلاص در برابر حق تعالی بازمی دارد. روزه، نیروهای نفس اماره را از قبیل شهوت و طمع و لذت ناتوان می کند و به قلب آدمی صفا می بخشد و ظاهر و باطن آدمی را آباد می سازد.

پیام متن:

از روزه، نردبانی برای عروج خود به سوی ملکوت و پلی برای ارتباط با پروردگار بسازیم.

دعا و نیایش

دعا و نیایش حاجت بردن به نزد خداوند، جامه ای است که برازنده اندام بنده بی پناه و نیازمند است؛ زیرا مقام معشوقی، مقام ناز و مقام عاشقی، مقام نیاز است. به تعبیر زیبای حافظ:

میان عاشق و معشوق، فرق بسیار است                 چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید

در اهمیت دعا همین بس که خداوند در قرآن فرمود:

«قُلْ ما یَعْبَوءُا بِکُمْ رَبّی لَوْ لا دُعاوءُکُمْ؛ ای رسول ما، به مردم بگو: اگر دعای شما نباشد، پروردگار من به شما اعتنایی نمی کند». (فرقان: ۷۷)

کلید حاجت خلقان بدان شده است دعا      که جان جان دعایی و نور آمینی

الکسیس کارل می نویسد:

نیایش، پرواز روح است به سوی خدا و یا حالت پرستش عاشقانه ای است نسبت به آن مبدأ که معجزه حیات از او سر زده است. نیایش، نمودار کوشش انسان است برای ارتباط با آن وجود نامرئی، آفریدگار همه هستی، عقل کل و قدرت و خیر مطلق. حقیقت نیایش، یک حالت عرفانی پرگدازی را مجسم می کند که در آن، دل به خدا جذب می شود. کمیت اندیشه و بیان، آنجا که پای نیایش در میان است، در می ماند؛ زیرا نیایش بلندترین قله تعبیر را در پرواز عشق از میان شب ظلمانی پیدا می کند. نیایش، انسان ها را آن چنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است، برایش کوتاه می گردد و بدین گونه، ملاقات پروردگار، آنها را از صلح و آرامش درون لبریز می سازد، به طوری که شعشعه پرتو این صلح از چهره شان نمودار است و آن را هر جا که روند، با خود می برند.

به صفای دل رندان صبوحی زدگان       بس گره ها که به مفتاح دعا بگشایند

پیام متن:

  1. بدون دعا و نیایش، خداوند به ما اعتنا نمی کند.
  2. گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش من همی کردم دعا و صبح صادق می دمید.

(حافظ، ص ۲۱۵، غزل ۲۴۰)

تأثیر نیایش انسان بر تعالی جامعه

دعا و نیایش فرد در دو حالت بر جامعه نیز تأثیر مثبت می گذارد: یکی آنکه نیایشگر در حق دیگران نیز دعا کند و بدین ترتیب، بر اثر اجابت دعای او، جامعه به سوی خیر و خوبی حرکت کند، همان گونه که امام باقر علیه السلام فرمود: «دعایی که بیشتر امید استجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد، دعا برای برادر دینی در غیاب اوست».

ز بخت خفته ملولم، بوَد که بیداری        به وقت فاتحه صبح، یک دعا بکند

شکل دیگر اثرگذاری دعا و نیایش شخص بر جامعه، این است که نیایش بر اثر زدودن زنگار از دل و صفا دادن به قلب، حس مهرورزی و دگرگرایی را در آدمی بیدار می کند. بدین ترتیب، از انسان نیایشگر، انسانی خیرخواه و کارگشا برای جامعه می سازد. مهاتما گاندی دراین باره می گوید:

نیایش، بزرگ ترین نیروی پیونددهنده است و سبب انسجام و وحدت خانواده بشر می شود. اگر کسی از رهگذر نیایش، به ارتباط خود با خدا پی ببرد، نگاهش به همه انسان ها به گونه ای خواهد شد که گویی خود اویند. در چنین حالتی، دیگر هیچ تلاش و رقابتی برای به کف آوردن قدرت و منافع فردی میان گروه های مختلف دیده نخواهد شد… . خدا خود شخصا به زمین نمی آید تا آلام خلق را تسکین بخشد، بلکه به واسطه بندگان دیگرش چنین می کند. پس نیایش به درگاه خدا و تمنای یافتن توفیق برای تسکین آلام و رنج های دیگران، به معنی اعلام شوق و آمادگی فردی بر انجام دادن این کار است.

پیام متن:

انسان نیایش گر و اهل دعا، هم بر خود و هم بر دیگران نیک و راه گشاست.

نیایش عاشقانه

بهترین و عالی ترین شکل دعا و نیایش آن است که از دایره درخواست و طلب فراتر رود و در قالب گفت وگو و نجوایی عاشقانه جای گیرد. در چنین حالتی، لذت دعا و نیایش، شوق و لذت اجابت را از یاد انسان می برد و نیایشگر به اجابت دعای خویش نمی اندیشد. مولوی در این باره می گوید:

دعاگویی است کار من، بگویم تا نُطُق دارم            قبول تو دعاها را بر آن باری چه حق دارم

پیام متن:

حافظ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس    در بند آن مباش که نشنید یا شنید

دیوان حافظ، ص ۲۱۷، غزل ۲۴۳.

کار و تلاش

یکی از عوامل تعالی و رشد آفرین برای انسان، کار و کوشش است. بر اساس آموزه های اسلامی: «کسی که برای اداره زندگی اش می کوشد، هم سنگ مجاهد در راه خداست»، «بلکه مقامش برتر از مقام مجاهدان است.» از رسول گرامی اسلام در روایتی دل نشین نقل است که فرمود: «همانا گناهانی است که نماز و صدقه نمی تواند کفاره آن واقع شود (و آن را بپوشاند).» عرض کردند: پس چه کاری کفاره آن می شود؟ فرمود: «اهتمام ورزیدن (و به دنبال کار رفتن) برای امر معیشت و زندگی».

نقش کار در تعالی بخشیدن به روح تا آن جاست که آدمی را در جمع پیامبران جای می دهد، همان گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره فرمود:

آن که از حاصل دست رنج خود ارتزاق کند، در روز قیامت در جمع پیامبران جای دارد و ثواب پیامبران را دریافت می کند.

«در حکایت است که حضرت داوود علیه السلام با حق تعالی مناجات کرد و گفت: خداوندا! می خواهم که هم نشین خویش را در بهشت ببینم. حق تعالی فرمود: فردا از شهر بیرون رو. اول کسی که تو را پیش آید، او بود. چون داوود علیه السلام بیرون رفت، شخصی را دید که با پشتواری هیزم در پشت می آمد. بر وی سلام کرد و از احوال پرسید که معامله تو با حضرت خداوند چه چیز است که بدان وسیلت، مرتبه موافقت و مجالست انبیا یافته ای در بهشت؟ گفت: من هر روز از این پشتواری هیزم به دست خویش جمع کنم و بر پشت به شهر آرم و به یک درم بفروشم. مادری دارم، دو دانگ در وجه او نهم و دو دانگ در وجه عیال و دو دانگ بر درویشان و محتاجان صرف کنم. پس داوود علیه السلام گفت: بیا نزدیک من می باش تا هر روز یک درم به تو می دهم و تو چنان که در بهشت رفیق من خواهی بود، اینجا هم رفیق من باش. آن درویش گفت: من این مرتبه، به کسب دست و رنجبری و بارکشی یافته ام. چون دست از آن بدارم، این مرتبه نماند».

پیام متن:

تنها آنهایی رشد می کنند، تعالی می یابند و به عزت می رسند که اهل کار و کوشش باشند.

منبع: http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/