مديريت پدر در تربيت كودك‏

 انسيه نوش ‏آبادی‏

مديری كه سخن از مديريت اوست دو شأن دارد، شأن مردانگی كه به او اقتدار، قاطعيت و صلابت می‏بخشد و شأن پدری كه وی را سرشار از مهر و شفقت نسبت به فرزند می‏نمايد و پدر در مسير تربيت به اين هر دو امر نيازمند است.

محبتی كه او را به سهل‏گيری و آزاد و رهاگذاشتن كودك ترغيب می‏نمايد و قاطعيتی برخواسته از دورانديشی و ژرف‏نگری كه او را معتقد به استحكام و سختگيری می‏كند.

«تربيت كودك بايد حول دو محور متفاوت و در عين حال متجانس شكل گيرد. يكی سهل‏گيری و واگذاری و ديگری سختگيری و كنترل، ضمن رعايت حد اعتدال در اين دو شيوه متضاد. رمز بزرگ و هنر ظريف تربيت متعادل برای پرورش شخصيت متعالی كودك توسعه‏يافتگی اين دو محور متضاد است.»(1)

مديريت پدر بايد بر پايه اين دو اصل كلی بنا شود و پدر وظايف خود را در حيطه تربيت با رعايت اعتدال و بكارگيری درست و منطقی اين دو اصل مهم انجام دهد.

نقش مهر پدری در تربيت كودك‏

پدر از طرق مختلفی می‏تواند مهر خود را به فرزند بنماياند. اما در دوران طفوليت نمايش مهر و محبت بيشتر از دو طريق محبت محسوس و با صراحت و محبت از طريق بازی قابل اجراست.

1. محبت محسوس و با صراحت:

شأن مديريت پدر، ضرورت محبت را  بيشتر می‏سازد، زيرا خوی مديريت همواره با نوعی هيبت و تسلط همراه است كه اگر با محبت درهم نياميزد، خشك و آزاردهنده می‏گردد و حاصلی جز مطيع ساختن مقطعی كودك ندارد.

«اگر بخواهيم ادب از درون سرچشمه گيرد، ضروری است كه با كودك مهربان باشيم و اين محبت را به گونه‏ای به او نشان دهيم.»(2)

محبت پدر به نوزاد

پدر بايد محبت به كودك را از همان روزهای بعد از تولد آغاز نمايد زيرا پدر نيز مانند مادر از طريق وراثت با كودك پيوند دارد و همين پيوند به وی امكان می‏دهد كه در همان ايام نوزادی با فرزندش ارتباط برقرار نمايد. نوازش طفل، اثری درازمدت در رابطه پدر و كودك دارد. ضمن آنكه موجب افزايش علاقه پدر به كودك نيز می‏گردد.

دكتر «ويليام سيرز» معتقد است كه: «بيشتر نوزادان در حالت هوشياری خاموش به سر می‏برند … اين حالتی است كه بعد از آن هرگز تكرار نمی‏شود؛ چشم‏هاشان گشاده و باز است و نسبت به محيط اطراف خود حالتی پذيرنده دارند، اين لحظه‏های پيوند اوليه نبايد از دست برود. در اين زمان با نوزاد حرف بزنيد و بيان احساسات را آزاد بگذاريد؛ سلام عزيزم، من پدرت هستم …»(3)

در قياسی كه بين نوزادان به دنيا آمده در دو روش زايمان – طبيعی و سزارين – صورت گرفته گزارش شده است: نوزادانی كه به طريق سزارين به دنيا آمده‏اند، بعدها رابطه بهتری با پدران خود دارند. زيرا در هنگام تولد، پدر به حكم ضرورت نزد ايشان حضور يافته است (طبق قوانين بيمارستان) اين پدرها در پرورش و مهرورزی به اطفال خود نقش فعال‏تری داشته‏اند. در حقيقت، ايجاد پيوند با نوزاد، منافع درازمدت در رابطه بين آن دو در برخواهد داشت.(4)

در روايات نيز آمده است كه ائمه معصومين (ع) در هنگام تولد فرزندانشان حضور داشتند و نوزاد را طلب كرده و می‏بوسيدند و در همان لحظات نخستين در گوش‏شان اذان و اقامه می‏گفتند … .(5)

پدر و كودك شيرخواره‏

پدر در دوران شيرخوارگی نيز می‏تواند با محبت كردن به كودك، او را به همراهی، مديريت و حكمروايی خود عادت بدهد. پدری كه در اين دوران نسبت به طفل بی‏تفاوت بوده و بعد از گذشت دو، سه سال، تازه می‏خواهد در امر تربيت و پرورش كودك دخالت كند، توفيق كمتری می‏يابد زيرا كودك به دليل نبود اُنس قبلی، با ديدن پدر به وجد نمی‏آيد و شادمان نمی‏شود، در اين صورت پدر چاره‏ای ندارد جز اينكه يا با زحمت بيشتری گذشته را جبران نمايد و مورد اعتماد و محبوب كودك شود و يا آنكه راه آسان‏تری را برگزيند و تربيت را با خشونت درهم بياميزد كه راه دوم به هيچ وجه پسنديده نيست.

«در مورد پدری كه سال اول، وقت خود را صرف پرورش كودك نكرده، پذيرفتنی است  كه انضباط را همان تنبيه بدنی به حساب بياورد و به صورت نامعقولی در دام كتك زدن بيفتد.»(6)

رسول اكرم(ص) از كودكان در اين دوران غافل نبوده بلكه با وجود مسئوليت‏های فراوان گاهی متحمل زحمت شده و مسافتی را طی می‏كردند تا نزد كودك خود بروند و او را از مهر پدری سيراب نمايند. «انس بن مالك» می‏گويد: هيچ كس را نسبت به كودكان خود مهربانتر از پيامبر(ص) نديدم. آن حضرت در دوران شيرخوارگیِ فرزندش ابراهيم، او را به دايه‏ای در اطراف مدينه سپرده بود و با اينكه خانه دايه در اثر شغل آهنگری همسرش پر از دوده بود، پيامبر به آنجا می‏رفت و كودكش را می‏بوسيد.(7)

آن حضرت نه تنها خود كودكان را می‏بوسيد. بلكه ديگران را نيز به بوسيدن كودكان – كه صريح‏ترين راه ابراز محبت به كودك است سفارش می‏فرمودند:

«هركس فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او يك حسنه می‏نويسد.»(8)

«فرزندان خود را ببوسيد زيرا به هر بوسه‏ای رتبه‏ای در بهشت است و فاصله دو رتبه از يكديگر پانصد سال است.»(9)

پدر و كودك خردسال‏

بعد از گذشت دوران شيرخوارگی، دايره محبت به كودك وسيع‏تر شده و محبت از طريق كلام، قوت می‏گيرد. از اين پس وابستگی كودك به مادر كاهش می‏يابد او بيش از گذشته به سمت پدر می‏رود. متأسفانه برخی از پدران بعد از گذشت اين دوران از توجه و محبت خود به كودك می‏كاهند. زيرا كودك، ديگر آن جذابيت رفتار و شيرينی قبل را ندارد. اين دوری پدر، برای كودك بسيار گران است و می‏تواند موجب عقده‏های روانی و ناهنجاری‏های رفتاری گردد. مخصوصاً كه او اكنون بزرگتر شده و مسائل عاطفی را بهتر درك می‏كند و طالب محبت بيشتری است. البته طبيعی است كه در كيفيت محبت تغييراتی ايجاد شود، اما اصل آن بايد محفوظ و محسوس بماند. از اين پس، پدر می‏تواند از عامل تعريف و تأثير نيز بهره بگيرد.

تعريف، تمجيد و تأييد كودك‏

انرژی مثبت كلمات طيب و پسنديده، بر روح و روان كودك تأثيرگذاشته و احساس خوشايندی در او نسبت به گوينده ايجاد می‏كند. تعريف از كودك به تقويت عزت نفس او نيز كمك خواهد كرد.

از آنجا كه پدر در نظر كودك مظهر قدرت و شجاعت است و معمولاً در نظر كودكان، پدر بيش از مادر از هيبت و ابهت برخوردار است، تعريف از كودك، توسط پدر برای او بسيار ارزشمند و لذت‏بخش خواهد بود. شايسته است كه پدر در مسير تربيت از عامل تعريف بهره گيرد و روح كودك را با نسيم كلمات نوازش دهد. اگر پدر قصد پند و نصيحت و يا انتقاد از كودك را دارد، ابتدا می‏تواند از طريق تعريف، فضای دوستانه‏ای را ايجاد نمايد و زمينه را برای تأثير بيشتر كلام خود مهيا سازد.(10)

جملاتی همچون «از وقتی تو به دنيا آمده‏ای زندگی ما شيرين‏تر شده» و يا «تو گلی هستی كه خداوند به ما هديه داده است» چه احساسی در كودك می‏آفريند؟ آيا اين‏گونه جملات در ميزان حرف‏شنوی و همراهی كودك با پدر مؤثر نخواهد بود؟

البته تعريف و تمجيد در صورتی مطلوب است كه غير واقعی و غيرمنطقی نباشد و كودك را دچار توهم و كبر و غرور نسازد. رعايت اندازه نيز در آن شرط است.

افراط در تعريف، ارزش آن را نزد كودك از بين خواهد برد.

پرهيز از زياده‏روی در محبت‏

نكته مهم در محبت به فرزند دقت در اندازه و تشخيص جای درست برای محبت نمودن است.

معنای محبت عبارتست از:

دوست داشتن واقعی و ابراز اين علاقه به گونه‏ای كه با مصالح و منافع محبوب در زمان حال و آينده متضاد نباشد.(11)

طبق اين تعريف بسياری از رفتارها كه به قصد محبت انجام می‏شود اما متحمل ضرری برای كودك است جزء محبت به حساب نمی‏آيد. تأييد رفتارهای نادرست كودك، با خنديدن به حرف‏های ناشايست، بخشيدن‏های بی‏حساب و … نمونه‏هايی از انحراف در محبت هستند. گاهی مخفی ساختن محبت، از محبت ناشی می‏شود.

محبت نبايد فرصت‏های مناسبی را كه در دوران كودكی می‏تواند موجب تجربه‏ اندوزی و سخت كوشی فرزندان گردد، را سلب كند. با ياری رساندن احمقانه، كودك به خدمت ديگران عادت می‏كند اظهار نگرانی شديد به هنگام يك حادثه معمولی مشكلی را حل نمی‏كند و  فقط كودك را از فهم درست وقايع محروم می‏سازد.

امام باقر می‏فرمايد: «بدترين پدران كسانی هستند كه در محبت و نيكی به فرزندان زياده‏روی می‏ نمايند.»(12)

بازی دوستانه با كودك‏

بازی مجموعه فعاليت‏هايی است كه كودكان به منظور سرگرمی، تفريح، فرار از غم و كدورت و كشف مجهولات بدان روی می‏آورند و در حين آن انرژی‏های فراوان خود را تخليه می‏كنند.

«طفل چه تنها و چه در ميان جمع، دائماً در جست و خيز، دويدن، خنديدن، گريستن، حرف زدن، ادا درآوردن، ساختن و ويران كردن است. از اين و آن در همه مسائل تقليد می‏كند و براين اساس حواس خود را مهارت می ‏بخشد. به توانايی‏ها و نقاط ضعف خود پی می‏برد، از اسرار جهان و پديده‏ها سر درمی‏آورد و موضع خود را در برابر امور و جريانات مشخص می‏كند.»(13)

«بازی كودك نشانه سلامت روانی اوست. امروزه ثابت شده كودكانی كه به اندازه و به درستی بازی نمی‏كنند. از رشد ذهنی بهره كمی دارند و در بزرگی منزوی می‏گردند.»(14)

جايگاه پدر در بازی كودك‏

پدر از دو طريق عمده می‏تواند در مسير بازی، مديريت تربيتی خود را اعمال نموده و به نحوی مطلوب و مطابق با ويژگی‏های كودك، او را در مسير هدايت سوق دهد. اين دو طريق عبارتند از:

1. ايجاد زمينه و فضای مناسب برای بازی و تهيه اسباب‏ بازی‏های مفيد.

2. بازی با كودك و دخالت مستقيم در بازی.

پدر موظف است فضای سالمی را جهت بازی كودك فراهم نمايد و به ايشان فرصت و مجال بازی بدهد. اين فضای مناسب در اغلب خانواده‏ها، همان محيط خانه است اما در برخی خانواده‏ها كه به دليل كوچكی خانه و يا وجود فرد بيمار و … امكان بازی كودكان در منزل نيست و مجبورند برای بازی به كوچه و يا پارك مراجعه كنند، اين وظيفه پدر است كه از سلامت محل اطمينان يافته و جای مناسب را برای بازی كودكان فراهم نمايد. نه اينكه به بهانه نبودن جای مناسب دائماً مزاحم بازی كودكان شده و ايشان را مضطرب سازند. گاهی ديده می‏شود كه برخی از والدين از روی خودخواهی و يا تفكر نادرستی كه از تربيت دارند، مزاحم بازی كودكان می‏شوند. يا آنكه به بازی اطفال بها نمی‏دهند و حتی بعضاً بازی را عملی بيهوده و يا نوعی بدرفتاری و اهانت به خود دانسته و دائماً با ملامت و عكس‏العمل‏های منفی بازی اطفال را خراب می‏كنند. و به شدت موجب نفرت و ناراحتی و حتی ايجاد حس انتقام‏جويی در كودكان می‏شوند:

«هرگاه بخواهيم از ديدگاه ارزش‏های رايج جامعه بزرگسالان و عدم توجه به شرايط روحی خاص كودك، فعاليت‏هايی را كه تحت عنوان بازی از كودك سر می‏زند، سركوب نماييم، كودك به شيطنت و خرابكاری، دروغگويی و غيره متوسل می‏شود كه اين اعمال خود طرد بيشتری را از جانب والدين باعث می‏شود و اين عامل به عقيده هورنای، زمينه را برای پيدايش اضطراب اساسی فراهم می‏كند»(15)

در روايتی از امام صادق(ع) آمده است كه: بگذار فرزندت تا هفت سال بازی كند.(16)

همچنين پدر موظف است با تهيه اسباب‏بازی‏های مناسب و بی‏خطر، طفل را جهت بازی بهتر و شاداب‏تر ياری نمايد. در اين خصوص بهتر است كه نوع وسايل بازی به گونه‏ای باشد كه كودك با تلاش و فعاليت خود از آنها لذت ببرد تا هم انرژی بيشتری صرف بازی كند و هم از فكر و خلاقيت و ابتكار استفاده نمايد. برای يك پسر بچه داشتن كاميونی كه بر آن باری حمل كند و سپس حمل آن را خالی نمايد بسيار لذت‏بخش‏تر است از يك ماشين كوكی كه خودش حركت كند و بايستد و او فقط نظاره‏گر باشد. تهيه اين گونه وسايل آسانتر و ارزانتر نيز هست.

چنانچه كودكان تحت تأثير تبليغات سوء قرار نگيرند و سليقه بزرگترها هم به آنها تحميل نشود، خود به اين گونه وسايل بازی روی می‏آورند: «موريس دبس» مربی معروف فرانسوی می‏گويد:

«غالباً ما بزرگسالان وقتی می‏بينيم كه كودك عروسك بی‏ريخت يا اسب چوبی رنگ‏رفته و كهنه را می ‏پسندد، به نظرمان عجيب و نامفهوم می‏آيد. اما بايد اين كار كودك برای ما درسی باشد. اسباب‏بازی‏های گرانبها و پر زرق و برق، تنها خودستايی و خودنمايی كسی را ارضاء می‏كند كه آنها را به كودك هديه كرده است.»(17)

«بايد توجه داشت كه با تهيه وسايل غيرضروری و گران قيمت كه معمولاً اطفال ديگر از آن بی‏ بهره‏ اند، روحيه اشرافی و رفاه‏زده در كودك ايجاد نشود تهيه وسايل گرانبها كه غالباً از كشورهای صنعتی و به قيمت‏های گزاف وارد می‏شوند، نتيجه‏ای جز پر كردن جيب سرمايه‏ داران خارجی و تضعيف اقتصاد ملی خودمان را به دنبال ندارد.»(18)

بازی با كودك و دخالت مستقيم در بازی: حضور مستقيم پدر در بازی كودك، مسئله مهمی در تربيت محسوب می‏شود. بازی با كودك برای پدر راهگشای مسير تربيت بوده و قواعد سخت تربيتی در كلاس بازی برای مربی و متربی آسان و ممكن خواهد شد.

علاقه زياد كودك به بازی موجب علاقمندی او به همبازی نيز خواهد شد. هركسی به راحتی می‏تواند از طريق بازی، دل ساده و پاك كودك را به دست آورده و با محبوبيتی كه كسب می‏كند بر روح و روان وی تأثير بگذارد. پدر در امر تربيت علاوه بر نيازی كه به اين محبوبيت دارد، به شناختی هم كه از طريق بازی نسبت به كودك به دست می ‏آورد نيازمند است در حقيقت: «بازی وسيله‏ای است برای كشف دنيای پنهان كودك و شناخت دنيای وجودی او. چه بسيارند خوی‏ها و رفتارها، حب و بغض‏ها، كين و مهرها كه در كودك پنهانند و مربی را به شناخت آن دسترسی نيست مگر آنگاه كه او را به بازی وادارد و يا بازی او را با خود و ديگران مشاهده كند … در سايه اين كشف‏هاست كه می‏توان، در پی اصلاحش كوشيد و عوارض و نابسامانی‏ها را در او اصلاح كرد و يا جنبه‏های مثبت او را تقويت نمود. حتی در اصلاح و درمان نابسامانی‏های كودك يكی از راه‏ها و شيوه‏ها، شيوه بازی درمانی است كه در سايه آن می‏توان بسياری از اختلالات را از بين برد.»(19)

همچنين پدر می‏بايست در ضمن بازی، هدف تربيتی خويش را مدنظر داشته و در سايه بازی به كودك درس بياموزد. خلاقيت و تفكر را در او بوجود آورد، نه آنكه صرفاً كودك را هيجان‏زده نموده و فقط موجبات خنده و شادی او را فراهم آورد. توجه به اين اصل مهم تا حد زيادی نوع بازی‏ها را مشخص می‏نمايد كه متأسفانه كمتر به اين مقوله در بازی با كودكان توجه می‏شود.

در بازی كودك با پدر تفاوت‏های آشكاری نسبت به بازی كودك و مادر و حتی همسالان ديده می‏شود. بازی كودك و پدر، معمولاً دارای هيجان، تحرك و فعاليت و شور بيشتری بوده و از ديگر بازی‏ها متمايز است. لذا ذكر اين نكته لازم به نظر می‏رسد كه: هرچند قوام بازی به ايجاد شادی و نشاط برای كودك است،

اما ممكن است پدر ناخواسته از طريق بازی‏های جنجالی و هيجان‏ زا موجبات ضعف اعصاب و بدخوابی كودك را فراهم كند.

در حين بازی توجه به سن كودك، توانايی‏ها و ظرفيت و افكار كودكانه ضروری است. شركت دادن كودكان در بازی‏های سخت، ترسناك و يا بازی‏های ويژه افراد بزرگتر، موجب قويتر شدن و يا رشد عقلانی سريع‏تر كودك نمی‏ شود بلكه ممكن است طفل را دچار تضاد و اختلال كند.

برای هر پدری با هر ميزان از اطلاعات و فرهنگ، بازی كردن با كودك بهتر از ترك بازی است. گاهی تصور نادرست از مردانگی، بی ‏حوصلگی و كسالت و يا خستگی و درگيری بيش از حد در مسائل كاری، پدر را از بازی با كودك باز می‏دارد و موجب ايجاد شكاف عاطفی بين پدر و كودك می‏گردد.

پيامبر اكرم(ص) كه الگوی انسانيت بود، با وجود مشغوليت‏های فراوان و مسئوليت‏های سنگين، گاهی اوقات با كودكان همبازی می‏شدند و آنقدر از اين طريق به آنان محبت می‏نمودند كه همواره محبوب كودكان بودند. ابن ابی ‏نجيح می‏گويد: «امام حسن و امام حسين(ع) بر پشت پيامبر سوار می‏شدند و حل حل می‏گفتند و پيامبر اكرم(ص) می‏فرمودند: نيكو شتری است شتر شما.»(20)

آن حضرت از اشكال مختلف بازی با كودكان ابائی نداشتند و آن را مخالف شأن خود نمی‏دانستند و خطاب به اصحاب نيز می‏فرمودند: «هركس كودكی دارد بايد با او كودكانه رفتار نمايد.»(21)

پی‏نوشت ها:
1) عبدالعظيم كريمی، هشدارها و نكته‏های تربيتی، ص 71.
2) دكتر علی قائمی، تربيت و بازسازی كودكان، ص 279.
3) ويليام سيرز، پدر و پرورش فرزند، ترجمه پروين فرهادی، ص 27.
4) همان، خلاصه ص‏30.
5) حاج شيخ عباس قمی، نگاهی بر زندگی چهارده معصوم، ص 522.
6) ويليام سيرز، همان، ص 133.
7) حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت، محمدجواد طبری به نقل از العيال، ص‏93.
8) شيخ حر عاملی، وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏194.
9) همان، ص‏203.
10) غلامعلی افروز، خلاصه مقالات تربيت دينی كودكان، ص‏42.
11) عليرضا رجايی تهرانی، سيمای كودك نوجوان و جوان در آثار شهيد مطهری، ص 46. اقتباس.
12) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج‏95، ص‏87.
13) دكتر قائمی، همان، ص‏174.
14) بهرام احمديان، حقوق فرزندان از ديدگاه اسلام، ص‏123.
15) دكتر سيامك رضا مهجور، روانشناسی بازی، ص‏121.
16) مجلسی، اصول كافی، ج‏2، ص‏94.
17) محمدعلی سادات، راهنمای پدران و مادران، ص‏51.
18) همان، اقتباس از ص‏51 و 52.
19) دكتر علی قائمی، نقش پدر در تربيت، ص‏192.
20) بحارالانوار، ج‏43، ص‏285.
21) شيخ حر عاملی، همان، ج‏21، ص‏486.
منبع:پیام زن ؛شماره 210