شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » رشد معنوی »

محیط خانه مکتب انسان سازى‏

اشاره:

محیط خانه مى تواند محلى براى عروج و سلوک و تکامل مرد و زن باشد مخصوصاً اگر سعه‏ صدر داشته باشیم زیرا تکرار و پافشارى و اصرار، تأثیر بسزا و عجیبى دارد. حرف مؤثر است، ولى عملى تأثیر کامل و مطلوب مى گذارد. اگر کسى بار اوّل از نصیحت متنبّه نشود سرانجام در اثر تکرار و پافشارى زیاد متنبّه خواهد شد و این مرهون حوصله داشتن و دارا بودن سعه‏ صدر است.

 

یکى از کارهاى روان شناسان براى به کرسى نشاندن اهدافشان همین تکرار است ولى عمل مؤثرتر است چنانچه مرد نماز را اوّل وقت بخواند، زن نیز نماز را در اوّل وقت خواهد خواند و اهل تهجّد خواهد شد. اگر مرد در خانه زبان مؤدّب داشته باشد، به هر حال در زن و فرزندان اثر مى گذارد به تجربه ثابت شده است که فرزندان مؤدّب پدر و مادر با ادب داشته‏اند و بالعکس.

حکایت اصمعى‏

«اصمعى» که مردى متمکن و وزیر مأمون بود نقل مى کند «روزى به شکار رفتم در بیابان بى آب و علفى گم شدم. تشنگى مرا از پاى در آورده بود. خیمه اى در وسط بیابان دیدم به طرف آن رفتم. دیدم یک زن جوانى در خیمه نشسته، به او سلام کردم و از او تقاضاى آب کردم. رنگش پرید. سپس گفت در خیمه آب هست، ولى اجازه ندارم از آن به تو بدهم. ولى مقدارى شیر براى ناهار دارم، این را براى تو مى دهم. شیر را به من داد. طولى نکشید که سیاهیى از دور پیدا شد. این زن تا متوجّه‏ى آن سیاهى شد ظرف آب را برداشت و بیرون از خیمه منتظر ماند دیدم پیرمرد سیاه و لنگى، که شوهر این زن بود، با شترش آمد!

زن به استقبال شوهر خود رفته بود. او را نشاند، پاهایش را شست و بسیار احترامش کرد. ولى، هر چه زن محبّت و خوش اخلاقى مى کرد مرد بداخلاقى مى نمود و هر چه خستگى داشت سر آن تلافى مى کرد.

هر چه زن با ملاطفت برخورد مى کرد، شوهرش تند و خشن با او سخن مى گفت. این منظره‏ى عجیب را نتوانستم تحمّل کنم و حاضر شدم از زیر سایه‏ى خیمه به زیر آفتاب سوزان بروم امّا، این صحنه‏ى برخورد زن و شوهر را نبینم. از خیمه که بیرون رفتم، مرد به من اعتنایى نکرد، ولى زنش جهت احترام مرا مشایعت کرد وقتى این احترام را از زن جوان دیدم به او گفتم‏

حیف از جوانى و جمالت نیست؟ جوانى و جمال و اخلاق خود را در ازاى چه چیزى در اختیار این مرد گذاشتى؟ او نه جوان است و نه با جمال و نه ثروتى دارد. پس، چرا این‏قدر در مقابل او تواضع مى کنى و به او احترام مى گذارى؟ زن با شنیدن این حرف سخت برآشفت و گفت: «افسوس بر تو! که با این که وزیر مملکت اسلامى هستى، با این سخنان پوچ مى خواهى محبّت همسرم را از دلم بزدایى. چرا سخن چینى‏ مى کنى!؟

«اصمعى» گوید: من که از این سخنان متحیّر شده بودم با نصیحت او روبرو شدم که مى گفت: روایتى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) شنیده ام و مى خواهم به این روایت عمل کنم تا با ایمان کامل از دنیا بروم. حضرت در آن روایت این چنین فرمودند:

«ألإیمانُ نِصْفان، نِصْفٌ فی الصَبرِ وَ نِصْفٌ فِی الشُّکْرِ»[۱]

سپس افزود، «دنیا، چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شیرین، مى گذرد ولى مهم این است که انسان با ایمان از دنیا برود. دنیا پل رسیدن به آخرت و سرایى که همیشه باقى و محل قرار است آخرت است. اینجا جاى مردن و رفتن است و آنجا محل قرار و ثبات و جاودانگى است.» بنابراین باید سلوک را روش خود سازیم از هر فرصتى براى اکمال ایمان خویش بهره جوییم و تا فرصتى باقى است به توشه‏ى راه اندیشیم که «ألنَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا إنْتَبِهُوا»[۲] مردم خوابند، در خواب غفلت بسر مى برند و پس از آن که روح از بدنشان بیرون رود و بمیرند، آنگاه بیدار مى شوند.

زندگى جاودانه و حقیقى پس از این دنیا آغاز مى شود و شب اوّل قبر آغاز حیات ابدى است.

تهذیب نفس، فلسفه‏ى بزرگ ازدواج‏

از این رو، بر زن و مرد لازم است که در پرتو کانون گرم خانواده به تکامل دست یازند و همدیگر را با برخوردى از «صبر» و «تشکر» که دو رکن ایمان است، یارى کنند. شرع مقدّس اسلام در تشکیل خانواده تنها به ارضاى غریزه‏ى جنسى نظر ندارد اگر چه این نکته‏ى مهم نیز جزیى از فلسفه‏ى ازدواج است و اسلام براى حفظ عفّت عمومى در جوامع بشرى به دختران و پسران بالغى که نیاز به ازدواج دارند، امر به پیوند و تشکیل خانواده کرده است- بلکه نکته‏ى مهمترى که اسلام از پى ازدواج و تشکیل خانواده دنبال مى کند عبارت از «تهذیب نفس» است. زیرا محیط خانه و کانون گرم خانواده را بهترین مکتب براى خودسازى و کسب کمالات مى داند. حال اگر از این مکتب ارزنده و حیات بخش انسان ساز درست استفاده نکنیم و یا آن را از هم بپاشانیم، تقصیر شارع مقدّس اسلام نیست، بلکه خود مقصّر هستیم که با عوامل گوناگون باعث سردى کانون خانواده یا از هم پاشیدگى آن شده ایم. چه بسا که با عدم مواظبت و مراقبت از دستور شارع مقدّس از خود و همسر و فرزندان خویش، حیوانى درنده مى سازیم و تحویل اجتماع مى دهیم و خود را به عذابهاى برزخى و قیامتى دچار مى کنیم که اوّلین اثرش فشار قبر و عذاب در آنجا است.[۳]

پی نوشت:

[۱] . تحف العقول، ص۳۸.

[۲] . بحارالانوار، ج۴، ص۴۳.

[۳]. برگرفته از: مظاهرى، حسین، خانواده در اسلام(مظاهرى)، ص۱۰۲- ۱۰۵، شفق – ایران – قم، چاپ: ۱.