شیعه شناسی » فروع دین » تولی و تبری »

مدعیان تولی و تبرای ایمانی

بسیاری از مردم تنها مدعیان ایمان هستند و هرگز معیار دوستی و دشمنی هایشان خدا نیست، بلکه خواسته ها و هواهای نفسانی شان حرکات و سکنات ایشان را تعیین و مشخص می کند و خواسته های دل است که ریسمان بر گردن آنان افکنده و به هر سوی که بخواهد می کشاند.

به سخن دیگر، بسیاری از مؤمنان همچون یهودیانی هستند که مدعیان محبت الهی و مدعیان دوستی با خدایند.[۱]

خداوند برای این که دوستان واقعی از مدعیان شناخته شوند در آیه ۶۹ سوره نساء شماری از گروه ها و اقشار مؤمن را که دوستان واقعی خداوند هستند معرفی می کند و می فرماید: این افراد دوستان واقعی خداوند هستند و بر همین اساس در دنیا و آخرت از نعمت های خاص الهی برخوردار و بهره مند می باشند. این گروه دوستان واقعی خدا، کسانی چون پیامبران، صدیقان، شهیدان یا گواهان اعمال مردم، صالحان و همه همراهان نیک و صادق پیامبر(ص) هستند که در اطاعت مطلق او هستند.

از نظر قرآن، دوستان واقعی کسانی هستند که در اطاعت از پیامبر (ص) چون و چرا نمی کنند و مطیع محض آن حضرت هستند.[۲] آنان سبک زندگی خود را چنان قرار می دهند که گام به گام بر سیره و سنت آن حضرت باشند و از آن تخطی نکنند و گفتار و کردار پیامبر(ص) و دیگر اسوه های مطلق الهی، یعنی اهل بیت(ع) را الگوی فکری و رفتاری خویش قرار می دهند.[۳]

از این رو در زندگی از سبک زندگی اهل بیت(ع) سرمشق می گیرند و در برابر مؤمنان، فروتن[۴] و در برابر کافران سرفراز و اهل عزت، اهل اطاعت محض از فرمان های پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)،[۵] اهل جهاد و مجاهدت[۶] بی پروا در برابر مخالفان و سرزنش کنندگان، اهل انفاق در راه خدا،[۷]اهل اطعام[۸] و مانند آن می باشند.

اما مدعیان دروغین نه تنها سبک زندگی خویش را براساس آموزه ها و رفتار و گفتار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) سامان نمی دهند، بلکه اهل دوستی حتی با دشمنان و کافران و مشرکان هستند و با آنان ارتباط برقرار کرده و ارتباط پنهان و آشکاری با آنان دارند.[۹] و آیات بسیار دیگر حب و بغض ایمانی، اقتضای این را دارد که شخص تولی و تبری و دوستی کردن و دشمنی کردن هایش را بر محور حق و ایمان سامان دهد. برائت جویی او مشرکان و کافران را به سبب شرک و کفر داشته باشد؛ چنان که حضرت ابراهیم(ع) اسوه انسان ها این گونه بوده است.[۱۰]

مدعیان دروغین، حب و بغض و دشمنی و دوستی شان مبتنی بر هواهای نفسانی است؛ از این رو با مؤمنان سر لجبازی دارند و کینه شان را به دل می گیرند، چرا که آنان را از منکر و زشتی برحذر داشته یا به نقد رفتار و گفتار آنها پرداخته اند. نظارت دیگران را که حکم و وظیفه مسلمانی است، فضولی در کار خود می دانند و بی تفاوتی کافران نسبت به رفتار و گفتار را عین تمدن و مدنیت می دانند و به این گونه تفکر و رفتار گرایش می یابند. این گونه است که دوستان خویش را از کافران و مشرکان قرار می دهند که کاری به کارشان ندارند و به اصطلاح در حریم خصوصی و شخصی ایشان دخالت نمی کنند.

برخی از این مدعیان ایمان، کسانی هستند که کارهای مؤمنان را به تمسخر می گیرند و نماز و عبادت­شان را استهزا می کنند. اینان هرچند که خود را در سنگر ایمان و مؤمنان معرفی می کنند، ولی با ساختن جوک و لطیفه درباره مؤمنان و اهل آن، زمینه سرزنش و نکوهش مؤمنان را فراهم می آورند و آب به آسیاب دشمن می ریزند و جو اجتماعی را علیه مؤمنان فراهم می کنند؛ از این رو خداوند به کسانی که برای اهل ایمان و کارهای مؤمنان، لطیفه و جوک می سازند و خواسته و ناخواسته هنجارها و ارزش های بلند و والای اجتماعی را به تمسخر می گیرند و از ارزش می اندازند و یا با بیان برخی از نکات و لطایف، زشتی ها را خوب و ارزشی جلوه می دهند، هشدار می دهد و آنان را از این رفتار زشت برحذر می دارد؛ زیرا این گونه رفتار و کردار هماهنگی و همکاری با دشمنان و کافران و مشرکان است.[۱۱]

خداوند در سوره مائده به یکی از مصادیق این رفتار تمسخرآمیز اشاره می کند و به کسانی که هماهنگ با دشمنان و کافران به استهزای نماز و اذان و آیین های اسلامی می پردازند و بر رسوم و آداب اسلامی خرده می گیرند و با لطیفه و جوک سازی علیه آیین های اسلامی عمل می کنند، هشدار شدید می دهد و از این گونه دوستی و همکاری با دشمنان می ترساند.

آفات تولی

غلو آفت تولی و تبری

ممکن است انسان در اثر نادانی یا غلبه احساسات و یا پیروی از هوای نفس در عشق ورزیدن به اهل بیت (ع) دچار افراط و تفریط گردد و در نتیجه علاوه بر این­که از کار خویش هیچ بهره ای نمی برد، دچار زیان و هلاکت ابدی می گردد. مولای متقیان به این آفات بنیان برانداز اشاره کرده و در نهج البلاغه در مورد افرادی که در دوستی و محبت آن حضرت دچار انحراف می گردند می فرماید:‏دو گروه نسبت به من هلاک می گردند: کسی که در دوستی من افراط کند و شدت عشق و علاقه او را به انحراف از حق دچار نماید و کسی که در اثر شدت دشمنی با من به سوی باطل رود. بهترین مردم نسبت به من کسانی هستند که راه اعتدال را بپیمایند، از آن ها جدا نشوید.[۱۲]

همچنین آن بزرگوار عده ای را که در مورد اهل بیت (ع) غلو می کردند؛ یعنی در مدح و ستایش و بیان فضائل و مناقب آنان افراط نموده و مقام الوهیت را به آن بزرگواران نسبت می دادند برحذر داشته و مرز ابراز محبت را چنین بیان می کند: از غلو در محبت ما بپرهیزید و اعتقاد داشته باشید که ما مخلوق و پرورده خداییم و آن گاه از فضایل ما هرچه دوست دارید بگویید.[۱۳]

البته پدیده افراط گرایی در تاریخ اسلام یک عقیده خطرناکی بود و عده ای را هم به گمراهی و ضلالت کشانید. این اعتقاد فاسد در مورد شخص امام علی (ع) بیشتر بود، برای همین آن حضرت برای آگاهی بیشتر دوستان خویش با یک مثال، حقیقت مطلب را بیان می کند و می فرماید: «مثل من در میان این امت همچون عیسی بن مریم (ع) است، گروهی او را دوست داشتند و در محبت آن حضرت افراط نمودند و در نتیجه هلاک شدند و عده­ای هم به وسیله دشمنی با آن حضرت به بیراهه رفته و نابود شدند.

ابو محمد شریف از عبد اللَّه بن جریر قطان روایت کند که گفت: شنیدم عمر بن على بن الحسین می­گفت: آن کس که در باره دوستى ما از حد بگذرد مانند کسى است که در دشمنى ما از حد گذرانده، براى ما حقى است به خاطر نزدیکى ما به رسول خدا (ص)، و حق دیگرى است که خداوند براى ما قرار داده، پس هر کس آن را واگذارد چیز بزرگى را واگذاشته، ما را در آن جایگاهى در آورید که خداوند درآورده، و در باره ما آنچه را که در ما نیست، نگوئید.[۱۴]

پی نوشتها

[۱] . مائده، ۱۸، یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به گناهانتان عذاب مى‏کند.

[۲] . مائده، ۱۸، یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به گناهانتان عذاب مى‏کند.

[۳] . بقره، ۱۷۷؛ انسان، ۸ ؛ احزاب،۲۱٫

[۴] . مائده،۵۴، بر مؤمنان نرم و بر کافران سخت باشند.

[۵] . نساء، ۵۹، اى کسانى که ایمان آورده‏اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا و صاحبان امر را که از شما هستند.

[۶] . مائده، ۵۴٫

[۷] . بقره، ۱۷۷، مال خویش را با آن که دوست مى‏دارد به خویشاوندان و یتیمان و فقراء و درمانده دور از وطن و سائلان و در آزادى بردگان مى‏دهند.

[۸] . انسان،۸، و اطعام مى‏کنند طعام را با احتیاج به آن، به فقیر و یتیم و اسیر.

[۹] . آل عمران، ۲۸؛ نساء، ۱۴۴؛ توبه، ۲۳؛ ممتحنه،۱٫

[۱۰] . توبه، ۱۱۴٫

[۱۱] . مائده،۵۷ و ۵۸٫

[۱۲] . امام على بن ابى طالب (ع)، نهج البلاغه، ص۱۸۴، انتشارات دار الهجره قم، چاپ اول‏.

[۱۳] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۱۰، ص ۹۲، نشر، اسلامیه، تهران، چاپ، مختلف، چاپ مکرر.

[۱۴] . مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ترجمه، محلاتی، رسول ، ج ‏۲، ص ۱۶۸، ناشر، اسلامیه،تهران، چاپ دوم، بیتا‏.

منبع: اسلام پدیا(بخشی از مقاله مفصل)